یه تغییری که جدیداً متوجهش شدم اینه که انگار بطریهای پلاستیکی آب و سایر نوشیدنیها رو جوری دارن میسازن که دربش بهش متصل باشه و کامل جدا نشه. اینجوری نهتنها نمیافته و گموگور نمیشه، بلکه برای محیط زیست هم بهتره؛ چون به خود بطری وصله و زبالهی کمتری پخشوپلا میشه رو زمین. نمیدونم چرا زودتر به ذهنشون نرسیده بود!
👍24❤6
Forwarded from 𝐀𝐩𝐡𝐫𝐨𝐝𝐢𝐭𝐞
من متنفرممم از این قضیه
همیشه درش گیر میکنه به مسیر محتویات داخلش و پخش و پلا میشه موقع ریختن🙏🏻
همیشه درش گیر میکنه به مسیر محتویات داخلش و پخش و پلا میشه موقع ریختن🙏🏻
ASHK | اشک
من متنفرممم از این قضیه همیشه درش گیر میکنه به مسیر محتویات داخلش و پخش و پلا میشه موقع ریختن🙏🏻
آره اینم هست. خودمم باهاش مشکل دارم چون میخوام از درش مستقیم آب بخورم و میره تو دماغم 😂
ولی بازم به نظرم بهتر از رهاشدنش تو محیطزیسته.
ولی بازم به نظرم بهتر از رهاشدنش تو محیطزیسته.
🤣10👍3
ASHK | اشک
در همین راستا امشب با اشکان خطیبی هم لاس زدم و حال داد. اول تشکر کردم ازش و دستش رو فشردم، بعد گفتم چند نفر بهم گفتن شبیه شمام، ولی من مخالفم؛ شما خوشگلتری! خندید.
دیشب اشکان یه لحظه برام دست تکون داد؛ نمیدونم یعنی منو یادش بود؟
بههرحال اومدم بگم حرفای خوبی زد برای ایتالیاییا. فیلم اورکا که تموم شد، و ملت دست زدن، اومد توضیح داد که در واقعیت زنان ایران تو خونهشون حجاب نمیذارن و اینا. مورد بعد اینکه گفت آلمان مثلاً برای افغانستانیها طی چهار ماه پنجاهتا ویزای بشردوستانه صادر کرده، اما برای ایرانیها فقط یکی. چون اروپاییها طالبان رو شناختن، ولی هنوز نفهمیدن که حکومت ایران چقدر خطرناکه. گفت هروقت از شنیدن ج.ا هم به اندازهی شنیدن داعش و طالبان بترسید، اونوقته که کار ما نتیجه میده، و فعلاً باید آگاهسازی کنیم.
و گفت اینکه الان اروپا به اینجا رسیدی به خاطر رنسانس و کوتاه کردن دست مسیحیت در امور کشوره. اما خاورمیانه هنوز چنین انقلابی رو تجربه نکرده.
و خبر خوبی که داد این بود که قرار شده این اکرانهای هفتگی رو سال بعد به یه جشنوارهی فیلم تبدیل کنن که سیستماتیکتر و بزرگتر برگزار بشه.
بههرحال اومدم بگم حرفای خوبی زد برای ایتالیاییا. فیلم اورکا که تموم شد، و ملت دست زدن، اومد توضیح داد که در واقعیت زنان ایران تو خونهشون حجاب نمیذارن و اینا. مورد بعد اینکه گفت آلمان مثلاً برای افغانستانیها طی چهار ماه پنجاهتا ویزای بشردوستانه صادر کرده، اما برای ایرانیها فقط یکی. چون اروپاییها طالبان رو شناختن، ولی هنوز نفهمیدن که حکومت ایران چقدر خطرناکه. گفت هروقت از شنیدن ج.ا هم به اندازهی شنیدن داعش و طالبان بترسید، اونوقته که کار ما نتیجه میده، و فعلاً باید آگاهسازی کنیم.
