ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
ASHK | اشک
دوستم از هلند برام سوغاتی آورده. پنیر گودا و وافل. چند روزی پیشم می‌مونه و بعدش می‌خوام تجربیات و مشاهداتش رو از دو کشور گردآوری کنم و بنویسم اینجا.
ناهار: سالاد سزار با مخلفات من‌درآوردی.

٢٠٠ گرم فیله‌ی مرغ پخته‌شده در روغن حیوانی.
کاهو، گوجه، فلفل دلمه‌ای، زیتون، پنیر گودا
نون تست، چند عدد چیپس.
سس: روغن زیتون، آبلیمو، ترکیب سرکه‌ی بالزامیک و شیره‌ی انگور (اینجا آماده‌ش هست)‌.
🔥113
ASHK | اشک
Photo
نمی‌دونم چرا معمولاً از تصاویر این‌مدلی برای نمایش خوشبختی یا بهشت استفاده می‌کنن، درحالی که ممکنه یه عده اصن در همچین جاهایی زندگی کنن و احساس خوشبختی هم نکنن.
به نظرم تعریف خوشبختی می‌تونه نسبی و خیلی شخصی باشه؛ و همین‌طور بهشت. مثلاً برای من بهشت می‌تونه همون جهنم باشه با چهارتا حوری!
👍15🤣41
دوس دارم کشف جدیدم رو برای همه بفرستم:
3
Easy
Curved Air
Band: Curved Air 🇬🇧
Album: Air Cut - 1973
Genre: Progressive Rock

ASHK
4
Metamorphosis
Curved Air
Band: Curved Air 🇬🇧
Album: Air Cut - 1973
Genre: Progressive Rock

ASHK
3
این هفته‌ی آخر دسامبر (ادیت: ژانویه!) اینجا دارن فیلم‌های امیر نادری رو اکران می‌کنن، و منم تاحالا هیچ فیلمی ازش ندیدم؛ بنابراین احتمالاً دو سه فیلمش رو برم ببینم. اگه کسی خواست می‌تونه بهم ملحق بشه.
معروف‌ترین فیلم‌هاش فکر کنم دونده و سازدهنی باشن.
6
ASHK | اشک
این هفته‌ی آخر دسامبر (ادیت: ژانویه!) اینجا دارن فیلم‌های امیر نادری رو اکران می‌کنن، و منم تاحالا هیچ فیلمی ازش ندیدم؛ بنابراین احتمالاً دو سه فیلمش رو برم ببینم. اگه کسی خواست می‌تونه بهم ملحق بشه. معروف‌ترین فیلم‌هاش فکر کنم دونده و سازدهنی باشن.
خیلی خوش گذشت!
کلاً فکر کنم سی-چهل نفر اومده بودن برای #فیلم دونده. اولش چند دقیقه دیر شروع شد که عجیب بود، ولی بعدش فهمیدم منتظر بودن خود امیر نادری برسه! سورپرایز خوبی بود. خودش رفت ته سالن فیلم رو تماشا کرد باهامون.
بعدش اومد به چندتا سوال جواب داد. چقد خاکی و خونگرم بود، همونطور که از یه آبودانی انتظار میره. چقد شور و انرژی داشت و این رو به تماشاگرا هم تزریق کرد. از خودش و فیلماش هی تعریف می‌کرد و وقتی کسی هم نظر مثبتی می‌داد مث بچه‌ها ذوق می‌کرد. رفت دم در موقع خروج با همه دست داد و یکی‌یکی می‌پرسید فیلمو دوس داشتی؟ من که به فارسی گفتم خیلی لذت بردم، اولش شوکه شد و انتظار نداشت، اما بعد گل از گلش شکفت. درخواست عکس گرفتنم هم رو رد کرد و گفت وکیلم گفته عکس نگیرم. تکیه‌کلامش کات بود و آخر هر صحبتش اینو می‌گفت؛ به یکی امضا داد نوشت تقدیم به فلانی، کات! با هرکی صحبت می‌کرد می‌گفت فردا هم بیا ببینمت و خلاصه خیلی مشتی بود.

