#خط دیورند؛ گره حقوقی و برداشتهای سیاسی!
از چند روز به اینسو، مسئله خط دیورند بار دیگر بر سر زبانها افتاده و بحثهای گستردهای را در فضای سیاسی و رسانهای برانگیخته است.
با بررسیهایی که انجام دادهام و با استناد به قواعد و کنوانسیونهای حقوق بینالملل، این نتیجه به دست میآید که خط دیورند را میتوان بیشتر بهعنوان یک «خط مورد مناقشه/فرضی» در نظر گرفت، نه یک مرز قطعی و نهایی بینالمللی. این برداشت بر اصولی چون رضایت آزاد طرفین، تساوی حقوقی دولتها، و استمرار عدم پذیرش از سوی یکی از طرفها استوار است.
بر این اساس، خط دیورند موضوعی مرتبط با اراده و حقوق ملتها است و در صلاحیت فرد یا شخص خاصی قرار ندارد. مطابق اصول حقوق بینالملل، از جمله اصل حق تعیین سرنوشت ملتها (مواد ۱ و ۵۵ منشور ملل متحد)، اصل رضایت دولتها در شناسایی مرزها، و قواعد مربوط به اعتبار معاهدات (کنوانسیون ویانا ۱۹۶۹)، این مسئله ماهیتی حقوقی و سیاسی داشته و همچنان مورد مناقشه باقی مانده است. بنابراین، هیچ فرد یا مقامی نمیتواند آن را بهصورت یکجانبه از حالت اختلافی خارج ساخته و بهعنوان مرز قطعی اعلام نماید.
حل و فصل این موضوع تنها از طریق گفتوگوهای دیپلماتیک، تفاهم دوجانبه و با در نظر گرفتن اراده مردم در دو سوی خط امکانپذیر است.
با این حال، شگفتی در اینجاست که چگونه برخی چهرههای سیاسی با سابقه طولانی و تجربه گسترده، با وجود این حجم از بحثهای حقوقی و تاریخی و استدلالهای مبتنی بر کنوانسیونهای بینالمللی، همچنان آن را بهعنوان یک مرز قطعی و نهایی معرفی میکنند؛ گویی پیچیدگیهای حقوق بینالملل و حساسیتهای تاریخی این منازعه را نادیده میگیرند یا آن را به یک برداشت ساده و یکجانبه تقلیل میدهند یا اینکه در پی آناند تا با تکیه بر چنین موضعگیریهایی و با اتکا به حمایت یا همراهی دیگران، اعتبار سیاسی از دسترفته خود را دوباره احیا کنند. در این میان، رویکرد آنان بیشتر جنبه فرصتطلبانه پیدا میکند تا حقوقی و ملی؛ بهگونهای که بهجای توجه به منافع پایدار کشور، تلاش میشود از این موضوع بهعنوان ابزاری برای بازسازی جایگاه شخصی استفاده شود. در نتیجه منافع کلان و ملی افغانستان در سایه اینگونه محاسبات فردی و سیاسی، نادیده گرفته یا قربانی می گردد.
✍ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
از چند روز به اینسو، مسئله خط دیورند بار دیگر بر سر زبانها افتاده و بحثهای گستردهای را در فضای سیاسی و رسانهای برانگیخته است.
با بررسیهایی که انجام دادهام و با استناد به قواعد و کنوانسیونهای حقوق بینالملل، این نتیجه به دست میآید که خط دیورند را میتوان بیشتر بهعنوان یک «خط مورد مناقشه/فرضی» در نظر گرفت، نه یک مرز قطعی و نهایی بینالمللی. این برداشت بر اصولی چون رضایت آزاد طرفین، تساوی حقوقی دولتها، و استمرار عدم پذیرش از سوی یکی از طرفها استوار است.
بر این اساس، خط دیورند موضوعی مرتبط با اراده و حقوق ملتها است و در صلاحیت فرد یا شخص خاصی قرار ندارد. مطابق اصول حقوق بینالملل، از جمله اصل حق تعیین سرنوشت ملتها (مواد ۱ و ۵۵ منشور ملل متحد)، اصل رضایت دولتها در شناسایی مرزها، و قواعد مربوط به اعتبار معاهدات (کنوانسیون ویانا ۱۹۶۹)، این مسئله ماهیتی حقوقی و سیاسی داشته و همچنان مورد مناقشه باقی مانده است. بنابراین، هیچ فرد یا مقامی نمیتواند آن را بهصورت یکجانبه از حالت اختلافی خارج ساخته و بهعنوان مرز قطعی اعلام نماید.
حل و فصل این موضوع تنها از طریق گفتوگوهای دیپلماتیک، تفاهم دوجانبه و با در نظر گرفتن اراده مردم در دو سوی خط امکانپذیر است.
با این حال، شگفتی در اینجاست که چگونه برخی چهرههای سیاسی با سابقه طولانی و تجربه گسترده، با وجود این حجم از بحثهای حقوقی و تاریخی و استدلالهای مبتنی بر کنوانسیونهای بینالمللی، همچنان آن را بهعنوان یک مرز قطعی و نهایی معرفی میکنند؛ گویی پیچیدگیهای حقوق بینالملل و حساسیتهای تاریخی این منازعه را نادیده میگیرند یا آن را به یک برداشت ساده و یکجانبه تقلیل میدهند یا اینکه در پی آناند تا با تکیه بر چنین موضعگیریهایی و با اتکا به حمایت یا همراهی دیگران، اعتبار سیاسی از دسترفته خود را دوباره احیا کنند. در این میان، رویکرد آنان بیشتر جنبه فرصتطلبانه پیدا میکند تا حقوقی و ملی؛ بهگونهای که بهجای توجه به منافع پایدار کشور، تلاش میشود از این موضوع بهعنوان ابزاری برای بازسازی جایگاه شخصی استفاده شود. در نتیجه منافع کلان و ملی افغانستان در سایه اینگونه محاسبات فردی و سیاسی، نادیده گرفته یا قربانی می گردد.
✍ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍4💯2❤1👏1
#صرفاً برای تشویق به مطالعه و رشد آگاهی!
ارزش دانش در آگاهی است، نه در درآمد.
در همین مسیر، بخش قابل توجهی از این کتابها — یا حتی اکثریت آنها — را در یک سال اخیر مطالعه کردهام؛
برای فهم بیشتر، نه صرفاً برای نتیجه مادی.
#علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
ارزش دانش در آگاهی است، نه در درآمد.
در همین مسیر، بخش قابل توجهی از این کتابها — یا حتی اکثریت آنها — را در یک سال اخیر مطالعه کردهام؛
برای فهم بیشتر، نه صرفاً برای نتیجه مادی.
#علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
❤7💯2👍1🥰1😍1
#وضعیت نه جنگ و نه صلح!
در حال حاضر این احتمال در محافل تحلیلی مطرح است که در دوره کنونی ریاستجمهوری دونالد ترامپ، جمهوریخواهان به رهبری او، گزینه اقدام نظامی علیه ایران را بار دیگر بهعنوان آخرین فرصت و احتمالاً آخرین سناریوی حمله نظامی در این دوره، بهعنوان یکی از ابزارهای فشار راهبردی در یک مقطع تعیینکننده مورد بازنگری قرار دهند. بهویژه در شرایطی که واشنگتن ممکن است این برهه را فرصتی حساس برای اعمال فشار حداکثری تلقی کرده و از طریق یک اقدام نظامی محدود، در پی ارسال پیام بازدارنده و تثبیت موقعیت راهبردی خود باشد. با این حال، چشمانداز درگیری همچنان در وضعیت ابهام قرار دارد؛ بهگونهای که جنگ میتواند هم بهعنوان یک سناریوی محتمل مطرح باشد و هم در سطح یک تهدید کنترلشده باقی بماند.
این وضعیت «نه جنگ و نه صلح» بهتدریج به یک معضل راهبردی در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. از یکسو، تداوم این وضعیت تعلیقی موجب فرسایش ظرفیت تصمیمسازی شده و از سوی دیگر، هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن روندی فزاینده یافته است. در همین چارچوب، آمریکاییها تمایلی ندارند بار دیگر در یک درگیری فرسایشی و بهاصطلاح «باتلاق جدید» گرفتار شوند؛ از همین رو، پس از پایان آتشبس دو هفتهای نیز، علیرغم افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی، همچنان با دقت و احتیاط بالا هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نکردهاند.
در سطح نظام بینالملل، اقتصاد جهانی در کوتاهمدت توان تحمل نسبی چنین تنشهایی را دارد، اما استمرار بیثباتی بهویژه در مناطق حساس انرژی، این ظرفیت را بهطور جدی تضعیف میکند. بازارهای نفت، بهعنوان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد جهانی، نسبت به هرگونه تنش نظامی واکنش سریع و شدید نشان داده و نشانههای اختلال در عرضه و افزایش نوسانات ساختاری بهتدریج نمایان میشود.
همزمان، دولت ایالات متحده تحت فشار فزاینده افکار عمومی داخلی و نخبگان سیاسی قرار دارد؛ فشاری که ناشی از نبود یک راهبرد جامع و منسجم برای مدیریت یا پایاندادن به این وضعیت پیچیده است.
