Forwarded from وهمِ سبز
واقعاً مغزم مثل مرورگری میمونه که ۴۰ تا تب توش بازه.
🥰1
Forwarded from سینما پارادیـزو
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▪️پیام دیوید لینچ به ولادیمیر پوتین
ـــ قانونی در طبیعت وجود دارد، قانونی سخت و فوری و آن قانون این است که هرآنچه بکاری همان را درو خواهی کرد و در حال حاضر جناب پوتین، شما در حال کاشتن بذر مرگ و ویرانی هستید. این مرگ و ویرانی به طور کامل به شما بازخواهد گشت و در این صحنه بزرگی که در آن حضور داریم، بینهایت وقت هست تا شما آنچه کاشتهاید را درو کنید.
🎥 @CinemaParadisooo
ـــ قانونی در طبیعت وجود دارد، قانونی سخت و فوری و آن قانون این است که هرآنچه بکاری همان را درو خواهی کرد و در حال حاضر جناب پوتین، شما در حال کاشتن بذر مرگ و ویرانی هستید. این مرگ و ویرانی به طور کامل به شما بازخواهد گشت و در این صحنه بزرگی که در آن حضور داریم، بینهایت وقت هست تا شما آنچه کاشتهاید را درو کنید.
🎥 @CinemaParadisooo
❤1
دیشب با یه رومانیایی صحبت میکردم، اونم میگفت امکانش هست بعدش نوبت ما بشه، و کلا شرایط فاکداپیه 😢
و گفت به عنوان کسی که سیزده ساله اینجام بهت میگم خودتو از لحاظ روانی برای مواجهشدن با نژادپرستی آماده کنی (البته نه نژادپرستیای که قابل دیدن و شنیدن باشه، بلکه در باطن)
https://t.me/Bigmajnoon/3472
و گفت به عنوان کسی که سیزده ساله اینجام بهت میگم خودتو از لحاظ روانی برای مواجهشدن با نژادپرستی آماده کنی (البته نه نژادپرستیای که قابل دیدن و شنیدن باشه، بلکه در باطن)
https://t.me/Bigmajnoon/3472
Telegram
آدم بزرگهای مجنون
#جنگ #اکراین
از مشاهدات این چند روزم و شنیده هام از این ازوپاییها مینویسم.
یه سری روسی داریم اینجا که خب حرف خاصی نمیزنند و تا کسی هم حرفی میزنه بحث رو عوض میکنند به چیزهای دیگه. یه پسره قزاقستانی هست که اونم طرفدار روسیه است. خلاصه برداشتی که من از این…
از مشاهدات این چند روزم و شنیده هام از این ازوپاییها مینویسم.
یه سری روسی داریم اینجا که خب حرف خاصی نمیزنند و تا کسی هم حرفی میزنه بحث رو عوض میکنند به چیزهای دیگه. یه پسره قزاقستانی هست که اونم طرفدار روسیه است. خلاصه برداشتی که من از این…
❤1
خب
ما گفتیم دیشب بریم یه bar که حالت میتینگطور داشت و هرکی بخواد میتونه بره. #اولین بارم بود که میرفتم بار و دوس نداشتم دیر برسم، اما از شانس ما خوردیم به اعتصاب اتوبوسا و تازه شانس آوردم یه اتوبوس اومد که بتونم برم، وگرنه داشتم منصرف میشدم. شامم رو هم گاز ول کرده بودم. خلاصه با تاخیر رسیدم و میز خوبا رو گرفته بودن. بعد این رومانیاییه (ادواردو) و دوتا یونانی اومدن سر میز ما. صدای موسیقی طوری بود که مجبور بودیم داد بزنیم برای صحبت کردن. اما به قول ادواردو نه اونقد ولومش پایین بود که بشه راحت حرف زد، و نه اونقد بالا که وسوسه بشیم برقصیم. طبق معمول طول کشید که یخم باز شه. ازم درمورد موسیقی ایرانی پرسیدن که حرفی نداشتم برای گفتن، ولی همایون رو معرفی کردم بهش علیالحساب. بعد طی یه حرکت زیرکانه بحث رو کشوندم سمت سینما که بتونم صحبت کنم. وقتی به یونانیه گفتم آنگلوپولوس از فیلمسازهای موردعلاقهمه، پشماش ریخت. خودش ندیده بود فیلماشو 🥲 دانشجوی ترم آخر حقوق بود تو یونان، و به صورت توریستی اومده بود پیش دوست یونانیش که اینجا زندگی میکنه. گفت دوستم میره سر کار و من میرم جاهای دیدنی رو میبینم. اینجا ضربهی نهایی رو وارد کردم و گفتم خب بیا باهم بریم پس اگه تنهایی. حالا این نه تلگرام داشت، نه واتسپ. اینستا هم که من استفاده نمیکنم. گفت من وایبر دارم، گفتم آخه کی از وایبر استفاده میکنه! خطش هم مال یونان بود و نمیشد استفاده کرد. هیچی دیگه، مجبور شدیم تو فیسبوک ریکوئست بدیم. اسمش استفنی بود. حیف که توریسته!🥲
حالا قرار شده دوشنبه عصر بریم موزه. با ما باشید...
ما گفتیم دیشب بریم یه bar که حالت میتینگطور داشت و هرکی بخواد میتونه بره. #اولین بارم بود که میرفتم بار و دوس نداشتم دیر برسم، اما از شانس ما خوردیم به اعتصاب اتوبوسا و تازه شانس آوردم یه اتوبوس اومد که بتونم برم، وگرنه داشتم منصرف میشدم. شامم رو هم گاز ول کرده بودم. خلاصه با تاخیر رسیدم و میز خوبا رو گرفته بودن. بعد این رومانیاییه (ادواردو) و دوتا یونانی اومدن سر میز ما. صدای موسیقی طوری بود که مجبور بودیم داد بزنیم برای صحبت کردن. اما به قول ادواردو نه اونقد ولومش پایین بود که بشه راحت حرف زد، و نه اونقد بالا که وسوسه بشیم برقصیم. طبق معمول طول کشید که یخم باز شه. ازم درمورد موسیقی ایرانی پرسیدن که حرفی نداشتم برای گفتن، ولی همایون رو معرفی کردم بهش علیالحساب. بعد طی یه حرکت زیرکانه بحث رو کشوندم سمت سینما که بتونم صحبت کنم. وقتی به یونانیه گفتم آنگلوپولوس از فیلمسازهای موردعلاقهمه، پشماش ریخت. خودش ندیده بود فیلماشو 🥲 دانشجوی ترم آخر حقوق بود تو یونان، و به صورت توریستی اومده بود پیش دوست یونانیش که اینجا زندگی میکنه. گفت دوستم میره سر کار و من میرم جاهای دیدنی رو میبینم. اینجا ضربهی نهایی رو وارد کردم و گفتم خب بیا باهم بریم پس اگه تنهایی. حالا این نه تلگرام داشت، نه واتسپ. اینستا هم که من استفاده نمیکنم. گفت من وایبر دارم، گفتم آخه کی از وایبر استفاده میکنه! خطش هم مال یونان بود و نمیشد استفاده کرد. هیچی دیگه، مجبور شدیم تو فیسبوک ریکوئست بدیم. اسمش استفنی بود. حیف که توریسته!🥲
حالا قرار شده دوشنبه عصر بریم موزه. با ما باشید...
🤩9🥰4👏1