و گفت اینکه الان اروپا به اینجا رسیدی به خاطر رنسانس و کوتاه کردن دست مسیحیت در امور کشوره. اما خاورمیانه هنوز چنین انقلابی رو تجربه نکرده.
و خبر خوبی که داد این بود که قرار شده این اکرانهای هفتگی رو سال بعد به یه جشنوارهی فیلم تبدیل کنن که سیستماتیکتر و بزرگتر برگزار بشه.
🔥38❤11💩5
ASHK | اشک
فیلمهای انتخابی من از ده سال گذشته: Poor Things 2023 🇬🇧 Whiplash 2014 🇺🇸 Uncut Gems 2019 🇺🇸 Mad Max: Fury Road 2015 🇦🇺 Get Out 2017 🇺🇸 Black Mirror, Bandersnatch 2018 🇺🇸 Wild Tales 2014 🇦🇷 Winter Sleep 2014 🇹🇷 Parasite 2019 🇰🇷 Roma 2018 🇲🇽 Hateful Eight…
دیشب رفتم سینما #فیلم جدید مدمکس رو دیدم.
بسیار سرگرمکننده، هیجانانگیز و البته بدون محتوای خاصی. همچنان Fury Road رو بیشتر دوست دارم. اینم خیلی شبیه به اون بود، در همون دنیای خاص، با همون سبک اکشن، تصویر و تدوین، اما داستان و شخصیتهای متفاوت. برای همین دیگه برام نه که تکراری، اما نوآورانه و غافلگیرکننده نبود. سورپرایزش برای من بازی خوب کریس هِمسورث، و حضور تام بِرک بود.
بسیار سرگرمکننده، هیجانانگیز و البته بدون محتوای خاصی. همچنان Fury Road رو بیشتر دوست دارم. اینم خیلی شبیه به اون بود، در همون دنیای خاص، با همون سبک اکشن، تصویر و تدوین، اما داستان و شخصیتهای متفاوت. برای همین دیگه برام نه که تکراری، اما نوآورانه و غافلگیرکننده نبود. سورپرایزش برای من بازی خوب کریس هِمسورث، و حضور تام بِرک بود.
❤7👍1
دیروز جشنوارهی کن هم تموم شد.
محمد رسولاف بعد از اینکه دو سه هفته پیش معلوم شد به هشت سال حبس محکوم شده، قاچاقی و از طریق مرز زمینی به سرعت از ایران خارج میشه و خودشو به آلمان میرسونه. فیلم اخیرش هم در جشنواره اکران میشه و میتونه در نمایش فیلمش حاضر باشه.
علیرغم کسب بالاترین امتیاز از منتقدان، جوایز اصلی بهش نمیرسه و فقط یه جایزهی ویژه برای تقدیر بهش میدن که دلمون نشکنه. در سخنرانیش گفت به توماج توجه کنید که در خطر اعدامه.
محمد رسولاف بعد از اینکه دو سه هفته پیش معلوم شد به هشت سال حبس محکوم شده، قاچاقی و از طریق مرز زمینی به سرعت از ایران خارج میشه و خودشو به آلمان میرسونه. فیلم اخیرش هم در جشنواره اکران میشه و میتونه در نمایش فیلمش حاضر باشه.
علیرغم کسب بالاترین امتیاز از منتقدان، جوایز اصلی بهش نمیرسه و فقط یه جایزهی ویژه برای تقدیر بهش میدن که دلمون نشکنه. در سخنرانیش گفت به توماج توجه کنید که در خطر اعدامه.
❤17💩3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دیروز
یه آخر هفتهی عادی در مرکز شهر.
خانمه حداقل ۷۵ سالی داشت فکر کنم.
یه آخر هفتهی عادی در مرکز شهر.
خانمه حداقل ۷۵ سالی داشت فکر کنم.
❤12😭3
ظهر یه خواهر برادر مدرسهای بودن تو اتوبوس، انگلیسی امریکن صحبت میکردن. خیلی بامزه بودن. پسره که کوچیکتر بود، لباس رونالدو داشت و دختره مسی. ظاهراً داشتن میرفتن کلاس فوتبال.