در چنین بستری، بر اساس تحلیلهای رایج، از منظر من واشنگتن در حال طراحی و ارزیابی سناریوهای مختلف برای مدیریت یا خروج از این بحران باشد؛ بحرانی که در شکلگیری و تشدید آن نیز نقش داشته است. این سناریوها میتواند از اقدام نظامی محدود یا (همان ضربه نهایی و نابود کننده به باور خودشان) با هدف اعمال «ضربه بازدارنده» تا تشکیل ائتلافهای بینالمللی با هدف تأمین امنیت کشتیرانی و بازگشایی تنگه هرمز را در بر گیرد؛ گزینههایی که در نهایت امکان بازتعریف روایت سیاسی از «دستیابی به اهداف راهبردی» و مدیریت پایان تنش را برای ایالات متحده فراهم میسازد.
با این وجود، ماهیت سیال، چندلایه و بهشدت واکنشی این بحران نشان میدهد که هرگونه اقدام، حتی در قالب سناریوهای دقیق و حسابشده، میتواند پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه ایجاد کرده و به بازآرایی گسترده در موازنه قدرت منطقهای و ساختار امنیتی نظام بینالملل منجر شود.
✍علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
در حال حاضر این احتمال در محافل تحلیلی مطرح است که در دوره کنونی ریاستجمهوری دونالد ترامپ، جمهوریخواهان به رهبری او، گزینه اقدام نظامی علیه ایران را بار دیگر بهعنوان آخرین فرصت و احتمالاً آخرین سناریوی حمله نظامی در این دوره، بهعنوان یکی از ابزارهای فشار راهبردی در یک مقطع تعیینکننده مورد بازنگری قرار دهند. بهویژه در شرایطی که واشنگتن ممکن است این برهه را فرصتی حساس برای اعمال فشار حداکثری تلقی کرده و از طریق یک اقدام نظامی محدود، در پی ارسال پیام بازدارنده و تثبیت موقعیت راهبردی خود باشد. با این حال، چشمانداز درگیری همچنان در وضعیت ابهام قرار دارد؛ بهگونهای که جنگ میتواند هم بهعنوان یک سناریوی محتمل مطرح باشد و هم در سطح یک تهدید کنترلشده باقی بماند.
این وضعیت «نه جنگ و نه صلح» بهتدریج به یک معضل راهبردی در سیاست خارجی ایالات متحده تبدیل شده است. از یکسو، تداوم این وضعیت تعلیقی موجب فرسایش ظرفیت تصمیمسازی شده و از سوی دیگر، هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی آن روندی فزاینده یافته است. در همین چارچوب، آمریکاییها تمایلی ندارند بار دیگر در یک درگیری فرسایشی و بهاصطلاح «باتلاق جدید» گرفتار شوند؛ از همین رو، پس از پایان آتشبس دو هفتهای نیز، علیرغم افزایش فشارهای سیاسی و امنیتی، همچنان با دقت و احتیاط بالا هیچ تصمیم نهایی اتخاذ نکردهاند.
در سطح نظام بینالملل، اقتصاد جهانی در کوتاهمدت توان تحمل نسبی چنین تنشهایی را دارد، اما استمرار بیثباتی بهویژه در مناطق حساس انرژی، این ظرفیت را بهطور جدی تضعیف میکند. بازارهای نفت، بهعنوان یکی از ستونهای اصلی اقتصاد جهانی، نسبت به هرگونه تنش نظامی واکنش سریع و شدید نشان داده و نشانههای اختلال در عرضه و افزایش نوسانات ساختاری بهتدریج نمایان میشود.
همزمان، دولت ایالات متحده تحت فشار فزاینده افکار عمومی داخلی و نخبگان سیاسی قرار دارد؛ فشاری که ناشی از نبود یک راهبرد جامع و منسجم برای مدیریت یا پایاندادن به این وضعیت پیچیده است.
در چنین بستری، بر اساس تحلیلهای رایج، از منظر من واشنگتن در حال طراحی و ارزیابی سناریوهای مختلف برای مدیریت یا خروج از این بحران باشد؛ بحرانی که در شکلگیری و تشدید آن نیز نقش داشته است. این سناریوها میتواند از اقدام نظامی محدود یا (همان ضربه نهایی و نابود کننده به باور خودشان) با هدف اعمال «ضربه بازدارنده» تا تشکیل ائتلافهای بینالمللی با هدف تأمین امنیت کشتیرانی و بازگشایی تنگه هرمز را در بر گیرد؛ گزینههایی که در نهایت امکان بازتعریف روایت سیاسی از «دستیابی به اهداف راهبردی» و مدیریت پایان تنش را برای ایالات متحده فراهم میسازد.
با این وجود، ماهیت سیال، چندلایه و بهشدت واکنشی این بحران نشان میدهد که هرگونه اقدام، حتی در قالب سناریوهای دقیق و حسابشده، میتواند پیامدهایی فراتر از محاسبات اولیه ایجاد کرده و به بازآرایی گسترده در موازنه قدرت منطقهای و ساختار امنیتی نظام بینالملل منجر شود.
✍علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍6💯3👏2🤔1
نِگاه ژَرف
Photo
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻مکث سیاسی (4)
زمانی که دشمن از جغرافیای ثالث حمله میکند،
و جغرافیای ثالث خود را بیگناه جلوه میدهد، این یعنی ساده اندیشی سیاسی و وقتی از منافع ملیِ خود با قاطعیت دفاع کنید،
مخالفان نامِ «افراطی» بر تو میگذارند؛
در حالیکه سیاست،
پیش از آنکه میدانِ قضاوت باشد،
میدانِ حفظِ منافع است؛
صرفنظر از اینکه ملیت چیست و در کدام جغرافیا ایستادهای.
✍️ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
زمانی که دشمن از جغرافیای ثالث حمله میکند،
و جغرافیای ثالث خود را بیگناه جلوه میدهد، این یعنی ساده اندیشی سیاسی و وقتی از منافع ملیِ خود با قاطعیت دفاع کنید،
مخالفان نامِ «افراطی» بر تو میگذارند؛
در حالیکه سیاست،
پیش از آنکه میدانِ قضاوت باشد،
میدانِ حفظِ منافع است؛
صرفنظر از اینکه ملیت چیست و در کدام جغرافیا ایستادهای.
✍️ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
💯6👍2👏2❤1
نِگاه ژَرف
Photo
#نیلوفر کوزولو و تحول موشکی ترکیه!
این روزها نام موشک قارهپیمای ترکیه در بسیاری از رسانهها و محافل سیاسی ـ نظامی برجسته شده است؛
کنجکاو شدم اندکی وقت بگذارم و به پشتپرده این پروژه راهبردی سری بزنم...
دو نکته مهم برایم برجسته شد:
اول:
ترکیهای که دیروز با پهپادهایش معادلات جنگ را تغییر میداد، امروز با موشکهای دوربرد میخواهد جایگاه خود را در نظم امنیتی منطقه و حتی فراتر از منطقه تثبیت کند.
این یعنی آنکارا دیگر تنها به دفاع مرزی نمیاندیشد؛ بلکه بهدنبال ساخت قدرت بازدارندگی، افزایش نفوذ سیاسی و سنگینتر کردن وزن ژئوپلیتیک خود در معادلات جهانی است.
پشت هر موشک دوربرد، فقط فناوری نهفته نیست؛
اراده سیاسی، رقابت قدرتها و پیامهای استراتژیک به رقبای منطقهای نیز خوابیده است.
دوم:
پشت مدیریت و مهندسی چنین پروژه بزرگی، نام «نیلوفر کوزولو» برجسته دیده میشود؛ زنی که با برنامهریزیهای درازمدت و پروژههای چندساله، بخشی از مسیر توسعه صنایع دفاعی ترکیه را رهبری کرده است.
خانم «نیلوفر کوزولو» (Nilüfer Kuzulu) یکی از چهرههای مهم صنعت دفاعی ترکیه بهشمار میرود که بهعنوان رئیس مرکز تحقیق و توسعه وزارت دفاع ترکیه (MoND R&D Center) شناخته میشود و در پروژه موشک بالستیک قارهپیمای «ایلدریمخان» نقش مدیریتی و راهبردی داشته است.
این خود نشان میدهد که دولتها برای رسیدن به قدرت راهبردی، تنها بر تجهیزات تکیه نمیکنند؛ بلکه روی نیروی انسانی، مدیریت تخصصی و برنامهریزی بلندمدت نیز سرمایهگذاری میکنند.
🔻موشک «ایلدریمخان» (YILDIRIMHAN) چیست؟
«ایلدریمخان» بهعنوان نخستین موشک بالستیک قارهپیمای ترکیه (ICBM) معرفی شده است. این موشک در نمایشگاه دفاعی SAHA 2026 در استانبول رونمایی شد و بهعنوان یکی از پروژههای پیشرفته در حوزه توانمندیهای موشکی ترکیه مطرح گردیده است.
