ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
ASHK | اشک
#ونیز
#موزه #ونیز روز اول
1- The Thinker, Auguste Rodin, 1880-1904.
2- Ileana Sonnabend, Andy Warhol, 1973.
3- The Christmas of Those Left Behind, Angelo Morbelli, 1903.
4- Sewing the Sail, Joaquìn Sorolla, 1896.
5- The Artist's House, Umberto Moggioli, 1918.
6- The Young Maidens, Felice Casorati, 1912.
7- Nude Before a Mirror, Pierre Bonnard, 1931.
8- Judith II, Gustav Klimt, 1909.
9- Perseus Turns Phineus to Stone by Brandishing the Head of Medusa, Franz von Stuck, 1908.
10- La Pisana, Arturo Martini, 1928.
#نقاشی
5
ASHK | اشک
#سفر ونیز روز اول، ۱۳ کیلومتر پیاده‌روی: بلیت اتوبوسم ساعت ۸:۵۰ بود. هفت‌ونیم بیدار شدم و ۸ خارج. به موقع رسیدم و همه‌چی اوکی بود. با یه ترفند که فقط به ذهن یه ایرانی می‌رسه، هزینه‌ی رفت‌وبرگشتم فقط ۱۰ یورو شده بود. اومدم عوض اتوبوس مستقیم، دوتیکه‌ش کردم…
ادامه‌ی #سفر:
اطراف کلیسای جامع شهر بودم. دیدم شارژ دارم و بیکارم، زنگ زدم خونه با والدینم ویدیوکال کردم و بهشون خبر دادم کجام. نگفته بودم به کسی. هنوز تعدادی آدم با لباس‌های کارناوال به چشم می‌خوردن که سوژه‌ی عکس توریست‌ها بودن. بارون باعث شده بود رفت‌وآمد مردم محدود به پیاده‌روی مسقف بشه، و وسط میدون خلوت بود، اما خب تاریک. منطقه رو دور زدم تا وقتم بگذره، چون ساعت ۹ باید می‌رفتم رستورانی که غذا رزرو کرده بودم. یه اپ هست که می‌تونی با قیمت خیلی کمتر، غذاهایی که از کافه‌ها رستوران‌ها فروش نرفته رو بگیری، که دور نریزن. و معمولاً هم معلوم نیست چی بهت میدن. منم با ۳ یورو یه‌چی رزرو کرده بودم. طول کشید تا رستورانه رو پیدا کنم (عکس اول). داخلش یکی داشت گیتار می‌زد و خیلی‌ شلوغ بود. منم با کوله‌ی بزرگم رفتم تو، و به سختی می‌تونستم تکون بخورم. فروشنده بهم یه ظرف داد که روش فویل کشیده شده بود. داخلش چهارتا چیز بود که نفهمیدم چی‌ان! یه حالت نون/شیرینی که داخلش یه سری خرت‌وپرت هم داشت، از جمله کالباس، که من اولیش رو ندونسته خوردم (عکس ۲). شامم رو در حال پیاده‌روی به سمت ایستگاه قطار خوردم. هم‌چنان داشت بارون میومد از صبح، و منم که بدون چتر.
بدی یا شاید هم خوبی ونیز اینه که فقط پیاده یا فوقش با دوچرخه میشه رفت‌وآمد کرد. البته خودشون که معمولاً قایق دارن. و این یعنی خیلی باید پیاده‌روی کرد، با اینکه شهر بزرگی نیست. طول شهر رو میشه در عرض ۴۰-۳۰ دقیقه پیاده طی کرد. ونیز از بیش از ۱۱۵ مینی‌جزیره‌ تشکیل شده که اینا با پل به‌هم وصل شدن. بنابراین کوتاه‌ترین مسیر لزوماً یه مسیر مستقیم نیست، چون از هرجا که بخوای بری، شاید پل نداشته باشه. چیزی که بیش از هر چیزی پشمامو می‌ریزوند، این بود که عمر بیشتر این ساختمونا چندصد ساله! خلاصه، خودمو رسوندم به ایستگاه قطار (عکس ۳). بلیت گرفتم و چند دقیقه بعد راه افتادم. اولین کار، زدن گوشیم به پریز داخل قطار بود.
