○
اصلا غمگین و ناامید نیستم.
هرجا که باشی زندگی،
زندگی است، زندگی درون ماست نه بیرون ما.
آن جا تنها نخواهم بود.
انسان بودن میانِ دیگر آدمیان و انسان ماندن.
نومید نشدن و سقوط نکردن در مصیبت هایی که ممکن است سرت بیاید؛
زندگی یعنی همین، کارِ زندگی همین است. من این را درک کردهام
✍🏼#داستایوفسکی
اصلا غمگین و ناامید نیستم.
هرجا که باشی زندگی،
زندگی است، زندگی درون ماست نه بیرون ما.
آن جا تنها نخواهم بود.
انسان بودن میانِ دیگر آدمیان و انسان ماندن.
نومید نشدن و سقوط نکردن در مصیبت هایی که ممکن است سرت بیاید؛
زندگی یعنی همین، کارِ زندگی همین است. من این را درک کردهام
✍🏼#داستایوفسکی
🙏1👌1
معمای عشق
○ اصلا غمگین و ناامید نیستم. هرجا که باشی زندگی، زندگی است، زندگی درون ماست نه بیرون ما. آن جا تنها نخواهم بود. انسان بودن میانِ دیگر آدمیان و انسان ماندن. نومید نشدن و سقوط نکردن در مصیبت هایی که ممکن است سرت بیاید؛ زندگی یعنی همین، کارِ زندگی همین…
●
دود دل ما
نشان سوداست دلا
و اندود که از دل است
پیداست دلا
هر موج که میزند
دل از خون ای دل
آن دل نبود
مگر که دریاست دلا
حضرت#مولانا
🍏🍎🍃
دود دل ما
نشان سوداست دلا
و اندود که از دل است
پیداست دلا
هر موج که میزند
دل از خون ای دل
آن دل نبود
مگر که دریاست دلا
حضرت#مولانا
🍏🍎🍃
❤1👌1
●
در این شب های بی برگشتِ
بی آغوش؛
در این شب های
پرحسرت، در این شب های ناباور
در این شب های
بهت آلوده ی خاموش؛
در این شب های دیر و دور و ناممکن؛
در این شب های بی فانوسِ تنهایی
پر از دلتنگی و اندوه و بی تابی...
دلم... تنها تو را...
تنها... تمنای تو را... دارد
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
شبتون سرشار از عشق و آرامش
🍏🍎🍃
در این شب های بی برگشتِ
بی آغوش؛
در این شب های
پرحسرت، در این شب های ناباور
در این شب های
بهت آلوده ی خاموش؛
در این شب های دیر و دور و ناممکن؛
در این شب های بی فانوسِ تنهایی
پر از دلتنگی و اندوه و بی تابی...
دلم... تنها تو را...
تنها... تمنای تو را... دارد
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
شبتون سرشار از عشق و آرامش
🍏🍎🍃
❤1👏1
www.rezadabir.blogfa.com
محمد اصفهانی
🎼❤️🎼
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق
دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق
سری که بر سرِ گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم، بر آستانِ فِراق
چگونه باز کنم بال در هوایِ وصال
که ریخت مرغِ دلم پَر در آشیانِ فِراق
کنون چه چاره که در بَحرِ غم به گردابی
فُتاد زورقِ صبرم ز بادبانِ فِراق
بسی نَمانْد که کَشتیِ عمر غرقه شود
ز موجِ شوقِ تو در بحرِ بیکرانِ فِراق
اگر به دستِ من اُفتَد فِراق را بِکُشَم
که روزِ هجر سیَه باد و خان و مانِ فِراق
رفیقِ خِیلِ خیالیم و همنشینِ شَکیب
قَرینِ آتشِ هجران و هم قِرانِ فِراق
چگونه دَعویِ وصلت کُنَم به جان؟ که شدهست
تنم وکیلِ قَضا و دلم ضمانِ فِراق
ز سوزِ شوق دلم شد کباب دور از یار
مدام خونِ جگر میخورم ز خوانِ فِراق
فلک چو دید سرم را اسیرِ چَنبَرِ عشق
بِبَست گردنِ صبرم به ریسمانِ فِراق
به پایِ شوق گر این رَه به سر شدی حافظ
به دستِ هجر ندادی کسی عِنانِ فِراق
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
زبانِ خامه ندارد سرِ بیان فِراق
وگرنه شرح دهم با تو داستانِ فِراق
دریغ مدت عمرم که بر امیدِ وصال
به سر رسید و نیامد به سر زمانِ فِراق
سری که بر سرِ گردون به فخر میسودم
به راستان که نهادم، بر آستانِ فِراق
چگونه باز کنم بال در هوایِ وصال
که ریخت مرغِ دلم پَر در آشیانِ فِراق
کنون چه چاره که در بَحرِ غم به گردابی
فُتاد زورقِ صبرم ز بادبانِ فِراق
بسی نَمانْد که کَشتیِ عمر غرقه شود
ز موجِ شوقِ تو در بحرِ بیکرانِ فِراق
اگر به دستِ من اُفتَد فِراق را بِکُشَم
که روزِ هجر سیَه باد و خان و مانِ فِراق
رفیقِ خِیلِ خیالیم و همنشینِ شَکیب
قَرینِ آتشِ هجران و هم قِرانِ فِراق
چگونه دَعویِ وصلت کُنَم به جان؟ که شدهست
تنم وکیلِ قَضا و دلم ضمانِ فِراق
ز سوزِ شوق دلم شد کباب دور از یار
مدام خونِ جگر میخورم ز خوانِ فِراق
فلک چو دید سرم را اسیرِ چَنبَرِ عشق
بِبَست گردنِ صبرم به ریسمانِ فِراق
به پایِ شوق گر این رَه به سر شدی حافظ
به دستِ هجر ندادی کسی عِنانِ فِراق
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤1
📆
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه ☀️🐓
۱۹شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 10 سپتامبر 2026 میلادی ۲۸ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