مشخصات مهم آن:
▪️ برد: حدود ۶۰۰۰ کیلومتر
▪️ سرعت: بین ماخ ۹ تا ماخ ۲۵ (۹ تا ۲۵ برابر سرعت صوت)
▪️ دارای ۴ موتور راکتی سوخت مایع
▪️ توان حمل کلاهک حدود ۳۰۰۰ کیلوگرم
▪️ استفاده از سوخت ویژه نیتروژن تتروکسید و UDMH
▪️ قابلیت عبور دشوار از سامانههای دفاع موشکی بهدلیل سرعت هایپرسونیک
🔻 نقش نیلوفر کوزولو:
براساس گزارشها، او گفته است: «حدود ۱۰ سال روی موتورهای راکتی، سوخت و سامانههای هایپرسونیک کار کردهایم.»
او همچنین تأکید کرده است: ترکیه برای نخستینبار توانسته تولید داخلی سوخت پیچیده این موشک را انجام دهد.
▪️ کارخانه تولید این سوخت نیز ساخته شده است.
▪️ پروژه تنها یک نمونه نمایشی نیست و مراحل واقعی توسعه را پشت سر گذاشته است.
🔻 نیلوفر کوزولو در پروژههای دیگر:
گفته میشود نیلوفر کوزولو پیشتر در پروژههای مهم دیگری نیز فعالیت داشته است؛ از جمله:
▪️بمب سنگرشکن «HAYALET»
▪️ پروژههای موتور جت و موتور هلیکوپتر
▪️ سامانههای هایپرسونیک ترکیه
✍علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
این روزها نام موشک قارهپیمای ترکیه در بسیاری از رسانهها و محافل سیاسی ـ نظامی برجسته شده است؛
کنجکاو شدم اندکی وقت بگذارم و به پشتپرده این پروژه راهبردی سری بزنم...
دو نکته مهم برایم برجسته شد:
اول:
ترکیهای که دیروز با پهپادهایش معادلات جنگ را تغییر میداد، امروز با موشکهای دوربرد میخواهد جایگاه خود را در نظم امنیتی منطقه و حتی فراتر از منطقه تثبیت کند.
این یعنی آنکارا دیگر تنها به دفاع مرزی نمیاندیشد؛ بلکه بهدنبال ساخت قدرت بازدارندگی، افزایش نفوذ سیاسی و سنگینتر کردن وزن ژئوپلیتیک خود در معادلات جهانی است.
پشت هر موشک دوربرد، فقط فناوری نهفته نیست؛
اراده سیاسی، رقابت قدرتها و پیامهای استراتژیک به رقبای منطقهای نیز خوابیده است.
دوم:
پشت مدیریت و مهندسی چنین پروژه بزرگی، نام «نیلوفر کوزولو» برجسته دیده میشود؛ زنی که با برنامهریزیهای درازمدت و پروژههای چندساله، بخشی از مسیر توسعه صنایع دفاعی ترکیه را رهبری کرده است.
خانم «نیلوفر کوزولو» (Nilüfer Kuzulu) یکی از چهرههای مهم صنعت دفاعی ترکیه بهشمار میرود که بهعنوان رئیس مرکز تحقیق و توسعه وزارت دفاع ترکیه (MoND R&D Center) شناخته میشود و در پروژه موشک بالستیک قارهپیمای «ایلدریمخان» نقش مدیریتی و راهبردی داشته است.
این خود نشان میدهد که دولتها برای رسیدن به قدرت راهبردی، تنها بر تجهیزات تکیه نمیکنند؛ بلکه روی نیروی انسانی، مدیریت تخصصی و برنامهریزی بلندمدت نیز سرمایهگذاری میکنند.
🔻موشک «ایلدریمخان» (YILDIRIMHAN) چیست؟
«ایلدریمخان» بهعنوان نخستین موشک بالستیک قارهپیمای ترکیه (ICBM) معرفی شده است. این موشک در نمایشگاه دفاعی SAHA 2026 در استانبول رونمایی شد و بهعنوان یکی از پروژههای پیشرفته در حوزه توانمندیهای موشکی ترکیه مطرح گردیده است.
مشخصات مهم آن:
▪️ برد: حدود ۶۰۰۰ کیلومتر
▪️ سرعت: بین ماخ ۹ تا ماخ ۲۵ (۹ تا ۲۵ برابر سرعت صوت)
▪️ دارای ۴ موتور راکتی سوخت مایع
▪️ توان حمل کلاهک حدود ۳۰۰۰ کیلوگرم
▪️ استفاده از سوخت ویژه نیتروژن تتروکسید و UDMH
▪️ قابلیت عبور دشوار از سامانههای دفاع موشکی بهدلیل سرعت هایپرسونیک
🔻 نقش نیلوفر کوزولو:
براساس گزارشها، او گفته است: «حدود ۱۰ سال روی موتورهای راکتی، سوخت و سامانههای هایپرسونیک کار کردهایم.»
او همچنین تأکید کرده است: ترکیه برای نخستینبار توانسته تولید داخلی سوخت پیچیده این موشک را انجام دهد.
▪️ کارخانه تولید این سوخت نیز ساخته شده است.
▪️ پروژه تنها یک نمونه نمایشی نیست و مراحل واقعی توسعه را پشت سر گذاشته است.
🔻 نیلوفر کوزولو در پروژههای دیگر:
گفته میشود نیلوفر کوزولو پیشتر در پروژههای مهم دیگری نیز فعالیت داشته است؛ از جمله:
▪️بمب سنگرشکن «HAYALET»
▪️ پروژههای موتور جت و موتور هلیکوپتر
▪️ سامانههای هایپرسونیک ترکیه
✍علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
👍5❤3🥰2😍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#در قهرمانی، قهرمانی دیگر یاد می شود!
در میان جشن باشکوه قهرمانی بارسلونا، لحظهای بیش از همه در ذهنها ماند؛
وقتی «لامین یامال» پرچم فلسطین را در میان شادی هزاران هوادار بالا برد.
گاهی فوتبال فقط فوتبال نیست؛
گاهی یک پرچم، یک پیام است…
پیام همبستگی، انسانیت و صدای مردمی که فراموش نشدهاند. 🇵🇸⚽
#علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
در میان جشن باشکوه قهرمانی بارسلونا، لحظهای بیش از همه در ذهنها ماند؛
وقتی «لامین یامال» پرچم فلسطین را در میان شادی هزاران هوادار بالا برد.
گاهی فوتبال فقط فوتبال نیست؛
گاهی یک پرچم، یک پیام است…
پیام همبستگی، انسانیت و صدای مردمی که فراموش نشدهاند. 🇵🇸⚽
#علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
❤7👍2🥰2👏1
#ترامپ در پکن؛ نشانههای ظهور نظم چندقطبی جهان!
سفر ترامپ به پکن، صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا اقتصادی نبود؛ بلکه بخشی از بازآرایی توازن قدرت در نظام بینالملل به شمار میرود. در شرایطی که جنگ ایران، بحران انرژی، رقابت فناوری و اختلافات تجاری جهان را وارد مرحلهای حساس کرده، واشنگتن و پکن تلاش دارند همزمان «رقابت» و «مدیریت تنش» را پیش ببرند.
نکته مهم این سفر، تفاوت آشکار رفتار و ادبیات ترامپ در برابر چین بود. ترامپ معمولاً در برابر کشورهای وابسته به حمایت امنیتی و اقتصادی آمریکا، با لحن برتر و دستوری سخن میگوید؛ اما در پکن، او با قدرتی روبهرو شد که نهتنها از لحاظ اقتصادی، بلکه از نظر تمدنی، نظامی و ژئوپلیتیکی توان مقابله و تاثیرگذاری جهانی دارد. به همین دلیل، لحن او محتاطتر، محترمانهتر و حسابشدهتر به نظر رسید.
چین نیز با طراحی دقیق تشریفات، پیام دوگانهای فرستاد: از یکسو استقبال گسترده، ارکستر نظامی و فضای باشکوه برای احترام به جایگاه آمریکا و شخص ترامپ بود؛ اما از سوی دیگر، نرفتن شی جینپینگ به فرودگاه نشان داد که پکن نمیخواهد در موضع ضعف یا وابستگی دیده شود. این رفتار، بخشی از دیپلماسی نمادین چین است؛ یعنی احترام بدون تسلیم.
محور اصلی مذاکرات نیز فقط تجارت نبود. چند پرونده بزرگ همزمان روی میز قرار داشت:
*جنگ ایران و امنیت تنگه هرمز؛ زیرا ثبات انرژی برای هر دو کشور حیاتی است.
*رقابت بر سر تراشهها، هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته.
*بحران تایوان که خطرناکترین نقطه اختلاف میان واشینگتن و پکن محسوب میشود.
*آینده اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین.
هشدار شی جینپینگ درباره تایوان نیز بسیار معنادار بود. او عملاً پیام داد که چین حاضر است در بسیاری مسائل مذاکره کند، اما درباره تمامیت ارضی خود انعطاف محدودی دارد. این یعنی تایوان همچنان خط قرمز اصلی پکن است.
حضور چهرههایی مانند ایلان ماسک، مدیران اپل، انویدیا، بوئینگ و بلکراک نیز نشان میدهد که حتی در اوج رقابت سیاسی، اقتصاد آمریکا هنوز به بازار و ظرفیت چین وابسته است. این وابستگی متقابل باعث شده دو کشور نه بتوانند کاملاً از هم جدا شوند و نه بهراحتی وارد تقابل مستقیم شوند.
