ASHK | اشک
سه هفته پیش یه شب مهمونی داشتم که اهل کلمبیا بود ولی پاریس زندگی و تحصیل میکرد. به صورت هیچهایک رفته بود چند روز بولونیا و داشت برمیگشت پاریس. چون ماشین گیرش نیومده بود مجبور بود شب بمونه و دست به دامن غریبههایی مث من بشه. تعریف میکرد سه روز قبلش تو…
میگفت مقصدش رو روی یه تیکه کارتن مینویسه و کنار جاده یا توی پمپ بنزینها میایسته که سوارش کنن. و در تمام مدت هم پادکست و این چیزا گوش میده که بیکار نباشه. دیگه کلی از زندگیش و ماجرهاش تعریف کرد، و این جاکلیدی کلمبیایی رو هم به عنوان یادگاری/سوغاتی به من داد. و صبح موقع رفتن هم اجازه گرفت یکی از عطرامو زد، گفت چون از عطرای مردونه بیشتر خوشم میاد!
❤15
امروز به مناسبت هالووین، موزهی سینما یه اتاق فرار با تم «هری پاتر و زندانی آزکابان» تدارک دیده بود. منم از چند وقت پیش با بدبختی تونسته بودم یه نوبت رزرو کنم که اونم ده صبح بود.
پا شدم رفتم و دیدم تو سالن انتظارش یه پسره که ظاهراً ایرانیه تنها نشسته. منم چون تنها بودم رفتم پیشش. خودش فهمید ایرانیام و سر صحبت رو باز کرد و آشنا شدیم. بعد رفتیم داخل و مسئولش که لباس جادوگری پوشیده بود اومد گفت باید تیمهای شش نفره بشین. در حالی که کلاً ده نفر بودیم اون سانس. دیدم دوتا دختر ایرانی دیگه هم هستن که دارن دنبال یار میگردن، رفتم گفتم بیاین همگروه شیم. بقیه هم ایتالیایی بودن انگار، که بعد فهمیدم یه زوج ایرانی هم بینشون هست، ولی خودشون نیومدن تو گروه ما.
یارو قوانین مسابقه رو به ایتالیایی توضیح داد و دیدم اصن چیزی که انتظار داشتم نبود. یعنی "اتاق فرار"ی در کار نبود، صرفاً باید معما حل میکردیم تا از زندان فرضی فرار کنیم. بعد گفت یه کاپیتان انتخاب کنین که بیاد جلو. و من رو انتخاب کردن چون ایتالیاییم بهتر بود، و هم اطلاعات هریپاتریم. از اونور هم پسر ایرانیه انتخاب شده بود. ولی رکب خوردیم، چون به دستمون دستبند زد و گفت باید افرادت رمز قفل صندوق رو پیدا کنن که دستاتو باز کنن.
خلاصه کمی طول کشید، و اون گروه چند دقیقه زودتر رمز رو پیدا کردن و من داشتم حرص میخوردم. بعدش رفتیم سر معماهای بعدی. یه کم طول کشید تا بفهمم چی به چیه. من قبل از اینکه تمام حروف بههمریختهی رمز دربیاد، تونستم درست حدس بزنم که رمزش Siriusئه، و قفل استوانهای رو باز کردم. از داخلش جواب غیرمستقیم رمز بعدی در اومد، که اونم فهمیدم و همینطوری چندتا حل کردیم. اون مسئولینش هم خیلی کمک کردن چون سوالاش به ایتالیایی بود و یه جاهاییشو نمیفهمیدیم. آخرسر در عین ناباوری زودتر تموم کردیم و برنده شدیم. پرسیدم جایزهای چیزی نداره؟ گفت همین که خاطره ساختین جایزهشه! اینم از هالووین ما.
پا شدم رفتم و دیدم تو سالن انتظارش یه پسره که ظاهراً ایرانیه تنها نشسته. منم چون تنها بودم رفتم پیشش. خودش فهمید ایرانیام و سر صحبت رو باز کرد و آشنا شدیم. بعد رفتیم داخل و مسئولش که لباس جادوگری پوشیده بود اومد گفت باید تیمهای شش نفره بشین. در حالی که کلاً ده نفر بودیم اون سانس. دیدم دوتا دختر ایرانی دیگه هم هستن که دارن دنبال یار میگردن، رفتم گفتم بیاین همگروه شیم. بقیه هم ایتالیایی بودن انگار، که بعد فهمیدم یه زوج ایرانی هم بینشون هست، ولی خودشون نیومدن تو گروه ما.