از موزه‌ی سینما هم تشکر کرد و گفت اولین جایی بوده که ۲۰ سال پیش من رو معرفی و تقدیر کرده. همونجا زنگ زد به بازیگر نقش اول و گفت به خاطر آتش‌سوزی لس‌انجلس نتونست بیاد، و گوشی رو گرفت گفت داد بزنین امیرو! گفت من آدم سیاسی‌ای نیستم و با فیلمسازی حرفم رو می‌زنم. جای سیاست تو هنر نیست و آوردن سیاست داخل فیلم اون رو چیپ می‌کنه و از این حرفا. به عنوان کسی که پونزده سال ژاپن و چندین سال امریکا زندگی کرده، انگلیسیش اونقد پیشرفته نبود. گفت برای فیلمسازی به مدرسه نرفته، و اونو تجربی و با زندگی آموخته (زمانی که تو سینما کار می‌کرده و پشت پرده می‌خوابیده)، طوری که الان کارش تدریس سینماست. کلاً آدم الهام‌بخشی بود. وقتی این تو اون شرایط تونسته همچین فیلمایی بسازه، ما هم می‌تونیم...
❤‍🔥16🔥21👍1
امشبم باحال بود. با سه یورو دوتا #فیلم دیدم: دوتای اول از سه‌گانه‌ی کودکی امیر نادری، یعنی ساز دهنی و انتظار.
امروز حتی از دیشب هم کمتر بودن تماشاچیا. اول که وارد شد گفت hello everybody و هیشکی جواب نداد چون فکر کنم کسی نمی‌دونست که این خود کارگردانه. دلم براش سوخت.
آخرسر چندتا ایرانی بودیم که رفتیم دورش جمع شدیم برای احوال‌پرسی. منو از دیشب یادش بود، گفت یو! از نسل جدید خیلی خوشش میاد انگار. چون این فیلم انتظارش که ۵۰ سال پیش ساخته شده، به گفته‌ی خودش تا ۳۰ سال گم‌وگور شده بوده تا اینکه نسل جدیدتر پیداش کردن، بهش بها دادن و مرمتش کردن.
گفت یه مدت اون زمان فرانسه بوده، بعد دیده فیلم‌سازای بزرگشون هی باهم همکاری می‌کنن، و اینطوری تصمیم گرفته همینو تو ایران هم پیاده کنه. برمی‌گرده ایران و به همین شکل یه فیلم‌نامه با کیارستمی می‌نویسه، و بهرام بیضایی و سهراب شهیدثالث هم دوتا از فیلمای اصلیش رو تدوین می‌کنن. و بدین شکل موج نوی سینمای ایران به‌وجود میاد. گفت تخصص خودش تدوین تصویر و صداست. و گفت فیلم بعدیش رو قراره جنوب ایتالیا بسازه.
یکی از آشناهای قدیمیش رو دید و هی بغلش می‌کرد و از زمین می‌کندش با ۷۸ سال سن! خیلی انرژی داره لامصب. بعد ماها رو خواست بهش معرفی کنه، با افتخار گفت اینا ایرانیان ساکن ایتالیان، فیلم‌سازان آینده! با خودم گفتم کاش همینطور باشه مرد.
24❤‍🔥3💔3
دیشب یه دختره رو دیدم که اهل آکسفورد بود و اومده بود اینجا پزشکی بخونه. یه صحنه داشت درمورد برهه‌ی سخت زندگی من می‌گفت و تایید می‌کرد که مث برزخه تا وقتی که کار پیدا نکنی. گفتم یه جوری میگی انگار خودت قبلاً تجربه‌ش کردی (درحالی که سال آخرش بود). بعد اینجا معلوم شد که قبلاً انگار لیسانس فیزیولوژی یا همچین چیزی رو گرفته بود، بعد تصمیم گرفته بود پزشکی بخونه.
