ASHK | اشک
آقا یه حرکت خودجوش زدم، گرفت، و خیلی حال داد. رفتم یکی از کتابخونههای شهر، گفتم چجوری میتونم کتاب قرض بگیرم؟ مشخصاتمو گرفت، یهو دیدم یه کارت داد دستم! کارت عضویتم بود. بعد گفت چه کتابی میخوای؟ گفتم به فارسی چی دارین؟ سرچ کرد یه تعداد محدودی نتیجه داشت.…
امروز یه شمارهی ناشناس بهم زنگ زد و این بار تصمیم گرفتم جواب بدم. برداشتم گفت از کتابخونهی مرکزی تماس میگیرم. بعد اگه اشتباه نکنم اینو پرسید که چند وقته کتاب قرض نگرفتی میخواستم ببینم علت خاصی داره یا دلیل شخصیه؟ گفتم دلیل شخصیه چون درگیر درس و اینا بودم، و و اینجا چون نمیدونستم چی بگم، یه دلیل قانعکنندهتر گفتم. اینکه بهزودی فارغالتحصیل میشم، و بعدش دوباره برمیگردم (و واقعاً هم قصدم همینه مدتها). اینجا دیگه یادش رفت چرا زنگ زده، شروع کرد تبریک گفتن و آرزوی موفقیت و اینا. و تشکر و خدافظی کردم.
ولی کلاً پیگیری جالب و غیرمنتظرهای بود.
ولی کلاً پیگیری جالب و غیرمنتظرهای بود.
❤36
امسال بعد از چهار سال غیبت، سال نو رو ایرانم و کنار دوستان و خانوادهم. و بابت این خوشحالم.
سال نوی شما هم مبارک...
سال نوی شما هم مبارک...
❤46❤🔥4🤝1
🔥10❤2