ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
Forwarded from As she’s walking away
راستش یه کم خسته‌م. از اینکه انقد سعی می‌کنم آدم‌ها رو درک کنم، بهشون توجه کنم. به موقع کنارشون باشم. بدون اینکه توقع داشته باشم جز صداقت و صمیمیت چیزی ازشون بگیرم.
هیچ وقت تو روابطم دنبال جبران نبوده‌م اما دیدن اینکه صدام دونسته نشه هم قلبم رو بد می‌شکنه.
و برای من قدرشناسی یه فعل نیست. یه عمل نیست. خیلی درونیه. توی آدم‌هاست. نمی‌تونم ببینم آدم‌ها هربار چشمشون رو روی محبتم می‌بندن و تلاشم رو بی‌ارزش می‌کنن.
از اینکه روابط انقدر پشت پرده و ماجرا دارن خسته‌م. اینکه آدما همه‌چیز رو انقد تحلیل می‌کنن و پیچیده‌ در نظرش می‌گیرن کلافه‌م می‌کنه. از اینکه به رابطمون مثل شطرنج نگاه می‌کنن که حالا حرکت بعدی چی باشه که در آخر بتونن برنده باشن می‌ترسم.
می‌دونم رسم زندگی همینه ولی این زندگی منم هست. من اینجوری نمی‌خوامش.
👍52🤔1
Forwarded from ژلوفن
تذکره‌ی پاتاگونیای بروس چتوین با ترجمه‌ی بنده و به همتِ نشرِ خوانه به چاپ رسید.
خوشحال میشم بخونید و نظرات‌تون درباره‌ی کتاب و ترجمه‌ رو به‌م بگید 🙏🧡
10
ژلوفن
تذکره‌ی پاتاگونیای بروس چتوین با ترجمه‌ی بنده و به همتِ نشرِ خوانه به چاپ رسید. خوشحال میشم بخونید و نظرات‌تون درباره‌ی کتاب و ترجمه‌ رو به‌م بگید 🙏🧡
همیشه دلم می‌خواست از این دوستای فاخر نویسنده و مترجم و اینا می‌داشتم. الان ولی دارم. با بیش از یک‌دهم قرن سابقه‌ی دوستی باهاش، مفتخر بودم که از مرحله‌ی ترجمه‌ همراهش باشم و نظراتم رو در مورد انتخاب واژه‌های مناسب و ویرایش بگم. هرچند، اونقد شعور نداشته که ازم در کتاب تقدیر و تشکر کنه یا کتابش رو به من تقدیم کنه! در عوض قرار شده یه نسخه‌ی امضاشده برام کنار بذاره، اگه بعداً نپیچونه. خلاصه، این کتاب بعد از سه سال چاپ و منتشر شده و می‌تونید از این سایت تهیه کنید. دوتا ترجمه‌ی دیگه هم در آستانه‌ی چاپ داره، و با حمایت از این، می‌تونیم ادامه‌ی کارش رو براش تسهیل کنیم.
12
ASHK | اشک
#سفر میلان
اون دفعه که میلان بودم، برای کنسرت آرکایو رفته بودم. وقتی رسیدم هنوز سه ساعت تا شروع کنسرت مونده بود و فقط خودم بودم! شک کردم که نکنه اشتباهی پیش اومده، آخه طبق تجارب قبلی باید دم در صف تشکیل می‌شد که هرکی زودتر بره داخل، بتونه بره جلوی صحنه جا بگیره. اما هیچ اشتباهی پیش نیومده بود، فقط ظاهراً مردم براشون زیاد مهم نبوده که زود بیان جا بگیرن! دم کنسرت سالن پر شده بود کامل. چون از راه دور اومده بودم و مسافر بودم، با خودم کلی خوراکی داشتم تو کیفم، برای آذوقه‌ی اون شب و فرداش. موقع ورود نذاشتن هیچ‌کدوم رو ببرم داخل، چون گفتن ممنوعه و چیزی بخوای باید از بار داخل بگیری. من هم از خلوتی استفاده کردم و البته با کمی ریسک، رفتم همه رو یه گوشه‌ی باغچه جاساز کردم که اگه شد از برگشت بیام بردارم.
اون جلو که بیکار منتظر بودم تا شروع شه، یه خانم میانسال بود که تنها اومده بود، و اونم حوصله‌ش سررفته بود. فکر کردم شاید اصن بتونه شوگرمامیم بشه! انگلیسیش هم خوب نبود، بنابراین با ایتالیایی سعی کردم یه کم صحبت کنم که زمان بگذره و یخمون هم باز شه. گفت از آخرین باری که رفته کنسرت حدود بیست سالی می‌گذره، و هیچ‌وقت اینقد نزدیک به صحنه نبوده. به خاطر اینا حاضر شده دوباره بیاد کنسرت. گفت متاسفانه اینجا زیاد طرفدار ندارن و مردم نمی‌شناسنشون. وقتی فهمید از ایرانم، گفت دخترم هفده سالشه و شبیه ایرانیاست. عکسشو از گوشیش بهم نشون داد. گفتم درسته، خوشگلم هست!
هم‌زمان یه پسر موبلند سمت چپم بود که شبیه اون بازیگره، ریز احمد بود. با خودم فکر می‌کردم اینو بهش بگم و سر صحبت رو باز کنم. اما خودش پرسید ایرانی هستی؟ بعد دیگه فارسی صحبت کردیم! سه سال بود میلان زندگی می‌کنه و آکادمی درس می‌خوند، فکر کنم گرافیک. رفتیم یه دوری زدیم و دوباره زود برگشتیم سر جامون که از دست نره. گفت یه مقدار مجیک‌ماشروم همراهش بوده، و برای اینکه نگهبان یه وقت ازش نگیره، خورده‌شون! پشمام ریخت. ولی در عین حال بهش حسودی هم کردم، چون احتمالاً بیشتر از من لذت می‌بره از کنسرت. شمارشو گرفتم که فیلما رو برای هم بفرستیم، اما تا به این لحظه جواب پیامامو نداده اصن!
11
ASHK | اشک
اون دفعه که میلان بودم، برای کنسرت آرکایو رفته بودم. وقتی رسیدم هنوز سه ساعت تا شروع کنسرت مونده بود و فقط خودم بودم! شک کردم که نکنه اشتباهی پیش اومده، آخه طبق تجارب قبلی باید دم در صف تشکیل می‌شد که هرکی زودتر بره داخل، بتونه بره جلوی صحنه جا بگیره. اما…
ادامه:
کنسرت به خوبی و خوشی تموم شد. تشویق کردیم و اومدن تعظیم کردن. درامر بند اومد چوب‌هاشو انداخت برای کسانی که باهاشون حال کرده بود. یکیش یه آقای مسن بود که تنها و با یه ماشین کوچولوی قدیمی اومده بود. اون‌یکی هم همون خانمه بود که من باهاش صحبت می‌کردم. نتونستم بهش تبریک بگم و ازش خداحافظی کنم. بعد هم کاغذهای ست‌لیستشون رو بین علاقه‌مندان پخش کردن که یکیش به این دوست ما رسید. بهم گفت تو میخوای برو، من میخوام یه کم لذت ببرم از فضا و خلوت کنم.
من هم که وسیله نداشتم و نمی‌شد نصف‌شبی از خارج شهر برگشت به شهر. به فکرم رسید برم به آدما بگم منو هم ببرین، اما دیدم روم نمیشه. رفتم سر راه ماشینا که از پارکینگ خارج می‌شدن ایستادم و دست بلند کردم که منو سوار کنن، اما بیشترشون قبل از اومدن من رد شده بودن، و از اون تعداد هم کسی نگه‌نداشت. آخرین ماشین اما انگار شک داشت که ترمز بزنه. مشخصاً آقاهه داشت با خانمش صحبت می‌کرد که آیا منو سوار کنن یا گازشو بگیرن. شیشه اومد پایین و خانمه به ایتالیایی پرسید کجا میری؟ گفتم میلان. گفت نه، ما میریم x. گفتم منم از x میام، اما باید برم میلان الان. آقاهه پرسید ایرانی هستی؟ گفتم آره. بعد دیگه فارسی صحبت کردیم باز! حیف برای جای خوابم با کسی هماهنگ کرده بودم، و برای روز بعدش برنامه‌ریزی کرده بودم که اون موزه‌ رو برم و بلیت برگشت داشتم، وگرنه باهاشون راحت می‌رفتم و ۷۹ یورو هم کمتر خرجم می‌شد! خلاصه من موندم و خودم. رفتم پیش مامور پارکینگ، خواستم بگم یکی رو نگه‌دار باهاش برم، اما نمی‌دونستم چجوری به ایتالیایی بگم، و آلردی همه هم رفته بودن. منو فرستاد پیش نگهبان کلاب و گفت با اون برو. ده یورو دادم و منو برد به ایستگاه قطار شهر. خوشبختانه حمل‌ونقل شبانه‌روزی در میلان باعث شد بتونم خودمو برسونم به جایی که قرار بود بخوابم. و روز خاطره‌انگیزم با خوابیدن به پایان رسید.
9
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
کم‌حجم‌ترین نسخه‌ی ممکن از اجرای زنده‌ی
Surrounded by Ghosts
2💔2
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
و همینطور اجرای Mr Daisy.
🔥5
برای دیدن اجرای کامل، می‌تونین به لینک‌های زیر مراجعه کنین:

