ASHK | اشک
722 subscribers
1.77K photos
196 videos
9 files
259 links
یه آدم خیلی معمولی، اما کلمه‌باز.
An all-time loser!
در جستجوی حقیقت!

می‌شنوم، می‌خوانم...(هر چیزی، ترجیحا nude):

@Ashkism_Bot

http://t.me/HidenChat_Bot?start=757342964
Download Telegram
دیشب پنجره رو باز گذاشتم و خوابیدم. وقتی بیدار شدم بوی صبح می‌اومد؛ صبحی که از دیشبش داشته بارون می‌اومده. بوی صبح همه‌جا یکیه ظاهرا.
14
فون‌تریه در پایان سریالش:

"Everything is stolen."
دانشگاه مک‌گیل یکصد عنوان از کتاب‌هایی که به صورت مشترک با دانشگاه تهران منتشر کرده را به صورت رایگان در سایتش به نشانی زیر قرار داده است؛ از این فرصت خوب، خوب استفاده کنیم.

👈🏻لینک

🆔 @pargarwiki
👍2
این سایته هم جالبه اگه تا حالا ندیدین. شاخص‌های مختلف مثل هزینه‌ها، کیفیت زندگی، جرم و جنایت و... در شهرهای دنیا رو گردآوری کرده و می‌تونین مقایسه کنین. به خصوص اگه قصد مهاجرت دارین و چندتا انتخاب دارین، می‌تونه کمک کنه بهتر تصمیم بگیرین. شما هم می‌تونین برای مرکز استان خودتون(در ایران) هزینه‌ها رو وارد کنین تا دقتش بره بالاتر.

https://www.numbeo.com/cost-of-living/
👍4
گوشه‌ای از زن بودن در ایران
کاری از نسترن عنبری
12💔5👍4
ناشرانی که امسال در نمایشگاه کتاب شرکت نکرده‌اند.
6
Forwarded from The Catcher in the Rye
دیشب بالاخره «توئین پیکس» رو تموم کردم (سه فصل + دو فیلم).
دیدنش تجربه‌ی ناب و عجیبیه؛ هرچند کمی طولانیه (حدود ۴۵ ساعت) مخصوصا فصل دومش.
از اون چیزهایی هم نیست که هرکسی خوشش بیاد و بشه پیشنهادش کرد. اما نمادها و پرده‌برداری ازشون زیاد مهم نیست؛ اصل لذتش غرق‌شدن توی دنیا و فضای توئین پیکسه.
لینچ تو این سریال به سه نقاش خیلی ادای دِین کرده؛ ادوارد هاپر، رنه ماگریت و فرانسیس بیکن.
یکی از اون نقاشی‌هایی که موقع دیدن سریال یادش افتادم همین کارِ هاپر بود.


◾️Twin Peaks S3 E8, 2017. dir. David Lynch
◾️Office at Night, 1940. by Edward Hopper
2
این مطلب باعث شد منم یادم بیاد دیدن فصل سوم تویین‌پیکس جزو ناب‌ترین تجربیات سریالی/سینمایی من در شش سال اخیر بوده که حسش قابل وصف نیست. همین یه فصل باعث شد بره جزو سریال‌های مورد علاقه و ماندگارم. اصلا نمیشه گفت سریاله، یا یک فیلم طولانیِ قطعه‌شده. بیشتر اپیزودهاش با اجرای زنده‌ی یک موسیقی در کلاب محلیِ سریال به پایان می‌رسن، که حال و هوای عجیبی ایجاد می‌کنه. یه جاهاییش اصلا قابل فهم نیست، چون فقط ساخته‌ی ذهن لینچه. یه چیز دیگه که موقع دیدنش خوشم اومد، بازیگرها و شخصیت‌های جدیدی بودن که وارد سریال می‌شدن؛ با هر کدومشون سورپرایز می‌شدم، چون نمی‌دونستم مثلا فلانی قراره باشه تو این سریال. دیدن بازیگرایی هم که پس از ۲۵ سال دارن ادامه‌ی نقش خودشون رو بازی می‌کنن، و پیر شدن، برام همزمان جذاب و غم‌انگیز بود. همین ایده رو فون‌تریه هم برای فصل سوم سریالش اجرا کرده بعد از ۲۵ سال. و خود لینچ هم که در نقش شخصیتی بازی می‌کنه که گوش‌هاش سنگینه و با صدای بلند صحبت می‌کنه، موقعیت‌های خنده‌داری رو ایجاد کرده. اگه تهیه‌کنندگان در دو فصل اولش دخالت نمی‌کردن، اثری حتی به مراتب بهتر رو شاهد می‌بودیم. کاش طوری بود که بگم دیدنش رو به همه پیشنهاد می‌کنم!
بی‌صبرانه منتظر سریال بعدیش هستیم.

پ.ن: کاش می‌تونستم به پست‌های قبلیم از لینچ ارجاع‌تون بدم، اما حیف که در کانال‌های قبلی بودن.
5
از بچگی تا همین اواخر همیشه برام سوال بود چرا تو تلویزیون اسم A.C. Milan رو به فارسی آ.ث. میلان می‌نویسن. یعنی چرا ث، و نه س؟ پس چرا A.S. Roma رو آ.اس. رم می‌نویسن؟ اگه بخوان ث بنویسن باید Th می‌بود.
اما حدس زدم منطق‌شون این بوده که C سومین حرف انگلیسیه، و ث هم اولین صامت «س» از ابتدای حروف الفبای ماست. خواسته‌ن نقش C رو معادل‌سازی کنن در الفبای فارسی. مثل وقتی که گزینه‌های سوال رو می‌ذارن الف ب ث در برابر A, B, C.
حالا نمی‌دونم نظریه‌م درسته یا نه، اما هم‌چنان گاهی فکرمو مشغول می‌کنه.
🤔5💔1
Baradar Jan
Hossein Zaman
برای حسین زمان...

حسین زمان سال‌ها صدای مردم ایران بود، او تصویری از یک هنرمند مستقل و مردمی را ارائه داد که نسبت به دردهای جامعه بی‌تفاوت نیست. رنج جامعه را می‌شناخت و بی‌تفاوت از کنار ستم رد نمی‌شد، او به درستی گفته بود: «دیگر صدای این و آن شدن کافی نیست باید صدای مظلومیت همه مردم ایران شد. به روی همه مردم تیغ کشیده‌اند. دانشجو، پزشک، کارگر، هنرمند، خبرنگار، ورزشکار، معلم، استاد دانشگاه، جوان، پیر، کودک، هیچیک در امان نیستند.»

یاد و خاطرش همیشه به نیکی گرامی‌باد.

ترانه: برادر جان
خواننده: حسین زمان
@hossein_zaman_music
شاعر: علی‌اکبر یاغی‌تبار
@aliakbaryaghitabar

با نام آبادی چنين ويرانمان كردند
با نام آزادی صدامان را وجب كردند
ما را دچار رعشه هاي نيمه شب كردند
گفتند نورند و رگ مهتاب را كشتند
نا رستمان ناپدر سهراب را كشتند
زاغان غفلت برده با كبكان خراميدند
هر كورسوی مرده را خورشيد ناميدند
من در عزای خنده و لبخند می‌گريم

@Hosseinronaghi
4