جاتون خالی امروز رفتیم در تاریخ!
یکی حسرتهام این بود که دوربینمو برنداشته بودم. مجبورم یه بار دیگه با دوربین برم این #موزه
یکی حسرتهام این بود که دوربینمو برنداشته بودم. مجبورم یه بار دیگه با دوربین برم این #موزه
❤5🥰1
ASHK | اشک
خب ما گفتیم دیشب بریم یه bar که حالت میتینگطور داشت و هرکی بخواد میتونه بره. #اولین بارم بود که میرفتم بار و دوس نداشتم دیر برسم، اما از شانس ما خوردیم به اعتصاب اتوبوسا و تازه شانس آوردم یه اتوبوس اومد که بتونم برم، وگرنه داشتم منصرف میشدم. شامم رو هم…
از صبح چهار ساعت سر کلاس بودم. بعد رفتم سلف که نیم ساعت تو صف غذا بودم، شایدم بیشتر. بعد مستقیم رفتم محل قرارمون که موزهی تاریخ سینما بود. دو ساعت اینا طول کشید که کل موزه رو ببینیم؛ تازه نه خیلی بادقت. بعد درحالی که میشد با اتوبوس برگردیم، گفتم پیاده بریم که زمان بیشتری رو باهم بگذرونیم، چون فردا میخواد برگرده یونان و دیگه هیچوقت نمیبینمش. فقط دو ایستگاه مترو سوار شدیم. تاحالا ندیده بودم متروی اینجا اینقد شلوغ بشه. در که داشت بسته میشد خورد به کولهم یه لحظه. بعد یه خانمه صدام زد به پایین اشاره کرد و یه چیزی گفت که نفهمیدم. نگاه کردم دیدم پیکسل دیگهم افتاده رو زمین و نزدیک بود اینم گم بشه 🥲 خلاصه اومدیم نزدیک بالا و یه مسیری رو اشتباه رفتیم و برگشتیم، و بعد خدافظی کردیم. گردنبندش شکل برگ زیتون بود، که نماد یونانه 🌿
❤5💩1
ASHK | اشک
از صبح چهار ساعت سر کلاس بودم. بعد رفتم سلف که نیم ساعت تو صف غذا بودم، شایدم بیشتر. بعد مستقیم رفتم محل قرارمون که موزهی تاریخ سینما بود. دو ساعت اینا طول کشید که کل موزه رو ببینیم؛ تازه نه خیلی بادقت. بعد درحالی که میشد با اتوبوس برگردیم، گفتم پیاده بریم…
بخشهایی از #موزه تاریخ سینما
❤4🤩3🤮1