https://www.youtube.com/watch?v=FzmaF5p96pc&t=1995s

https://www.youtube.com/watch?v=Cc88B97Dhfw
7
ASHK | اشک
Archive – Surrounded By Ghosts
Surrounded by Ghosts

There's a war
There's a war, still raging
Battle cry
Battle cry ain't fading

And if they stay alive
You can tell them what we've won
And if you stay alive
You can tell them what you've done

So surrounded
By ghosts

All the gods
All the gods, they're waiting
Call to arms
Call to arms and angels

If we can stay alive
We can tell them what we've won

If you can stay alive
You can tell them what we've done

Surrounded by angels
👍1
ASHK | اشک
و همینطور اجرای Mr Daisy.
Mr Daisy
Archive
Band: Archive 🇬🇧
Album: Call to Arms and Angels 2022
Genre: Alternative, Electronic
Lyrics
3
ASHK | اشک
Archive – Mr Daisy
Mr Daisy

Get fucked if you think I'm in your shadow
Run, run, 'cause I'm gonna end your fun
Smile, smile, gonna get you in your pile
Get bent if you think I'm gonna bend

Hello, Mr. daisy

Get fucked if you think I'm in your shadow
Run, run, 'cause I'm gonna end your fun
Smile, smile, gonna get you in your pile
Get bent if you think I'm gonna bend

Hello, Mr Daisy, your perfume infects me
Making me crazy
Can I have this dance with you?
Hello, Mr Daisy, your perfume infects me
Making me crazy

Get fucked if you think I'm going forward with you
Play your part as the leader, the deceiver
Play your game, but I'll never fuckin' need you
Thick fuck, well, you know I see right through ya

Hello, Mr Daisy, your perfume infects me
Making me crazy
Can I have this dance with you?

Mr, please, it's way past your lifetime
Feel the snip, that's the sound of your lifeline
The sound of your lifeline

Hello, Mr Daisy, your perfume infects me
Making me crazy
Can I have this dance with you?

