یکی از آرزوهام اینه که بفهمم این والیبالیستها که بعد از هر امتیاز جمع میشن، چی به هم میگن.
❤2👍1
سه روز اخیر رو با خانوادههایی سفر کردم که بچهی کوچیک داشتن. مطمئن شدم که نه تنها بچهدار نخواهم شد، بلکه ازدواج هم نخواهم کرد. استیصال رو در صورت همهشون میدیدم. خودشون هم توصیهشون همین بود.
❤12🤣6👍5👎2💔1
دو شب روی قلهی کوه بودیم، مرز بین استان گلستان و سمنان که با رشتهکوه البرز از هم جدا میشن. یه سمتش سبز و ابری، و سمت دیگه خاکی و خشک (عکس اول). از اونجا دریای خزر و شهرهای اطراف دیده میشد(عکس آخر). حتی ترکمنستان. عکس سوم هم به یاد کیارستمی.
توجهتون رو به آیاتی چند از این زیبایی جلب میکنم:
توجهتون رو به آیاتی چند از این زیبایی جلب میکنم:
❤6
شب اول اما چیزی دیدیم که پشمام هنوز درنیومده. اول فکر کردیم ستارهی دنبالهداره، ولی بعد از چند ثانیه دیدیم که تموم نمیشه. داشت نزدیکتر/بزرگتر میشد. گویا یک قطار توی آسمون بود که چراغ هر کوپهش روشن بود. باریک، دراز و نورانی. فکر کنم یک UFO بود. بعدش هم از دید خارج شد.
متاسفانه به دلیل تاریکی امکان ثبت تصویر وجود نداشت، و اینترنت هم نداشتیم.
متاسفانه به دلیل تاریکی امکان ثبت تصویر وجود نداشت، و اینترنت هم نداشتیم.
😱7🤔3🔥1🤯1🏆1
همیشه دوس داشتم بدونم اگه موهام بلند شه، چه شکلی میشه. جوابشو گرفتم: احتمالا شبیه موهای اشکان خطیبی.
❤17🤣5👍1
روزهای آخر تعطیلات برام خیلی دلگیر و غمانگیزه. مث غروب سیزده بهدری که افتاده روز جمعه. چند روز پیش، بعد از سالها خونهی خالهم جمع شده بودیم. عکس یادگاری دستهجمعی گرفتیم. غمگین بودم، اما باید لبخند میزدم. هر بار میخوام برم داستان همینه. خداحافظی کردن همیشه برام سخته. آدم نمیدونه دفعهی بعدی که طرف رو میبینه، چه زمانیه. اصن نمیدونه که دفعهی بعدی وجود داره یا نه. نباید زیاد در موردش فکر کرد.
همهش در تکاپو و سردرگمم که چی با خودم ببرم و چی رو جا نذارم. کارهایی که باید قبل از رفتن به سرانجام برسونم، چیان. همونطور که پیشبینی میکردم، نتونستم همهی کارهای مد نظرم رو انجام بدم.
اینقد ذهنم شلوغه که حتی نمیتونم ته نوشتهم رو درست ببندم.
همهش در تکاپو و سردرگمم که چی با خودم ببرم و چی رو جا نذارم. کارهایی که باید قبل از رفتن به سرانجام برسونم، چیان. همونطور که پیشبینی میکردم، نتونستم همهی کارهای مد نظرم رو انجام بدم.
اینقد ذهنم شلوغه که حتی نمیتونم ته نوشتهم رو درست ببندم.
❤12💔6
ساعات پایانی در خانه و باز هم استرس رفتن.
دلشورهی احتمال دیدن عزیزان برای آخرین بار.
دلشورهی جاگذاشتن، گمشدن و دزدیده شدن وسایل و چمدانها.
دلشورهی جاماندن از اتوبوس و هواپیما.
دلشورهی چکشدن و ایراد گرفتهشدن در فرودگاه.
دلشورهی سالمنرساندن امانتیها.
دلشورهی پیشنرفتن اتفاقات طبق برنامه.
و ...
دلشورهی احتمال دیدن عزیزان برای آخرین بار.
دلشورهی جاگذاشتن، گمشدن و دزدیده شدن وسایل و چمدانها.
دلشورهی جاماندن از اتوبوس و هواپیما.
دلشورهی چکشدن و ایراد گرفتهشدن در فرودگاه.
دلشورهی سالمنرساندن امانتیها.
دلشورهی پیشنرفتن اتفاقات طبق برنامه.
و ...
💔13❤4