2/2: در خرداد سال هفتاد و نه، کمی پیش از آزمون کنکورم، آلبوم ترانههایش را خریدم: قصهی شب. همهچیز آن آلبوم برای ما که بلوغ سیاسی و قد کشیدن خود را در دوم خرداد میدیدیم، هیجانانگیز بود. حتی آن طرح کاور «براندازانه!»؛ دیوار آجری با پنجرهای شکسته و عنوان آلبوم که با اسپری شعارنویسی حک شده بود.
چند ماه بعد که دانشجوی دانشگاه تهران شده بودم در جشن فارغالتحصیلی دانشجویان دندانپزشکی دیدمش. چند ترانه با پیانوی «محمدرضا چراغعلی» خواند. نگاهش را فراموش نمیکنم وقتی از علاقهام به دیدگاه سیاسی و ترانههایش گفتم.
در اتمسفر غلیظ سیاسی آن روزهای دانشگاه تهران بارها برای خواندن دعا به مسجد کوی دانشگاه میآمد و این برای من فرصتی بود تا بعد از آن با او کمی درباره موزیک و ترانه و اجتماع گپ بزنم.
یک بار به من گفت سعی کرده است همیشه در جای درست بایستد و در این راه هر هزینهای هم بدهد. در جای درست ایستاد و هزینهاش را داد.
اخراج از دانشگاه، هفده سال ممنوعالکاری، بارها تهدیدهای امنیتی و دیگر مسائلی که سرانجام او را بینفس کرد. بر او سخت گذشت اما زندگی کرد آنچه را روزی از «قیصر امینپور» خوانده بود:
این ترانه بوی نان نمیدهد.
✍🏻 مهدی ملِک
چند ماه بعد که دانشجوی دانشگاه تهران شده بودم در جشن فارغالتحصیلی دانشجویان دندانپزشکی دیدمش. چند ترانه با پیانوی «محمدرضا چراغعلی» خواند. نگاهش را فراموش نمیکنم وقتی از علاقهام به دیدگاه سیاسی و ترانههایش گفتم.
در اتمسفر غلیظ سیاسی آن روزهای دانشگاه تهران بارها برای خواندن دعا به مسجد کوی دانشگاه میآمد و این برای من فرصتی بود تا بعد از آن با او کمی درباره موزیک و ترانه و اجتماع گپ بزنم.
یک بار به من گفت سعی کرده است همیشه در جای درست بایستد و در این راه هر هزینهای هم بدهد. در جای درست ایستاد و هزینهاش را داد.
اخراج از دانشگاه، هفده سال ممنوعالکاری، بارها تهدیدهای امنیتی و دیگر مسائلی که سرانجام او را بینفس کرد. بر او سخت گذشت اما زندگی کرد آنچه را روزی از «قیصر امینپور» خوانده بود:
این ترانه بوی نان نمیدهد.
✍🏻 مهدی ملِک
❤4
یکی از روشهایی که میشه ایرانیها رو شناسایی کرد، بهجز چهره، لهجهی انگلیسی حرفزدنمونه. یه سری واژه و حرف خاص هست که درست تلفظ کردنشون به nativeتر شدن لهجهی ما کمک میکنه. مثلا:
۱-تلفظ r: در فارسی حرف ر رو خیلی سطحی میگیم، اما تو امریکن طوریه که انگار باید فضای دهنت رو با ر پر کنی و غلیظتر بگی. برای بریتیش هم که یه جاهایی اصلا تلفظ نمیشه. پس حواستون باشه.
۲- تلفظ w: معمولا همهی ما w رو مثل v تلفظ میکنیم، در حالی که درستش اینه که فقط لبها جمع بشن، بدون برخورد دندانها. میدونم سخته، چون در فارسی ما نداریم اینو، اما با تمرین زیاد میتونید عادت کنید بهش. برای شروع با کلمات پرسشیِ wh شروع به تمرین کنید که کاربردیترن. و به تلفظ کلمهی wave دقت کنید مثلا.
۳- تلفظ th: این هم برای ما سخته چون نداریمش توی زبانمون، اما با تمرین خیلی راحت میشه اجراش کرد. میتونید با Thank you و کلمات اشاره که کاربردشون بیشتره، شروع کنید.
۴- تلفظ i: آی خیلی جاها به صورت ایِ کوتاه تلفظ میشه، در حالی که ایرانیها معمولا در همهحالت به صورت ایِ کشیده تلفظش میکنن، که میتونم بگم بیشتر حاصل آموزش اشتباه معلمان ماست. مثلا این جمله، همهی iهاش کوتاه هستن:
This is not a big mistake.
به روش فارسیزبانان بخونیدش ببینید چقد تفاوت داره!
۴/۵: مورد قبل برای اُ، آ و اِیِ کوتاه و کشیده، و همینطور شوا /ə/ (که توضیحش از حوصلهی اینجا خارجه) هم صدق میکنه.
۵- تلفظ s ابتدای واژه: ما ایرانیا معمولا وقتی کلمهای با s و بعد حرف صامت شروع بشه، به صورت es تلفظ میکنیم، نه s، که خیلی ضایعس! به خاطر اینه که در زبان فارسی چنین چیزی نداریم و برامون سخته. بازم با تمرین اما نشد نداره. تعداد این واژهها زیاد نیست خوشبختانه.
۶- تلفظ t: خیلی از اوقات که این حرف در وسط کلمهس، در امریکن تقریبا به صورت d تلفظ میشه، یا اصلا تلفظ نمیشه. مثل water، که مورد ۱ و ۲ رو هم در خودش جای داده.
به نظرم با رعایت اینها در کنار تلفظ درست دیگر واژگان، تا درصد خیلی زیادی میشه به گویش معیار انگلیسی نزدیک شد. و اگه intonation رو هم رعایت کنیم که دیگه عالی.
پ.ن: اگه اندروید دارید، برای تمرین تلفظها میتونید از تبدیل گفتار به متن کیبوردتون کمک بگیرید و ببینید چطور تشخیص میده حرفزدن شما رو. از هیچی بهتره.
۱-تلفظ r: در فارسی حرف ر رو خیلی سطحی میگیم، اما تو امریکن طوریه که انگار باید فضای دهنت رو با ر پر کنی و غلیظتر بگی. برای بریتیش هم که یه جاهایی اصلا تلفظ نمیشه. پس حواستون باشه.
۲- تلفظ w: معمولا همهی ما w رو مثل v تلفظ میکنیم، در حالی که درستش اینه که فقط لبها جمع بشن، بدون برخورد دندانها. میدونم سخته، چون در فارسی ما نداریم اینو، اما با تمرین زیاد میتونید عادت کنید بهش. برای شروع با کلمات پرسشیِ wh شروع به تمرین کنید که کاربردیترن. و به تلفظ کلمهی wave دقت کنید مثلا.
۳- تلفظ th: این هم برای ما سخته چون نداریمش توی زبانمون، اما با تمرین خیلی راحت میشه اجراش کرد. میتونید با Thank you و کلمات اشاره که کاربردشون بیشتره، شروع کنید.
۴- تلفظ i: آی خیلی جاها به صورت ایِ کوتاه تلفظ میشه، در حالی که ایرانیها معمولا در همهحالت به صورت ایِ کشیده تلفظش میکنن، که میتونم بگم بیشتر حاصل آموزش اشتباه معلمان ماست. مثلا این جمله، همهی iهاش کوتاه هستن:
This is not a big mistake.
به روش فارسیزبانان بخونیدش ببینید چقد تفاوت داره!
۴/۵: مورد قبل برای اُ، آ و اِیِ کوتاه و کشیده، و همینطور شوا /ə/ (که توضیحش از حوصلهی اینجا خارجه) هم صدق میکنه.
۵- تلفظ s ابتدای واژه: ما ایرانیا معمولا وقتی کلمهای با s و بعد حرف صامت شروع بشه، به صورت es تلفظ میکنیم، نه s، که خیلی ضایعس! به خاطر اینه که در زبان فارسی چنین چیزی نداریم و برامون سخته. بازم با تمرین اما نشد نداره. تعداد این واژهها زیاد نیست خوشبختانه.
۶- تلفظ t: خیلی از اوقات که این حرف در وسط کلمهس، در امریکن تقریبا به صورت d تلفظ میشه، یا اصلا تلفظ نمیشه. مثل water، که مورد ۱ و ۲ رو هم در خودش جای داده.
به نظرم با رعایت اینها در کنار تلفظ درست دیگر واژگان، تا درصد خیلی زیادی میشه به گویش معیار انگلیسی نزدیک شد. و اگه intonation رو هم رعایت کنیم که دیگه عالی.
پ.ن: اگه اندروید دارید، برای تمرین تلفظها میتونید از تبدیل گفتار به متن کیبوردتون کمک بگیرید و ببینید چطور تشخیص میده حرفزدن شما رو. از هیچی بهتره.
👍14❤9
Forwarded from चंद्र मुखी چَندراموکی
تنها حالتی که بشه از تابستون لذت برد این شکلیه که تو خونه زیر کولر یا پنکه لم بدی و میوههای تابستونی نوش جان کنی و فیلم ببینی.
#اعتراف
#اعتراف
👍8
ASHK | اشک
این ترم زمانم خیلی آزادتره، چون دیگه کلاس ندارم. کارهایی که باید انجام بدم رو لیست کردم. حال باید بشینم ببینم چجوری میتونم از این وضعیت خارج کنم خودمو. هرچند میدونم آخرش هم احتمالا نتونم کار خاصی بکنم و زمانم به بطالت بگذره. اصن نمیفهمم زمان چطور میگذره…
کمی غر:
دارم زیر فشار کارهام له میشم. تازه این در حالیه که امتحانهام یه ماه دیگه شروع میشن و من هنوز هیچی نتونستم بخونم. بیشتر زمانم در روز رو کار خاصی نمیکنم، و صرف تلاش برای رشد شخصی میشه. چون همونطور که گفته بودم یه کار تماموقته و خیلی ازم انرژی میگیره. چیزهایی رو تازه دارم یاد میگیرم که هیچجا بهمون یاد ندادن، و فکر میکنم همین الانش هم برای این چیزا پیر شدم، و نباید موکولش کنم به بعد. وارد کردن روتینهای کوچک و جدید و توجه به اینکه همهچیزو رعایت کنم، تقریبا دیگه زمانی برای کارهای دیگه نمیذاره. حالا به اینها، اون موارد زندگی بزرگسالی که قبلا هم گفته بودم رو اضافه کنید تا تیر خلاصی باشی. تازه این ترم کلاس نداشتم! تو این فکر بودم حالا که(روی کاغذ) بیکارترم شاید بتونم یه کار آنلاینی چیزی پیدا کنم، و کورسهای آنلاینی که دارم رو بگذرونم. کارهای جزییتر و آسونتر لیستم رو انجام دادم، اما اصلیهاش مونده. همچنین قرار بود با یکی از دوستام که شرکت عکاسی و تولید محتوا زده، همکاری کنم، اما به دلایل فوقالذکر هنوز امکانش فراهم نشده. حتی متاسفانه فرصت مطالعهی آزاد هم نداشتم، و نشد اینیکی رو هم عملی کنم. دلم تنگ شده برای کتاب خوندن. البته زمانش رو به انجام دادن این اختصاص دادهم.
اگه بتونم اعتیاد به تلگرامم رو کم کنم، کلی از زمانم آزادتر میشه. با #خودم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که علت اعتیادم میتونه این باشه که تنها راه ارتباطیم با دوستامه و کسانی که بهشون نزدیکم، و در طول روز فقط اینطوریه که احساس متصلبودن و ارزشمند بودن میکنم.
مشکل دیگهم هم میتونه این باشه که میخوام با یک دست صدتا هندونه بردارم، و انتظار دارم که بتونم!
ایراد بعدی اینکه خیلی اوقات سردرگمم و دور خودم میچرخم در طول روز، و اگر هم کاری کنم به کندی انجام میشه. مثلا همین متن یه ساعت طول کشید، و لابلای فکرکردنهام تلگرامم رو چک میکردم باز! کلا پرش ذهنی دارم و نمیتونم کامل رو یه کار متمرکز شم انگار.
دارم زیر فشار کارهام له میشم. تازه این در حالیه که امتحانهام یه ماه دیگه شروع میشن و من هنوز هیچی نتونستم بخونم. بیشتر زمانم در روز رو کار خاصی نمیکنم، و صرف تلاش برای رشد شخصی میشه. چون همونطور که گفته بودم یه کار تماموقته و خیلی ازم انرژی میگیره. چیزهایی رو تازه دارم یاد میگیرم که هیچجا بهمون یاد ندادن، و فکر میکنم همین الانش هم برای این چیزا پیر شدم، و نباید موکولش کنم به بعد. وارد کردن روتینهای کوچک و جدید و توجه به اینکه همهچیزو رعایت کنم، تقریبا دیگه زمانی برای کارهای دیگه نمیذاره. حالا به اینها، اون موارد زندگی بزرگسالی که قبلا هم گفته بودم رو اضافه کنید تا تیر خلاصی باشی. تازه این ترم کلاس نداشتم! تو این فکر بودم حالا که(روی کاغذ) بیکارترم شاید بتونم یه کار آنلاینی چیزی پیدا کنم، و کورسهای آنلاینی که دارم رو بگذرونم. کارهای جزییتر و آسونتر لیستم رو انجام دادم، اما اصلیهاش مونده. همچنین قرار بود با یکی از دوستام که شرکت عکاسی و تولید محتوا زده، همکاری کنم، اما به دلایل فوقالذکر هنوز امکانش فراهم نشده. حتی متاسفانه فرصت مطالعهی آزاد هم نداشتم، و نشد اینیکی رو هم عملی کنم. دلم تنگ شده برای کتاب خوندن. البته زمانش رو به انجام دادن این اختصاص دادهم.
اگه بتونم اعتیاد به تلگرامم رو کم کنم، کلی از زمانم آزادتر میشه. با #خودم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که علت اعتیادم میتونه این باشه که تنها راه ارتباطیم با دوستامه و کسانی که بهشون نزدیکم، و در طول روز فقط اینطوریه که احساس متصلبودن و ارزشمند بودن میکنم.
مشکل دیگهم هم میتونه این باشه که میخوام با یک دست صدتا هندونه بردارم، و انتظار دارم که بتونم!
ایراد بعدی اینکه خیلی اوقات سردرگمم و دور خودم میچرخم در طول روز، و اگر هم کاری کنم به کندی انجام میشه. مثلا همین متن یه ساعت طول کشید، و لابلای فکرکردنهام تلگرامم رو چک میکردم باز! کلا پرش ذهنی دارم و نمیتونم کامل رو یه کار متمرکز شم انگار.
❤12
خلاصه اینکه من همون تابستونای بدون دغدغهی قدیم رو میخوام که زیر کولر میوهی تابستونی میخوردم و فیلم میدیدم. نباید اینطوری میشد.
🍓11❤1
یه جامعهشناسی چیزی باید این پدیده رو تحلیل و ریشهیابی کنه ببینیم چیه.
خیلی جالبه. زمانی که میخوای از خیابون عبور کنی و چراغ عابرپیاده قرمزه، تا وقتی که ماشین بیاد که طبیعتاً همه صبر میکنن. اما وقتی ماشین نیاد، آدمها به سه دسته تقسیم میشن:
۱. کسانی که بلافاصله رد میشن، چون ایستادن رو بیهوده میبینن.
۲. کسانی که کامل صبر میکنن و تا وقتی که سبز نشده راه نمیافتن. خیلی قانونمدارانه. بیشتر مهاجران شرق آسیا جزو این دستهن، طبق مشاهدات من. همونطور که هنوز هم معمولا ماسک میزنن.
۳. کسانی که شک دارن باید برن یا نه. این دسته از همه جالبترن. صبر میکننها، اما تا یکی از افراد دستهی اول رو میبینن، وا میدن و راه میفتن. اگه کسی نره، اونا هم نمیرن. اگه همه برن، روشون نمیشه بایستن. گاهی پیش اومده طرف سرش تو گوشی بوده، و حتی چک نکرده ببینه قرمزه یا سبز؛ فقط چون بغلدستیش راه افتاده، اینم رفته. یعنی ممکن بود یهو یه ماشین بیاد از روش رد شه.
حالا اینو شاید بشه تعمیم داد به خیلی دیگه از مسائل جامعه که بعضیها کورکورانه فقط کار اکثریت رو تقلید میکنن.
خیلی جالبه. زمانی که میخوای از خیابون عبور کنی و چراغ عابرپیاده قرمزه، تا وقتی که ماشین بیاد که طبیعتاً همه صبر میکنن. اما وقتی ماشین نیاد، آدمها به سه دسته تقسیم میشن:
۱. کسانی که بلافاصله رد میشن، چون ایستادن رو بیهوده میبینن.
۲. کسانی که کامل صبر میکنن و تا وقتی که سبز نشده راه نمیافتن. خیلی قانونمدارانه. بیشتر مهاجران شرق آسیا جزو این دستهن، طبق مشاهدات من. همونطور که هنوز هم معمولا ماسک میزنن.
۳. کسانی که شک دارن باید برن یا نه. این دسته از همه جالبترن. صبر میکننها، اما تا یکی از افراد دستهی اول رو میبینن، وا میدن و راه میفتن. اگه کسی نره، اونا هم نمیرن. اگه همه برن، روشون نمیشه بایستن. گاهی پیش اومده طرف سرش تو گوشی بوده، و حتی چک نکرده ببینه قرمزه یا سبز؛ فقط چون بغلدستیش راه افتاده، اینم رفته. یعنی ممکن بود یهو یه ماشین بیاد از روش رد شه.
حالا اینو شاید بشه تعمیم داد به خیلی دیگه از مسائل جامعه که بعضیها کورکورانه فقط کار اکثریت رو تقلید میکنن.
👍3🤔3
محض اطلاعتون هم من همیشه خودم رو جزو دستهی دوم میدونستم، اما الان اولم. خیال میکنم مثلا سی ثانیه زودتر رسیدن به خونه خیلی منو در کارهای تلنبار شدهم جلو میندازه! اما از اون طرف هم بارها پیش اومده که به خاطر صبر نکردن برای سبزشدن چراغ، تونستم خودمو میلیمتری به اتوبوس برسونم، وگرنه باید منتظر بعدی میشدم.
❤5👍1
دوستان، اگه زنی رو مث فرنسیس سراغ داشتید، معرفی کنید که برای امر خیر خدمت برسیم.
❤🔥3❤3
ASHK | اشک
دوس داشتم آدم کول و جالبی باشم که بقیه بخوان با من دوست بشن و وقت بگذرونن، اما الان باید برای یه مکالمهی کوتاه و ساده هم به دریوزگی بیفتم.
کاش هنرمند بودم. هنرهایی که دارم با حواس پنجگانه محسوس نیستن معمولا.
❤2😐1
❤2
ASHK | اشک
خرج ماهانهمو نوشتم با جزییات و میخوام بذارم براتون. فقط به چندتا نکته باید توجه کرد: بسته به سبک زندگی و رژیم آدم، خرجش میتونه متفاوت باشه. من تو ایران هم از کمخرجترین انسانها بودم، و اینجا هم همینطور (مامانم گاهی به شوخی میگفت تو خیلی بیمصرفی!). کلا…
#هزینهها ، آوریل ۲۰۲۳
Bread 1.1*7 + 1*2
Pasta 0.5k 0.65 + 0.67
Cheese 250g 0.8*5 + 0.75 *2
Milk 1L 0.96*4 + 0.9*2
Chicken Breast 4 + 4.8 + 3.5
Tuna fish 1kg 10*2
Yogurt 0.5k 0.85
Biscuits 1.2 + 1.5
Rice cake 130g 0.9
Peanut butter 350g 2.7*3
Walnut 800g 8
Almonds 800g 8
Dates 250g 2*0.75
Potatoes 2k 1.8
Apples 2k 1*2
Banana 2k 1.5
Lentils 0.5k 1.1
Soap 0.54
Dental floss 1
Coffee machine 0.3
University Canteen 2.5* 17
Pizza 8
Haircut 8
Shorts 2
—————————
Sum ≈ 160 €
Bread 1.1*7 + 1*2
Pasta 0.5k 0.65 + 0.67
Cheese 250g 0.8*5 + 0.75 *2
Milk 1L 0.96*4 + 0.9*2
Chicken Breast 4 + 4.8 + 3.5
Tuna fish 1kg 10*2
Yogurt 0.5k 0.85
Biscuits 1.2 + 1.5
Rice cake 130g 0.9
Peanut butter 350g 2.7*3
Walnut 800g 8
Almonds 800g 8
Dates 250g 2*0.75
Potatoes 2k 1.8
Apples 2k 1*2
Banana 2k 1.5
Lentils 0.5k 1.1
Soap 0.54
Dental floss 1
Coffee machine 0.3
University Canteen 2.5* 17
Pizza 8
Haircut 8
Shorts 2
—————————
Sum ≈ 160 €
👍5❤2
خیلی وقت بود از این پستها نذاشته بودم. گفتم یه آپدیت بدم کف قیمتها بیاد دستتون. خرجم از ماههای قبلش بیشتر شده، چون رژیم گرفتم و باید بیشتر بخورم. ولی امسال خوشبختانه برعکس پارسال از لحاظ مالی در مضیقه نیستم اونقد. بنابراین هرچی لازم داشته باشم میگیرم، اما بازم ارزونترین چیزها و در حد نیاز. همونطور که میبینید اکثرا لوازم مصرفی هستن و خرج عجیبی نیست. یه مخارج ثابتی هم هست هر ماه که اینجا ننوشتم. مث شارژ سیمکارت ۶ یورو، یا باشگاه ۳۰ یورو. خوشبختانه خوابگاهم و قبض و اینا لازم نیست پرداخت کنم.
❤4👍4💔1
Forwarded from ماهکی که ماه نبود. (ماهک💛)
بچهها میدونید که در پی جریانات اخیر من از دانشگاه تعلیق شدم و برگشتم شهرستان خونهمون و درس و کار و زندگی تعطیل شد. و موندن توی این بیکاری و سکوت واقعا حالم رو بدتر میکنه. اگر کسی کار ویراستاری متن، داستان کوتاه و… سراغ داشت لطفا بهم پیام بده. کار مجازی دیگهای هم سراغ داشتید باز بهم پیام بدید. بوس و ممنون. اگر این پیامم فور کنید که دیگه عالی میشه:)))))
@littlemoon317
@littlemoon317
❤1
روزی نیست که با دیدن هر عکسی به این مسئله فکر نکنم و خودمو در آینده یه عکاس حرفهای تصور نکنم. فکر میکنم عکاسی، ادیت عکس و فیلم و کلا کار در این صنایع برای من ایدهآل و و رضایتبخشه. اما خب فعلا درگیر درسهام و بعد هم ترجیحم کار مرتبط و خستهکنندهی کارمندیه، تا کار پرریسکتر، کمدرآمدتر اما مستقل هنری. امیدوارم روزی در کنار شغل اصلیم بتونم به عکاسی هم بپردازم، تا وقتی که بشه شغل اصلیم! فکر کنم تا اون موقع خیلی سنم بالا رفته باشه، اما خب... .
خلاصه اگه عکاس میشناسید معرفی کنید باهم دوست شیم.
خلاصه اگه عکاس میشناسید معرفی کنید باهم دوست شیم.
❤16