Mr, please, it's way past your lifetime
Feel the snip, that's the sound of your lifeline
The sound of your lifeline
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
این سکانس زیبا از #فیلم نفس عمیق، مال ۲۰ سال پیشه. هربار هرجا کلمه‌ی آلترنتیو رو می‌شنوم، یاد این سکانس و بازی قشنگ مریم پالیزبان میفتم. پرویز شهبازی فیلم‌های خوبی ساخته.
🔥31
هرچی بیشتر فاصله می‌گیری و نمی‌نویسی، برگشتن سخت‌تر میشه. خیلی سخت.
بیشترش هم تقصیر خودم و اینسکیوریتی‌ها و وسواس‌هامه، اما یه مقدار کمیش رو هم می‌تونم بندازم گردن ممبرهایی که منو از فعالیت‌کردن پشیمون و ناامید می‌کنن.
7💔4😭2
یه کشور خیلی کوچیک در اتحادیه‌ی اروپا هست به نام #مالت. یه جزیره‌س بین ایتالیا و قاره‌ی آفریقا، حدود یک‌پنجم جزیره‌ی قشم ما. با توجه به اینکه گرم‌ترین جایی بود که می‌شد رفت، و نسبتاً ارزون هم هست و هم‌چنین کارت اقامتم که می‌شه باهاش سفر داخل شینگن رفت، آخر این ماه باطل میشه، تصمیم گرفتم برم اینجا چند روز. گفتم بد نیست یه گزارش از #سفر بنویسم شاید اینطوری خودمو مجبور به فعالیت در کانال کنم. خیلی طولانی خواهد شد البته، قطعاً خیلی‌ها نمی‌خونن. آماده‌اید بچه‌ها؟
👍7🆒6🔥1
ASHK | اشک
یه کشور خیلی کوچیک در اتحادیه‌ی اروپا هست به نام #مالت. یه جزیره‌س بین ایتالیا و قاره‌ی آفریقا، حدود یک‌پنجم جزیره‌ی قشم ما. با توجه به اینکه گرم‌ترین جایی بود که می‌شد رفت، و نسبتاً ارزون هم هست و هم‌چنین کارت اقامتم که می‌شه باهاش سفر داخل شینگن رفت، آخر…
روز اول، هشت کیلومتر پیاده‌روی.

