ASHK | اشک
پالپفیکشن
رفتم سینما #فیلم موردعلاقهم رو برای چهارمین بار دیدم و ارضا شدم. تمام فیلم رو با لبخند دیدم و لذت بردم، فقط یه کم دیر رسیدم و سکانس اول رو از دست دادم. دیدنش رو پرده خیلی باحال بود. یه سری جزییاتش برام یادآوری شد. حالا اکرانش تموم شه ببینم این چقد فروخته!
❤6🔥4
شوشن در ایتالیا
میگه: عاشق اون لحظه از زبان خوندنم که صداهایی که اطرافت میشنوی، دیگه فقط صدا نیستن. تبدیل شدن به کلمات معنا دار :)
اینم باحاله، ولی اونجایی با خودم میگم کاش حرفاشون رو نمیفهمیدم که تو اتوبوس و قطار تمرکزم یا زنجیرهی افکارم رو بههم میزنن گاهی! قبلاً بیشتر برام یه نویز بود، الان نه. 😔
❤7🤣2
Forwarded from سینما پارادیـزو
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
▪️آلن رنه
ـــ تنها تماشای مکرر فیلمهای وودی آلن بوده که مرا از یک دوره افسردگی حاد نجات داده و برای همین تا آخر عمر خود را مدیون او خواهم دانست.
— The many faces of Woody Allen, a tribute.
🎥 @CinemaParadisooo
ـــ تنها تماشای مکرر فیلمهای وودی آلن بوده که مرا از یک دوره افسردگی حاد نجات داده و برای همین تا آخر عمر خود را مدیون او خواهم دانست.
— The many faces of Woody Allen, a tribute.
🎥 @CinemaParadisooo
❤2🔥2👍1
ASHK | اشک
یکی دیگه از قابلیتهای جدیدم در خصوص لهجه، اینه که با ترکیبی از لهجه و چهرهی طرف میتونم با تقریب درستی حدس بزنم اهل کجاست. چون هر کسی بسته به زبون مادریش، تلفظ یه سری حروف در زبانهای دیگه براش سختتره، که خودش رو نشون میده. میشه از این، جهت شناسایی استفاده…
یه مورد تفاوت دیگهای که بین مردم اینجا و ایران متوجه شدم، استفادهشون از الفاظ رکیک یا فحش دادنشونه. مثلاً طبق تجربهی خودم تو ایران تو اماکن عمومی آدما به ندرت فحش میدن، و رعایت حضور زن و بچه رو میکنن حداقل، یا صداشون رو میارن پایین. اینجا اما نه. زیاد دیدم که نهتنها آدما راحتتر از ما کلمات کدار رو استفاده میکنن، بلکه حتی نوجوونها هم ابایی از این کار ندارن. کاری به خوب یا بدش ندارم، فقط مقایسه میکنم.
یه بار نشسته بود تو ترَم، میشنیدم پشت سرم چندتا بچهمدرسهای صحبت میکنن. یهو یکی از مسافرا که آقای جوونی بود گیر داد به اینا که اون کلمه رو نگو! هی میگفت نشنوم دیگه گفتی فلان، بار آخرت باشه! اونام دیگه ساکت شدن از ترس!
یه بار نشسته بود تو ترَم، میشنیدم پشت سرم چندتا بچهمدرسهای صحبت میکنن. یهو یکی از مسافرا که آقای جوونی بود گیر داد به اینا که اون کلمه رو نگو! هی میگفت نشنوم دیگه گفتی فلان، بار آخرت باشه! اونام دیگه ساکت شدن از ترس!
❤15👍1🤝1
ASHK | اشک
#موزه محیط زیست
امروز گفتم تا تعطیلات کریسمس شروع نشده و منم بیکارتر و نزدیکم، پاشم برم موزهی محیط زیست ببینم چی داره.
بیشترش به صورت بازی اینتراکتیو برای بچهها طراحی شده بود، اما بازم دیدنش جالب و مفید بود. گاهی هم کودک درونم دوس داشت بازی کنه، اما وقت نبود و باید بقیهی موزه رو هم میدیدم!
مثلا یه جا مربوط به شیمی بود. باید با اتمهایی که بهت داده به صورت پازل یه مولکول رو درست کنی.
یه جا مواد اولیهای که داده بود رو باید در پخت غذا استفاده میکردی (عکس ۱).
یه جا دیگه میتونستی آزمایشهای فیزیک رو انجام بدی. من رندوم آزمایش منشور رو انتخاب کردم (عکس ۴). یه چراغ قوه، یه منشور و یه جعبهی سیاه بهت میدادن، باید طوری تنظیم میکردی که رنگینکمون درست بشه داخل جعبه.
یه قسمت داشت مربوط به بازیافت زبالهها. و یه قسمت مربوط به تولید انرژی. بعد همهی اینا همراه با بازی و کار عملی بود که بچه خودش انجام بده یاد بگیره.
یه جا بود که نوشته بود هر دستگاه چقدر انرژی مصرف میکنه، چقدر میشه باهاش پول سیو کرد هر سال، و چقدر دیاکسید کربن تولید میکنه (سه عکس آخر). مثلا اینجا آبگرمکن گازی بهتر از برقیه.
