This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
چند لحظه از نمایشگاه ماشین امسال.
اون روز دوربین و گوشی رو برداشتم که برم عکاسی کنم، دیدم گوشیم حدود ۴٠ درصد شارژ داره. دیگه به سرعت فقط فیلمای کوتاهکوتاه گرفتم. اون آخراش بعد از دو ساعت دیگه گوشیم خاموش شد. خوشبختانه دوربین هم بود و یه جاهایی از اون کمک گرفتم.
اینا مربوط به همون یه ربع اوله.
اون روز دوربین و گوشی رو برداشتم که برم عکاسی کنم، دیدم گوشیم حدود ۴٠ درصد شارژ داره. دیگه به سرعت فقط فیلمای کوتاهکوتاه گرفتم. اون آخراش بعد از دو ساعت دیگه گوشیم خاموش شد. خوشبختانه دوربین هم بود و یه جاهایی از اون کمک گرفتم.
اینا مربوط به همون یه ربع اوله.
❤5
سر اپلای برای یه پوزیشن شغلی، یه لینک فرستاد که یه سری بازی رو انجام بدم.
یه چیزی بین تست هوش و تست روانشناسی و رفتارشناسی بود، و خیلی جالب بود.
مثلاٌ یکیش این بود که بهت پنج دلار پول فرضی میداد و میگفت بخوای بدی به یه آدم رندوم، چقدرشو میدی؟ و حالا حالتهای مختلفی داشت که خوشم اومد.
یا تشخیص احساسات از روی چهره، با و بدون دونستن داستان پشتش.
اینم نتیجهی تست من در هر ۹ بخش.
یه چیزی بین تست هوش و تست روانشناسی و رفتارشناسی بود، و خیلی جالب بود.
مثلاٌ یکیش این بود که بهت پنج دلار پول فرضی میداد و میگفت بخوای بدی به یه آدم رندوم، چقدرشو میدی؟ و حالا حالتهای مختلفی داشت که خوشم اومد.
یا تشخیص احساسات از روی چهره، با و بدون دونستن داستان پشتش.
اینم نتیجهی تست من در هر ۹ بخش.
❤6🔥1
دیشب تو تختم زیر پتو داشتم کتاب میخوندم که یه چیز سیاه رو هوا توجه چشمم رو جلب کرد. دقت کردم دیدم یه عنکبوت بزرگه که از سقف آویزون شده و میخواد رو من فرود بیاد. برای اینکه بتونم بلند شم، فوتش کردم که بره اونور. اونم متوجه خطر شد و شروع کرد به برگشتن. ولی دیگه خیلی دیر بود چون رفتم مگسکش رو برداشتم و مجبور شدم بکشمش. چون ممکن بود وقتی خوابم دوباره برگرده.
یعنی اگه نمیدیدمش میخواست چکار کنه؟!
یعنی اگه نمیدیدمش میخواست چکار کنه؟!
😱5👍2
آخر هفتهی گذشته خانوادهم با یه سری از فامیلا رفته بودن ییلاق همون نزدیکای شهرمون. بعد هی مامانم عکس میفرستاد و من هی کاری از دستم ساخته نبود. دلم میخواست بتونم اونجا باشم و حس اون لحظات رو تجربه کنم.
میدونی، برای من دلتنگی اینجوری نیست که دلم مثلاً برای شخص مامانم یا برای فضای اتاقم تنگ شه. بلکه برای حسی دلم تنگ میشه که از بودن در اون لحظات تجربه کردهم. مثلاً دلم برای این حس که تو مسافرت از خواب بیدار شیم و دور هم چای و صبحونه بخوریم تنگ میشه. یا برای حسی که با دوستام با ماشین میریم بیرون و میخندیم تنگ میشه.
در نهایت منم رفتم یه لیوان چای ماسالا که از ایران اومده بود درست کردم و با این بیسکوییت که اصلاً هم روغنی نبود و شش ماه نگهش داشته بودم، خوردم تا کمی آروم شم.
