دیشب یه #فیلم از برگمان دیدم که هر قابش مث یه تابلوی نقاشی بود: سونات پاییزی. چندتاشو میذارم.
بسیار سنگین و غمانگیز بود، با دیالوگهای زیاد. مادری بعد از هفت سال میره خونهی دخترش. اولش همهچی خوب و مهربونه، بعد یهو یاد گذشته میکنن، احساسات سرکوبشده شون میاد بالا، رازها برملا میشن و از خجالت هم درمیان. یه مکالمهی طولانی و طوفانی وسطش داره، و بیشتر فیلم آروم و آهستهس. یه چرت هم زدم قبل از اون طوفان!
بسیار سنگین و غمانگیز بود، با دیالوگهای زیاد. مادری بعد از هفت سال میره خونهی دخترش. اولش همهچی خوب و مهربونه، بعد یهو یاد گذشته میکنن، احساسات سرکوبشده شون میاد بالا، رازها برملا میشن و از خجالت هم درمیان. یه مکالمهی طولانی و طوفانی وسطش داره، و بیشتر فیلم آروم و آهستهس. یه چرت هم زدم قبل از اون طوفان!
❤4
عاشق قدمهای کوچک اما مستمرم، و همیشه سعی کردم در زندگیم انجامش بدم. چیزهای کوچکی که میشه به روتین اضافه کرد، تا تبدیل به عادت یا مهارت بشن. مث عادتهای سلامتی/بهداشتی یا خوندن هرروزهی زبان.
مثلاً از حدود پنج سال پیش با اپ انکی که مخصوص فلشکارته، شروع کردم به مطالعهی واژگان انگلیسی. با اینکه یک سال و نیم از گرفتن مدرک تافلم میگذره و بهطور منطقی به زبان خوندن نیاز ندارم، هنوز هم هرروز دارم از انکی استفاده میکنم و همون کلمات رو دوره میکنم، به اضافهی ایتالیایی. تبدیل به بخش جداییناپذیر زندگیم شده دیگه، همونطور که مسواکزدن.
حالا اینا رو گفتم که بگم خیلی دوس دارم یه مربی یا سایت آموزشیای چیزی باشه که همینطوری یه مهارتی رو کمکم بتونم ازش یاد بگیرم. مثلاً اواسط تابستون با یه سایت آموزش تایپ دهانگشتی آشنا شدم. همون روز ثبتنام کردم و جلسهی اولش رو شروع کردم. تنظیمش کردم روی حداقل تمرین، یعنی روز پنج دقیقه. فکر کنم حدود چهار ماه بعد با روزی حداقل پنج دقیقه تمرین، همهی مراحلش رو با دقت بالای ۹۵ درصد تموم کردم. حالا نه اینکه الان دیگه بدون اشتباه تایپ کنم، ولی کارو یاد گرفتم و نسبت به قبلاً خیلی سریعترم. به اینجور چیزی الان نیاز دارم در زندگیم، راجع به مهارتهای اجتماعی مخصوصاً.
مثلاً از حدود پنج سال پیش با اپ انکی که مخصوص فلشکارته، شروع کردم به مطالعهی واژگان انگلیسی. با اینکه یک سال و نیم از گرفتن مدرک تافلم میگذره و بهطور منطقی به زبان خوندن نیاز ندارم، هنوز هم هرروز دارم از انکی استفاده میکنم و همون کلمات رو دوره میکنم، به اضافهی ایتالیایی. تبدیل به بخش جداییناپذیر زندگیم شده دیگه، همونطور که مسواکزدن.
حالا اینا رو گفتم که بگم خیلی دوس دارم یه مربی یا سایت آموزشیای چیزی باشه که همینطوری یه مهارتی رو کمکم بتونم ازش یاد بگیرم. مثلاً اواسط تابستون با یه سایت آموزش تایپ دهانگشتی آشنا شدم. همون روز ثبتنام کردم و جلسهی اولش رو شروع کردم. تنظیمش کردم روی حداقل تمرین، یعنی روز پنج دقیقه. فکر کنم حدود چهار ماه بعد با روزی حداقل پنج دقیقه تمرین، همهی مراحلش رو با دقت بالای ۹۵ درصد تموم کردم. حالا نه اینکه الان دیگه بدون اشتباه تایپ کنم، ولی کارو یاد گرفتم و نسبت به قبلاً خیلی سریعترم. به اینجور چیزی الان نیاز دارم در زندگیم، راجع به مهارتهای اجتماعی مخصوصاً.
❤12👍3
دیشب اولین مانگای عمرم رو تموم کردم. بالاخره!
چند ماه پیش شروعش کردم که شروع کرده باشم، اما نمیدونستم قراره اینقد طولانی بشه. دو جلد اولش رو دوستم داشت و ازش قرض گرفتم. بقیهشو آنلاین خوندم. هیولا، ۱۸ فاکینگ جلد بود! به عنوان تجربهی اول، و احتمالاً آخر، بد نبود.
چند صفحه طول کشید تا بفهمم مانگا از سمت راست کتاب شروع میشه، نه چپ. و باز چند صفحه طول کشید تا بفهمم هر صفحه از راست به چپ خونده میشه، مثل فارسی.
آخرش یه جملهی خوب داشت، به این شکل:
All lives were equal to you, but you've noticed by now the only thing all humans are equal in, is death.
چند ماه پیش شروعش کردم که شروع کرده باشم، اما نمیدونستم قراره اینقد طولانی بشه. دو جلد اولش رو دوستم داشت و ازش قرض گرفتم. بقیهشو آنلاین خوندم. هیولا، ۱۸ فاکینگ جلد بود! به عنوان تجربهی اول، و احتمالاً آخر، بد نبود.
چند صفحه طول کشید تا بفهمم مانگا از سمت راست کتاب شروع میشه، نه چپ. و باز چند صفحه طول کشید تا بفهمم هر صفحه از راست به چپ خونده میشه، مثل فارسی.
آخرش یه جملهی خوب داشت، به این شکل:
All lives were equal to you, but you've noticed by now the only thing all humans are equal in, is death.
❤11