طبقهی دومش مربوط به آب بود (عکس ۵ و ۶). کل موزه رو تنها بودم، بهجز این قسمت. یه خانوادهی دیگه هم بودن که راهنمای موزه داشت براشون توضیح میداد. میگفت آب لولهکشی اینجا از آبمعدنی سالمتره، چون کنترل بیشتری روی آلودگی و تصفیهش هست. زنیکهی مریض، پیرزنه رو برداشت برد یه جا که یهو صدای رعدوبرق میداد. اونا نمیدونستن من قبلش اونجا سکته کرده بودم. بهشون گفت آمادهاین به اورژانس زنگ بزنین؟ بعد این رفت اونجا و از صدای رعدوبرق ترسید، و همراههاش بهش خندیدن! وا!
و در پایان به کودکانی که اینجا بزرگ میشن غبطه خوردم، چون زیاد میارنشون اینجور موزهها، و خوش میگذره بهشون.
بیشترش به صورت بازی اینتراکتیو برای بچهها طراحی شده بود، اما بازم دیدنش جالب و مفید بود. گاهی هم کودک درونم دوس داشت بازی کنه، اما وقت نبود و باید بقیهی موزه رو هم میدیدم!
مثلا یه جا مربوط به شیمی بود. باید با اتمهایی که بهت داده به صورت پازل یه مولکول رو درست کنی.
یه جا مواد اولیهای که داده بود رو باید در پخت غذا استفاده میکردی (عکس ۱).
یه جا دیگه میتونستی آزمایشهای فیزیک رو انجام بدی. من رندوم آزمایش منشور رو انتخاب کردم (عکس ۴). یه چراغ قوه، یه منشور و یه جعبهی سیاه بهت میدادن، باید طوری تنظیم میکردی که رنگینکمون درست بشه داخل جعبه.
یه قسمت داشت مربوط به بازیافت زبالهها. و یه قسمت مربوط به تولید انرژی. بعد همهی اینا همراه با بازی و کار عملی بود که بچه خودش انجام بده یاد بگیره.
یه جا بود که نوشته بود هر دستگاه چقدر انرژی مصرف میکنه، چقدر میشه باهاش پول سیو کرد هر سال، و چقدر دیاکسید کربن تولید میکنه (سه عکس آخر). مثلا اینجا آبگرمکن گازی بهتر از برقیه.
طبقهی دومش مربوط به آب بود (عکس ۵ و ۶). کل موزه رو تنها بودم، بهجز این قسمت. یه خانوادهی دیگه هم بودن که راهنمای موزه داشت براشون توضیح میداد. میگفت آب لولهکشی اینجا از آبمعدنی سالمتره، چون کنترل بیشتری روی آلودگی و تصفیهش هست. زنیکهی مریض، پیرزنه رو برداشت برد یه جا که یهو صدای رعدوبرق میداد. اونا نمیدونستن من قبلش اونجا سکته کرده بودم. بهشون گفت آمادهاین به اورژانس زنگ بزنین؟ بعد این رفت اونجا و از صدای رعدوبرق ترسید، و همراههاش بهش خندیدن! وا!
و در پایان به کودکانی که اینجا بزرگ میشن غبطه خوردم، چون زیاد میارنشون اینجور موزهها، و خوش میگذره بهشون.
❤10❤🔥5👍1💔1
ASHK | اشک
نمیفهمم این ایتالیاییها چجوری بلافاصله بعد از غذا قهوه میخورن!
به عنوان آخرین روز سال تحصیلی که منسا (سلف) باز بود، رفتم استفاده کنم از غذاش چون باید تا دو هفته غذای خودمپز بخورم. اینجا بهترین منسای شهره (فقط زیادی چربه) و خیلی از ایرانیا میان اینجا، درحالیکه خود ایتالیاییها ازش خبر ندارن! و چون اولش رفتم و خلوت بود، گفتم عکس بگیرم براتون:
عکس ۱: کربوهیدراتها. دو نوع پاستا، دو نوع برنج (ریزوتو و برنج ساده).
عکس ۲: پروتئینها. دو نوع مرغ، سوسیس و ماهی.
عکس ۳: پیشغذا؟ سه نوع سبزیجات پختهشده و سیبزمینی سرخکرده.
عکس ۴: میوهها و ماست.
عکس ۵: دسر (که امروز فقط تیرامیسو بود).
عکس ۶: چیزای بیشتر مث نون، لیمو، روغن زیتون و ادویهها، آب معدنی.
از هر قسمت میشه یکی انتخاب کرد. بین میوه، دسر یا قهوه هم باید یکی انتخاب کرد. من چون کربوهیدرات نمیخورم، مرغش رو دوبرابر گرفتم، با هویج و لوبیاسبز، و آناناس.
عکس ۱: کربوهیدراتها. دو نوع پاستا، دو نوع برنج (ریزوتو و برنج ساده).
عکس ۲: پروتئینها. دو نوع مرغ، سوسیس و ماهی.
عکس ۳: پیشغذا؟ سه نوع سبزیجات پختهشده و سیبزمینی سرخکرده.
عکس ۴: میوهها و ماست.
عکس ۵: دسر (که امروز فقط تیرامیسو بود).
عکس ۶: چیزای بیشتر مث نون، لیمو، روغن زیتون و ادویهها، آب معدنی.
از هر قسمت میشه یکی انتخاب کرد. بین میوه، دسر یا قهوه هم باید یکی انتخاب کرد. من چون کربوهیدرات نمیخورم، مرغش رو دوبرابر گرفتم، با هویج و لوبیاسبز، و آناناس.
❤13