در مجموع، این سفر سه پیام اصلی داشت:
✓جهان به سمت چندقطبیشدن حرکت میکند و آمریکا دیگر تنها قدرت تعیینکننده نیست.
✓چین اکنون قدرتی است که حتی رئیسجمهور آمریکا ناچار به رعایت موازنه و احترام در برابر آن است.
✓رقابت آمریکا و چین ادامه خواهد داشت، اما هر دو طرف فعلاً ترجیح میدهند این رقابت را کنترل کنند تا به بحران مستقیم تبدیل نشود.
نتیجه نهایی این است که «دوران سلطه مطلق یکجانبه» بهتدریج در حال تغییر است و قدرتهای بزرگ اکنون بیشتر بر اساس توازن، معامله و مدیریت منافع عمل میکنند تا فرماندهی یکطرفه
#علیرضا_الیاس
https://t.me/ARELYAS
سفر ترامپ به پکن، صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا اقتصادی نبود؛ بلکه بخشی از بازآرایی توازن قدرت در نظام بینالملل به شمار میرود. در شرایطی که جنگ ایران، بحران انرژی، رقابت فناوری و اختلافات تجاری جهان را وارد مرحلهای حساس کرده، واشنگتن و پکن تلاش دارند همزمان «رقابت» و «مدیریت تنش» را پیش ببرند.
نکته مهم این سفر، تفاوت آشکار رفتار و ادبیات ترامپ در برابر چین بود. ترامپ معمولاً در برابر کشورهای وابسته به حمایت امنیتی و اقتصادی آمریکا، با لحن برتر و دستوری سخن میگوید؛ اما در پکن، او با قدرتی روبهرو شد که نهتنها از لحاظ اقتصادی، بلکه از نظر تمدنی، نظامی و ژئوپلیتیکی توان مقابله و تاثیرگذاری جهانی دارد. به همین دلیل، لحن او محتاطتر، محترمانهتر و حسابشدهتر به نظر رسید.
چین نیز با طراحی دقیق تشریفات، پیام دوگانهای فرستاد: از یکسو استقبال گسترده، ارکستر نظامی و فضای باشکوه برای احترام به جایگاه آمریکا و شخص ترامپ بود؛ اما از سوی دیگر، نرفتن شی جینپینگ به فرودگاه نشان داد که پکن نمیخواهد در موضع ضعف یا وابستگی دیده شود. این رفتار، بخشی از دیپلماسی نمادین چین است؛ یعنی احترام بدون تسلیم.
محور اصلی مذاکرات نیز فقط تجارت نبود. چند پرونده بزرگ همزمان روی میز قرار داشت:
*جنگ ایران و امنیت تنگه هرمز؛ زیرا ثبات انرژی برای هر دو کشور حیاتی است.
*رقابت بر سر تراشهها، هوش مصنوعی و فناوریهای پیشرفته.
*بحران تایوان که خطرناکترین نقطه اختلاف میان واشینگتن و پکن محسوب میشود.
*آینده اقتصاد جهانی و زنجیرههای تأمین.
هشدار شی جینپینگ درباره تایوان نیز بسیار معنادار بود. او عملاً پیام داد که چین حاضر است در بسیاری مسائل مذاکره کند، اما درباره تمامیت ارضی خود انعطاف محدودی دارد. این یعنی تایوان همچنان خط قرمز اصلی پکن است.
حضور چهرههایی مانند ایلان ماسک، مدیران اپل، انویدیا، بوئینگ و بلکراک نیز نشان میدهد که حتی در اوج رقابت سیاسی، اقتصاد آمریکا هنوز به بازار و ظرفیت چین وابسته است. این وابستگی متقابل باعث شده دو کشور نه بتوانند کاملاً از هم جدا شوند و نه بهراحتی وارد تقابل مستقیم شوند.
در مجموع، این سفر سه پیام اصلی داشت:
✓جهان به سمت چندقطبیشدن حرکت میکند و آمریکا دیگر تنها قدرت تعیینکننده نیست.
✓چین اکنون قدرتی است که حتی رئیسجمهور آمریکا ناچار به رعایت موازنه و احترام در برابر آن است.
✓رقابت آمریکا و چین ادامه خواهد داشت، اما هر دو طرف فعلاً ترجیح میدهند این رقابت را کنترل کنند تا به بحران مستقیم تبدیل نشود.
نتیجه نهایی این است که «دوران سلطه مطلق یکجانبه» بهتدریج در حال تغییر است و قدرتهای بزرگ اکنون بیشتر بر اساس توازن، معامله و مدیریت منافع عمل میکنند تا فرماندهی یکطرفه
#علیرضا_الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍4❤2💯2👏1
🔻از روایت تا واقعیت (9)
#تحلیل | شراکت چین و روسیه؛ آغاز آرامِ جهان پساآمریکایی؟
دیدارهای پیدرپی شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین دیگر صرفاً ملاقاتهای دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند تاریخیِ انتقال قدرت در نظام بینالملل است.
جهان امروز وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «دوران فرسایش هژمونی غرب» نامید؛ نه فروپاشی کامل آمریکا، بلکه کاهش تدریجی توان واشنگتن برای مدیریت یکجانبۀ جهان.
پس از جنگ اوکراین، بحران غزه، تنش تایوان و شکافهای اقتصادی جهانی، چین و روسیه به این جمعبندی رسیدهاند که: «نظم آمریکامحور دیگر مطلق و شکستناپذیر نیست.»
_تحلیل | روسیه؛ قدرت نظامیِ منزوی که به شرق پناه آورده:
روسیه پس از جنگ اوکراین عملاً وارد یک نبرد فرسایشی با غرب شد؛ نبردی که فقط نظامی نیست، بلکه اقتصادی، تکنولوژیک و مالی نیز هست.
تحریمهای گسترده غرب باعث شد:
بازارهای اروپایی برای روسیه محدود شوند،
سیستم مالی غرب علیه مسکو فعال گردد،
و روسیه ناچار شود جهت استراتژیک خود را بهسوی آسیا بچرخاند.
در این وضعیت، چین برای روسیه فقط «شریک» نیست؛ بلکه:
راه تنفس اقتصادی،
خریدار انرژی،
و پنجره اتصال به اقتصاد جهانی است.
به همین دلیل، برخلاف ظاهر «برابر» این رابطه، در واقع کفه قدرت آرامآرام به سود چین سنگینتر شده است.
امروز مسکو بیشتر به پکن نیاز دارد تا پکن به مسکو.
_تحلیل | چین؛ ابرقدرتی که هنوز زمان تقابل نهایی را مناسب نمیبیند:
برخلاف روسیه، چین هنوز وارد تقابل مستقیم و کامل با غرب نشده است.
اقتصاد چین همچنان:
وابسته به بازارهای آمریکا و اروپا،
نیازمند سرمایهگذاری خارجی،
و متکی بر ثبات تجارت جهانی است.
به همین دلیل، استراتژی چین «برخورد مستقیم» نیست؛ بلکه:
فرسایش آرامِ هژمونی آمریکا بدون جنگ مستقیم.
چین میخواهد:
هم از روسیه بهعنوان سپر ژئوپولیتیکی استفاده کند،
هم ارتباط اقتصادی با غرب را حفظ نماید.
یعنی: پکن نه میخواهد روسیه شکست بخورد، و نه میخواهد کاملاً همراه روسیه علیه غرب وارد جنگ سرد آشکار شود.
این همان سیاست معروف چینی است: «حرکت نرم، صبر استراتژیک و گسترش نفوذ بدون شتاب.
_تحلیل | پیام اصلی سفر پوتین؛ ترس خاموشِ کرملین:
در ظاهر، این سفر نمایش اتحاد بود؛ اما در عمق ماجرا، روسیه یک نگرانی جدی دارد:
آیا ممکن است چین روزی با آمریکا معامله کند؟
دیدار اخیر ترامپ با شی جینپینگ دقیقاً همین نگرانی را در مسکو فعال کرده است.
روسیه میداند: اگر روزی تنش واشنگتن و پکن کاهش یابد، چین ممکن است برای حفظ اقتصاد خود، فاصلهای حسابشده از روسیه بگیرد.
پس یکی از اهداف پنهان پوتین از این سفر، گرفتن «اطمینان استراتژیک» از چین بود: که روسیه قربانی توافق احتمالی چین و آمریکا نشود.
_تحلیل | جهان وارد نظم چندقطبی شده؛ اما هنوز نه کامل:
بسیاری تصور میکنند آمریکا سقوط کرده؛ اما واقعیت پیچیدهتر است.
آمریکا هنوز:
بزرگترین قدرت نظامی جهان،
محور اصلی نظام مالی بینالمللی،
و رهبر تکنولوژی پیشرفته است.
اما تفاوت امروز با دهه ۹۰ این است که: دیگر هیچ قدرتی توان تعیین کامل قواعد جهان را بهتنهایی ندارد.
چین، روسیه، هند، بریکس و قدرتهای منطقهای، همگی در حال ساختن «مراکز موازی قدرت» هستند.