چند دقیقه با خودم کلنجار رفتم که باهاشون صحبت کنم یا نه.
آخرش به پسره گفتم تو طرفدار رونالدویی و اون طرفدار مسی؟ گفت آره. پرسیدم دعوا نمیکنین سر این؟ هردو گفتن نه، و خیلی منطقی توضیح دادن که الان مسی بهتره، اما قبلاً رونالدو بهتر بود. منم دیگه نخواستم بگم نظرم برعکسه.
پرسیدم آمریکایی هستین؟ گفتن نه، ایتالیایی. باور نکردم، گفتم الکی میگی. گفت اینجا به دنیا اومدیم، اما چند سال اونجا زندگی کردیم. پرسیدم کدوم بهتره؟ پسره گفت از نظر غذایی که اینجا، اما اونجا مدرسهها بهتر بود. پرسیدن تو ایتالیاییای؟ گفتم بهم میخوره باشم؟ ایرانیام. پرسید اینجا چکار میکنی و اینا، بهش جواب دادم.
بعدم دیگه رسیدن به مقصد و پیاده شدن.
خوشحال شدم انگلیسیزبان پیدا کردم، تونستم راحت چند کلمه حرف بزنم.
چند دقیقه با خودم کلنجار رفتم که باهاشون صحبت کنم یا نه.
آخرش به پسره گفتم تو طرفدار رونالدویی و اون طرفدار مسی؟ گفت آره. پرسیدم دعوا نمیکنین سر این؟ هردو گفتن نه، و خیلی منطقی توضیح دادن که الان مسی بهتره، اما قبلاً رونالدو بهتر بود. منم دیگه نخواستم بگم نظرم برعکسه.
پرسیدم آمریکایی هستین؟ گفتن نه، ایتالیایی. باور نکردم، گفتم الکی میگی. گفت اینجا به دنیا اومدیم، اما چند سال اونجا زندگی کردیم. پرسیدم کدوم بهتره؟ پسره گفت از نظر غذایی که اینجا، اما اونجا مدرسهها بهتر بود. پرسیدن تو ایتالیاییای؟ گفتم بهم میخوره باشم؟ ایرانیام. پرسید اینجا چکار میکنی و اینا، بهش جواب دادم.
بعدم دیگه رسیدن به مقصد و پیاده شدن.
خوشحال شدم انگلیسیزبان پیدا کردم، تونستم راحت چند کلمه حرف بزنم.
❤35
- پست موقت
دوستان همشهری، من فردا شب میخوام برم سینما و فیلم کلاسیک و بزرگ 2001: ادیسهی فضایی رو ببینم. اگه خواستین پیام بدین و شما هم ملحق بشین.
دوستان همشهری، من فردا شب میخوام برم سینما و فیلم کلاسیک و بزرگ 2001: ادیسهی فضایی رو ببینم. اگه خواستین پیام بدین و شما هم ملحق بشین.
❤11
ASHK | اشک
- پست موقت دوستان همشهری، من فردا شب میخوام برم سینما و فیلم کلاسیک و بزرگ 2001: ادیسهی فضایی رو ببینم. اگه خواستین پیام بدین و شما هم ملحق بشین.
چرا باید دو نفر بیان به تماشای همچین فیلمی و نصف فیلم رو در حال مالیدن و وررفتن با همدیگه باشن، و دقیقاً هم کنار من بشینن؟ بله، منم جای اونا بودم بعد از تمومشدن فیلمی که نصفشو ندیدم، دست میزدم!
مگه ایرانه؟! برید تو خیابون خب!
پیرمرد سمت راستیم هم اواسط فیلم یه چرت زد.
مگه ایرانه؟! برید تو خیابون خب!
پیرمرد سمت راستیم هم اواسط فیلم یه چرت زد.