گفت سرچ کردم ببینم کجاها تو اروپا پزشکی داره، اینجا رو انتخاب کردم. فکر کردم به خاطر بورسش اومده. ازش پرسیدم گفت بورس چی هست؟!🤣 چیزی که ما خودمونو به خاطرش پاره می‌کنیم، طرف اصن نمی‌دونست وجود داره! و این اولین اروپایی‌ای هم نیست که می‌بینم اینجوریه. اصن اونقد براشون پرهزینه نبوده که بخوان به فکر بورس و اینا بیفتن. بعد اینقد بدون دغدغه بود که رفته دور از شهر، کنار یه دریاچه‌ای واسه خودش خونه گرفته و هرروز با دوچرخه میره بیمارستان. نمراتش هم اصن واسش مهم نبود و فقط می‌خواست پاس کنه.
ازم پرسید تا حالا سمت اون دریاچه‌ها اومدی؟ گفتم نه، مگه اینکه تو دعوتمون کنی. گفت بعد از امتحانا تصمیم دارم یه مهمونی بدم و قدمت رو چشم. خلاصه اینطوری خودمو دعوت کردم. این دومین انگلیسی‌ای بود که باهاش برخورد می‌کنم و هردو خیلی مهربون و خون‌گرم بودن (و خوشگل).
تو این مدت ایتالیایی هم تقریباً یاد گرفته (برعکس خیلی از هم‌کلاسیاش)، شاید به لطف دوس‌پسر ایتالیاییش. گفتم کاش منم یه دوس پسر ایتالیایی داشتم. درمورد زبان گفت خیلی شماها رو تحسین می‌کنم که انگلیسی زبان دومتونه و اینجا دارین زبان سوم رو یاد می‌گیرین. گفت وقتی اومدم اینجا تازه فهمیدم زبان و برقراری ارتباط چقد می‌تونه مهم باشه و تا وقتی یاد نگرفتم ایتالیایی صحبت کنم، احساس غربت و عدم تعلق می‎کردم. وقتی میرم تو هواپیما به سمت لندن، میگم آخیش، بالاخره همه زبون همو می‌فهمیم!
اصن وقتی با آدمای انگلیسی/آمریکایی صحبت می‌کنم بیشتر خوش می‌گذره چون حس می‌کنم هم‌زبونیم و مکالمه بهتر پیش میره. آره خلاصه.
45👍2
ASHK | اشک
Dream Theater – This Is The Life
آلبوم جدید دریم تیتر رو مث همیشه دوس داشتم. تقریباً همه‌ی ترک‌هاش با ریتم و سرعت بالا بود و آهنگ آروم نداشت این دفعه. درامر قدیمی‌شون هم بعد از ۱۵ سال برگشته‌. تم این آلبومشون بیشتر درمورد خواب و پدیده‌های ماوراءطبیعیه. از اینکه این بار هم آلبوم‌شون داستان تعریف می‌کنه خیلی خوشم میاد. مث اون آلبوم شاهکارشون، متروپلیس که انگار یه تئاتر صوتی بود، داستان کسی رو می‌گفت که هیپنوتیزم میشه تا ریشه‌ی یه سری چیزا رو پیدا کنه، و آخرش از هیپنوتیزم خارج می‌شد. این آهنگی که انتخاب کردم که آخرین و طولانی‌ترین ترک آلبوم هم هست، درمورد فلج خواب یا بختکه، و آخرش آلارمش زنگ می‌خوره. منم که عاشق آهنگای طولانی!
5
ASHK | اشک
Dream Theater – Prophets Of War
The Shadow Man Incident
Dream Theater
Band: Dream Theater 🇺🇸
Album: Parasomnia - 2025
Genre: Progressive Metal
Lyrics 👇🏻
❤‍🔥31🔥1
امروز با دوتا از همکارای آزمایشگاه که درواقع سرپرست منن جمع شدیم که حین آزمایش، نوشته‌های پایان‌نامه‌مو بخونن و بازبینی کنن. اولش به جای این کار، خانمه وایستاده بود به صحبت. پرسید ایران چه خبر و اوضاع چطوره. بهش در مورد شرایط و افت ارزش پول توضیح دادم و شرایط کلی جامعه. گفت ظاهراً لبنان هم دو سال پیش همینطوری شده بود. یه کم هم درمورد زبان‌ها و تفاوت‌شون صحبت کردیم.