شهر کناری ونیز اسمش هست مِستْره. ارزون‌تره و خلوت‌تر. برای افراد بی‌بضاعتی مث ما به‌صرفه‌تره که رفت‌وآمد کنیم و روزی ۳ یورو بیش‌تر بدیم اما ونیز نمونیم. شهرهای توریستی همینن. پنج دقیقه پیاده از ایستگاه تا هاستلم راه بود. یه ساختمون خیلی بزرگ ۸ طبقه بود و تصور اینکه ممکنه این‌همه اتاق و مسافر داشته باشه، روانیم کرد. رفتم چک‌این کردم (عکس ۴ تا ۶). ۲۵ یورو برای یک شب. بهم کارت اتاق رو داد، و بغلی از روتختی و روبالشی. گفت خودت باید بکشی رو تخت! و گس وات؟ تخت بالا بهم افتاده بودم. همیشه برام سوال بود که چجوری تو هاستل‌ها روکش تخت‌های بالا رو تعویض می‌کنن.
طبقه‌ی دوم ساختمون بودم و اگه اشتباه نکنم حدود ۴۲تا اتاق داشت اون طبقه! اتاقم شش‌تخته بود (عکس آخر). وارد شدم، و تختم رو پیدا کردم: شماره‌ی ۴. تخت زیریم جای کسی بود که خودش نبود. یه تخت دیگه توسط دوتا دختر فرانسوی اشغال شده بود. پایینیه بهم سلام کرد. یه پسر دیگه اونور تخت بالایی بود و پایینش کسی نبود. صدای آب از سرویس می‌اومد؛ یکی حموم بود. سعی می‌کردم خیلی یواش و بی‌صدا کارامو انجام بدم و لباسامو دربیارم. الان که فکر می‌کنم، همه بیدار بودن و نیازی نبود. یهو دخترا پاشدن رفتن بیرون نمی‌دونم چکار، و من غنیمت‌ دونستم که شلوارمو عوض کنم. رفتم سرویس. بعداً فهمیدم شلوارمو برعکس پوشیده بودم، اما خب مهم نبود! حالا سخت‌ترین بخش روزم رسیده بود، یعنی کشیدن روتختی‌ها. دیدم نمیشه، بی‌خیال شدم، و فقط پهن‌شون کردم. بعد از مسواک و نخ‌دندون، وقت استراحت بود. پسر پایینی هم اومد و فهمیدم ایتالیاییه. چراغو خاموش کردم و رفتم بالا. درگیر گوشی و چت‌کردن شدم. دخترا اومدن سر جاشون. گوشیمو زدم به usb بالای سرم. خیلی راه رفته بودم و به استراحت نیاز داشتم، اما تخت کناری شروع به خروپف کرد. امیدوارم بتونم بخوابم.
ادامه دارد...
9
ASHK | اشک
#ونیز
#ونیز شب دوم.
عکس‌ها رو از اینترنت برداشتم، جز سومی.
7
به اون دوست آذریم که مانگا رو بهم داده بود، پیام دادم که کِی هستی بیارم پسش بدم. فهمیدم (بدون خداحافظی) پریروز برای کارای تحقیقاتی رفته ژاپن. یه جوری تعریف می‌کنه انگار یه سیاره‌ی دیگه‌ست.
میگه این سه‌روز هنوز ندیدم بیرون کسی سیگار بکشه. از این پشمامون ریخته که گفت تو همون فرودگاه که رسیدم، کارت اقامتم رو دادن! (اروپا کلی دردسر و علافی داره گرفتن این کارت.) ولی می‌گفت بهترین قسمتش تا الان توالت‌هاشون بوده! خودش اتومات می‌شوره و خشکت می‌کنه؛ لذت خالص. تصورش هم زیباست.
باید برم ژاپن در آینده! اما ازدحام و تراکم جمعیت‌شون برام ترسناکه.
🔥11👍4😱21🤣1
ASHK | اشک
📚 Colorless Tsukuru Tazaki and His Years of Pilgrimage ✏️ Haruki Murakami #گزیده
دیروز که از شلوغی ژاپن گفتم، یادم افتاد قصد داشتم یه تیکه‌ی مرتبط از فصل آخر این کتابو بذارم اینجا. حالا با دخل و تصرف، خلاصه‌ش کردم:

ایستگاه شینجوکو در گینس به عنوان پرترددترین ایستگاه دنیا ثبت شده، با حدود ۳.۵ میلیون مسافر در روز! ۱۳ خط اینجا به هم می‌رسن که به طرز پیچیده‌ای مهندسی شده. در ساعات شلوغی، این هزارتو تبدیل به دریایی از انسان میشه. اینجاشو خیلی خوب گفته. نوشته جریان‌های انسانی موقع تعویض خط درهم تنیده میشن و احتمال پدیدآمدن گرداب‌های خطرناکی وجود داره. ولی جای بسی تعجب داره که پنج روز کاری هفته تقریباً بدون هیچ مشکل خاصی کنترل میشه. صبح‌ها وضعش از عصرها بدتره، چون مردم خسته‌ن، بیشتر عجله دارن که برن ورود بزنن، بین خواب و بیداری‌ان، و هیچکس مود خوبی نداره. فقط افراد خیلی خوش‌شانس صندلی گیرشون میاد. اگه قرار باشه حادثه‌ی تروریستی‌ای چیزی اتفاق بیفته، راهی برای جلوگیری ازش نیست، و عده‌ی خیلی زیادی کشته میشن. سیل جمعیت که از پله‌ها بالا و پایین میرن، اگه پای یه نفر اشتباهی از پشت بخوره به کفش شما و درش بیاره، دیگه باید قید اون کفش رو بزنید، انگار که توسط تل ماسه بلعیده شده باشه و برای همیشه ناپدید. چنین آدم بدشانسی، روز درازی پیش‌ رو داره، چون باید با یه لنگه‌کفش بلنگه!
#گزیده
6👍4🤝1
بعدش نوشته بود که در اوایل دهه‌ی ۹۰ میلادی، یه عکس از این ایستگاه در یکی از روزنامه‌های امریکا چاپ شد که ترند شده بود. این عکس نشون می‌داد که مسافران این ایستگاه همه با چهره‌هایی درهم‌رفته دارن به پایین نگاه می‌کنن (ظاهراً چنین اتفاقی در واقعیت نیفتاده و جزو داستان موراکامیه. اما مشابه چنین عکسی باید باشه). و روزنامه نوشته که علی‌رغم اقتصاد روبه‌رشد ژاپن، مردمش سرافکنده و ناخشنود هستن.
بعد موراکامی از زبان قهرمان داستان میگه که با این عکس، ژاپنی‌ها آدم‌های افسرده‌ای نشون داده شدن، درحالی‌که نمیشه زیاد چهره‌ی افراد رو تشخیص داد وقتی سرشون پایینه. و هر مسافری در اون شرایط به تنها چیزی که فکر می‌کنه اینه که سر نخوره و کفشش رو از دست نده؛ برای همین سرشون پایینه، نه به‌خاطر افسردگی. اما اینکه یه ملت نتونن بدون ترس از‌دست‌دادن کفششون هرروز برن سر کار، منطقیه که افسرده هم بشن.
خلاصه اینجوری.
8👍1👏1💯1
با توجه به اینکه تقریباً تمام فیلم‌های مهم ۲۰۲۳ رو دیدم و اسکار هم فردا شبه، می‌خوام رتبه‌بندی خودم رو اعلام کنم. الان یادم اومد هیچ انیمیشنی ندیدم امسال! اگر فیلمی اینجا نیست، یعنی یا خوشم نیومده، یا ندیدمش. این‌که اکانت سایت ۳۰نمای دوستی رو که استفاده می‌کردم هم منقضی شده، بی‌تاثیر نبوده در کم‌تر فیلم‌دیدنم. #فیلم