🤣20🤯4
ASHK | اشک
چرا باید دو نفر بیان به تماشای همچین فیلمی و نصف فیلم رو در حال مالیدن و وررفتن با همدیگه باشن، و دقیقاً هم کنار من بشینن؟ بله، منم جای اونا بودم بعد از تمومشدن فیلمی که نصفشو ندیدم، دست میزدم! مگه ایرانه؟! برید تو خیابون خب! پیرمرد سمت راستیم هم اواسط فیلم…
انتظار نداشتم اینقد شلوغ باشه ولی. با چاشنی شانس نیم ساعت قبل از شروع سانس رسیدم، و دیدم یه صف طولانی کشیده شده از جلوی در. ظرفیت سالنش حدود ۱۵۰ نفر بود و من نفر ۱۲۸م بودم. رایگان بودنش هم بیتاثیر نبود!
❤5
علاقهی این ایتالیاییها به آفتاب رو نمیفهمم. هرچی ما دنبال سایه میگردیم، اینا دنبال آفتابن.
🤣24❤8🕊1
ASHK | اشک
به اون دوست آذریم که مانگا رو بهم داده بود، پیام دادم که کِی هستی بیارم پسش بدم. فهمیدم (بدون خداحافظی) پریروز برای کارای تحقیقاتی رفته ژاپن. یه جوری تعریف میکنه انگار یه سیارهی دیگهست. میگه این سهروز هنوز ندیدم بیرون کسی سیگار بکشه. از این پشمامون ریخته…
دوستم چند روز پیش گفت داره برمیگرده از ژاپن. گفتم از سوغاتی هم استقبال میکنیم. دیروز رفتم پیشش و این جعبه رو بهم داد. گفت کوزوموچی یه شیرینیه که خودشون هم رسم دارن سوغاتی میدن. یکیش رو خوردم، خیلی نرم و جدید بود برام.
دوست ژاپنیش بهش چای لاکژری هدیه داده بود، و آورد دم کرد خوردیم. یه بسته چای سبز، و یه بسته چای بِه؟
هرچی رو از حرفهاش یادم بیاد بهتون میگم.
دوست ژاپنیش بهش چای لاکژری هدیه داده بود، و آورد دم کرد خوردیم. یه بسته چای سبز، و یه بسته چای بِه؟
هرچی رو از حرفهاش یادم بیاد بهتون میگم.
❤14
ASHK | اشک
Photo
خودشون بیشتر چای سبز مینوشن، اونم سرد (نه داغ). میگفت سیگار کشیدن تو خیابونا ممنوعه و فقط محلهای خاصی اجازه دارن سیگار بکشن. و هیچ سطل زبالهای هم در خیابونا نیست. بنابراین اصن چیزی در حین راه رفتن نمیخورن. و اگه آشغالی هم داشته باشن با خودشون راه میبرن تا وقتی برن خونهای جایی.
میگفت کار براشون خیلی مهمه. سر کار هیشکی از گوشیش استفاده نمیکنه. مشتری و ارباب رجوع اونجا حکم خدا رو داره اینقد که بهش احترام میذارن.
تو اتوبوس هیچ صدایی از کسی درنمیاد، چون همه دارن خسته از سر کار برمیگردن. خیلیا اصن میخوابن تو راه. حتی یکی از اعلامیههایی که از بلندگو پخش میشه اینه که ولوم گوشیتون پایین باشه.
هزینهی حملونقل زیاده، در حالی که رستورانها به نسبت ارزونن. مسیری که میخواسته از توکیو بره به شهرش، قطار سریعالسیر گرونتر بوده از هواپیما! داخل اتوبوس میشه پول رو با دستگاه خرد کرد، و راننده هیچ دخالتی نداره. اگر هم کارت داشته باشی یه بار موقع ورود میزنی، یه بار خروج (مث متروی تهران). نقشهی متروش خیلی پیچیدهس، و گرون هم هست.
در مورد سرعت اینترنتش گفت تفاوت خاصی احساس نکرده با ایتالیا. اما فرودگاه شانگهای و پکن که میخواسته هواپیما عوض کنه، همهچی فیلتر بوده. و یه ربع هم ازش بازجویی میکردن!
