این ترم زمانم خیلی آزادتره، چون دیگه کلاس ندارم. کارهایی که باید انجام بدم رو لیست کردم. حال باید بشینم ببینم چجوری میتونم از این وضعیت خارج کنم خودمو. هرچند میدونم آخرش هم احتمالا نتونم کار خاصی بکنم و زمانم به بطالت بگذره. اصن نمیفهمم زمان چطور میگذره که تا میخوام کاری انجام بدم نوبت کارهای روتین میرسه و باید پاشم برم سراغ اون. ورزش و رژیم بیشتر انرژی ذهنیم رو میگیره. به قول یکی "خودش یه شغل تماموقت محسوب میشه". قبلا به مدت دو سال این کارو کردهم، اما اون زمان در این شرایط سخت و تنها زندگی نمیکردم. امیدوارم بتونم ادامه بدم این کارو.
تصمیم دارم سفر هم برم، اما مشکل اینه که همسفر ندارم فعلا.
تصمیم دارم سفر هم برم، اما مشکل اینه که همسفر ندارم فعلا.
❤15👍1
Forwarded from Recherché
نقش و حضور زنان به حدی پررنگه و غیرقابل انکار که اعتراضات و انقلاب حالا دیگه کاملاً «زنانه» است.
(الان باز یه سریا از شنیدن «انقلاب زنانه» میترسن و بهشون برمیخوره.)
دشمن اصلی ج.ا همیشه در درجهی اول زنان بودند.
نفرتی که این اُرکهای لجن از زنان دارند به حدی زیاده که تمامی زنستیزان مسیحی رو حتی تا حد یک فمنیست بالا ببره!!!!!!!!
به حدی از «زن» بیزارند که نه تنها سالیان سال زنان رو از ابتداییترین حقوقشون محروم کردند،
بلکه تجاوز به زنان رو عادیسازی کردند و نداشتن حق و حقوق و مورد ظلم واقعشدن رو ستایش کردند و از اهداف زندگی یک زن باحیا و پرهیزکار معرفی کردند.
زنان رو تبدیل به ماشین جوجهکشی کردند.
کودکهمسری رو باب کردند.
تجاوز زناشویی رو ارتباطی عادی دونستند و تجاوزات خارج از ارتباطات زناشویی رو با مقصر دونستن زنان و اجبارشون به ازدواج با متجاوز سرپوش گذاشتند.
به مدرسهها و خوابگاههای دخترانه حمله کردند.
به تهدید «افراد بیحجاب» برای قطع ارائه خدمات شهروندی روی آوردند.
حق ورود و خروج زنان از کشور رو ازشون گرفتند.
تبلیغات گسترده انجام دادند و بودجههای عظیمی خرجکردند در باب نگهداشتن زن در آشپزخانه و در پستو.
تحصیلات رو برای زنان بیاهمیت جلوه دادند و اولویت رو در همسرداری و فرزندآوری باب کردند.
(در حدی که وام فرزندآوری بدند و در دانشگاهها به زنانی که مجردند توهین کنند.)
حتی دوچرخه سواری رو برای زنان ممنوع کردند. (ورزشهای رزمی رو هم همینطور.)
تست غربالگری رو حذف کردند تا مادر هیچ چارهای بجز بدنیا آوردن بچهای با انواع و اقسام بیماریهای ژنتیکی نداشته باشه.
قرصهای جلوگیری از بارداری رو دستکاری کردند تا زنانی که میتونند به چنین قرصهایی دست پیدا کنند هم توانایی کنترل بدن خودشون رو نداشته باشند.
هرگونه آموزش مسائل جنسی رو ممنوع کردند.
حق طلاقش رو ازش گرفتند.
حق حضانت بچهاش رو ازش گرفتند.
حق تصمیمگیری برای بچهاش رو هم ازش گرفتند.
حق تصمیمگیری برای بدن خودش رو هم با دادن «اجازهاش» به همسر یا پدرش ازش گرفتند.