در حقیقت، جهان اکنون در مرحلهای میان دو نظم قرار دارد:
نه نظم تکقطبی کاملاً پابرجاست،
و نه نظم جدید کاملاً شکل گرفته.
این مرحله معمولاً خطرناکترین دورۀ تاریخ قدرتهاست؛ چون دوره «ابهام، رقابت و بازتعریف موازنهها» است.
_تحلیل | خاورمیانه؛ میدان اصلی رقابت قدرتها:
در این میان، خاورمیانه دوباره به قلب رقابت جهانی تبدیل شده است.
چرا؟ چون:
انرژی جهان هنوز به این منطقه وابسته است،
مسیرهای تجاری حیاتی از اینجا عبور میکنند،
و هر بحران منطقهای میتواند اقتصاد جهانی را متزلزل کند.
چین تلاش میکند:
در خاورمیانه نقش «میانجی آرام» را بازی کند،
روابطش را همزمان با ایران، عربستان و حتی اسرائیل حفظ کند،
و خود را بدیل دیپلماتیک آمریکا نشان دهد.
روسیه نیز میخواهد نشان دهد که هنوز قدرت اثرگذار جهانی است؛ حتی اگر در اوکراین درگیر باشد.
_تحلیل | واقعیت نهایی؛ اتحادِ اعتماد نیست، اتحادِ ضرورت است:
شراکت چین و روسیه بیش از آنکه اتحاد ایدئولوژیک باشد، «ائتلاف ضرورتها» است.
روسیه به اقتصاد چین نیاز دارد. چین به قدرت نظامی و ژئوپولیتیکی روسیه نیاز دارد.
اما هر دو میدانند: در پشت لبخندهای دیپلماتیک، رقابت پنهان نیز وجود دارد.
چین در حال تبدیلشدن به قدرت برتر این رابطه است، و روسیه آرامآرام در موقعیت «شریک کوچکتر» قرار میگیرد.
#تحلیل | شراکت چین و روسیه؛ آغاز آرامِ جهان پساآمریکایی؟
دیدارهای پیدرپی شی جینپینگ و ولادیمیر پوتین دیگر صرفاً ملاقاتهای دیپلماتیک نیست؛ بلکه بخشی از فرآیند تاریخیِ انتقال قدرت در نظام بینالملل است.
جهان امروز وارد مرحلهای شده که میتوان آن را «دوران فرسایش هژمونی غرب» نامید؛ نه فروپاشی کامل آمریکا، بلکه کاهش تدریجی توان واشنگتن برای مدیریت یکجانبۀ جهان.
پس از جنگ اوکراین، بحران غزه، تنش تایوان و شکافهای اقتصادی جهانی، چین و روسیه به این جمعبندی رسیدهاند که: «نظم آمریکامحور دیگر مطلق و شکستناپذیر نیست.»
_تحلیل | روسیه؛ قدرت نظامیِ منزوی که به شرق پناه آورده:
روسیه پس از جنگ اوکراین عملاً وارد یک نبرد فرسایشی با غرب شد؛ نبردی که فقط نظامی نیست، بلکه اقتصادی، تکنولوژیک و مالی نیز هست.
تحریمهای گسترده غرب باعث شد:
بازارهای اروپایی برای روسیه محدود شوند،
سیستم مالی غرب علیه مسکو فعال گردد،
و روسیه ناچار شود جهت استراتژیک خود را بهسوی آسیا بچرخاند.
در این وضعیت، چین برای روسیه فقط «شریک» نیست؛ بلکه:
راه تنفس اقتصادی،
خریدار انرژی،
و پنجره اتصال به اقتصاد جهانی است.
به همین دلیل، برخلاف ظاهر «برابر» این رابطه، در واقع کفه قدرت آرامآرام به سود چین سنگینتر شده است.
امروز مسکو بیشتر به پکن نیاز دارد تا پکن به مسکو.
_تحلیل | چین؛ ابرقدرتی که هنوز زمان تقابل نهایی را مناسب نمیبیند:
برخلاف روسیه، چین هنوز وارد تقابل مستقیم و کامل با غرب نشده است.
اقتصاد چین همچنان:
وابسته به بازارهای آمریکا و اروپا،
نیازمند سرمایهگذاری خارجی،
و متکی بر ثبات تجارت جهانی است.
به همین دلیل، استراتژی چین «برخورد مستقیم» نیست؛ بلکه:
فرسایش آرامِ هژمونی آمریکا بدون جنگ مستقیم.
چین میخواهد:
هم از روسیه بهعنوان سپر ژئوپولیتیکی استفاده کند،
هم ارتباط اقتصادی با غرب را حفظ نماید.
یعنی: پکن نه میخواهد روسیه شکست بخورد، و نه میخواهد کاملاً همراه روسیه علیه غرب وارد جنگ سرد آشکار شود.
این همان سیاست معروف چینی است: «حرکت نرم، صبر استراتژیک و گسترش نفوذ بدون شتاب.
_تحلیل | پیام اصلی سفر پوتین؛ ترس خاموشِ کرملین:
در ظاهر، این سفر نمایش اتحاد بود؛ اما در عمق ماجرا، روسیه یک نگرانی جدی دارد:
آیا ممکن است چین روزی با آمریکا معامله کند؟
دیدار اخیر ترامپ با شی جینپینگ دقیقاً همین نگرانی را در مسکو فعال کرده است.
روسیه میداند: اگر روزی تنش واشنگتن و پکن کاهش یابد، چین ممکن است برای حفظ اقتصاد خود، فاصلهای حسابشده از روسیه بگیرد.
پس یکی از اهداف پنهان پوتین از این سفر، گرفتن «اطمینان استراتژیک» از چین بود: که روسیه قربانی توافق احتمالی چین و آمریکا نشود.
_تحلیل | جهان وارد نظم چندقطبی شده؛ اما هنوز نه کامل:
بسیاری تصور میکنند آمریکا سقوط کرده؛ اما واقعیت پیچیدهتر است.
آمریکا هنوز:
بزرگترین قدرت نظامی جهان،
محور اصلی نظام مالی بینالمللی،
و رهبر تکنولوژی پیشرفته است.
اما تفاوت امروز با دهه ۹۰ این است که: دیگر هیچ قدرتی توان تعیین کامل قواعد جهان را بهتنهایی ندارد.
چین، روسیه، هند، بریکس و قدرتهای منطقهای، همگی در حال ساختن «مراکز موازی قدرت» هستند.
در حقیقت، جهان اکنون در مرحلهای میان دو نظم قرار دارد:
نه نظم تکقطبی کاملاً پابرجاست،
و نه نظم جدید کاملاً شکل گرفته.
این مرحله معمولاً خطرناکترین دورۀ تاریخ قدرتهاست؛ چون دوره «ابهام، رقابت و بازتعریف موازنهها» است.
_تحلیل | خاورمیانه؛ میدان اصلی رقابت قدرتها:
در این میان، خاورمیانه دوباره به قلب رقابت جهانی تبدیل شده است.
چرا؟ چون:
انرژی جهان هنوز به این منطقه وابسته است،
مسیرهای تجاری حیاتی از اینجا عبور میکنند،
و هر بحران منطقهای میتواند اقتصاد جهانی را متزلزل کند.
چین تلاش میکند:
در خاورمیانه نقش «میانجی آرام» را بازی کند،
روابطش را همزمان با ایران، عربستان و حتی اسرائیل حفظ کند،
و خود را بدیل دیپلماتیک آمریکا نشان دهد.
روسیه نیز میخواهد نشان دهد که هنوز قدرت اثرگذار جهانی است؛ حتی اگر در اوکراین درگیر باشد.
_تحلیل | واقعیت نهایی؛ اتحادِ اعتماد نیست، اتحادِ ضرورت است:
شراکت چین و روسیه بیش از آنکه اتحاد ایدئولوژیک باشد، «ائتلاف ضرورتها» است.
روسیه به اقتصاد چین نیاز دارد. چین به قدرت نظامی و ژئوپولیتیکی روسیه نیاز دارد.
اما هر دو میدانند: در پشت لبخندهای دیپلماتیک، رقابت پنهان نیز وجود دارد.
چین در حال تبدیلشدن به قدرت برتر این رابطه است، و روسیه آرامآرام در موقعیت «شریک کوچکتر» قرار میگیرد.
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
💯2👍1
در نهایت:
دیدار پوتین و شی جینپینگ را باید نشانهای از شکلگیری تدریجی جهان جدید دانست؛ جهانی که در آن:
آمریکا دیگر قدرت مطلق نیست،
چین هنوز برای رهبری کامل آماده نشده،
و روسیه برای شکستن انزوای خود به شرق پناه آورده است.
این تحولات نشان میدهد: جهان وارد عصر «رقابت بلوکها» شده؛ اما نه به شکل جنگ سرد کلاسیک، بلکه با ابزارهای:
اقتصاد،
فناوری،
انرژی،
تحریم،
جنگهای نیابتی،
و نفوذ ژئوپولیتیکی.
و شاید مهمترین واقعیت این باشد:
قدرتهای بزرگ دیگر با تانک وارد جهان جدید نمیشوند؛
بلکه با تجارت، تکنولوژی، انرژی و ائتلافهای نرم، موازنه جهانی را تغییر میدهند.