میگه مردمش خیلی منزوی و سردن و انگار بیاحساسن و خودشون رو کنترل میکنن. فوقش دو سال بتونم اونجا دووم بیارم، نه بیشتر (تو دلم گفتم ولی من بهشون شبیهم). اما کرهایها احساساتیترن. میگه آلمانیها هم همینطورن، اما مغرور و با اعتماد بهنفسن؛ درحالی که ژاپنیها انگار خجالتیان. ولی وقتی الکل میخورن گویا شخصیتشون برعکس میشه، و مث ایتالیاییها پرسروصدا میشن!
پرسیدم به خاطر تفاوت چهرهت تا حالا حس نکردی بهت بیشتر نگاه میکنن و اینا. گفت اونا به خودشون هم نگاه نمیکنن. سرشون تو لاک خودشونه. از هر سه نفر هم یکی ماسک زده. بدون هیچ دلیل خاصی!
آها، گفت خوابگاهشون هم موکت بوده و باید کفشها رو دم در ساختمون درمیآوردن! از نظر آبوهوایی هم مث انگلیسه، و خیلی باد میومده.
باز اگه سوالی دارین بپرسین!
میگفت کار براشون خیلی مهمه. سر کار هیشکی از گوشیش استفاده نمیکنه. مشتری و ارباب رجوع اونجا حکم خدا رو داره اینقد که بهش احترام میذارن.
تو اتوبوس هیچ صدایی از کسی درنمیاد، چون همه دارن خسته از سر کار برمیگردن. خیلیا اصن میخوابن تو راه. حتی یکی از اعلامیههایی که از بلندگو پخش میشه اینه که ولوم گوشیتون پایین باشه.
هزینهی حملونقل زیاده، در حالی که رستورانها به نسبت ارزونن. مسیری که میخواسته از توکیو بره به شهرش، قطار سریعالسیر گرونتر بوده از هواپیما! داخل اتوبوس میشه پول رو با دستگاه خرد کرد، و راننده هیچ دخالتی نداره. اگر هم کارت داشته باشی یه بار موقع ورود میزنی، یه بار خروج (مث متروی تهران). نقشهی متروش خیلی پیچیدهس، و گرون هم هست.
در مورد سرعت اینترنتش گفت تفاوت خاصی احساس نکرده با ایتالیا. اما فرودگاه شانگهای و پکن که میخواسته هواپیما عوض کنه، همهچی فیلتر بوده. و یه ربع هم ازش بازجویی میکردن!
میگه مردمش خیلی منزوی و سردن و انگار بیاحساسن و خودشون رو کنترل میکنن. فوقش دو سال بتونم اونجا دووم بیارم، نه بیشتر (تو دلم گفتم ولی من بهشون شبیهم). اما کرهایها احساساتیترن. میگه آلمانیها هم همینطورن، اما مغرور و با اعتماد بهنفسن؛ درحالی که ژاپنیها انگار خجالتیان. ولی وقتی الکل میخورن گویا شخصیتشون برعکس میشه، و مث ایتالیاییها پرسروصدا میشن!
پرسیدم به خاطر تفاوت چهرهت تا حالا حس نکردی بهت بیشتر نگاه میکنن و اینا. گفت اونا به خودشون هم نگاه نمیکنن. سرشون تو لاک خودشونه. از هر سه نفر هم یکی ماسک زده. بدون هیچ دلیل خاصی!
آها، گفت خوابگاهشون هم موکت بوده و باید کفشها رو دم در ساختمون درمیآوردن! از نظر آبوهوایی هم مث انگلیسه، و خیلی باد میومده.
باز اگه سوالی دارین بپرسین!
❤22👍1
Forwarded from داستان هنر
یک عکاس استرالیایی از سال ۲۰۱۵ زمان زیادی رو در موزه ها گذروند تا بین اثار هنری و بازدیدکنندهها اشتراک پیدا کنه و نتیجهاش شد این تصاویر :
▪️ 〚 #Photography 〛
🤩 〚 @TheStoriesOfArt 〛
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤11