This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«در ستایش آزادی»
شعر #پل_الوار
برگردان ، موسیقی و اجرا: #زولفو_لیوانلی
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
شعر #پل_الوار
برگردان ، موسیقی و اجرا: #زولفو_لیوانلی
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
❤9🔥1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎨#هنرمندنقاش
▪️درگذشت یایویی کوساما, هنرمند ژاپنی با جهانی از نقطه و بینهایت
شرکت یایویی کوساما اعلام کرد این هنرمند ژاپنی ۱۴ اوت (۲۳ مرداد) در بیمارستانی در توکیو درگذشت. علت مرگ او اعلام نشده است.
▪️دنیای هنر یکی از عجیبترین ودرخشانترین هنرمندانش را از دست داد؛ یایویی کوساما هنرمند ژاپنیای که نقطهها، کدوها و آینهها را به جهانی بیانتها تبدیل کرد.
کوساما فقط یک هنرمند با امضای «خالخالی» نبود؛ او نقاش، مجسمهساز، نویسنده و پیشگام هنر آوانگارد بود که تجربههای شخصی و ذهنیاش را به آثاری تبدیل کرد که میلیونها نفر در سراسر جهان در آنها گم میشدند.
و شاید جالبترین نکته درباره او همین باشد: آن نقطههایی که امروز همه بهعنوان امضای بصری کوساما میشناسیم، برای او صرفاً یک الگوی تزئینی نبودند؛ راهی بودند برای مواجهه با جهان بیپایانی که در ذهنش میدید.
یایویی کوساما رفت، اما انگار جهانِ بینهایتِ نقطههایش هنوز ادامه دارد.
📡منبع:dw_persian
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
▪️درگذشت یایویی کوساما, هنرمند ژاپنی با جهانی از نقطه و بینهایت
شرکت یایویی کوساما اعلام کرد این هنرمند ژاپنی ۱۴ اوت (۲۳ مرداد) در بیمارستانی در توکیو درگذشت. علت مرگ او اعلام نشده است.
▪️دنیای هنر یکی از عجیبترین ودرخشانترین هنرمندانش را از دست داد؛ یایویی کوساما هنرمند ژاپنیای که نقطهها، کدوها و آینهها را به جهانی بیانتها تبدیل کرد.
کوساما فقط یک هنرمند با امضای «خالخالی» نبود؛ او نقاش، مجسمهساز، نویسنده و پیشگام هنر آوانگارد بود که تجربههای شخصی و ذهنیاش را به آثاری تبدیل کرد که میلیونها نفر در سراسر جهان در آنها گم میشدند.
و شاید جالبترین نکته درباره او همین باشد: آن نقطههایی که امروز همه بهعنوان امضای بصری کوساما میشناسیم، برای او صرفاً یک الگوی تزئینی نبودند؛ راهی بودند برای مواجهه با جهان بیپایانی که در ذهنش میدید.
یایویی کوساما رفت، اما انگار جهانِ بینهایتِ نقطههایش هنوز ادامه دارد.
📡منبع:dw_persian
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
❤17👌2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🎼#موزیک_ویدئو
▪️چیزی که بیشتر از همه در این آهنگ به چشم میآید، غمِ همراه با غرور است.این یک غمِ کاملاً شکستخورده نیست؛ بیشتر شبیه لحظهای است که آدم مدت زیادی برای یک رابطه جنگیده و در نهایت به خودش میگوید: دیگه نمیخوام برای عشقی که منو نمیبینه، بجنگم. فضای فلامنکو این احساس را خیلی خوب منتقل میکند؛ ضرباهنگ و هارمونیِ مینور باعث میشود موسیقی همزمان تلخ، گرم، عاشقانه و کمی خشمگین به نظر برسد.
این قطعه برای من بیشتر شبیه لحظهی بعد از گریه است؛ وقتی دیگر اشکی نمانده و فقط یک سکوت سنگین باقی مانده است.
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
▪️چیزی که بیشتر از همه در این آهنگ به چشم میآید، غمِ همراه با غرور است.این یک غمِ کاملاً شکستخورده نیست؛ بیشتر شبیه لحظهای است که آدم مدت زیادی برای یک رابطه جنگیده و در نهایت به خودش میگوید: دیگه نمیخوام برای عشقی که منو نمیبینه، بجنگم. فضای فلامنکو این احساس را خیلی خوب منتقل میکند؛ ضرباهنگ و هارمونیِ مینور باعث میشود موسیقی همزمان تلخ، گرم، عاشقانه و کمی خشمگین به نظر برسد.
این قطعه برای من بیشتر شبیه لحظهی بعد از گریه است؛ وقتی دیگر اشکی نمانده و فقط یک سکوت سنگین باقی مانده است.
