ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
گوشه‌ای از زن بودن در ایران
کاری از نسترن عنبری
12💔5👍4
ناشرانی که امسال در نمایشگاه کتاب شرکت نکرده‌اند.
6
Forwarded from The Catcher in the Rye
دیشب بالاخره «توئین پیکس» رو تموم کردم (سه فصل + دو فیلم).
دیدنش تجربه‌ی ناب و عجیبیه؛ هرچند کمی طولانیه (حدود ۴۵ ساعت) مخصوصا فصل دومش.
از اون چیزهایی هم نیست که هرکسی خوشش بیاد و بشه پیشنهادش کرد. اما نمادها و پرده‌برداری ازشون زیاد مهم نیست؛ اصل لذتش غرق‌شدن توی دنیا و فضای توئین پیکسه.
لینچ تو این سریال به سه نقاش خیلی ادای دِین کرده؛ ادوارد هاپر، رنه ماگریت و فرانسیس بیکن.
یکی از اون نقاشی‌هایی که موقع دیدن سریال یادش افتادم همین کارِ هاپر بود.


◾️Twin Peaks S3 E8, 2017. dir. David Lynch
◾️Office at Night, 1940. by Edward Hopper
2
این مطلب باعث شد منم یادم بیاد دیدن فصل سوم تویین‌پیکس جزو ناب‌ترین تجربیات سریالی/سینمایی من در شش سال اخیر بوده که حسش قابل وصف نیست. همین یه فصل باعث شد بره جزو سریال‌های مورد علاقه و ماندگارم. اصلا نمیشه گفت سریاله، یا یک فیلم طولانیِ قطعه‌شده. بیشتر اپیزودهاش با اجرای زنده‌ی یک موسیقی در کلاب محلیِ سریال به پایان می‌رسن، که حال و هوای عجیبی ایجاد می‌کنه. یه جاهاییش اصلا قابل فهم نیست، چون فقط ساخته‌ی ذهن لینچه. یه چیز دیگه که موقع دیدنش خوشم اومد، بازیگرها و شخصیت‌های جدیدی بودن که وارد سریال می‌شدن؛ با هر کدومشون سورپرایز می‌شدم، چون نمی‌دونستم مثلا فلانی قراره باشه تو این سریال. دیدن بازیگرایی هم که پس از ۲۵ سال دارن ادامه‌ی نقش خودشون رو بازی می‌کنن، و پیر شدن، برام همزمان جذاب و غم‌انگیز بود. همین ایده رو فون‌تریه هم برای فصل سوم سریالش اجرا کرده بعد از ۲۵ سال. و خود لینچ هم که در نقش شخصیتی بازی می‌کنه که گوش‌هاش سنگینه و با صدای بلند صحبت می‌کنه، موقعیت‌های خنده‌داری رو ایجاد کرده. اگه تهیه‌کنندگان در دو فصل اولش دخالت نمی‌کردن، اثری حتی به مراتب بهتر رو شاهد می‌بودیم. کاش طوری بود که بگم دیدنش رو به همه پیشنهاد می‌کنم!
بی‌صبرانه منتظر سریال بعدیش هستیم.

پ.ن: کاش می‌تونستم به پست‌های قبلیم از لینچ ارجاع‌تون بدم، اما حیف که در کانال‌های قبلی بودن.
5
از بچگی تا همین اواخر همیشه برام سوال بود چرا تو تلویزیون اسم A.C. Milan رو به فارسی آ.ث. میلان می‌نویسن. یعنی چرا ث، و نه س؟ پس چرا A.S. Roma رو آ.اس. رم می‌نویسن؟ اگه بخوان ث بنویسن باید Th می‌بود.
اما حدس زدم منطق‌شون این بوده که C سومین حرف انگلیسیه، و ث هم اولین صامت «س» از ابتدای حروف الفبای ماست. خواسته‌ن نقش C رو معادل‌سازی کنن در الفبای فارسی. مثل وقتی که گزینه‌های سوال رو می‌ذارن الف ب ث در برابر A, B, C.
حالا نمی‌دونم نظریه‌م درسته یا نه، اما هم‌چنان گاهی فکرمو مشغول می‌کنه.
🤔5💔1
Baradar Jan
Hossein Zaman
برای حسین زمان...

