ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
روزهای آخر تعطیلات برام خیلی دلگیر و غم‌انگیزه. مث غروب‌ سیزده به‌دری که افتاده روز جمعه. چند روز پیش، بعد از سال‌ها خونه‌ی خاله‌م جمع شده بودیم. عکس یادگاری دسته‌جمعی گرفتیم. غمگین بودم، اما باید لبخند می‌زدم. هر بار می‌خوام برم داستان همینه. خداحافظی کردن همیشه برام سخته. آدم نمی‌دونه دفعه‌ی بعدی که طرف رو می‌بینه، چه زمانیه. اصن نمی‌دونه که دفعه‌ی بعدی وجود داره یا نه. نباید زیاد در موردش فکر کرد.
همه‌ش در تکاپو و سردرگمم که چی با خودم ببرم و چی رو جا نذارم. کارهایی که باید قبل از رفتن به سرانجام برسونم، چی‌ان. همون‌طور که پیش‌بینی می‌کردم، نتونستم همه‌ی کارهای مد نظرم رو انجام بدم.
اینقد ذهنم شلوغه که حتی نمی‌تونم ته نوشته‌م رو درست ببندم.
12💔6
ساعات پایانی در خانه و باز هم استرس رفتن.
دل‌شوره‌ی احتمال دیدن عزیزان برای آخرین بار.
دل‌شوره‌ی جاگذاشتن، گم‌شدن و دزدیده شدن وسایل و چمدان‌ها.
دل‌شوره‌ی جاماندن از اتوبوس و هواپیما.
دل‌شوره‌ی چک‌شدن و ایراد گرفته‌شدن در فرودگاه.
دل‌شوره‌ی سالم‌نرساندن امانتی‌ها.
دل‌شوره‌ی پیش‌نرفتن اتفاقات طبق برنامه.
و ...
💔134
یعنی اینجا کوچک‌ترین ارزش و احترامی برای مسافر/مشتری/ارباب رجوع/بیمار قائل نیستن.
اتوبوس ما رو سوار کرد و تکمیل شد، گازو گرفت به سمت خروج. منم خوشحال که این دفعه فقط یه ربع تاخیر داشت. نگو افکار دیگه‌ای در سر می‌پرورانده. اتوبوس پر از مسافر رو آورده معاینه‌ی فنی! چون سر راهش بوده و واسش نمی‌صرفیده که بعدا باز خالی بیاد! نیم ساعته علافیم اینجا.
🤬16👍3😱2
هر بار که میرم فرودگاه و مردم رو می‌بینم، غصه می‌خورم و به فکر فرومیرم که چرا کار باید به جایی برسه که آدم برای تجربه‌ی یه زندگی بهتر همه‌چی‌شو ول کنه و عمل بزرگی مثل مهاجرت رو انجام بده. دیدن اینکه مهاجرها با چه بدبختی باید زندگی‌شون رو از نو بسازن و در خاک جدید ریشه بدونن، برام دردناکه. مثلا یه خانواده‌ی آفریقایی رو می‌بینی که چارتا بچه‌شون دارن از سر و کول هم بالا میرن و مادره باید حواسش به همه‌شون باشه؛ و همزمان یه اروپایی داره با انزجار به اینا نگاه می‌کنه، در حالی که همه‌مون توی یه صف ایستادیم که سوار هواپیمایی به مقصد کشور اون شخص اروپایی بشیم.
اینکه مهاجر محسوب میشم و حقوق کمتری نسبت به خودشون دارم اذیتم می‌کنه. نمی‌دونم تا کی وضعم قراره اینطوری باشه.
15💔7
دیروز در آخرین ملاقاتم با تراپیست، به نتایج جالبی دست یافتیم.
