ASHK | اشک
دیشب یه دختره رو دیدم که اهل آکسفورد بود و اومده بود اینجا پزشکی بخونه. یه صحنه داشت درمورد برههی سخت زندگی من میگفت و تایید میکرد که مث برزخه تا وقتی که کار پیدا نکنی. گفتم یه جوری میگی انگار خودت قبلاً تجربهش کردی (درحالی که سال آخرش بود). بعد اینجا…
خوش گذشت، هرچند تولدش هفتهی پیش بوده و ناهار مهمونمون نکرد و خودمون رفتیم از فروشگاه ساندویچ آمادهی سیرنکننده گرفتیم.
صبح با قطار اومدیم یه ساعتی تو شهر سوتوکور چرخیدیم و تو یه کافه قهوه خوردیم تا صابخونه از امتحانش برگرده. بعد رفتیم خونهی کوزی و خوشگلشون چای و کیک خوردیم.
با ماشین رفتیم سوپرمارکت گرون ساندویچ و هلههوله خریدیم، بعد رفتیم کنار دریاچه در حضور مرغابیا ناهار خوردیم.
بعد کنار دریاچه قدم زدیم و نشستیم دمنوش یاسمن آبی خوردیم. بعدش رفتیم به سمت بالای کوه و در مسیر درختا رو با جیشمون آبیاری کردیم.
کلی سربالایی رو رفتیم تا رسیدیم به قلعهی مخروبه و دیدن منظرهی شگفتانگیز در غروب.
برگشتیم پایین شکلات داغ خوردیم و رفتیم خونه تا آماده شه و ما رو ببرن به شهر. خوشبختانه پول قطار برگشت دیگه ندادیم. خوشحالم که با خودم کوله نبردم اصن.
دوسپسرش گیتاریست و وکالیست یه بند آماتور پانکراکه. اولین آلبومشون رو حدود سه هفته دیگه میدن بیرون و جشن میگیرن، اما من اون روز اینجا نخواهم بود که به دعوتش لبیک بگم.
خرجم از چیزی که فکر میکردم بیشتر شد، ولی اشکالی نداره، عوضش خوش گذشت.
#سفر (سعی کردم خیلی خلاصه بگم)
صبح با قطار اومدیم یه ساعتی تو شهر سوتوکور چرخیدیم و تو یه کافه قهوه خوردیم تا صابخونه از امتحانش برگرده. بعد رفتیم خونهی کوزی و خوشگلشون چای و کیک خوردیم.
با ماشین رفتیم سوپرمارکت گرون ساندویچ و هلههوله خریدیم، بعد رفتیم کنار دریاچه در حضور مرغابیا ناهار خوردیم.
بعد کنار دریاچه قدم زدیم و نشستیم دمنوش یاسمن آبی خوردیم. بعدش رفتیم به سمت بالای کوه و در مسیر درختا رو با جیشمون آبیاری کردیم.
کلی سربالایی رو رفتیم تا رسیدیم به قلعهی مخروبه و دیدن منظرهی شگفتانگیز در غروب.
برگشتیم پایین شکلات داغ خوردیم و رفتیم خونه تا آماده شه و ما رو ببرن به شهر. خوشبختانه پول قطار برگشت دیگه ندادیم. خوشحالم که با خودم کوله نبردم اصن.
دوسپسرش گیتاریست و وکالیست یه بند آماتور پانکراکه. اولین آلبومشون رو حدود سه هفته دیگه میدن بیرون و جشن میگیرن، اما من اون روز اینجا نخواهم بود که به دعوتش لبیک بگم.
خرجم از چیزی که فکر میکردم بیشتر شد، ولی اشکالی نداره، عوضش خوش گذشت.
#سفر (سعی کردم خیلی خلاصه بگم)
❤12🔥5😭1
دختره میگفت:
اینم ویوی خونهشونه. از داخلش خیلی دوس داشتم عکس بگیرم، اما پر از عکس بود در و دیوارشون.
یه خونهی دوبلکس نقلی بود.
خیلی از زندگیم اینجا راضی و خوشحالم، هیچ دغدغهای ندارم. با همسایههام دیگه دوست شدم و همه رو میشناسم. مثلاً دیروز یه ساعت با یکیشون صحبت میکردم. فقط مشکلم اینه که هیشکی همسنوسال ماها اینجا نیست و همه تقریباً پیرن. خیلی وقت بود کسی به سنوسال شما نیومده بود تو این خونه و الان خیلی خوشحالم!
اینم ویوی خونهشونه. از داخلش خیلی دوس داشتم عکس بگیرم، اما پر از عکس بود در و دیوارشون.
یه خونهی دوبلکس نقلی بود.