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
❤12👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فیلمی که تاوان ثبت حقیقت در آن، یک عمر تبعید بود! 🎬
فیلم «همه هموطنان خوب من» (All My Good Countrymen - 1968)
به کارگردانی وویتیخ یاسنی، یکی از ماندگارترین شاهکارهای موج نوی سینمای چکسلواکی
و از دقیقترین اسناد تصویری در حوزه جامعهشناسی سینماست.
یاسنی نزدیک به یک دهه از زیست حرفهای خود را صرف نگارش فیلمنامهای کرد که مو به مو بر اساس پرتره اجتماعی زادگاهش، شهر کلچ، شکل گرفته بود.
اثر همزمان با روزهای پرالتهاب «بهار پراگ» اکران شد و نخل بهترین کارگردانی کن ۱۹۶۹ را برایش به ارمغان آورد، اما با اشغال کشور توسط تانکهای پیمان ورشو و استقرار دوباره خفقان، حکومت توتالیتر فیلم را به دلیل افشای مکانیزمهای حذف و مصادره هویتی جامعه توقیف کرد.
یاسنی نیز تسلیم پروپاگاندای رسمی نشد، بیانیه ندامت را امضا نکرد و هزینهاش را با دو دهه جلای وطن و تبعید پرداخت.
روایت فیلم، یک مطالعه طولی سیزدهساله از دگردیسی ساختار یک روستای سنتی و ارگانیک در موراویا پس از جنگ جهانی دوم تا اواخر دهه پنجاه است.
اثر نشان میدهد چگونه یک زیستبوم پیوسته که بر پایه آیینها، زمینداری بومی و همبستگی جمعی استوار بود، با ورود مکانیکی ایدئولوژی حزبی و اشتراکیسازی اجباری دچار گسست طبقاتی و اخلاقی میشود. در این گذار تحمیلی، فرودستان فرصتطلب به عنوان کارگزاران قدرت نوظهور، نظم اخلاقی پیشین را متلاشی میکنند و کشاورزان مستقلی که هویت خود را در پیوند با خاک و مالکیت فردی تعریف کردهاند، با برچسب ارتجاع به حاشیه رانده، حبس یا تبعید میشوند.
ارزش استثنایی فیلم در ایجاد یک تضاد دیالکتیکی میان فرم و محتواست. قابهای شاعرانه و ترکیببندیهای چشمنواز یاروسلاو کوچرا با الهام از امپرسیونیسم و طبیعتگرایی، تصویری کارتپستالی از شکوه خاک خلق میکنند که مستقیماً در برابر زوال تدریجی روان جمعی و سقوط اخلاقی جامعه قرار میگیرد. یاسنی کاراکترها را به تیپهای انتزاعی یا اهریمنهای حزبی تقلیل نمیدهد، بلکه پیچیدگی روانشناختی انسان در مواجهه با توهم قدرت و اضطراب بقا را کالبدشکافی میکند؛ روایتی عمیق از اینکه چگونه نهادهای ایدئولوژیک قادرند پیوندهای کهن انسانی را از درون تهی و مسخ کنند.
#سینما
#تحلیل_فیلم
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
فیلم «همه هموطنان خوب من» (All My Good Countrymen - 1968)
به کارگردانی وویتیخ یاسنی، یکی از ماندگارترین شاهکارهای موج نوی سینمای چکسلواکی
و از دقیقترین اسناد تصویری در حوزه جامعهشناسی سینماست.
یاسنی نزدیک به یک دهه از زیست حرفهای خود را صرف نگارش فیلمنامهای کرد که مو به مو بر اساس پرتره اجتماعی زادگاهش، شهر کلچ، شکل گرفته بود.
اثر همزمان با روزهای پرالتهاب «بهار پراگ» اکران شد و نخل بهترین کارگردانی کن ۱۹۶۹ را برایش به ارمغان آورد، اما با اشغال کشور توسط تانکهای پیمان ورشو و استقرار دوباره خفقان، حکومت توتالیتر فیلم را به دلیل افشای مکانیزمهای حذف و مصادره هویتی جامعه توقیف کرد.
یاسنی نیز تسلیم پروپاگاندای رسمی نشد، بیانیه ندامت را امضا نکرد و هزینهاش را با دو دهه جلای وطن و تبعید پرداخت.
روایت فیلم، یک مطالعه طولی سیزدهساله از دگردیسی ساختار یک روستای سنتی و ارگانیک در موراویا پس از جنگ جهانی دوم تا اواخر دهه پنجاه است.