یارو قوانین مسابقه رو به ایتالیایی توضیح داد و دیدم اصن چیزی که انتظار داشتم نبود. یعنی "اتاق فرار"ی در کار نبود، صرفاً باید معما حل میکردیم تا از زندان فرضی فرار کنیم. بعد گفت یه کاپیتان انتخاب کنین که بیاد جلو. و من رو انتخاب کردن چون ایتالیاییم بهتر بود، و هم اطلاعات هریپاتریم. از اونور هم پسر ایرانیه انتخاب شده بود. ولی رکب خوردیم، چون به دستمون دستبند زد و گفت باید افرادت رمز قفل صندوق رو پیدا کنن که دستاتو باز کنن.
خلاصه کمی طول کشید، و اون گروه چند دقیقه زودتر رمز رو پیدا کردن و من داشتم حرص میخوردم. بعدش رفتیم سر معماهای بعدی. یه کم طول کشید تا بفهمم چی به چیه. من قبل از اینکه تمام حروف بههمریختهی رمز دربیاد، تونستم درست حدس بزنم که رمزش Siriusئه، و قفل استوانهای رو باز کردم. از داخلش جواب غیرمستقیم رمز بعدی در اومد، که اونم فهمیدم و همینطوری چندتا حل کردیم. اون مسئولینش هم خیلی کمک کردن چون سوالاش به ایتالیایی بود و یه جاهاییشو نمیفهمیدیم. آخرسر در عین ناباوری زودتر تموم کردیم و برنده شدیم. پرسیدم جایزهای چیزی نداره؟ گفت همین که خاطره ساختین جایزهشه! اینم از هالووین ما.
🔥11❤6🏆1
ASHK | اشک
امروز به مناسبت هالووین، موزهی سینما یه اتاق فرار با تم «هری پاتر و زندانی آزکابان» تدارک دیده بود. منم از چند وقت پیش با بدبختی تونسته بودم یه نوبت رزرو کنم که اونم ده صبح بود. پا شدم رفتم و دیدم تو سالن انتظارش یه پسره که ظاهراً ایرانیه تنها نشسته. منم…
از ادامهی گشتزنی در #موزه سینما
❤9🔥4
فصل فیلمها شروع شده و این چند وقت بیشتر سینما خواهم رفت.
چند شب پیش هم رفتم #فیلم جدید آقای لانتیموس رو دیدم: Bugonia.
دنیاش همون دنیای لانتیموسی و عجیب همیشگی بود. نه به خوبی Poor Things بود و نه به عجیبی Kinds of Kindness. شاید بیشتر شبیه کشتن گوزن مقدس بود برای من. کنارم یه خانم بود که چند بار در طول فیلم جلوی چشماشو گرفت از روی انزجار، و فکر میکنم نمیدونسته فیلم مال چه کارگردانیه!
یه چندتا پیچش داستانی و لحظهی جذاب داشت که فیلم رو نگه داشت، و آدرنالین همراه با لبخند از سر لذت بهم داد. ولی حس میکنم یه مشکلی داشت که دقیقاً نمیدونم چیه که روش دست بذارم. شاید بشه گفت ضعف فیلمنامه یا ضربآهنگ نامناسب باعث شده. البته پایانش هم برام تاثیرگذار بود، هر چند کمی کلیشهای.
و چیزی که بیشتر در مورد داستانش برام برجسته بود، این بود کهچقدر میشه به حرف یا ظاهر آدمها اعتماد کرد؟ چقدر میشه به قضاوت خودمون در مورد بقیه اعتماد کرد؟ و در کل ما رو ناخودآگاه وادار به قضاوت شخصیتها میکنه و اینکه چطور حقیقت رو تشخیص بدیم حتی وقتی شواهدی که داریم با عقل جور درنمیاد؟ و یه سری سوال فلسفی دیگه.
به دیدنش میارزه، ولی بعد از پورتینگز انتظاراتمون خیلی بالا رفته ازش.
چند شب پیش هم رفتم #فیلم جدید آقای لانتیموس رو دیدم: Bugonia.
دنیاش همون دنیای لانتیموسی و عجیب همیشگی بود. نه به خوبی Poor Things بود و نه به عجیبی Kinds of Kindness. شاید بیشتر شبیه کشتن گوزن مقدس بود برای من. کنارم یه خانم بود که چند بار در طول فیلم جلوی چشماشو گرفت از روی انزجار، و فکر میکنم نمیدونسته فیلم مال چه کارگردانیه!
یه چندتا پیچش داستانی و لحظهی جذاب داشت که فیلم رو نگه داشت، و آدرنالین همراه با لبخند از سر لذت بهم داد. ولی حس میکنم یه مشکلی داشت که دقیقاً نمیدونم چیه که روش دست بذارم. شاید بشه گفت ضعف فیلمنامه یا ضربآهنگ نامناسب باعث شده. البته پایانش هم برام تاثیرگذار بود، هر چند کمی کلیشهای.
