This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
هرچی ویدیو از شیش ماه پیش داشتم ریختم وسط و سعی کردم یه چیزی از توشون دربیارم. حالا لحظات خاصی هم نیستن، صرفاً برشهایی از خیابونن.
اگه از اول میدونستم که قراره همچین کاری کنم، بهتر و بیشتر میگرفتم. کیفیت رو هم فدای حجم کم کردم که بشه دانلود کرد.
خلاصه اینطور.
اگه از اول میدونستم که قراره همچین کاری کنم، بهتر و بیشتر میگرفتم. کیفیت رو هم فدای حجم کم کردم که بشه دانلود کرد.
خلاصه اینطور.
❤10❤🔥1
هر سههفته نوبتم میشه که سرویس بهداشتی/آشپزخونه رو تمیز کنم، و فقط همین زمانه که خیالم راحته از تمیز بودنش. وقتای دیگه یه کم حرص میخورم که بقیه به دقت من تمیز نمیکنن، اما کاری هم نمیکنم، چون نمیخوام خارج از نوبتم انرژی بذارم و مامان خونه باشم! یه کم سخته اینجوری.
یه مشکل دیگه که با خونهی دانشجویی دارم، یخچال اشتراکیه. من خیلی وسیله و خوراکی یکجا میخرم که کمتر برم خرید، ولی از طرفی مجبورم همشو داخل طبقهی خودم تو یخچال و فریزر جا کنم که سخته. و معمولاً هم یخچالاشون معمولی و کوچکن، نه سایدبایساید بزرگ و عمیقی که تو ایران داریم. و بیرون هم نمیشه گذاشت چون گرمه. باز زمستون بهتر بود. اینم معضلیه.
و همهی اینا انگیزه میشن که آدم سعی کنه پولدار بشه که تنهایی خونه اجاره کنه. 😔
یه مشکل دیگه که با خونهی دانشجویی دارم، یخچال اشتراکیه. من خیلی وسیله و خوراکی یکجا میخرم که کمتر برم خرید، ولی از طرفی مجبورم همشو داخل طبقهی خودم تو یخچال و فریزر جا کنم که سخته. و معمولاً هم یخچالاشون معمولی و کوچکن، نه سایدبایساید بزرگ و عمیقی که تو ایران داریم. و بیرون هم نمیشه گذاشت چون گرمه. باز زمستون بهتر بود. اینم معضلیه.
و همهی اینا انگیزه میشن که آدم سعی کنه پولدار بشه که تنهایی خونه اجاره کنه. 😔
😭11❤3👍1
دیروز هم روز خوبی بود و به یادماندنی.
خوشبینترین هوادار چلسی هم فکرشو نمیکرد که با این نتیجه بتونیم ببریم و قهرمان شیم. اونم همراه با داوری علیرضا فغانی. قبل از اون هم یانیک سینر به عنوان اولین ایتالیایی قهرمان تنیس ویمبلدون شد، درحالی که همهی پیشبینیها خلاف اینو نشون میداد. و اینا باعث شد یاد چهار سال پیش بیفتم، سالی که منتظر نوبت سفارتم بودم، و تیمای فوتبالی که طرفدارشونم قهرمان اروپا شدن؛ یعنی چلسی و ایتالیا. و خیلی خوشحال بودم چون حسیه خاصیه که فقط وقتی تیمت قهرمان میشه تجربهش میکنی، اونم تیمی که عادت به قهرمانی نداره.
بعدْ اینکه دیروز نوبتدهی سفارتها هم دوباره شروع شد و اینم خبر خوبی بود.
خوشبینترین هوادار چلسی هم فکرشو نمیکرد که با این نتیجه بتونیم ببریم و قهرمان شیم. اونم همراه با داوری علیرضا فغانی. قبل از اون هم یانیک سینر به عنوان اولین ایتالیایی قهرمان تنیس ویمبلدون شد، درحالی که همهی پیشبینیها خلاف اینو نشون میداد. و اینا باعث شد یاد چهار سال پیش بیفتم، سالی که منتظر نوبت سفارتم بودم، و تیمای فوتبالی که طرفدارشونم قهرمان اروپا شدن؛ یعنی چلسی و ایتالیا. و خیلی خوشحال بودم چون حسیه خاصیه که فقط وقتی تیمت قهرمان میشه تجربهش میکنی، اونم تیمی که عادت به قهرمانی نداره.