فهمیدیم همه‌ی مشکلاتم احتمالا با رفتن به مدرسه شروع شده. جداشدن از محیط آزادتر و مختلط مهدکودک و رفتن به محل جدی‌تری مثل مدرسه، برام ترسناک بوده. چند روز نخست از کلاس اول رو همه‌ش در حال گریه بودم و مامانم رو می‌خواستم. به‌ترتیب‌شدن سر صف صبح‌گاهی و نشستن در کلاس بر اساس قد، صدمات جبران‌ناپذیری به من کودک وارد کرده بود. هیچ‌وقت دوست نداشتم اینقد جلو باشم، اما مجبور بودم؛ و این روی من موند تا آخر. حتی ممکنه دلیل غیرمستقیمی برای درس‌خون‌تر بودنم باشه. پیامد بعدی این اتفاق این بود که احتمالا مجبور بودم بهتر رفتار کنم چون همیشه جلوی چشم معلم بودم که منجر شده به اینکه آدم چارچوب‌مند و قانون‌مداری از آب دربیام.
خلاصه، این‌که مسائل ژنتیکی مثل قد/رنگ/نژاد و چیزهایی که درشون نقشی نداشتیم ارزش تلقی بشن و روی زندگی و شخصیت آدم تاثیرگذار باشن، خیلی اشتباه، غم‌انگیز و دردناکه.
11👍6🔥1
چند شب پیش رفتیم یه مغازه برای خرید لباس. یکی‌شون اینقد بلد بود چجوری بفروشه که من آرزو می‌کردم بتونم اینطوری حرف بزنم.
همش دنبال یه چیزی توم می‌گشت که بتونه ازش تعریف بکشه بیرون و احساس خوب بهم بده، اما چون من از اهداف شومش آگاه بودم، گول نخوردم!
اول گفت حتما با این هیکل اون زیر سیکس‌پک داری. فیزیک کلاسیک کار می‌کنی؟ گفتم نه بابا سیکس‌پکم کجا بود! بعد باز از تیپم چندبار تعریف کرد. بعد گفت زاویه فک‌ت هم که فلانه. رنگ پوستت بهمانه و اون رنگ خیلی بهت میاد. بعد پرسید گردنبندت باحاله نماد چیه، گفتم نمی‌دونم!
آخر هم لباساشو تنم کرد، استوریم کرد برای پیجش!
🤣9
یک سال شد!!
😭14💔102👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
براین کاکس، بازیگر قدیمی هالیوودی این انیمیشن رو صداگذاری و با هشتگ زن‌ زندگی آزادی در اینستاگرامش منتشر کرده. نوشته خوشحالم که صدامو در جهت پایان دادن به این آپارتاید جنسیتی در ایران و جهان قرض میدم.
16🤣3
عنوان: پراکنده، جامانده، نامربوط.
#عکاسی
14🔥1🤣1
«ما انسان‌های ناسپاسی هستيم؛ چون هر روز صبح که از خواب بيدار می‌شويم خدا را به خاطر آن که ديگر به مدرسه نمی‌رويم، شکر نمی‌کنيم.»

وودی الن
👏11
داشتم مصاحبه با بازیگرهای آخرین #فیلم #وس اندرسون رو می‌دیدم. جالب بود که اکثرشون به این اشاره داشتن که خودشون نمی‌دونستن معنی اکت‌ها و دیالوگ‌هاشون چیه و چه کاربردی داره، اما به کارگردان اعتماد داشتن و انجامش می‌دادن. یکی می‌گفت فقط می‌دونستم جزیی از کل فیلم هستم و کار من در نهایت معنا پیدا می‌کنه، اما به خودی‌خود نمی‌دونم چرا این کارو می‌کنم؛ فقط هر کاری وس میگه انجام میدم. حتی می‌گفت که این ندونستن و گیج بودن جزیی از شخصیت و فضای قصه‌ست، و کمک می‌کنه.
فقط خودشه که میدونه کار نهایی قراره چطوری دربیاد، و الان دیگه به چنان تسلط و تبحری در شیوه‌ی کارگردانی خودش رسیده که بتونه جهانی که در ذهنش ترسیم کرده رو به دقیق‌ترین شکل ممکن پیاده کنه. نمیشه نبوغش رو انکار کرد، حتی اگه از محصول نهایی خوشمون نیاد!
تیکه‌ی آخر از مصاحبه رو جدا کردم براتون گذاشتم، چون به نکته‌ی قشنگی اشاره کرد.
6