اینجا در مرکز شهر، خونهایه که فردریش نیچه شیش ماه زندگی کرده، و کتاب این است انسان رو نوشته. روبروش همون میدانیه که برای اولین بار دچار جنون میشه و غش میکنه. پشت خونهش هم این پاساژ زیباست.
❤19🔥3😢1
الان یادم اومد پریروز تو پیکنیک یه سوتی خندهدار دادم. یه دختره ژاپنی اومد که تقریباً دو ماه پیش دیده بودمش و چند دقیقه صحبت کرده بودیم. بهش گفتم ها تو فلانی بودی! گفت نه، فلانی رو میشناسم اون چینیه، من ژاپنی.
خجالتآور بود. قبول کنین سخته تشخیص بعضیا! بعدش البته یادم اومد این کیه و درمورد انیمه و اینا صحبت کردهبودیم، اما دیگه کار از کار گذشته بود.
خجالتآور بود. قبول کنین سخته تشخیص بعضیا! بعدش البته یادم اومد این کیه و درمورد انیمه و اینا صحبت کردهبودیم، اما دیگه کار از کار گذشته بود.
🤣33😭4❤2👍2😐1
ولی اینکه اروپاییها زبانهاشون بههم نزدیکه و میتونن سریع یه زبان جدید یاد بگیرن، اصلاً عادلانه نیست!
چند روز پیش یه دختره رو دیدم که ایتالیایی صحبت میکرد، و وقتی فهمیدم فرانسویه، تعجب کردم. پرسیدم چجوری اینقد خوب صحبت میکنی؟ گفت اول اینکه به فرانسوی خیلی نزدیکه، بعدشم شغلم آموزش کودکانه؛ دو ماه با بچهها سروکله زدم یاد گرفتم. اول انتظار داشتم بگه دو سال، بعد دیدم باز اون خیلی زیاد میشه. گفتم یعنی همش دو ماه طول کشید؟ گفت آره! گفتم پس باید برم یه بچهای چیزی پیدا کنم ازش یاد بگیرم. دیگه نگفتم که بیا خودمون بچه درست کنیم، چون برای اولین مکالمه زیادی بود!
ساکنین کشورهایی که زبانشون زیرشاخهی لاتینه، همینطوری سریع میتونن یه زبان جدید یاد بگیرن (نسبت به ماها). اینجوریه که خیلیهاشون به دوتا زبان دیگه هم میتونن صحبت کنن. از اون طرف ساکنین کشورهای شمال اروپا هم چون زبانهاشون بههم نزدیکه، یکی دوتا زبان نزدیکش رو هم بلدن. مثلاً زبان سومشون (چون دوم انگلیسیه) معمولاً آلمانیه، چون نزدیکن به هم.
حالا دیگه وارد این بحث که میتونن آزادانه داخل اتحادیهی اروپا کار و زندگی کنن، نمیشم، چون دیگه واقعاً دردش احساس میشه.
چند روز پیش یه دختره رو دیدم که ایتالیایی صحبت میکرد، و وقتی فهمیدم فرانسویه، تعجب کردم. پرسیدم چجوری اینقد خوب صحبت میکنی؟ گفت اول اینکه به فرانسوی خیلی نزدیکه، بعدشم شغلم آموزش کودکانه؛ دو ماه با بچهها سروکله زدم یاد گرفتم. اول انتظار داشتم بگه دو سال، بعد دیدم باز اون خیلی زیاد میشه. گفتم یعنی همش دو ماه طول کشید؟ گفت آره! گفتم پس باید برم یه بچهای چیزی پیدا کنم ازش یاد بگیرم. دیگه نگفتم که بیا خودمون بچه درست کنیم، چون برای اولین مکالمه زیادی بود!
ساکنین کشورهایی که زبانشون زیرشاخهی لاتینه، همینطوری سریع میتونن یه زبان جدید یاد بگیرن (نسبت به ماها). اینجوریه که خیلیهاشون به دوتا زبان دیگه هم میتونن صحبت کنن. از اون طرف ساکنین کشورهای شمال اروپا هم چون زبانهاشون بههم نزدیکه، یکی دوتا زبان نزدیکش رو هم بلدن. مثلاً زبان سومشون (چون دوم انگلیسیه) معمولاً آلمانیه، چون نزدیکن به هم.