حسین زمان سال‌ها صدای مردم ایران بود، او تصویری از یک هنرمند مستقل و مردمی را ارائه داد که نسبت به دردهای جامعه بی‌تفاوت نیست. رنج جامعه را می‌شناخت و بی‌تفاوت از کنار ستم رد نمی‌شد، او به درستی گفته بود: «دیگر صدای این و آن شدن کافی نیست باید صدای مظلومیت همه مردم ایران شد. به روی همه مردم تیغ کشیده‌اند. دانشجو، پزشک، کارگر، هنرمند، خبرنگار، ورزشکار، معلم، استاد دانشگاه، جوان، پیر، کودک، هیچیک در امان نیستند.»

یاد و خاطرش همیشه به نیکی گرامی‌باد.

ترانه: برادر جان
خواننده: حسین زمان
@hossein_zaman_music
شاعر: علی‌اکبر یاغی‌تبار
@aliakbaryaghitabar

با نام آبادی چنين ويرانمان كردند
با نام آزادی صدامان را وجب كردند
ما را دچار رعشه هاي نيمه شب كردند
گفتند نورند و رگ مهتاب را كشتند
نا رستمان ناپدر سهراب را كشتند
زاغان غفلت برده با كبكان خراميدند
هر كورسوی مرده را خورشيد ناميدند
من در عزای خنده و لبخند می‌گريم

@Hosseinronaghi
4
من حسین زمان رو نمی‌شناختم، یعنی اسمش رو هم نشنیده بودم تا همین چند روز پیش. اما این نوشته‌ی مهدی ملِک برام جالب بود:
5
1/2: به راه افتادن دوباره موزیک پاپ در سال‌ هفتاد و شش برای نسل من مابه‌ازای شنیداری جریان اصلاحات بود. بعد از سال‌ها می‌شد صداها، ترانه‌ها و موزیکی را شنید که این بار نه از نوارهای مکسل و سونی کپی شده و شوهای رنگارنگ و طنین که از رادیو تلویزیون رسمی پخش می‌شد. همه چیز برای نسل ما آشنا بود. انگار این جریان می‌خواست برای حافظه‌ی شنیداری ما از موزیک پیش از انقلاب و اهالی آن دلجویی کند.
جذب این جریان شدیم، یکی بعد از دیگری نوارهای کاست «اریجینال» را خریدیم، بارها گوش دادیم و کشف کردیم. این موزیک ِما بود.
«حسین زمان» یکی از فیگورهای دوست‌داشتنی این جمع بود با هیات و ریشی به اصطلاح «توپی»، استاد مهندسی الکترونیک دانشگاه بود، آشکارا از دولت اصلاحات و «خاتمی» حمایت می‌کرد و در آن سال‌ها که «گروه‌های فشار» اسم رمز و مخرج مشترک تمامی جریان‌های استبدادی در ایران بود، در کنسرت‌هایش از «شریعتی» و تعهد در هنر می‌گفت. «حسین زمان» خود ِاصلاحات بود. از دانشجوی انقلابی به رزمندگی و از آن‌جا به تدریس در دانشگاه و موزیک و اصلاح‌طلبی و ممنوع‌الکاری برای هفده سال.
2
2/2: در خرداد سال هفتاد و نه، کمی پیش از آزمون کنکورم، آلبوم ترانه‌هایش را خریدم: قصه‌ی شب. همه‌چیز آن آلبوم برای ما که بلوغ سیاسی و قد کشیدن خود را در دوم خرداد می‌دیدیم، هیجان‌انگیز بود. حتی آن طرح کاور «براندازانه!»؛ دیوار آجری با پنجره‌ای شکسته و عنوان آلبوم که با اسپری شعارنویسی حک شده بود.
چند ماه بعد که دانشجوی دانشگاه تهران شده بودم در جشن فارغ‌التحصیلی دانشجویان دندانپزشکی دیدمش. چند ترانه با پیانوی «محمدرضا چراغعلی» خواند. نگاهش را فراموش نمی‌کنم وقتی از علاقه‌ام به دیدگاه سیاسی و ترانه‌هایش گفتم.
در اتمسفر غلیظ سیاسی آن روزهای دانشگاه تهران بارها برای خواندن دعا به مسجد کوی دانشگاه می‌آمد و این برای من فرصتی بود تا بعد از آن با او کمی درباره موزیک و ترانه و اجتماع گپ بزنم.
یک بار به من گفت سعی کرده است همیشه در جای درست بایستد و در این راه هر هزینه‌ای هم بدهد. در جای درست ایستاد و هزینه‌اش را داد.
اخراج از دانشگاه، هفده سال ممنوع‌الکاری، بارها تهدیدهای امنیتی و دیگر مسائلی که سرانجام او را بی‌نفس کرد. بر او سخت گذشت اما زندگی کرد آن‌چه را روزی از «قیصر امین‌پور» خوانده بود:
این ترانه بوی نان نمی‌دهد.
✍🏻 مهدی ملِک
4
یکی از روش‌هایی که میشه ایرانی‌ها رو شناسایی کرد، به‌جز چهره‌، لهجه‌ی انگلیسی حرف‌زدن‌مونه. یه سری واژه و حرف خاص هست که درست تلفظ‌ کردن‌شون به nativeتر شدن لهجه‌ی ما کمک می‌کنه. مثلا:

۱-تلفظ r: در فارسی حرف ر رو خیلی سطحی میگیم، اما تو امریکن طوریه که انگار باید فضای دهنت رو با ر پر کنی و غلیظ‌تر بگی. برای بریتیش هم که یه جاهایی اصلا تلفظ نمیشه. پس حواس‌تون باشه.

۲- تلفظ w: معمولا همه‌ی ما w رو مثل v تلفظ می‌کنیم، در حالی که درستش اینه که فقط لب‌ها جمع بشن، بدون برخورد دندان‌ها. می‌دونم سخته، چون در فارسی ما نداریم اینو، اما با تمرین زیاد می‌تونید عادت کنید بهش‌. برای شروع با کلمات پرسشیِ wh شروع به تمرین کنید که کاربردی‌ترن. و به تلفظ کلمه‌ی wave دقت کنید مثلا.

۳- تلفظ th: این هم برای ما سخته چون نداریمش توی زبان‌مون، اما با تمرین خیلی راحت میشه اجراش کرد. می‌تونید با Thank you و کلمات اشاره که کاربردشون بیشتره، شروع کنید.

۴- تلفظ i: آی خیلی جاها به صورت ایِ کوتاه تلفظ میشه، در حالی که ایرانی‌ها معمولا در همه‌حالت به صورت ایِ کشیده تلفظش می‌کنن، که می‌تونم بگم بیشتر حاصل آموزش اشتباه معلمان ماست. مثلا این جمله، همه‌ی iهاش کوتاه هستن:
This is not a big mistake.
به‌ روش فارسی‌زبانان بخونیدش ببینید چقد تفاوت داره!

۴/۵: مورد قبل برای اُ، آ و اِیِ کوتاه و کشیده، و همینطور شوا /ə/ (که توضیحش از حوصله‌ی اینجا خارجه) هم صدق می‌کنه.

۵- تلفظ s ابتدای واژه: ما ایرانیا معمولا وقتی کلمه‌ای با s و بعد حرف صامت شروع بشه، به صورت es تلفظ می‌کنیم، نه s، که خیلی ضایع‌س! به خاطر اینه که در زبان فارسی چنین چیزی نداریم و برامون سخته. بازم با تمرین اما نشد نداره. تعداد این واژه‌ها زیاد نیست خوش‌بختانه.

۶- تلفظ t:
خیلی از اوقات که این حرف در وسط کلمه‌س، در امریکن تقریبا به صورت d تلفظ میشه، یا اصلا تلفظ نمیشه. مثل water، که مورد ۱ و ۲ رو هم در خودش جای داده.