اثر نشان میدهد چگونه یک زیستبوم پیوسته که بر پایه آیینها، زمینداری بومی و همبستگی جمعی استوار بود، با ورود مکانیکی ایدئولوژی حزبی و اشتراکیسازی اجباری دچار گسست طبقاتی و اخلاقی میشود. در این گذار تحمیلی، فرودستان فرصتطلب به عنوان کارگزاران قدرت نوظهور، نظم اخلاقی پیشین را متلاشی میکنند و کشاورزان مستقلی که هویت خود را در پیوند با خاک و مالکیت فردی تعریف کردهاند، با برچسب ارتجاع به حاشیه رانده، حبس یا تبعید میشوند.
ارزش استثنایی فیلم در ایجاد یک تضاد دیالکتیکی میان فرم و محتواست. قابهای شاعرانه و ترکیببندیهای چشمنواز یاروسلاو کوچرا با الهام از امپرسیونیسم و طبیعتگرایی، تصویری کارتپستالی از شکوه خاک خلق میکنند که مستقیماً در برابر زوال تدریجی روان جمعی و سقوط اخلاقی جامعه قرار میگیرد. یاسنی کاراکترها را به تیپهای انتزاعی یا اهریمنهای حزبی تقلیل نمیدهد، بلکه پیچیدگی روانشناختی انسان در مواجهه با توهم قدرت و اضطراب بقا را کالبدشکافی میکند؛ روایتی عمیق از اینکه چگونه نهادهای ایدئولوژیک قادرند پیوندهای کهن انسانی را از درون تهی و مسخ کنند.
#سینما
#تحلیل_فیلم
مجله هنری آرت ژورنال
@ARTTJOURNAL
❤7🔥5👌2
#سینما
▪️ژان-پل راپنو، فیلمساز و فیلمنامهنویس برجسته فرانسوی که نامش با اقتباس درخشان «سیرانو دو برژراک» گره خورده است، در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت.
طبق تایید پسر وی به خبرگزاری فرانسه، راپنو در روز اول سپتامبر چشم از جهان فروبست. او که نزدیک به نیم قرن در دنیای سینما فعالیت داشت، با کارگردانی هشت فیلم بلند جایگاه ویژهای در تاریخ سینمای فرانسه پیدا کرد. اثر ماندگار او «سیرانو دو برژراک» با بازی ژرارد دپاردیو، نه تنها در جشنوارههای جهانی و گلدن گلوب خوش درخشید بلکه با کسب ۱۰ جایزه سزار یکی از موفقترین آثار تاریخ سینمای فرانسه به شمار میرود.
راپنو که مسیر حرفهای خود را از دستیاری کارگردانی آغاز کرده بود با نوشتن فیلمنامههایی برای اساتیدی چون لویی مال، به سرعت به جایگاه نویسندگی رسید. او کارگردانی خود را با فیلم تحسینشده «زندگی در قصر» آغاز کرد و از آن پس، با ساخت فیلمهای ادبی و دراماتیک بزرگی همچون «ا
سوارکار روی بام» و «سفر خوش»، توانایی خود را در کارگردانی آثار کلاسیک و اقتباسی به رخ جهانیان کشید. آخرین اثر او «خانوادهها» در سال ۲۰۱۵ در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد.
#ژان_پل_راپنو
#کارگردان_سینما
▪️ژان-پل راپنو، فیلمساز و فیلمنامهنویس برجسته فرانسوی که نامش با اقتباس درخشان «سیرانو دو برژراک» گره خورده است، در سن ۹۴ سالگی از دنیا رفت.
طبق تایید پسر وی به خبرگزاری فرانسه، راپنو در روز اول سپتامبر چشم از جهان فروبست. او که نزدیک به نیم قرن در دنیای سینما فعالیت داشت، با کارگردانی هشت فیلم بلند جایگاه ویژهای در تاریخ سینمای فرانسه پیدا کرد. اثر ماندگار او «سیرانو دو برژراک» با بازی ژرارد دپاردیو، نه تنها در جشنوارههای جهانی و گلدن گلوب خوش درخشید بلکه با کسب ۱۰ جایزه سزار یکی از موفقترین آثار تاریخ سینمای فرانسه به شمار میرود.
راپنو که مسیر حرفهای خود را از دستیاری کارگردانی آغاز کرده بود با نوشتن فیلمنامههایی برای اساتیدی چون لویی مال، به سرعت به جایگاه نویسندگی رسید. او کارگردانی خود را با فیلم تحسینشده «زندگی در قصر» آغاز کرد و از آن پس، با ساخت فیلمهای ادبی و دراماتیک بزرگی همچون «ا
سوارکار روی بام» و «سفر خوش»، توانایی خود را در کارگردانی آثار کلاسیک و اقتباسی به رخ جهانیان کشید. آخرین اثر او «خانوادهها» در سال ۲۰۱۵ در جشنواره تورنتو به نمایش درآمد.
#ژان_پل_راپنو
#کارگردان_سینما
❤1👍1