ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
تا حالا درخت فندق دیده بودین؟ میوه‌شو چی؟
من اولین‌بارم بود می‌بینم. خوشه‌های سه چهارتایی‌ان که داخلشون فندقه. و فندق انگار صورت شخصیه که توسط موهای بلند و سبزش احاطه شده.
تازه‌ش خوش‌مزه‌تر و نرم‌تره به نظرم.
20
یکی از آرزوهام اینه که بفهمم این والیبالیست‌ها که بعد از هر امتیاز جمع میشن، چی به هم میگن.
2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سال‌ها بود پا به آب نزده بودم.
4😢1💔1
POV
4
سه روز اخیر رو با خانواده‌هایی سفر کردم که بچه‌ی کوچیک داشتن. مطمئن شدم که نه تنها بچه‌‌دار نخواهم شد، بلکه ازدواج هم نخواهم کرد. استیصال رو در صورت همه‌شون می‌دیدم. خودشون هم توصیه‌شون همین بود.
12🤣6👍5👎2💔1
دو شب روی قله‌ی کوه بودیم، مرز بین استان گلستان و سمنان که با رشته‌کوه البرز از هم جدا میشن. یه سمتش سبز و ابری، و سمت دیگه خاکی و خشک (عکس اول). از اونجا دریای خزر و شهرهای اطراف دیده می‌شد(عکس آخر). حتی ترکمنستان. عکس سوم هم به یاد کیارستمی.
توجه‌تون رو به آیاتی چند از این زیبایی جلب می‌کنم:
6
شب اول اما چیزی دیدیم که پشمام هنوز درنیومده‌. اول فکر کردیم ستاره‌ی دنباله‌داره، ولی بعد از چند ثانیه دیدیم که تموم نمیشه. داشت نزدیک‌تر/بزرگ‌تر می‌شد. گویا یک قطار توی آسمون بود‌ که چراغ هر کوپه‌ش روشن بود. باریک، دراز و نورانی. فکر کنم یک UFO بود‌. بعدش هم از دید خارج شد.
متاسفانه به دلیل تاریکی امکان ثبت تصویر وجود نداشت، و اینترنت هم نداشتیم.
😱7🤔3🔥1🤯1🏆1
همیشه دوس داشتم بدونم اگه موهام بلند شه، چه شکلی میشه. جواب‌شو گرفتم: احتمالا شبیه موهای اشکان خطیبی.
17🤣5👍1
روزهای آخر تعطیلات برام خیلی دلگیر و غم‌انگیزه. مث غروب‌ سیزده به‌دری که افتاده روز جمعه. چند روز پیش، بعد از سال‌ها خونه‌ی خاله‌م جمع شده بودیم. عکس یادگاری دسته‌جمعی گرفتیم. غمگین بودم، اما باید لبخند می‌زدم. هر بار می‌خوام برم داستان همینه. خداحافظی کردن همیشه برام سخته. آدم نمی‌دونه دفعه‌ی بعدی که طرف رو می‌بینه، چه زمانیه. اصن نمی‌دونه که دفعه‌ی بعدی وجود داره یا نه. نباید زیاد در موردش فکر کرد.
همه‌ش در تکاپو و سردرگمم که چی با خودم ببرم و چی رو جا نذارم. کارهایی که باید قبل از رفتن به سرانجام برسونم، چی‌ان. همون‌طور که پیش‌بینی می‌کردم، نتونستم همه‌ی کارهای مد نظرم رو انجام بدم.
اینقد ذهنم شلوغه که حتی نمی‌تونم ته نوشته‌م رو درست ببندم.
12💔6