به نظرم با رعایت این‌ها در کنار تلفظ درست دیگر واژگان، تا درصد خیلی زیادی میشه به گویش معیار انگلیسی نزدیک شد. و اگه intonation رو هم رعایت کنیم که دیگه عالی.

پ.ن: اگه اندروید دارید، برای تمرین تلفظ‌ها می‌تونید از تبدیل گفتار به متن کی‌بوردتون کمک بگیرید و ببینید چطور تشخیص میده حرف‌زدن شما رو. از هیچی بهتره.
👍149
وقتی من مُردم، اگه یه وقت اومدین سر مزارم سیب سبز بیارید برام. لذت جدیدمه.
9
تنها حالتی که بشه از تابستون لذت برد این شکلیه که تو خونه زیر کولر یا پنکه لم بدی و میوه‌های تابستونی نوش جان کنی و فیلم ببینی.
#اعتراف
👍8
ASHK | اشک
این ترم زمانم خیلی آزادتره، چون دیگه کلاس ندارم. کارهایی که باید انجام بدم رو لیست کردم. حال باید بشینم ببینم چجوری می‌تونم از این وضعیت خارج کنم خودم‌و. هرچند می‌دونم آخرش هم احتمالا نتونم کار خاصی بکنم و زمانم به بطالت بگذره. اصن نمی‌فهمم زمان چطور می‌گذره…
کمی غر:
دارم زیر فشار کارهام له میشم. تازه این در حالیه که امتحان‌هام یه ماه دیگه شروع میشن و من هنوز هیچی نتونستم بخونم. بیشتر زمانم در روز رو کار خاصی نمی‌کنم، و صرف تلاش برای رشد شخصی میشه. چون همون‌طور که گفته بودم یه کار تمام‌وقته و خیلی ازم انرژی می‌گیره. چیزهایی رو تازه دارم یاد می‌گیرم که هیچ‌جا بهمون یاد ندادن، و فکر می‌کنم همین الانش هم برای این چیزا پیر شدم، و نباید موکولش کنم به بعد. وارد کردن روتین‌های کوچک و جدید و توجه به اینکه همه‌چیزو رعایت کنم، تقریبا دیگه زمانی برای کارهای دیگه نمی‌ذاره. حالا به این‌ها، اون موارد زندگی بزرگسالی که قبلا هم گفته بودم رو اضافه کنید تا تیر خلاصی باشی. تازه این ترم کلاس نداشتم! تو این فکر بودم حالا که(روی کاغذ) بیکارترم شاید بتونم یه کار آنلاینی چیزی پیدا کنم، و کورس‌های آنلاینی که دارم رو بگذرونم. کارهای جزیی‌تر و آسون‌تر لیستم رو انجام دادم، اما اصلی‌هاش مونده. هم‌چنین قرار بود با یکی از دوستام که شرکت عکاسی و تولید محتوا زده، همکاری کنم، اما به دلایل فوق‌الذکر هنوز امکانش فراهم نشده. حتی متاسفانه فرصت مطالعه‌ی آزاد هم نداشتم، و نشد این‌یکی رو هم عملی کنم. دلم تنگ شده برای کتاب خوندن. البته زمانش رو به انجام دادن این اختصاص داده‌م.

اگه بتونم اعتیاد به تلگرامم رو کم کنم، کلی از زمانم آزادتر میشه. با #خودم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که علت اعتیادم می‌تونه این باشه که تنها راه ارتباطیم با دوستامه و کسانی که بهشون نزدیکم، و در طول روز فقط اینطوریه که احساس متصل‌بودن و ارزشمند بودن می‌کنم.
مشکل دیگه‌م هم میتونه این باشه که می‌خوام با یک دست صدتا هندونه بردارم، و انتظار دارم که بتونم!
ایراد بعدی اینکه خیلی اوقات سردرگمم و دور خودم می‌چرخم در طول روز، و اگر هم کاری کنم به کندی انجام میشه. مثلا همین متن یه ساعت طول کشید، و لابلای فکرکردن‌هام تلگرامم رو چک می‌کردم باز! کلا پرش ذهنی دارم و نمی‌تونم کامل رو یه کار متمرکز شم انگار.
12