کار کردنش رو تحقیر کردند و اجازهاش رو دادند دست «شوهرش»
تحصیلش رو غیرضروری دونستند.
حضورش رو در ورزشگاهها ممنوع کردند.
صداش رو ممنوع کردند.
حتی ساز زدنش در یک گروه در کنسرت رو ممنوع کردند.
خونههای امن برای زنان رو منحل کردند.
با ترویج مفاهیمی مثل غیرت و ناموس و نبود هیچ قانونی برای مجازات قاتل تشویق به «زنکشی» کردند.
(نمونهاش مردی که با سر بریدهی همسرش توی خیابونها میچرخید و میخندید یا پدری که سر دخترش رو با داس برید.)
حالا هم که میبینید، مدارس دخترونه رو مورد حملهی شیمیایی قرار میدند.
با «زن» به هر شکلی بجز شکلی که خودشون تشویق و ترویج میکنند مشکل دارند.
دشمن اصلیشون «زنان» هستند.
و سرآخر توسط همین زنان سرنگون خواهند شد.
همین دختربچههایی که مسموم شدند،
همون دخترانی که چشمانشون رو کور کردند،
همون دخترانی که بهشون تجاوز کردند،
همونها عامل نابودی این زامبیهای ضد زن و زندگی و آزادی خواهند شد.
دیر و زود داره،
اما سوخت و سوز نداره.
(الان باز یه سریا از شنیدن «انقلاب زنانه» میترسن و بهشون برمیخوره.)
دشمن اصلی ج.ا همیشه در درجهی اول زنان بودند.
نفرتی که این اُرکهای لجن از زنان دارند به حدی زیاده که تمامی زنستیزان مسیحی رو حتی تا حد یک فمنیست بالا ببره!!!!!!!!
به حدی از «زن» بیزارند که نه تنها سالیان سال زنان رو از ابتداییترین حقوقشون محروم کردند،
بلکه تجاوز به زنان رو عادیسازی کردند و نداشتن حق و حقوق و مورد ظلم واقعشدن رو ستایش کردند و از اهداف زندگی یک زن باحیا و پرهیزکار معرفی کردند.
زنان رو تبدیل به ماشین جوجهکشی کردند.
کودکهمسری رو باب کردند.
تجاوز زناشویی رو ارتباطی عادی دونستند و تجاوزات خارج از ارتباطات زناشویی رو با مقصر دونستن زنان و اجبارشون به ازدواج با متجاوز سرپوش گذاشتند.
به مدرسهها و خوابگاههای دخترانه حمله کردند.
به تهدید «افراد بیحجاب» برای قطع ارائه خدمات شهروندی روی آوردند.
حق ورود و خروج زنان از کشور رو ازشون گرفتند.
تبلیغات گسترده انجام دادند و بودجههای عظیمی خرجکردند در باب نگهداشتن زن در آشپزخانه و در پستو.
تحصیلات رو برای زنان بیاهمیت جلوه دادند و اولویت رو در همسرداری و فرزندآوری باب کردند.
(در حدی که وام فرزندآوری بدند و در دانشگاهها به زنانی که مجردند توهین کنند.)
حتی دوچرخه سواری رو برای زنان ممنوع کردند. (ورزشهای رزمی رو هم همینطور.)
تست غربالگری رو حذف کردند تا مادر هیچ چارهای بجز بدنیا آوردن بچهای با انواع و اقسام بیماریهای ژنتیکی نداشته باشه.
قرصهای جلوگیری از بارداری رو دستکاری کردند تا زنانی که میتونند به چنین قرصهایی دست پیدا کنند هم توانایی کنترل بدن خودشون رو نداشته باشند.
هرگونه آموزش مسائل جنسی رو ممنوع کردند.
حق طلاقش رو ازش گرفتند.
حق حضانت بچهاش رو ازش گرفتند.
حق تصمیمگیری برای بچهاش رو هم ازش گرفتند.
حق تصمیمگیری برای بدن خودش رو هم با دادن «اجازهاش» به همسر یا پدرش ازش گرفتند.