میدونی، برای من دلتنگی اینجوری نیست که دلم مثلاً برای شخص مامانم یا برای فضای اتاقم تنگ شه. بلکه برای حسی دلم تنگ میشه که از بودن در اون لحظات تجربه کردهم. مثلاً دلم برای این حس که تو مسافرت از خواب بیدار شیم و دور هم چای و صبحونه بخوریم تنگ میشه. یا برای حسی که با دوستام با ماشین میریم بیرون و میخندیم تنگ میشه.
در نهایت منم رفتم یه لیوان چای ماسالا که از ایران اومده بود درست کردم و با این بیسکوییت که اصلاً هم روغنی نبود و شش ماه نگهش داشته بودم، خوردم تا کمی آروم شم.
❤15💔6🤣2
تا حالا نیومده بودم دانشکدهی پزشکی. چون خارج شهره و داخل بیمارستان هم هست. امروز چون یکی دوتا از دوستام دفاع داشتن اومدم و برام جالب بود. هرچند ساختار بیمارستان و مسیریابی برام دشوار و گیجکننده بود. برام جالب و جدید بود که هیچ کنترلی روی ورود و خروج افراد به و از بیمارستان نبود.
ولی جلسهی دفاعشون طولانیتر از مهندسیها بود چون تعداد بیشتری فارغالتحصیل رو دربرمیگرفت. و چون دوست من نفر اول بود، صبر کردن تا آخرش برای شروع جشن و خوردن خوراکیها خیلی سختتر بود!
ولی جلسهی دفاعشون طولانیتر از مهندسیها بود چون تعداد بیشتری فارغالتحصیل رو دربرمیگرفت. و چون دوست من نفر اول بود، صبر کردن تا آخرش برای شروع جشن و خوردن خوراکیها خیلی سختتر بود!
🤣11❤6🔥2
ASHK | اشک
تا حالا نیومده بودم دانشکدهی پزشکی. چون خارج شهره و داخل بیمارستان هم هست. امروز چون یکی دوتا از دوستام دفاع داشتن اومدم و برام جالب بود. هرچند ساختار بیمارستان و مسیریابی برام دشوار و گیجکننده بود. برام جالب و جدید بود که هیچ کنترلی روی ورود و خروج افراد…
شارژم تموم شد، نشد ادامهشو بنویسم.
یه چیزی که برام غمانگیز بود این بود که همهشون کلی مهمون و مدعو داشتن و یا خانوادهشون از کشورای دیگه اومده بودن اکثراً. و کلی هم کادو میگرفتن از مهموناشون. شاید رسم دانشکدهی پزشکیه چون من ندیده بودم برای مهندسی.
مثلاً من برای خودم ۱۳ نفرو دعوت کرده بودم و تدارک دیده بودم، اما فقط ۵ نفر اومدن و همونا هم دستخالی، که این باعث شد خیلی احساس تنهایی و بیکسی کنم اونجا.
یه چیزی که برام غمانگیز بود این بود که همهشون کلی مهمون و مدعو داشتن و یا خانوادهشون از کشورای دیگه اومده بودن اکثراً. و کلی هم کادو میگرفتن از مهموناشون. شاید رسم دانشکدهی پزشکیه چون من ندیده بودم برای مهندسی.
مثلاً من برای خودم ۱۳ نفرو دعوت کرده بودم و تدارک دیده بودم، اما فقط ۵ نفر اومدن و همونا هم دستخالی، که این باعث شد خیلی احساس تنهایی و بیکسی کنم اونجا.
💔14❤5💋1😭1
مقداری هم عکس نود گرفتم از ماشینها:
1, 2, 3 - Dallara Stradale
4 - Pininfarina B95 Gotham
5 - Kimera Evo 38
6 - Alfaromeo 2uettottanta
7 - Ferrari Testarossa
8 - Ferrari Sergio
9 - Lamborghini Murciélago
10 - IED Rapida
#عکاسی
1, 2, 3 - Dallara Stradale
4 - Pininfarina B95 Gotham
5 - Kimera Evo 38
6 - Alfaromeo 2uettottanta
7 - Ferrari Testarossa
8 - Ferrari Sergio
9 - Lamborghini Murciélago
10 - IED Rapida
#عکاسی
🔥24❤4🫡1