❤12🤩2
این آهنگشون رو تو راه برگشت تو ماشین واسمون گذاشت، و دیدم خوبه. رفتم پیداش کردم:
❤3
ASHK | اشک
دوسپسرش گیتاریست و وکالیست یه بند آماتور پانکراکه. اولین آلبومشون رو حدود سه هفته دیگه میدن بیرون
Marsiglia
Flatmates 205
Band: Flatmates 205 🇮🇹
Album: Leap of Faith - 2025
Genre: Punk Rock
Album: Leap of Faith - 2025
Genre: Punk Rock
❤6
ASHK | اشک
امروز با دوتا از همکارای آزمایشگاه که درواقع سرپرست منن جمع شدیم که حین آزمایش، نوشتههای پایاننامهمو بخونن و بازبینی کنن. اولش به جای این کار، خانمه وایستاده بود به صحبت. پرسید ایران چه خبر و اوضاع چطوره. بهش در مورد شرایط و افت ارزش پول توضیح دادم و شرایط…
وقتی گاهی تصور میکنم چند میلیون یورو سرمایه تو این آزمایشگاه خوابیده، مخم سوت میکشه. فقط یکی از دستگاهایی که من باهاش کار میکردم ۵٠ هزار یورو قیمتشه. یعنی چقد بودجه تخصیص داده شده به بخش ریسرچ دانشگاه؟ ٩٠ درصد دم و دستگاها و مواد شیمیایی هم آلمانیان. داشتم فکر میکردم آدم سرمایه داشته باشه بزنه تو کار ابزاردقیق، چون اینطور که به نظر میرسه خیلی سود داره. نمیدونم.
❤3👍1
ASHK | اشک
وقتی گاهی تصور میکنم چند میلیون یورو سرمایه تو این آزمایشگاه خوابیده، مخم سوت میکشه. فقط یکی از دستگاهایی که من باهاش کار میکردم ۵٠ هزار یورو قیمتشه. یعنی چقد بودجه تخصیص داده شده به بخش ریسرچ دانشگاه؟ ٩٠ درصد دم و دستگاها و مواد شیمیایی هم آلمانیان. داشتم…
در همین راستا، یکی دو ماه پیش انگار دزد رفته بود تو آزمایشگاه! نیمهشب رفته از در پشتی. یکیش قفل نبوده، اونیکی هم انگار بازکردنش زور زیادی نمیخواسته. هیچ دوربینی هم داخل آزمایشگاه یا بخش اداری نیست (فکر کنم از جهت حریم خصوصی). اومده داخل چی برده باشه خوبه؟ دو-سهتا لپتاپی که اونجا بوده و دانشجوها تحقیقات و تزشون رو باهاش مینوشتن. امیدوارم بکآپ داشته باشن از فایلهاشون.
❤2
Italeader (راهنمای رم)
روز جهانی زنه.
❤🔥13👍7❤6
ASHK | اشک
آقا یه حرکت خودجوش زدم، گرفت، و خیلی حال داد. رفتم یکی از کتابخونههای شهر، گفتم چجوری میتونم کتاب قرض بگیرم؟ مشخصاتمو گرفت، یهو دیدم یه کارت داد دستم! کارت عضویتم بود. بعد گفت چه کتابی میخوای؟ گفتم به فارسی چی دارین؟ سرچ کرد یه تعداد محدودی نتیجه داشت.…
امروز یه شمارهی ناشناس بهم زنگ زد و این بار تصمیم گرفتم جواب بدم. برداشتم گفت از کتابخونهی مرکزی تماس میگیرم. بعد اگه اشتباه نکنم اینو پرسید که چند وقته کتاب قرض نگرفتی میخواستم ببینم علت خاصی داره یا دلیل شخصیه؟ گفتم دلیل شخصیه چون درگیر درس و اینا بودم، و و اینجا چون نمیدونستم چی بگم، یه دلیل قانعکنندهتر گفتم. اینکه بهزودی فارغالتحصیل میشم، و بعدش دوباره برمیگردم (و واقعاً هم قصدم همینه مدتها). اینجا دیگه یادش رفت چرا زنگ زده، شروع کرد تبریک گفتن و آرزوی موفقیت و اینا. و تشکر و خدافظی کردم.
ولی کلاً پیگیری جالب و غیرمنتظرهای بود.
ولی کلاً پیگیری جالب و غیرمنتظرهای بود.
❤36
امسال بعد از چهار سال غیبت، سال نو رو ایرانم و کنار دوستان و خانوادهم. و بابت این خوشحالم.
سال نوی شما هم مبارک...
سال نوی شما هم مبارک...
❤46❤🔥4🤝1
🔥10❤2