#علیرضاــ الیاس
https://t.me/ARELYAS
دیدار پوتین و شی جینپینگ را باید نشانهای از شکلگیری تدریجی جهان جدید دانست؛ جهانی که در آن:
آمریکا دیگر قدرت مطلق نیست،
چین هنوز برای رهبری کامل آماده نشده،
و روسیه برای شکستن انزوای خود به شرق پناه آورده است.
این تحولات نشان میدهد: جهان وارد عصر «رقابت بلوکها» شده؛ اما نه به شکل جنگ سرد کلاسیک، بلکه با ابزارهای:
اقتصاد،
فناوری،
انرژی،
تحریم،
جنگهای نیابتی،
و نفوذ ژئوپولیتیکی.
و شاید مهمترین واقعیت این باشد:
قدرتهای بزرگ دیگر با تانک وارد جهان جدید نمیشوند؛
بلکه با تجارت، تکنولوژی، انرژی و ائتلافهای نرم، موازنه جهانی را تغییر میدهند.
#علیرضاــ الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍4💯3❤1👏1
#سفر جنرال منیر و دیپلماسیِ لحظه آخر!
تحرکات دیپلماتیک اخیر پاکستان و برخی کشورهای منطقه نشان میدهد که تلاشهایی برای جلوگیری از گسترش جنگ و رسیدن به یک تفاهم موقت میان ایران و آمریکا جریان دارد؛ اما هنوز نشانهای از یک توافق جامع و پایدار دیده نمیشود. سفر اخیر جنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ سفری که بیشتر به عنوان تلاش برای انتقال پیامها، کاهش تنش و زمینهسازی برای توافقی ابتدایی ارزیابی میشود.
به باور من، این رفتوآمدهای فشرده بیشتر از آنکه علامت صلح قطعی باشد، نشاندهندۀ نگرانی منطقه از آغاز دور تازهای از درگیریهاست. تجربه بحرانهای گذشته نیز نشان داده که معمولاً هرگاه دیپلماسی منطقهای بهگونه ناگهانی و فشرده فعال میشود، معنایش این است که بازیگران مختلف خطر انفجار اوضاع را جدی احساس کردهاند.
در عین حال، ترامپ نیز اکنون در یکی از دشوارترین موقعیتهای سیاسی خود قرار گرفته است؛ زیرا پذیرش توافق موقت، هرچند او را از باتلاق جنگ دور میکند، اما در داخل آمریکا و نزد متحدان اسرائیلیاش بهعنوان عقبنشینی تعبیر خواهد شد. در مقابل، رد توافق و بازگشت به گزینه نظامی نیز میتواند منطقه را وارد مرحلهای پیچیدهتر و پرهزینهتر سازد؛ مرحلهای که کنترل پیامدهای آن شاید دیگر آسان نباشد.
از سوی دیگر، ورود فعال پاکستان به این پرونده تنها از زاویه میانجیگری قابل فهم نیست؛ اسلامآباد به خوبی میداند که گسترش جنگ میان ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل، مستقیماً امنیت، اقتصاد و توازن منطقهای را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، پاکستان تلاش میکند هم از تشدید بحران جلوگیری کند و هم جایگاه منطقهای خود را بهعنوان بازیگری مؤثر تثبیت نماید.
در مجموع، به نظر میرسد فعلاً احتمال توافق محدود و موقت بیشتر از توافق نهایی است؛ توافقی که شاید بیش از آنکه «پایان بحران» باشد، تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از انفجار کامل اوضاع باشد. با این حال، سایۀ درگیری نظامی همچنان بر منطقه سنگینی میکند و هر لحظه ممکن است دیپلماسیِ لحظه آخر جای خود را به رویارویی دوباره بدهد.
#علیرضا_الیاس
https://t.me/ARELYAS
تحرکات دیپلماتیک اخیر پاکستان و برخی کشورهای منطقه نشان میدهد که تلاشهایی برای جلوگیری از گسترش جنگ و رسیدن به یک تفاهم موقت میان ایران و آمریکا جریان دارد؛ اما هنوز نشانهای از یک توافق جامع و پایدار دیده نمیشود. سفر اخیر جنرال عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ سفری که بیشتر به عنوان تلاش برای انتقال پیامها، کاهش تنش و زمینهسازی برای توافقی ابتدایی ارزیابی میشود.
به باور من، این رفتوآمدهای فشرده بیشتر از آنکه علامت صلح قطعی باشد، نشاندهندۀ نگرانی منطقه از آغاز دور تازهای از درگیریهاست. تجربه بحرانهای گذشته نیز نشان داده که معمولاً هرگاه دیپلماسی منطقهای بهگونه ناگهانی و فشرده فعال میشود، معنایش این است که بازیگران مختلف خطر انفجار اوضاع را جدی احساس کردهاند.
در عین حال، ترامپ نیز اکنون در یکی از دشوارترین موقعیتهای سیاسی خود قرار گرفته است؛ زیرا پذیرش توافق موقت، هرچند او را از باتلاق جنگ دور میکند، اما در داخل آمریکا و نزد متحدان اسرائیلیاش بهعنوان عقبنشینی تعبیر خواهد شد. در مقابل، رد توافق و بازگشت به گزینه نظامی نیز میتواند منطقه را وارد مرحلهای پیچیدهتر و پرهزینهتر سازد؛ مرحلهای که کنترل پیامدهای آن شاید دیگر آسان نباشد.
از سوی دیگر، ورود فعال پاکستان به این پرونده تنها از زاویه میانجیگری قابل فهم نیست؛ اسلامآباد به خوبی میداند که گسترش جنگ میان ایران و آمریکا یا ایران و اسرائیل، مستقیماً امنیت، اقتصاد و توازن منطقهای را تحت تأثیر قرار میدهد. بنابراین، پاکستان تلاش میکند هم از تشدید بحران جلوگیری کند و هم جایگاه منطقهای خود را بهعنوان بازیگری مؤثر تثبیت نماید.
در مجموع، به نظر میرسد فعلاً احتمال توافق محدود و موقت بیشتر از توافق نهایی است؛ توافقی که شاید بیش از آنکه «پایان بحران» باشد، تلاشی برای خرید زمان و جلوگیری از انفجار کامل اوضاع باشد. با این حال، سایۀ درگیری نظامی همچنان بر منطقه سنگینی میکند و هر لحظه ممکن است دیپلماسیِ لحظه آخر جای خود را به رویارویی دوباره بدهد.
#علیرضا_الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍4👏1💯1
#قدرت نمایی تهران در سایه مذاکرات با واشنگتن!
همیشه نباید در موضع دفاعی قرار گرفت، در همین چارچوب: حملات موشکی دیشب ایران علیه اسرائیل در شرایطی صورت گرفت که روند مذاکرات تهران و واشنگتن، هرچند با فراز و نشیب، همچنان ادامه دارد. در سطح رسمی، ایران این حملات را در در حمایت از لبنان و پاسخ به تداوم حملات اسرائیل به بیروت توجیه کرده است. با این حال، به باور نگارنده این اقدام را میتوان فراتر از یک واکنش صرف به تحولات میدانی لبنان ارزیابی کرد.
از منظر راهبردی، این حملات حامل چندین پیام سیاسی و امنیتی بود. نخست، تهران تلاش کرد با ایجاد نوعی بازدارندگی، به اسرائیل هشدار دهد که گسترش دامنه عملیات نظامی علیه لبنان میتواند با پاسخ مستقیم ایران همراه شود. دوم، این اقدام نمایانگر تلاش ایران برای نمایش توانمندیهای نظامی و حفظ اعتبار بازدارندگی خود در برابر رقبای منطقهای و فرامنطقهای بود.
همچنین، حملات اخیر را میتوان پیامی به طرفهای درگیر در مذاکرات و منطقهای نیز دانست؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران، علیرغم فشارهای سیاسی و اقتصادی، همچنان از ظرفیتهای نظامی قابل توجهی برخوردار است و در صورت تهدید منافع یا متحدان خود، از بهکارگیری این ظرفیتها ابایی ندارد. در واقع، تهران کوشید نشان دهد که مذاکره و قدرت نظامی را بهعنوان دو ابزار مکمل در سیاست خارجی خود دنبال میکند.
در مجموع، این حملات نه تنها در چارچوب حمایت از محور مقاومت قابل تحلیل است، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر ایران برای حفظ موازنه قوا، تقویت بازدارندگی و ارسال پیامهای چندلایه به اسرائیل، آمریکا و سایر بازیگران منطقهای محسوب میشود.
به باور نگارنده صرف نظر ازین حمله ایران، امریکایی ها و اسرائیلی ها به شدت دنبال فرصت دیگری هستند تا شرایطی را برای جنگ شدیدی دیگری علیه ایران راه اندازی کنند...
✍ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
همیشه نباید در موضع دفاعی قرار گرفت، در همین چارچوب: حملات موشکی دیشب ایران علیه اسرائیل در شرایطی صورت گرفت که روند مذاکرات تهران و واشنگتن، هرچند با فراز و نشیب، همچنان ادامه دارد. در سطح رسمی، ایران این حملات را در در حمایت از لبنان و پاسخ به تداوم حملات اسرائیل به بیروت توجیه کرده است. با این حال، به باور نگارنده این اقدام را میتوان فراتر از یک واکنش صرف به تحولات میدانی لبنان ارزیابی کرد.