حالا دیگه وارد این بحث که میتونن آزادانه داخل اتحادیهی اروپا کار و زندگی کنن، نمیشم، چون دیگه واقعاً دردش احساس میشه.
❤24🤣12👍8🤝4
هیچچیزی به اندازهی زمانی که سهکیلو موز به یک یورو گیر میارم، خوشحالم نمیکنه.
🍓25❤2👍1👏1
شوشن در ایتالیا
قیمت یه وعده غذا چقدره؟
اگه بورس داشته باشی، کل این وعده ۲.۵ یوروعه.
اگه بورس داشته باشی، کل این وعده ۲.۵ یوروعه.
ناهار امروز. گفتم پاستا (کربوهیدرات) نریزه، به جاش دوبرابر مرغ بریزه، با همون قیمت.
❤13👍2
ASHK | اشک
به اون دوست آذریم که مانگا رو بهم داده بود، پیام دادم که کِی هستی بیارم پسش بدم. فهمیدم (بدون خداحافظی) پریروز برای کارای تحقیقاتی رفته ژاپن. یه جوری تعریف میکنه انگار یه سیارهی دیگهست. میگه این سهروز هنوز ندیدم بیرون کسی سیگار بکشه. از این پشمامون ریخته…
استوری دوستمون.
از جاهایی که باید در توکیو برم؛ رستورانی که در کیلبیل ازش الهام گرفته شده.
از جاهایی که باید در توکیو برم؛ رستورانی که در کیلبیل ازش الهام گرفته شده.
❤6🆒2
دیروز یه صحنهی جالب دیدم تو فروشگاه.
موقعی که خواستم حساب کنم بیام بیرون، دیدم یه خانمه سر صندوق کناری منتظره تا اون صندوقدار بیاد خریدهاشو واسش بذاره داخل پلاستیک! یعنی حاضر بود پنج دقیقه از وقتش رو در انتظار تلف کنه، اما دست به سیاهوسفید نزنه. بهش هم نمیاومد از این اداییها باشه، ولی انگار بود.
عجیبه! شهر عجیبیه!
موقعی که خواستم حساب کنم بیام بیرون، دیدم یه خانمه سر صندوق کناری منتظره تا اون صندوقدار بیاد خریدهاشو واسش بذاره داخل پلاستیک! یعنی حاضر بود پنج دقیقه از وقتش رو در انتظار تلف کنه، اما دست به سیاهوسفید نزنه. بهش هم نمیاومد از این اداییها باشه، ولی انگار بود.
عجیبه! شهر عجیبیه!
🤯16❤3🤣1
در همین راستا امشب با اشکان خطیبی هم لاس زدم و حال داد.
اول تشکر کردم ازش و دستش رو فشردم، بعد گفتم چند نفر بهم گفتن شبیه شمام، ولی من مخالفم؛ شما خوشگلتری! خندید.
اول تشکر کردم ازش و دستش رو فشردم، بعد گفتم چند نفر بهم گفتن شبیه شمام، ولی من مخالفم؛ شما خوشگلتری! خندید.
🔥28❤4👎1
ASHK | اشک
در همین راستا امشب با اشکان خطیبی هم لاس زدم و حال داد. اول تشکر کردم ازش و دستش رو فشردم، بعد گفتم چند نفر بهم گفتن شبیه شمام، ولی من مخالفم؛ شما خوشگلتری! خندید.