1- Poor Things 🇬🇧
2- Anatomy of a Fall 🇫🇷
3- About Dry Grasses 🇹🇷
4- Saltburn 🇬🇧
5- Maestro 🇺🇸
6- The Killer 🇺🇸
7- Oppenheimer 🇬🇧🇺🇸
8- Asteroid City 🇺🇸
9- May December 🇺🇸
10- Killers of the Flower Moon 🇺🇸

Perfect Days 🇯🇵, Past Lives 🇰🇷, Io Capitano 🇮🇹

شما هم می‌تونید نظرتون رو کامنت کنید.
4
با ذکر این‌که تنها گیلتی پلژر من دنبال‌کردن مراسم‌ها و جشنواره‌های فیلمه، به‌خصوص اسکار، می‌خوام به رسم گذشته پیش‌بینی‌ها و نظر خودم رو اعلام کنم.
یه سری رو هم می‌تونم پیش‌بینی کنم و می‌دونم همون میشه، اما بقیه‌ی رقیبانش رو ندیدم که بتونم نظر خودم رو بگم (مثل مستند، انیمیشن، فیلم کوتاه، و ترانه).
می‌دونی، اسکار اینطوریه که یهو به فیلمی جایزه میده که در فصل جوایز جایزه‌ی کمتری گرفته، و کمتر احتمال بردنش هست. مثلاً می‌بینی یهو به‌جای Oppenheimer جوایز اصلی رو داد به Flower Moon یا Poor Things. این رسم‌شون در بعضی انتخاب‌‌هام نقش داشته.
فیلمی/کسی که دوست دارم ببره: 🤩
فیلمی/کسی که پیش‌بینی می‌کنم ببره: 🏆

بازیگر نقش اول مرد:
🤩 Bradley Cooper (Maestro)
🏆 Cillian Murphy (Oppenheimer)

بازیگر نقش مکمل مرد:
🤩 Mark Ruffalo (Poor Things)
🏆 Robert Downey Jr. (Oppenheimer)

بازیگر نقش اول زن:
🤩 Emma Stone (Poor Things)
🏆 Lily Gladstone (Killers of the Flower Moon)

بازیگر نقش مکمل زن:

🤩 Da'Vine Randolph (The Holdovers)
🏆 Da'Vine Randolph (The Holdovers)

طراحی صحنه:
🤩 Asteroid City (Not even nominated)
🏆 Poor Things

طراحی لباس:
🤩 Poor Things
🏆 Poor Things

آرایش مو و چهره:
🤩 Maestro
🏆 Oppenheimer

صدا:
🤩 Oppenheimer
🏆 The Zone of Interest

موسیقی متن:
🤩 Oppenheimer
🏆 Oppenheimer

فیلم‌نامه‌ی اُریجینال:
🤩 Anatomy of a Fall
🏆 Past Lives

فیلم‌نامه‌ی اقتباسی:
🤩 Poor Things
🏆 Oppenheimer

تدوین:
🤩 Oppenhemier
🏆 Oppenhemier

تصویربرداری:
🤩 Poor Things
🏆 Oppenheimer, Killers of the Flower Moon

کارگردان:
🤩 Yorgos Lanthimos
🏆 Martin Scorsese, Christopher Nolan

فیلم غیرانگلیسی‌زبان:
🤩 Anatomy of a Fall (not even nominated)
🏆 The Zone of Interest

بهترین #فیلم:
🤩 Poor Things
🏆 Killers of the Flower Moon, Oppenheimer

پیش‌بینی شما چیه؟
👍64
اجرای جیمی کیمل رو دوس دارم.
یه نکته‌ی جالب گفت. جودی فاستر و رابرت دنیرو ۴۷ سال بعد از اینکه باهم نامزد اسکار شده بودن (برای راننده تاکسی)، امسال دوباره نامزد شدن. اون زمان جودی ۱۴ساله بود و کوچک‌تر از اون بود که بتونه دوس‌دختر دنیرو بشه. الان پیرتر از اونه که بتونه دوس‌دخترش بشه!
🤣73💔1