معمای عشق
شجریان، درخشانی، مولانا
🎼❤️🎼
آمدهام که سر نهم
عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییام که نِی
نِی شکنم، شکر برم
آمدهام چو عقل و جان
از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان
مشعلهی نظر برم
آنکه ز زخم تیر او
کوه شکاف میخورد
پیش گشاد تیر او
وای اگر سپر برم
در هوس خیال او
همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او
نام رخ قمر برم
اوست نشسته در نظر
من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر برم؟
#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
آمدهام که سر نهم
عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییام که نِی
نِی شکنم، شکر برم
آمدهام چو عقل و جان
از همه دیدهها نهان
تا سوی جان و دیدگان
مشعلهی نظر برم
آنکه ز زخم تیر او
کوه شکاف میخورد
پیش گشاد تیر او
وای اگر سپر برم
در هوس خیال او
همچو خیال گشتهام
وز سر رشک نام او
نام رخ قمر برم
اوست نشسته در نظر
من به کجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهر دل
من به کجا سفر برم؟
#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
❤1🕊1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
در باقی عمرم دو روز وجود دارد که هرگز دوباره مرا آزار نخواهد داد
اولین آن دیروز است با تمام اشتباهات، اشک ها، خطاها و شکست ها
دیروز در ورای کنترل من است و برای همیشه گذشته است
روز دیگر فردا است، با دام ها و تهدیدهایش، با خطرها و رازهایش، تا طلوع دوباره خورشید زندگیم را در گرو فردا نمی گذارم ،
چرا که هنوز زاده نشده است.
📕 بازگشت از سیاه زخم
👤# اگ ماندینو
🍏🍎🍃
در باقی عمرم دو روز وجود دارد که هرگز دوباره مرا آزار نخواهد داد
اولین آن دیروز است با تمام اشتباهات، اشک ها، خطاها و شکست ها
دیروز در ورای کنترل من است و برای همیشه گذشته است
روز دیگر فردا است، با دام ها و تهدیدهایش، با خطرها و رازهایش، تا طلوع دوباره خورشید زندگیم را در گرو فردا نمی گذارم ،
چرا که هنوز زاده نشده است.
📕 بازگشت از سیاه زخم
👤# اگ ماندینو
🍏🍎🍃
👌1🕊1
ای غم برو
محمدرضا شجریان
🎼❤️🎼
ای غم برو وگرنه به میخانهات کشم
آنجا به چشم مردم بیگانهات کشم
تا روز تو سیه چو شب خویشتن کنم
با دل به دام طرهی جانانهات کشم
هرشب به دست شانه سپارم تو را غبار
هر بامداد بر سر دندانهات کشم
نازت کشم به جان و
به جان پرورم تو را
با مردمان دیده به یک خانهات کشم.
🍏🍎🍃
ای غم برو وگرنه به میخانهات کشم
آنجا به چشم مردم بیگانهات کشم
تا روز تو سیه چو شب خویشتن کنم
با دل به دام طرهی جانانهات کشم
هرشب به دست شانه سپارم تو را غبار
هر بامداد بر سر دندانهات کشم
نازت کشم به جان و
به جان پرورم تو را
با مردمان دیده به یک خانهات کشم.
🍏🍎🍃
❤1🕊1
غزلیات حافظ 448
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با این حافظ
-----------------------
ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری
ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
ای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
بوی جان از لب خندان قدح میشنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری
نام نیک ارطلبد از تو غریبی چه شود؟
تویی امروز در این شهر که نامی داری
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری
حافظ
🍏🍎🍃
-----------------------
ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری
ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
ای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
بوی جان از لب خندان قدح میشنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری
نام نیک ارطلبد از تو غریبی چه شود؟
تویی امروز در این شهر که نامی داری
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری
حافظ
🍏🍎🍃
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 448
ای که در کوی خرابات مقامی داری
جم وقت خودی ار دست به جامی داری
ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
#حافظ
جم وقت خودی ار دست به جامی داری
ای که با زلف و رخِ یار گذاری شب و روز
فرصتت باد که خوش صبحی و شامی داری
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 448
ای صبا! سوختگان بر سر ره منتظرند
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
#حافظ
گر از آن یار سفرکرده پیامی داری
خال سرسبز تو خوش دانهٔ عیشیست ولی
بر کنار چمنش وه که چه دامی داری
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 448
بوی جان از لب خندان قدح میشنوم
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری
#حافظ
بشنو ای خواجه اگر زان که مشامی داری
چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود
میکنم شکر که بر جور دوامی داری
#حافظ
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 448
نام نیک ارطلبد از تو غریبی چه شود؟
تویی امروز در این شهر که نامی داری
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری
#حافظ
تویی امروز در این شهر که نامی داری
بس دعای سحرت مونس جان خواهد بود
تو که چون حافظ شبخیز غلامی داری
#حافظ