بعدْ اینکه دیروز نوبتدهی سفارتها هم دوباره شروع شد و اینم خبر خوبی بود.
❤10👍1
بالاخره تموم شد.
حالا من که زیاد رمان نخوندهم، اما کتاب جزء از کل جزو بهترینهاش بود. خیلی قطور بود، اما کاش بیشتر بود که دیرتر تموم بشه! هرچی نباشه، بیش از یک ماه و نیم هر شب با شخصیتهای قصه همراه بودهم، و تنها مأمن و نقطهی روشن زندگیم در اون جنگ ۱۲ روزه بود.
بسیار خوشخوان بود برام و دوس نداشتم زمین بذارمش. خیلی منو یاد ناتور دشت میانداخت، مخصوصاً اوایلش. در عین تلخ و جدی بودنش، یه طنز زیرپوستی درش جریان داره که من خوشم میاد. شایدم چون خودمم همونطوریام. شخصیتهای اصلی داستان خیلی رکان، و این جذابش میکنه. شاید نزدیکترین سریالها به این سبک، بوجک هورسمن و فلیبگ باشن، و فیلمهای مارتین مکدونا و برادران کوئن.
چقد حرف داشت توش؛ میشد کلی ازش زندگی یاد گرفت و خیلی جاهاشو میشد هایلایت کرد. البته من با ترجمهی پیمان خاکسار خوندمش. شاید بهتر باشه دفعهی بعد انگلیسیشو بخونم که سانسور هم نداشته باشه. یکی از بهترین هدیههایی بود که گرفتهم. حتماً یه روز دوباره میخونمش.
حالا من که زیاد رمان نخوندهم، اما کتاب جزء از کل جزو بهترینهاش بود. خیلی قطور بود، اما کاش بیشتر بود که دیرتر تموم بشه! هرچی نباشه، بیش از یک ماه و نیم هر شب با شخصیتهای قصه همراه بودهم، و تنها مأمن و نقطهی روشن زندگیم در اون جنگ ۱۲ روزه بود.
بسیار خوشخوان بود برام و دوس نداشتم زمین بذارمش. خیلی منو یاد ناتور دشت میانداخت، مخصوصاً اوایلش. در عین تلخ و جدی بودنش، یه طنز زیرپوستی درش جریان داره که من خوشم میاد. شایدم چون خودمم همونطوریام. شخصیتهای اصلی داستان خیلی رکان، و این جذابش میکنه. شاید نزدیکترین سریالها به این سبک، بوجک هورسمن و فلیبگ باشن، و فیلمهای مارتین مکدونا و برادران کوئن.
چقد حرف داشت توش؛ میشد کلی ازش زندگی یاد گرفت و خیلی جاهاشو میشد هایلایت کرد. البته من با ترجمهی پیمان خاکسار خوندمش. شاید بهتر باشه دفعهی بعد انگلیسیشو بخونم که سانسور هم نداشته باشه. یکی از بهترین هدیههایی بود که گرفتهم. حتماً یه روز دوباره میخونمش.
❤15💋4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این هم قسمت اول و دائمی از #موزه سینماست، که از انواع عدسیها و بازتاب نور شروع میکنه تا اولین تصاویر متحرک، اولین دوربینها و در آخر، اولین فیلم تاریخ سینما. جالب و آموزندهس. مخصوصاً بچهها خیلی استقبال میکنن از دم و دستگاهاش.
عکس اول یه تصویره که جوری کشیده شده که در آینهی محدب عادی دیده بشه. عکس پنجم هم نکتهش این بود که برجسته و سهبعدی بود. یعنی عمق داشت. بقیه هم که مشخصان.
عکس اول یه تصویره که جوری کشیده شده که در آینهی محدب عادی دیده بشه. عکس پنجم هم نکتهش این بود که برجسته و سهبعدی بود. یعنی عمق داشت. بقیه هم که مشخصان.
❤8