کار کردنش رو تحقیر کردند و اجازهاش رو دادند دست «شوهرش»
تحصیلش رو غیرضروری دونستند.
حضورش رو در ورزشگاهها ممنوع کردند.
صداش رو ممنوع کردند.
حتی ساز زدنش در یک گروه در کنسرت رو ممنوع کردند.
خونههای امن برای زنان رو منحل کردند.
با ترویج مفاهیمی مثل غیرت و ناموس و نبود هیچ قانونی برای مجازات قاتل تشویق به «زنکشی» کردند.
(نمونهاش مردی که با سر بریدهی همسرش توی خیابونها میچرخید و میخندید یا پدری که سر دخترش رو با داس برید.)
حالا هم که میبینید، مدارس دخترونه رو مورد حملهی شیمیایی قرار میدند.
با «زن» به هر شکلی بجز شکلی که خودشون تشویق و ترویج میکنند مشکل دارند.
دشمن اصلیشون «زنان» هستند.
و سرآخر توسط همین زنان سرنگون خواهند شد.
همین دختربچههایی که مسموم شدند،
همون دخترانی که چشمانشون رو کور کردند،
همون دخترانی که بهشون تجاوز کردند،
همونها عامل نابودی این زامبیهای ضد زن و زندگی و آزادی خواهند شد.
دیر و زود داره،
اما سوخت و سوز نداره.
❤9👍4
اینقد دقیق و به موقع بود که اشک تو چشام جمع شد. چون مدتیه که دارم به همین قضیه فکر میکنم:
چون نیک نگاه کنی همه خوبان را عادت این است که تا کسی را آزاد همیبینند، او را بندگی همینمایند؛ و چون دانند که بنده شد از کار او آزاد شوند.
چون صیاد که چینه همیپاشد تا مرغ صید کند، چون صید کرد از کار او فارغ شود و پِیِ مرغی دیگر گیرد. بدین طریق:
معشوقه مرا به باد برداد و برفت
چون ابر هوا گرفت و چون باد برفت
آزاد بُدَم که آمد او در بندم
چون دید که بنده گشتم آزاد برفت
کمالالدینحسین گازرگاهی
مجالسالعشاق، طباطبایی مجد، زرین، ۱۳۷۵: ۲۵۹
بزرگمهر
چون نیک نگاه کنی همه خوبان را عادت این است که تا کسی را آزاد همیبینند، او را بندگی همینمایند؛ و چون دانند که بنده شد از کار او آزاد شوند.
چون صیاد که چینه همیپاشد تا مرغ صید کند، چون صید کرد از کار او فارغ شود و پِیِ مرغی دیگر گیرد. بدین طریق:
معشوقه مرا به باد برداد و برفت
چون ابر هوا گرفت و چون باد برفت
آزاد بُدَم که آمد او در بندم
چون دید که بنده گشتم آزاد برفت
کمالالدینحسین گازرگاهی
مجالسالعشاق، طباطبایی مجد، زرین، ۱۳۷۵: ۲۵۹
بزرگمهر
❤7😢1
بچهها، از هر طرح و پیشنهاد تتویی که دارید استقبال میکنم، با ذکر محل تتو لطفا!
میخوام به خودم هدیه بدم.
میخوام به خودم هدیه بدم.
👏10
ASHK | اشک
بچهها، از هر طرح و پیشنهاد تتویی که دارید استقبال میکنم، با ذکر محل تتو لطفا! میخوام به خودم هدیه بدم.
از بین اینهمه آدم فقط پنج-شش نفر پیام دادن! قهرم.
❤4
بعد از مدتها امروز رفتم یه نمایشگاه نقاشی، و خوشحالم. در واقع یه نمایشگاه موقت بود که تعدادی از آثار گالری هنری ژوهانسبورگ رو آورده بودن. دلم برای کانال اولیم که درمورد نقاشیها صحبت میکردم تنگ شده.
❤3🔥1
❤3🤩1