Forwarded from Ronak
من این روزا سیاوش قمیشی رو کشف کردم دارم موزیکاشُ گوش میدم. تو چی گوش میدی؟
👍2
ASHK | اشک
من این روزا سیاوش قمیشی رو کشف کردم دارم موزیکاشُ گوش میدم. تو چی گوش میدی؟
چه کشف دیری!
من چیزی گوش نمیدم و نمیبینم این روزا.
من چیزی گوش نمیدم و نمیبینم این روزا.
❤5
Forwarded from Hidden Chat
از چه مدل دخترایی خوشت میاد؟
مثلا چه تحصیلاتی داشته باشه
قیافه اش چجوری باشه
استایل و ایناش و...
مثلا چه تحصیلاتی داشته باشه
قیافه اش چجوری باشه
استایل و ایناش و...
ASHK | اشک
از چه مدل دخترایی خوشت میاد؟ مثلا چه تحصیلاتی داشته باشه قیافه اش چجوری باشه استایل و ایناش و...
از همه خوشم میاد.
🤣23🔥4✍2🤝2❤1😈1
به طور کلی خوبن. یه وقتایی خود ایرانیا کرم میریزن یا کلاهبرداری و اینا میکنن، که ممکنه دیدگاه خارجیها رو بهمون خراب کنه.
❤1
هر سال ایران که میایم هرچی کار پزشکی و دندون و اینا هست انجام میدیم، چون اروپا خیلی گرونتره به پول ما، و بیشتر دانشجوها هم بیمه هم نداریم تو ایتالیا (چون گرون شد پارسال).
خلاصه یه چکاپ کلی خون دادم، و تقریباً همهچیزم نرماله. بهجز غلظت خونم که تقریباً همیشه بالا بوده، و هر بار دکترم گفته که باید خون بدی تا درست شه.
ویتامین Dم هم یه کم پایین بود که قرص نوشته.
برای دندون هم رفتم عکس گرفتم، و ظاهراً پوسیدگی ندارم. فقط جرمگیری کردم که خودش کلی شد!
خلاصه یه چکاپ کلی خون دادم، و تقریباً همهچیزم نرماله. بهجز غلظت خونم که تقریباً همیشه بالا بوده، و هر بار دکترم گفته که باید خون بدی تا درست شه.
ویتامین Dم هم یه کم پایین بود که قرص نوشته.
برای دندون هم رفتم عکس گرفتم، و ظاهراً پوسیدگی ندارم. فقط جرمگیری کردم که خودش کلی شد!
❤18
ASHK | اشک
باید خون بدی
منم که کمخون و کمفشار.
فلشبک بزنیم به بار اول حدود ده سال پیش رفتم که خون اهدا کنم. دوبار رفتم و قبول نکردن، چون فشارم پایین بود. بار سوم لبمرزی قبول کردن. هنوز چند ثانیه نگذشته بود که احساس کردم دارم بیهوش میشم. پرستار که اومد بالاسرم بهش گفتم، و دیگه یادم نمیاد. یکی از شیرینترین خوابهام بود. همون چند ثانیه انگار عمیقترین خواب عمرم بود، و وقتی بههوش اومدم لبخند میزدم و حالم خوب بود. پرستارا پشماشون ریخته بود. اهدای خونم نیمهتمام موند. بعدش خودم بلند شدم و پیاده برگشتم خونه!
بار دوم حدود سه سال پیش بود و به خاطر تجربهی ناموفق قبلی، تصمیم گرفتیم که تو خونه انجام بدیم، و خون رو فَصد کنیم (دور بریزیم، و قابلاهدا نیست). این بار بیشتر دووم آوردم. وقتی دیدم بدنم داره سرد میشه و سرم گیج میره، پرستار عملیات رو متوقف کرد. بعدش برای اولین بار سرم زدم. تازه قبلش کلی خرما و اینا خورده بودم که ضعف نکنم! فکر کنم نصف یه کیسهخون هم نشد. احساس شکست و ضعیفبودن داشتم.
فلشبک بزنیم به بار اول حدود ده سال پیش رفتم که خون اهدا کنم. دوبار رفتم و قبول نکردن، چون فشارم پایین بود. بار سوم لبمرزی قبول کردن. هنوز چند ثانیه نگذشته بود که احساس کردم دارم بیهوش میشم. پرستار که اومد بالاسرم بهش گفتم، و دیگه یادم نمیاد. یکی از شیرینترین خوابهام بود. همون چند ثانیه انگار عمیقترین خواب عمرم بود، و وقتی بههوش اومدم لبخند میزدم و حالم خوب بود. پرستارا پشماشون ریخته بود. اهدای خونم نیمهتمام موند. بعدش خودم بلند شدم و پیاده برگشتم خونه!
بار دوم حدود سه سال پیش بود و به خاطر تجربهی ناموفق قبلی، تصمیم گرفتیم که تو خونه انجام بدیم، و خون رو فَصد کنیم (دور بریزیم، و قابلاهدا نیست). این بار بیشتر دووم آوردم. وقتی دیدم بدنم داره سرد میشه و سرم گیج میره، پرستار عملیات رو متوقف کرد. بعدش برای اولین بار سرم زدم. تازه قبلش کلی خرما و اینا خورده بودم که ضعف نکنم! فکر کنم نصف یه کیسهخون هم نشد. احساس شکست و ضعیفبودن داشتم.
❤17🤣3👍1🕊1