داستان از این قراره که اینجا یه برنامهای گذاشتن به نام رزهای پارس، که یه سری #فیلم کوتاههایی رو اکران میکنن که توسط کارگردانان زن ایرانی ساخته شدن؛ برای گرامیداشت زنان، و شناسوندن ایران معاصر به بینندگان ایتالیایی. در سه هفته برگزار میشه و هفتهای یک شب. هفتهی اولش رو نتونستم برم و شلوغ هم شده بود انگار. دیشبیه رو رفتم و چون بازم دیدن استقبال زیاده، یه سالن دیگه هم اضافه کردن و ما جا شدیم. اکثراً ایرانی بودیم، اما ایتالیایی هم به چشم میخورد. فیلماش اینا بود:
I’m Trying to Remember (پگاهآهنگرانی)
Scool (کیمیا رحمانی)
Last Tango in Tehran (کیمیا رحمانی)
Raya (سپیده برنجی)
Falling Up (مریم بختیاری)
فیلم اولش رو قبلاً دیده بودم و از بقیهش بیشتر دوس داشتم. دیشب هم مث بار اول کلی اشک ریختم. خوشحالم که سالن سینما تاریکه!
I’m Trying to Remember (پگاهآهنگرانی)
Scool (کیمیا رحمانی)
Last Tango in Tehran (کیمیا رحمانی)
Raya (سپیده برنجی)
Falling Up (مریم بختیاری)
فیلم اولش رو قبلاً دیده بودم و از بقیهش بیشتر دوس داشتم. دیشب هم مث بار اول کلی اشک ریختم. خوشحالم که سالن سینما تاریکه!
❤15
آخرش داشت صحبت میکرد. نمیدونم ایتالیاییش در چه حده، اما مترجم داشت از فارسی به ایتالیایی. بعد اومد از ایتالیاییها تعریف کرد یه کم. گفت: «من خانوادهم سی ساله انگلیس زندگی میکنن، اما وقتی خواستم از ایران بیام و به ویزا نیاز داشتم، بهم ندادن. در حالی که ایتالیا نه تنها بهم ویزا داد، بلکه اجازه هم دادن هنرم رو به عرضه کنم.» حالا نمیدونم این قضیه چقدش به بوروکراسی مربوطه، چقد به سیاست و چقد به انساندوستی، اما خب جالب بود در کل.
بعدش تموم شد و میخواستم برم بیرون، و نه قصد عکس و امضا گرفتن داشتم، و نه صحبتکردن. رفته بود دم در برای خوشآمد، و من باید از جلوش رد میشدم. اون لحظه خیلی سریع اتفاق افتاد و یهو نوبت من شد، و منم گفتم حالا یه چیزی بگم. و اونقد بدون آمادگی رفتم جلو که هول شدم و فکر کنم زبونم هم گرفت یه لحظه و اون حرفا رو زدم. بعد همونجا دوتا دختر بودن و قبل از اینکه جملهمو تموم کنم یه "هوا برت داشته تو کجات شبیه اشکان خطیبیهی خاصی" تو چهرهشون بود.😂
بعدش تموم شد و میخواستم برم بیرون، و نه قصد عکس و امضا گرفتن داشتم، و نه صحبتکردن. رفته بود دم در برای خوشآمد، و من باید از جلوش رد میشدم. اون لحظه خیلی سریع اتفاق افتاد و یهو نوبت من شد، و منم گفتم حالا یه چیزی بگم. و اونقد بدون آمادگی رفتم جلو که هول شدم و فکر کنم زبونم هم گرفت یه لحظه و اون حرفا رو زدم. بعد همونجا دوتا دختر بودن و قبل از اینکه جملهمو تموم کنم یه "هوا برت داشته تو کجات شبیه اشکان خطیبیهی خاصی" تو چهرهشون بود.😂
❤19👍1
ASHK | اشک
چند نفر بهم گفتن شبیه شمام، ولی من مخالفم
بیا اینم شاهد!
دوستمون اصن تو چنل نیست و خبر نداشت از قضیه!
جالب.
دوستمون اصن تو چنل نیست و خبر نداشت از قضیه!
جالب.