از منظر راهبردی، این حملات حامل چندین پیام سیاسی و امنیتی بود. نخست، تهران تلاش کرد با ایجاد نوعی بازدارندگی، به اسرائیل هشدار دهد که گسترش دامنه عملیات نظامی علیه لبنان میتواند با پاسخ مستقیم ایران همراه شود. دوم، این اقدام نمایانگر تلاش ایران برای نمایش توانمندیهای نظامی و حفظ اعتبار بازدارندگی خود در برابر رقبای منطقهای و فرامنطقهای بود.
همچنین، حملات اخیر را میتوان پیامی به طرفهای درگیر در مذاکرات و منطقهای نیز دانست؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران، علیرغم فشارهای سیاسی و اقتصادی، همچنان از ظرفیتهای نظامی قابل توجهی برخوردار است و در صورت تهدید منافع یا متحدان خود، از بهکارگیری این ظرفیتها ابایی ندارد. در واقع، تهران کوشید نشان دهد که مذاکره و قدرت نظامی را بهعنوان دو ابزار مکمل در سیاست خارجی خود دنبال میکند.
در مجموع، این حملات نه تنها در چارچوب حمایت از محور مقاومت قابل تحلیل است، بلکه بخشی از راهبرد گستردهتر ایران برای حفظ موازنه قوا، تقویت بازدارندگی و ارسال پیامهای چندلایه به اسرائیل، آمریکا و سایر بازیگران منطقهای محسوب میشود.
به باور نگارنده صرف نظر ازین حمله ایران، امریکایی ها و اسرائیلی ها به شدت دنبال فرصت دیگری هستند تا شرایطی را برای جنگ شدیدی دیگری علیه ایران راه اندازی کنند...
✍ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
💯8👍2👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤️بنبستها ماندگار نیستند!
اگرچه راه پر از رنج و غبار است، برای مردِ صبور، هر بنبست گذار است.
در سیاست، آنکه صبر و تدبیر را از دست ندهد، بنبستها را به فرصت تبدیل میکند.
✍علیرضاـ الیاس
https://t.me/ARELYAS
اگرچه راه پر از رنج و غبار است، برای مردِ صبور، هر بنبست گذار است.
در سیاست، آنکه صبر و تدبیر را از دست ندهد، بنبستها را به فرصت تبدیل میکند.
✍علیرضاـ الیاس
https://t.me/ARELYAS
🥰5❤3💯2
#تفاهم ایران-آمریکا!
از منظر سیاسی، مهمترین پیام این تفاهم آن است که پس از ماهها تنش و رویارویی، طرفین به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه بحران میتواند هزینههای بیشتری نسبت به مصالحه موقت داشته باشد. به همین دلیل، توافق فعلی بیشتر یک چارچوب برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید جنگ به نظر میرسد تا یک توافق جامع برای حل ریشهای اختلافات.
با این حال، سرنوشت واقعی این تفاهم به مرحله اجرا وابسته است. مخالفت اسرائیل، اختلاف دیدگاهها در داخل آمریکا و بیاعتمادی تاریخی میان تهران و واشنگتن میتواند در آینده موانع جدی ایجاد کند. از این رو، اهمیت اصلی توافق فعلی نه در پایان اختلافات، بلکه در ایجاد یک فرصت سیاسی برای عبور از شرایط بحرانی و آغاز مذاکرات گستردهتر در آینده نهفته است.
در مقابل، واکنشهای منفی در اسرائیل بیانگر آن است که بسیاری از سیاستمداران و نهادهای امنیتی این کشور احساس میکنند خواستههای اصلی آنان در توافق انعکاس نیافته است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، موضوعاتی مانند برنامه موشکی ایران، نفوذ منطقهای تهران و فعالیت گروههای همپیمان آن جایگاه برجستهای در تفاهم فعلی ندارند؛ مسائلی که اسرائیل همواره آنها را در مرکز نگرانیهای امنیتی خود قرار داده است.
بالاخره ایران و آمریکا بر سر یک توافق جامع به تفاهم رسیدند. هر دو طرف اکنون اعلام پیروزی میکنند، که البته واقع هم همین است؛ به توافق برد-برد رسیدند. اما این جنگ پیروز سومی هم داشت: پاکستان میانجیگری موفقیتآمیز بین دشمنانی که تهدید وجودی برای همدیگر به شمار میروند، کار سادهای نبود. پس از این هرگاه از جنگ و صلح ایران و آمریکا یاد شود، نام پاکستانی ها نیز به میان میآید.
میانجیگری در منازعهای به این بزرگی به قدوقامت کشوری چون پاکستان میآید، نه خرد کلانکاری مانند قطر. قطر فقط یک پیامرسان بود نه میانجی.
پاکستانی ها وزن و اعتبار خود را در سطح جهان بالا بردند و قطعاً از زمینه سازی این تفاهم امتیازاتی از آمریکایی ها خواهند گرفت.
#علیرضاـ الیاس
https://t.me/ARELYAS
از منظر سیاسی، مهمترین پیام این تفاهم آن است که پس از ماهها تنش و رویارویی، طرفین به این جمعبندی رسیدهاند که ادامه بحران میتواند هزینههای بیشتری نسبت به مصالحه موقت داشته باشد. به همین دلیل، توافق فعلی بیشتر یک چارچوب برای مدیریت بحران و جلوگیری از تشدید جنگ به نظر میرسد تا یک توافق جامع برای حل ریشهای اختلافات.
با این حال، سرنوشت واقعی این تفاهم به مرحله اجرا وابسته است. مخالفت اسرائیل، اختلاف دیدگاهها در داخل آمریکا و بیاعتمادی تاریخی میان تهران و واشنگتن میتواند در آینده موانع جدی ایجاد کند. از این رو، اهمیت اصلی توافق فعلی نه در پایان اختلافات، بلکه در ایجاد یک فرصت سیاسی برای عبور از شرایط بحرانی و آغاز مذاکرات گستردهتر در آینده نهفته است.
در مقابل، واکنشهای منفی در اسرائیل بیانگر آن است که بسیاری از سیاستمداران و نهادهای امنیتی این کشور احساس میکنند خواستههای اصلی آنان در توافق انعکاس نیافته است. بر اساس گزارشهای منتشرشده، موضوعاتی مانند برنامه موشکی ایران، نفوذ منطقهای تهران و فعالیت گروههای همپیمان آن جایگاه برجستهای در تفاهم فعلی ندارند؛ مسائلی که اسرائیل همواره آنها را در مرکز نگرانیهای امنیتی خود قرار داده است.
بالاخره ایران و آمریکا بر سر یک توافق جامع به تفاهم رسیدند. هر دو طرف اکنون اعلام پیروزی میکنند، که البته واقع هم همین است؛ به توافق برد-برد رسیدند. اما این جنگ پیروز سومی هم داشت: پاکستان میانجیگری موفقیتآمیز بین دشمنانی که تهدید وجودی برای همدیگر به شمار میروند، کار سادهای نبود. پس از این هرگاه از جنگ و صلح ایران و آمریکا یاد شود، نام پاکستانی ها نیز به میان میآید.
میانجیگری در منازعهای به این بزرگی به قدوقامت کشوری چون پاکستان میآید، نه خرد کلانکاری مانند قطر. قطر فقط یک پیامرسان بود نه میانجی.
پاکستانی ها وزن و اعتبار خود را در سطح جهان بالا بردند و قطعاً از زمینه سازی این تفاهم امتیازاتی از آمریکایی ها خواهند گرفت.
#علیرضاـ الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍4💯3❤1👏1
#آیهای که نیمهشب دلم را تسخیر کرد!
دیشب، حدود ساعت دوازده نیمه شب، یکی از استادانم این آیه را برایم فرستاد. وقتی نگاهم به آن افتاد، چنان شگفتزده شدم که گویی برای نخستین بار آن را میدیدم. با آنکه تلاوت قرآن جزئی از برنامه همیشگی زندگی است و بارها از کنار این آیه گذشتهام، این بار معنای آن را به گونهای دیگر دریافتم. گاهی انسان در لحظهای خاص، آیهای را نه فقط با چشم، بلکه با دل میخواند؛ و همان آیه، معنایی تازه و اثری عمیق در جان او بر جای میگذارد.
قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ (آل عمران - 26)
بگو: پروردگارا ! ای همه چیز از آن تو ! تو هر که را بخواهی حکومت و دارائی میبخشی و از هر که بخواهی حکومت و دارائی را بازپس میگیری ، و هر کس را بخواهی عزّت و قدرت میدهی و هرکس را بخواهی خوار می داری ، خوبی در دست تو است و بیگمان تو بر هر چیزی توانائی .
امشب به همان استادی که دیشب این آیه را برایم فرستاده بود، گفتم:
دیشب با آن آیه، واقعاً شگفتزده شدم. لطفاً همیشه مثل دیشب، مرا با کلام پروردگار شگفتزده کنید؛ شاید هر بار، آیهای دریچهای تازه به روحم بگشاید و معنایی نو در دلم بنشاند...
علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
دیشب، حدود ساعت دوازده نیمه شب، یکی از استادانم این آیه را برایم فرستاد. وقتی نگاهم به آن افتاد، چنان شگفتزده شدم که گویی برای نخستین بار آن را میدیدم. با آنکه تلاوت قرآن جزئی از برنامه همیشگی زندگی است و بارها از کنار این آیه گذشتهام، این بار معنای آن را به گونهای دیگر دریافتم. گاهی انسان در لحظهای خاص، آیهای را نه فقط با چشم، بلکه با دل میخواند؛ و همان آیه، معنایی تازه و اثری عمیق در جان او بر جای میگذارد.
قُلِ ٱللَّهُمَّ مَٰلِكَ ٱلۡمُلۡكِ تُؤۡتِي ٱلۡمُلۡكَ مَن تَشَآءُ وَتَنزِعُ ٱلۡمُلۡكَ مِمَّن تَشَآءُ وَتُعِزُّ مَن تَشَآءُ وَتُذِلُّ مَن تَشَآءُۖ بِيَدِكَ ٱلۡخَيۡرُۖ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَيۡءٖ قَدِيرٞ (آل عمران - 26)
بگو: پروردگارا ! ای همه چیز از آن تو ! تو هر که را بخواهی حکومت و دارائی میبخشی و از هر که بخواهی حکومت و دارائی را بازپس میگیری ، و هر کس را بخواهی عزّت و قدرت میدهی و هرکس را بخواهی خوار می داری ، خوبی در دست تو است و بیگمان تو بر هر چیزی توانائی .
امشب به همان استادی که دیشب این آیه را برایم فرستاده بود، گفتم:
دیشب با آن آیه، واقعاً شگفتزده شدم. لطفاً همیشه مثل دیشب، مرا با کلام پروردگار شگفتزده کنید؛ شاید هر بار، آیهای دریچهای تازه به روحم بگشاید و معنایی نو در دلم بنشاند...
علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
❤15👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
تحلیل کوتاه...
از این بعد، دولت فعلی سوریه بیش از گذشته به نشستها و مجامع بینالمللی دعوت خواهد شد. این روند میتواند نشاندهنده کاهش تدریجی انزوای بینالمللی سوریه و حرکت به سمت تکمیل فرآیند کسب مشروعیت و پذیرش بینالمللی باشد. با گسترش تعاملات دیپلماتیک و بازگشت تدریجی سوریه به ساختارهای منطقهای و بینالمللی، زمینه برای عادیسازی جایگاه این کشور در نظام بینالملل بیش از پیش فراهم خواهد شد.
#علیرضاـ الیاس
https://t.me/ARELYAS
از این بعد، دولت فعلی سوریه بیش از گذشته به نشستها و مجامع بینالمللی دعوت خواهد شد. این روند میتواند نشاندهنده کاهش تدریجی انزوای بینالمللی سوریه و حرکت به سمت تکمیل فرآیند کسب مشروعیت و پذیرش بینالمللی باشد. با گسترش تعاملات دیپلماتیک و بازگشت تدریجی سوریه به ساختارهای منطقهای و بینالمللی، زمینه برای عادیسازی جایگاه این کشور در نظام بینالملل بیش از پیش فراهم خواهد شد.
#علیرضاـ الیاس
https://t.me/ARELYAS
❤9👍4💯3
#وقتی نیت ها پنهان می مانند!
سیاست یعنی هنرِ پنهان کردنِ نیت، نه پنهان کردنِ حقیقت. تقابل ایران و آمریکا نیز تا حد زیادی بر پایهٔ محاسبات، منافع و پیامهای آشکار و پنهان شکل گرفته است؛ جایی که همیشه همهٔ اهداف بهصراحت بیان نمیشوند. شاید حتی گذر زمان نیز هرگز همهٔ حقیقت را آشکار نکند و معلوم نشود که انگیزهها و دلایل واقعیِ بسیاری از تصمیمها و حملات چه بوده است.
✍علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
سیاست یعنی هنرِ پنهان کردنِ نیت، نه پنهان کردنِ حقیقت. تقابل ایران و آمریکا نیز تا حد زیادی بر پایهٔ محاسبات، منافع و پیامهای آشکار و پنهان شکل گرفته است؛ جایی که همیشه همهٔ اهداف بهصراحت بیان نمیشوند. شاید حتی گذر زمان نیز هرگز همهٔ حقیقت را آشکار نکند و معلوم نشود که انگیزهها و دلایل واقعیِ بسیاری از تصمیمها و حملات چه بوده است.
✍علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍3❤1👏1
نِگاه ژَرف
#وقتی نیت ها پنهان می مانند! سیاست یعنی هنرِ پنهان کردنِ نیت، نه پنهان کردنِ حقیقت. تقابل ایران و آمریکا نیز تا حد زیادی بر پایهٔ محاسبات، منافع و پیامهای آشکار و پنهان شکل گرفته است؛ جایی که همیشه همهٔ اهداف بهصراحت بیان نمیشوند. شاید حتی گذر زمان نیز…
#چرایی حملات مکرر آمریکا!؟
آمریکا پیش از آغاز این درگیریها، اهدافی همچون تضعیف یا سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن برنامه هستهای ایران را مطرح کرده بود. با این حال، بر پایه شواهد و تحولات میدانی، هیچ یک از این اهداف راهبردی محقق نشده است.
بر این اساس، این برداشت مطرح میشود که حملات مکرر آمریکا با هدف افزایش فشار نظامی و سیاسی بر ایران ادامه دارد. یکی از اهداف احتمالی این حملات، کاهش توان نظامی ایران، بهویژه در مناطق جنوبی، است تا توانایی این کشور برای اعمال کنترل مؤثر بر تنگه هرمز محدود شود.
در این چارچوب، اگرچه دولت آمریکا مایل به پایان یافتن جنگ است، اما تا زمانی که مسئله تنگه هرمز و پیامدهای آن برای منافع راهبردی واشنگتن پابرجاست، پذیرش این وضعیت برای کاخ سفید آسان نخواهد بود.
از این رو، میتوان استدلال کرد که تداوم این حملات، بیش از آنکه بیانگر دستیابی آمریکا به اهداف اولیه خود باشد، تلاشی برای تغییر موازنه میدانی و جلوگیری از تثبیت تصویری از ناکامی در تحقق اهداف اعلامشده است.
✍ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
آمریکا پیش از آغاز این درگیریها، اهدافی همچون تضعیف یا سقوط نظام جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن برنامه هستهای ایران را مطرح کرده بود. با این حال، بر پایه شواهد و تحولات میدانی، هیچ یک از این اهداف راهبردی محقق نشده است.
بر این اساس، این برداشت مطرح میشود که حملات مکرر آمریکا با هدف افزایش فشار نظامی و سیاسی بر ایران ادامه دارد. یکی از اهداف احتمالی این حملات، کاهش توان نظامی ایران، بهویژه در مناطق جنوبی، است تا توانایی این کشور برای اعمال کنترل مؤثر بر تنگه هرمز محدود شود.
در این چارچوب، اگرچه دولت آمریکا مایل به پایان یافتن جنگ است، اما تا زمانی که مسئله تنگه هرمز و پیامدهای آن برای منافع راهبردی واشنگتن پابرجاست، پذیرش این وضعیت برای کاخ سفید آسان نخواهد بود.
از این رو، میتوان استدلال کرد که تداوم این حملات، بیش از آنکه بیانگر دستیابی آمریکا به اهداف اولیه خود باشد، تلاشی برای تغییر موازنه میدانی و جلوگیری از تثبیت تصویری از ناکامی در تحقق اهداف اعلامشده است.
✍ علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👏3❤1⚡1👍1
😊چنین نیست!
بعضی دوستان از تحلیلگران انتظار دارند حقیقت مطلق و پیشبینی قطعی آینده را بشنوند؛ اما تحلیل، پیشگویی نیست. تحلیلگران بر اساس شواهد، دادهها و استدلالها، سناریوهای محتمل را بیان میکنند، نه اینکه آینده را با قطعیت خبر دهند. آنان علم غیب ندارند و هر تحلیل با تغییر واقعیتها و ظهور شواهد جدید، میتواند دستخوش تغییر شود.
#علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
بعضی دوستان از تحلیلگران انتظار دارند حقیقت مطلق و پیشبینی قطعی آینده را بشنوند؛ اما تحلیل، پیشگویی نیست. تحلیلگران بر اساس شواهد، دادهها و استدلالها، سناریوهای محتمل را بیان میکنند، نه اینکه آینده را با قطعیت خبر دهند. آنان علم غیب ندارند و هر تحلیل با تغییر واقعیتها و ظهور شواهد جدید، میتواند دستخوش تغییر شود.
#علیرضا الیاس
https://t.me/ARELYAS
Telegram
نِگاه ژَرف
از نگاه تا واقعیت؛ تاملی در شناخت سیاست ـ نگارههای علیرضا الیاس
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
آیدی ارتباطی: ELYASSOAA
👍3❤1👏1
