آرشیو فرهنگی فلسطین
6 subscribers
19 photos
2 videos
8 files
80 links
Download Telegram
محمود شاهد بود؛ مرد یک پسر را روی دست گرفته بود و میبرد به نظر می رسید پسر زخمی شده است دونفر ناگهان با اسلحه از کوچه ای بیرون آمدند آنها را دیده بود آنها در عروسی بودند پس چطور به این سرعت مسلح شده بودند.
مردی که پسر را حمل میکرد به تنها ماشینی که در خیابان پارک بود نزدیک شد و پسر را روی صندلی عقب گذاشت و خودش از درب جلو سعی می کرد تا روی صندلی راننده بنشیند و جابحا شود چون سربازان اسراییلی تیراندازی می کردند از درب راننده سوار نشده بود بلکه از درب کنار خیابان سوار شد تا روی صندلی راننده جابجا شود . دونفر فرد مسلحی که به سمت سربازان اسراییلی آتش گشوده بودند سعی می کردند آنها را از پیش آمدن منصرف کنند آنهابا شجاعت و چابکی به چپ . راست می رفتند و تیراندازی میکردند . ماشین راه افتاد.
***
یکی از پسرهای مسلح ناگهان به زمین افتاد دردی سراسر وجودش را فرا گرفته بود سعی کرد سرش را بلند کند تا ببیند آیا تیر خورده است اما درد در بدنش پیچید و موفق نشد تفنگش به کناری افتاده بود از پسر دوم خبری نبود از درد به خودش میپیچید و میخواست بدن خودش را ببیند اما موفق نمیشد سپس خود را روی زمین رها کرد و به آسمان خیره شد ناگهان سربازی اسراییلی را بالای سر خود دید سربار تفنگش را عمودی روی سر او گرفت
42847208_401.jpg (700×394)