بعد می‌گفت منم که بچه‌ی جنوب ایتالیام، اونجا خیلی جامعه‌ی بسته‌تر و سخت‌گیرتری داره. مثلاً دخترا از همون کودکی آزادی یه پسر رو ندارن و بیشتر مشغول خونه‌داری و این چیزهان. حتی الان که من تصمیم گرفتم نوزادم رو غسل تعمید ندم، هی گیر میدن که قضیه چیه و چرا رسوم ما رو رعایت نمی‌کنی. گفتم وقتی میگن جنوب ایتالیا شبیه ایرانه از همین حرف می‌زنن. گفت اتفاقاً خانواده‌ی ما حتی قیافه‌هامون شبیه ایتالیاییا نیست. خیلیا بهم میگن شبیه ایرانیایی [به نظر من نیست]، احتمالاً اجدادم مهاجر عربی چیزی بودن، شایدم ترک بودن چون قرون وسطا ترک‌ها حمله کردن جنوب ایتالیا و مردم رو قتل‌عام کردن. ولی به عنوان یه ایتالیایی به خودم اجازه نمی‌دم که ازشون خرده بگیرم، چون ما هم یه زمانی رفتیم آفریقا رو استعمار کردیم. گفتم تازه اینجا خوبه. فرانسه و بلژیک و اینا رو بگو!
آخر شب یهو پیام داد که بزن شبکه فلان، یه خواننده ایرانی و یه فلسطینی دارن درمورد صلح می‌خونن. آنلاین چک کردم دیدم جشنواره‌ی موسیقی سن‌رمو رو داره پخش می‌کنه، که پربیننده‌ترین برنامه‌ی ایتالیاست. به آخراش رسیدم دیدم به انگلیسی می‌خونن.
22
بعدش دیگه رفتیم سر کار اصلی. آخر بهم گفت «ببین، ایرادات و اصلاحات کارت رو خیلی صریح و مستقیم نوشتم, فکر نکنی از دستت عصبانی بودما.»
از حرفش خوشم اومد، با این وجود من بازم انگار به خودم اجازه نمی‌دم که اشتباه کنم. از اینکه سرپرست یا استادم از کارم اشتباه بگیرن احساس شرم می‌کنم، در حالی که نباید اینطور باشه. انگار باید همه‌چی رو پرفکت انجام بدم. حالا فعلا من برم اینا رو اصلاح کنم که دو روز طول می‌کشه خودش.
22👍1
ASHK | اشک
امروز با دوتا از همکارای آزمایشگاه که درواقع سرپرست منن جمع شدیم که حین آزمایش، نوشته‌های پایان‌نامه‌مو بخونن و بازبینی کنن. اولش به جای این کار، خانمه وایستاده بود به صحبت. پرسید ایران چه خبر و اوضاع چطوره. بهش در مورد شرایط و افت ارزش پول توضیح دادم و شرایط…
بعد یه چیز دیگه که الان یادم اومد گفت این بود که چرا خانمای ایرانی روسری و شال رو جوری می‌ندازن که موهاشون پیداست! مگه اجباری نیست و گیر نمی‌دن؟
حالا بیا و بهش حالی کن. گفتم همین‌که یه چیزی رو سرت باشه کاری ندارن، و دیگه اینجوری جاافتاده و از روی اعتقاد بهش نیست. اگه با وجود اعتقاد اینجوری باشه حق با توه.
گفت منم یه عمه دارم هر یک‌شنبه میره کلیسا فقط از روی عادت، نه چون خیلی مذهبیه. اینجوری درست نیست. باهاش موافقم.
18
ASHK | اشک
در حاشیه #عکاسی
تصاویری از بازار بزرگ وینتج
6❤‍🔥1