❤11👍1
ASHK | اشک
امروز ظهر با یه استاد قرار داشتم که راجع به پایاننامه صحبت کنیم. به موقع رسیدم، رفتم داخل. موضوعات رو برام توضیح داد. منو برد آزمایشگاها رو یکییکی نشون داد و دستگاها رو. هیچی نمیدونستم از اون دستگاها، اما فکر کنم طبیعیه، و یاد میگیرم. سهچهارتا موضوع متفاوت…
بعد از چهار ماه تازه قرار شده که برم اینجا. امروز رفتم و خود استاده نبود. یه خانمی که قرار شده مسئول کارای من باشه و تازه از مرخصی زایمان برگشته، برام یه کم برنامهی کاری رو توضیح داد. گفت میتونی واسه خودت یه باکس قهوه بگیری و هروقت خواستی بری تو آشپزخونه و از دستگاه استفاده کنی. یا اینکه از مال خودم بهت بدم. گفتم نه اونقدا قهوه نمیخورم اصن. گفت آره یادم نبود تو ایتالیایی نیستی!
بیشتر مدت باهام ایتالیایی حرف میزد و پشماش ریخته بود که چطور به این خوبی متوجه میشم با اینکه فقط تا A2 خوندم. حالا منم به روی خودم نیاوردم که ۱۰۰ درصدی متوجه نمیشم ولی میتونم کلیت جمله رو درک کنم از روی اون کلماتی که متوجه میشم. گفتم وقتی با من مستقیم صحبت کنن بیشتر میفهمم نسبت به وقتی که با خوداشون حرف میزنن. اما خب خودم انگلیسی جوابشو میدادم.
در آخر هم پرسید بعدش میخوای چکار کنی، گفتم دنبال کار میگردم. گفت تو که مهندسی هستی حتماً برات کار پیدا میشه و سخت نیست، اما اکیداً توصیه میکنم ایتالیا نمون چون حقوق و مزایامون پایینه و این حرفا. حالا من یه ساعت داشتم دلیل میآوردم که اصن من ایرانیام و این دلیل خوبیه که کار پیداکردن برام کار سختیه، و اون میگفت نه، ربطی نداره. آره خلاصه.
بیشتر مدت باهام ایتالیایی حرف میزد و پشماش ریخته بود که چطور به این خوبی متوجه میشم با اینکه فقط تا A2 خوندم. حالا منم به روی خودم نیاوردم که ۱۰۰ درصدی متوجه نمیشم ولی میتونم کلیت جمله رو درک کنم از روی اون کلماتی که متوجه میشم. گفتم وقتی با من مستقیم صحبت کنن بیشتر میفهمم نسبت به وقتی که با خوداشون حرف میزنن. اما خب خودم انگلیسی جوابشو میدادم.
در آخر هم پرسید بعدش میخوای چکار کنی، گفتم دنبال کار میگردم. گفت تو که مهندسی هستی حتماً برات کار پیدا میشه و سخت نیست، اما اکیداً توصیه میکنم ایتالیا نمون چون حقوق و مزایامون پایینه و این حرفا. حالا من یه ساعت داشتم دلیل میآوردم که اصن من ایرانیام و این دلیل خوبیه که کار پیداکردن برام کار سختیه، و اون میگفت نه، ربطی نداره. آره خلاصه.
❤16
اگه #سریال فوقالعادهی بوجک هورسمن رو دیده باشید، میبینید که ارجاعات خیلی زیادی به فیلمها، نقاشیها، اخبار سلبریتیها و اتفاقات روز دنیا داره، که شاید حتی متوجه بعضیاش نشیم. با کمک دوست نازم شکیبا، میخوام تعدادی از ارجاعاتش به نقاشیهای معروف رو در چند قسمت پست کنم.
❤9
بخش اول از ارجاعات بوجک هورسمن به نقاشیها
نام آثار به ترتیب:
1- Dance, Henry Matisse, 1910.
2- Portrait of an Artist (Pool with Two Figures), David Hockney, 1972.
3- Blue Horse, Franz Marc, 1911.
4- Untitled, Louis Wain, ? date.
5- Olympia, Édouard Manet, 1863.
#نقاشی
نام آثار به ترتیب:
1- Dance, Henry Matisse, 1910.
2- Portrait of an Artist (Pool with Two Figures), David Hockney, 1972.
3- Blue Horse, Franz Marc, 1911.
4- Untitled, Louis Wain, ? date.
5- Olympia, Édouard Manet, 1863.
#نقاشی
🔥9👍3❤2