و چیزی که بیشتر در مورد داستانش برام برجسته بود، این بود که
به دیدنش میارزه، ولی بعد از پورتینگز انتظاراتمون خیلی بالا رفته ازش.
❤4🔥4
ASHK | اشک
فصل فیلمها شروع شده و این چند وقت بیشتر سینما خواهم رفت. چند شب پیش هم رفتم #فیلم جدید آقای لانتیموس رو دیدم: Bugonia. دنیاش همون دنیای لانتیموسی و عجیب همیشگی بود. نه به خوبی Poor Things بود و نه به عجیبی Kinds of Kindness. شاید بیشتر شبیه کشتن گوزن مقدس…
دیشب هم رفتم فیلم اینسپشن رو دیدم که به خاطر سالگرد پونزده سالگیش دوباره اکران شده. واقعاً لذت بردم. مث این بود که بار اوله دارم میبینمش، چون ۱۵-۱۴ سال گذشته از بار اول. و با وجود اینهمه جذابیت و سروصدا، پسر کناریم نصف فیلم رو تختْ خواب بود! و کلاً شاید ده نفر بودیم تو سالن به اون بزرگی.
اولین بار بودم میرم اون سینما و راضی نبودم. با تاخیر شروع شد، یه ربع هم اولش تبلیغ فیلمای دیگه رو گذاشت، و وسطش هم شش دقیقه استراحت داد! چون سینماهای UCI زنجیرهای و معروفن، انتظار داشتم حداقل سر ساعت شروع بشه. بعد الان دیدم که نوشته ساعت شروع فیلم یه ربع بعد از زمان روی بلیته.
اولین بار بودم میرم اون سینما و راضی نبودم. با تاخیر شروع شد، یه ربع هم اولش تبلیغ فیلمای دیگه رو گذاشت، و وسطش هم شش دقیقه استراحت داد! چون سینماهای UCI زنجیرهای و معروفن، انتظار داشتم حداقل سر ساعت شروع بشه. بعد الان دیدم که نوشته ساعت شروع فیلم یه ربع بعد از زمان روی بلیته.
❤5🔥3
امروز رفتم خرید، دم درش یه سری داوطلب بودن که کیسه خرید میدادن به مردم، میگفتن اگه میخواید برای نیازمندان هم چیزی بخرید که برای سال نو بهشون سبد کالا اهدا کنیم.
گفتم به نظرم خودم کسیام که باید از این بستهها بگیره!
گفت متأسفم. قانع شد فکر کنم.
گفتم به نظرم خودم کسیام که باید از این بستهها بگیره!
گفت متأسفم. قانع شد فکر کنم.
🤣11❤4👎1
مدتهاست میخوام اینو بنویسم فرصت نمیشد.
چند ماه پیش بر این شدم که برم از کسانی که منو میشناسن بخوام ویژگیهای مثبتی که از من دیدهن رو بیان کنن. چون باعث میشد بهتر خودمو بشناسم و ببینم چجوری دیده میشم. و روی عزتنفسم هم تاثیر میذاره. نکات منفی رو نخواستهم بگن چون بیشتر اونا رو آلردی میدونم و به اندازهی کافی هم برای خودم بزرگشون کردم.
در مورد به اشتراکگذاری اینا هم اول شک داشتم که ممکنه بقیه قضاوتم کنن و اینا، اما دیدم بهتره انجامش بدم و نظر دیگران برام مهم نباشه که اینم خودش قدم مثبتیه برای من. سهتاش هم مربوط به تبریک تولدمه، ولی چون دیدم مرتبطه گذاشتم. افرادی که جواب دادن هم بین سه ماه تا ده سال آشنایی متغیرن، ولی اکثراً زیر دو سال.
و باید پینش کنم که خودم بیشتر ببینمش.
چند ماه پیش بر این شدم که برم از کسانی که منو میشناسن بخوام ویژگیهای مثبتی که از من دیدهن رو بیان کنن. چون باعث میشد بهتر خودمو بشناسم و ببینم چجوری دیده میشم. و روی عزتنفسم هم تاثیر میذاره. نکات منفی رو نخواستهم بگن چون بیشتر اونا رو آلردی میدونم و به اندازهی کافی هم برای خودم بزرگشون کردم.
در مورد به اشتراکگذاری اینا هم اول شک داشتم که ممکنه بقیه قضاوتم کنن و اینا، اما دیدم بهتره انجامش بدم و نظر دیگران برام مهم نباشه که اینم خودش قدم مثبتیه برای من. سهتاش هم مربوط به تبریک تولدمه، ولی چون دیدم مرتبطه گذاشتم. افرادی که جواب دادن هم بین سه ماه تا ده سال آشنایی متغیرن، ولی اکثراً زیر دو سال.
و باید پینش کنم که خودم بیشتر ببینمش.
🔥14❤6❤🔥3👍1