صبح حدود دو-سه ساعت زودتر از معمول بیدار شدم که برم فرودگاه. به نظرم چهل دقیقه زمان مناسبی بود که خودمو به ایستگاه اتوبوس فرودگاه برسونم. اما وقتی رفتم بیرون یادم اومد شنبه‌س و اتوبوس‌ها کمترن. با کمی دوندگی خودمو به یه ترَم رسوندم و شانس آوردم نگه‌داشت، چون یه نفر قبل از من تو ایستگاه بود. به موقع رسیدم به اتوبوس، اما الان دیگه می‌دونم چهل دقیقه زمان کافی‌ای نیست در روزهای آخر هفته. وقتی رسیدم فرودگاه، دیدم روی بورد زده پرواز یه ساعت و نیم تاخیر داره. با خودم گفتم پس اگه به اون اتوبوس هم نمی‌رسیدم، اتفاقی نمی‌افتاد.
بالاخره زمان پرواز فرارسید و با نیم ساعت تاخیر بیشتر، پریدیم. سعی کردم بخوابم، اما سخت بود. هی سرم می‌افتاد و بیدار می‌شدم. خوش‌بختانه کنارم کسی نبود. شاید هم متاسفانه. خوبی سفر داخلی در اروپا اینه که دیگه لازم نیست برای خروج در صف مهرزدن پاسپورت بایستی؛ همینطوری خارج میشی از فرودگاه. ما هم خارج شدیم و رفتیم در اتاقک دفتر حمل‌نقل عمومی کشور مالت، و یه کارت خریدیم برای چهار روز. خوبیش اینه که چون کشور کوچیکیه، سیستم حمل‌ونقلش یک‌پارچه‌س در تمام شهرهاش، و همه‌جا جواب میده. با کمی پیاده‌روی و جستجو، ایستگاه اتوبوس رو پیدا کردیم. بار اول همیشه سخته تا آدم ایستگاه اتوبوس هر شهر/کشور رو پیدا کنه، چون نمی‌دونی چه شکلیه. اونجا نیمکت نداشت اون ایستگاهش، و فقط یک تابلو بود که شماره‌ی خطوط رو نوشته بود، برای همین نمی‌دیدیمش.
اولین شوک فرهنگی، رانندگی ماشین‌ها در جهت خلاف عادت ما بود، یعنی مثل انگلیس. نمی‌دونین چقدر سخته که آدم موقع عبور از خیابون اول به راست نگاه کنه، بعد چپ. یعنی همش اینطوری بود که اول به چپ نگاه می‌کردم، بعد می‌دیدم ماشینا دارن نمیان، بلکه دارن میرن! بنابراین به راست نگاه می‌کردم.
پس از خوردن کمی میوه در حین انتظار، اتوبوس اومد و رفتیم به مرکز شهر. بافت و معماری شهر اولین چیزیه که توجه آدم رو جلب می‌کنه. من رو یاد تصاویری که از مراکش و قبرس و یونان اینا دیده بودم، می‌انداخت. انگار یه نارنجی کم‌رنگ در سنگ‌هاشون به کار رفته بود. نکته‌ی بعدی بالکن‌های چوبی رنگارنگ‌شون بود که به شهر رنگ و لعاب داده بود و توجه هر توریستی رو جلب می‌کرد(عکس سه تا پنج)
رسیدیم مرکز شهر و از آب‌نما و اطرافش عکس گرفتیم(عکس یک). بعد رفتیم به یه فضای سبزی که مشرف بود به این‌ها و کمی نشستیم(عکس دو). مرکز شهرش خیلی شبیه جنوا بود، و کوچه‌/خیابان‌ها شیب‌دار و بعضاً دارای پله بودن. در واقع کل جزیره همینطور‌ بود، انگار که شهری در کردستانه! با توجه به اینکه دیروقت بود و هنوز ناهار نخورده بودیم، یه جای قشنگ پیدا کردیم و ناهار سفارش دادیم(عکس هشت و نه).
به طرف گفتم اینی که نوشتی کجای مرغه؟ گفت سینه. گفتم خوبه، سینه دوس دارم. متوجه ایهامم شد و بهم چشمک زد. غذا ۱۲ یورو واسم آب خورد، و یه بطری آبم ۴ یورو واسم غذا. با اینکه بطریش شیشه‌ای بود با خودمون برداشتیمش، چون تموم نشده بود و حیف بود.
به دو پارک معروف که به دریا مشرف بودن سر زدیم و عکس گرفتیم(عکس شش، هفت، ده). دیگه هوا تاریک شده بود و می‌خواستیم برگردیم استراحت کنیم، که اگه بشه بریم کلاب آخر شب. در هاستلی که رزرو کرده بودیم، چک‌این کردیم و وسایل رو گذاشتیم. تصمیم گرفتیم بریم سوپرمارکت خرید کنیم برای شام و صبحانه‌‌هامون. وقتی برگشتیم اینقد خسته و بیشتر خواب‌آلود بودیم که تصمیم گرفتیم نریم کلاب، و به جاش‌ زودتر بخوابیم. برای شام کنسرو عدسی خوردم.
قبل خواب اومدم مسواک بزنم که دیدم خمیردندون نیست. انگار جاش گذاشته بودم. و بدتر از اون، این بود که دوستم گفته بود چون تو میاری، دیگه من نمیارم و از اون استفاده می‌کنم! رفتم داخل سرویس و دیدم یه خمیردندون و مسواک اونجا هست. همه خواب بودن و نمی‌تونستم از کسی اجازه بگیرم. بنابراین ترجیح دادم دزد باشم، اما بدون مسواک نخوابم. گفتم فوقش فردا به صاحبش میگم قضیه رو. خوابیدم.
ادامه دارد...
🔥82👍2🆒1
#مالت روز اول.
7🍓3🔥1