--------🌻----🌻----🌻-----
ماییم که از بادهٔ بیجام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
#مولانای_جان
------🪴---🪴---🪴----
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
پایان هفته تان به شادی و آرامش
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
با نام و یاد حضرت دوست
🗓 امروز پنج شنبه ☀️🐓
۱۹شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 10 سپتامبر 2026 میلادی ۲۸ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری
--------🪴--------🪴------
نبض زندگی تپنده به عشق و امید
💛❤️💛
--------🌻----🌻----🌻-----
ماییم که از بادهٔ بیجام خوشیم
هر صبح منوریم و هر شام خوشیم
گویند سرانجام ندارید شما
ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم
#مولانای_جان
------🪴---🪴---🪴----
قدم هایتان در مسیری سبز و پویا
پایان هفته تان به شادی و آرامش
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
📆 با نام و یاد حضرت دوست 🗓 امروز پنج شنبه ☀️🐓 ۱۹شهریور ماه ۱۴۰۵ شمسی 10 سپتامبر 2026 میلادی ۲۸ربیع الاول ۱۴۴۸ قمری --------🪴--------🪴------ نبض زندگی تپنده به عشق و امید 💛❤️💛 --------🌻----🌻----🌻----- ماییم که از بادهٔ بیجام خوشیم هر صبح منوریم و هر…
گر از جفای تو روزی دلم بیازارد
کمند شوق کشانم به صلح باز آرد
ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود
اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
کمند شوق کشانم به صلح باز آرد
ز درد عشق تو دوشم امید صبح نبود
اسیر عشق چه تاب شب دراز آرد؟
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
○
هر که مجموع نباشد به تماشا نرود
یار با یار سفرکرده به تنها نرود
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست
کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود
هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق
به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود
به سر خار مغیلان بروم با تو چنان
به ارادت که یکی بر سر دیبا نرود
با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ
که به شوخی برود پیش تو زیبا نرود
گر تو ای تخت سلیمان به سر ما زین دست
رفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود
باغبانان به شب از زحمت بلبل چونند
که در ایام گل از باغچه غوغا نرود
همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید
آری آنجا که تو باشی سخن ما نرود
هر که ما را به نصیحت ز تو میپیچد روی
گو به شمشیر که عاشق به مدارا نرود
ماه رخسار بپوشی تو بت یغمایی
تا دل خلقی از این شهر به یغما نرود
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند
هر که او را غم جانست به دریا نرود
سعدیا بار کش و یار فراموش مکن
مهر وامق به جفا کردن عذرا نرود
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
هر که مجموع نباشد به تماشا نرود
یار با یار سفرکرده به تنها نرود
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست
کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود
هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق
به تماشای گل و سبزه و صحرا نرود
به سر خار مغیلان بروم با تو چنان
به ارادت که یکی بر سر دیبا نرود
با همه رفتن زیبای تذرو اندر باغ
که به شوخی برود پیش تو زیبا نرود
گر تو ای تخت سلیمان به سر ما زین دست
رفت خواهی عجب ار مورچه در پا نرود
باغبانان به شب از زحمت بلبل چونند
که در ایام گل از باغچه غوغا نرود
همه عالم سخنم رفت و به گوشت نرسید
آری آنجا که تو باشی سخن ما نرود
هر که ما را به نصیحت ز تو میپیچد روی
گو به شمشیر که عاشق به مدارا نرود
ماه رخسار بپوشی تو بت یغمایی
تا دل خلقی از این شهر به یغما نرود
گوهر قیمتی از کام نهنگان آرند
هر که او را غم جانست به دریا نرود
سعدیا بار کش و یار فراموش مکن
مهر وامق به جفا کردن عذرا نرود
✍#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
○ هر که مجموع نباشد به تماشا نرود یار با یار سفرکرده به تنها نرود باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود بر دل آویختگان عرصه عالم تنگست کان که جایی به گل افتاد دگر جا نرود هرگز اندیشه یار از دل دیوانه عشق به تماشای گل و سبزه و صحرا…
هر که مجموع نباشد به تماشا نرود
یار با یار سفرکرده به تنها نرود
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
یار با یار سفرکرده به تنها نرود
باد آسایش گیتی نزند بر دل ریش
صبح صادق ندمد تا شب یلدا نرود
#حضرت_سعدی
🍏🍎🍃
❤1