●
من نمیدانستم؛
معنی هرگز را
تو چرا باز نگشتی دیگر…
#هوشنگ_ابتهاج
---------------------
بیاد چشم های منتظر پشت پنجره باشیم، بیاد عزیزانی که
در انتظار شنیدن یک سلام... یک
نگاه... یک لبخند... عقربه های ساعت را می شمارند... قبل از اینکه دیر شود... قبل از اینکه فرصتی نباشد... "مرگ میهمان ناخوانده است...
گاه... بناگاه... دیر می شود" ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
یاد عزیزان سفرکرده سبز 🕊
🍏🍎🍃
من نمیدانستم؛
معنی هرگز را
تو چرا باز نگشتی دیگر…
#هوشنگ_ابتهاج
---------------------
بیاد چشم های منتظر پشت پنجره باشیم، بیاد عزیزانی که
در انتظار شنیدن یک سلام... یک
نگاه... یک لبخند... عقربه های ساعت را می شمارند... قبل از اینکه دیر شود... قبل از اینکه فرصتی نباشد... "مرگ میهمان ناخوانده است...
گاه... بناگاه... دیر می شود" ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
یاد عزیزان سفرکرده سبز 🕊
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
بدن برای شفا دادن خود توانایی عجیبی دارد، فقط باید با کلمات مثبت با آن صحبت کرد.
- سادهترین راه برای شاد بودن، دست کشیدن از گلایه است.
- تشویق یک آموزگارِ خوب است که میتواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند.
- افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین عمر طولانیتری دارند.
- نفرت مانند اسید، ظرفی که در آن قرار دارد را از بین میبرد.
- اگر میخواهم خوشحال باشم باید سعی کنم دل دیگران را شاد کنم تا این انرژی چند برابر به خودم برگردد
- وقتی مثبت فکر میکنم، شادتر هستم و افکار مهرورزانه در سر میپرورانم.
- من آموختهام «با خدا همه چیز ممکن است.»
📕کتاب چهار اثر
👤 فلورانس اسکاولشین
🍏🍎🍃
بدن برای شفا دادن خود توانایی عجیبی دارد، فقط باید با کلمات مثبت با آن صحبت کرد.
- سادهترین راه برای شاد بودن، دست کشیدن از گلایه است.
- تشویق یک آموزگارِ خوب است که میتواند زندگی شاگردانش را دگرگون کند.
- افراد خوشبین نسبت به افراد بدبین عمر طولانیتری دارند.
- نفرت مانند اسید، ظرفی که در آن قرار دارد را از بین میبرد.
- اگر میخواهم خوشحال باشم باید سعی کنم دل دیگران را شاد کنم تا این انرژی چند برابر به خودم برگردد
- وقتی مثبت فکر میکنم، شادتر هستم و افکار مهرورزانه در سر میپرورانم.
- من آموختهام «با خدا همه چیز ممکن است.»
📕کتاب چهار اثر
👤 فلورانس اسکاولشین
🍏🍎🍃
🙏1👌1
بوسه های آتشین
دلکش
🎼❤️🎼
🗣#بانو_دلکش
🎼#بوسه_های_آتشین
گیرم گناه از من و
گیرم
خطا ز تو
کوته به بوسه
عاقبت این ماجرا کنیم.......!!
#عماد_خراسانی
🍏🍎🍃
🗣#بانو_دلکش
🎼#بوسه_های_آتشین
گیرم گناه از من و
گیرم
خطا ز تو
کوته به بوسه
عاقبت این ماجرا کنیم.......!!
#عماد_خراسانی
🍏🍎🍃
❤1👌1
𝐆𝐎𝐎𝐃 𝐍𝐄𝐖 𝐃𝐀𝐘
درودی به مهر صبح تون به خیر
پنجشنبه تان به رویایی خوش 🤍🧡🤍
------------------------
صاحبان رویا نجات دهندگان جهانند.
همانگونه که جهان مرئی
به دست نامرئی بقا مییابد،
آدمیان نیز با وجود همه محنتها
و گناهان و اعمال فرومایهشان
به دست بینشهای زیبا
و رویاهای استوارشان تغذیه میشوند...
✍ #جیمز_آلن
📕تو همانی که میاندیشی
🍏🍎🍃
درودی به مهر صبح تون به خیر
پنجشنبه تان به رویایی خوش 🤍🧡🤍
------------------------
صاحبان رویا نجات دهندگان جهانند.
همانگونه که جهان مرئی
به دست نامرئی بقا مییابد،
آدمیان نیز با وجود همه محنتها
و گناهان و اعمال فرومایهشان
به دست بینشهای زیبا
و رویاهای استوارشان تغذیه میشوند...
✍ #جیمز_آلن
📕تو همانی که میاندیشی
🍏🍎🍃
❤1👌1
❌
اگر خریدنی بود، میخریدم...برای مادر کمی جوانی، برای پدر عمر دوباره و برای خودمان خندههای کودکی را...
❌#جعلی
از #حسین_پناهی نیست❌
🍏🍎🍃
اگر خریدنی بود، میخریدم...برای مادر کمی جوانی، برای پدر عمر دوباره و برای خودمان خندههای کودکی را...
❌#جعلی
از #حسین_پناهی نیست❌
🍏🍎🍃
👌2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
○
شفق وارم
به هر صبحی به خون در
که در هر صبح
آن خون خوار مستست
مده پند و
مبر خونم به گردن
که چشم دلبر کین دار مستست
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
شفق وارم
به هر صبحی به خون در
که در هر صبح
آن خون خوار مستست
مده پند و
مبر خونم به گردن
که چشم دلبر کین دار مستست
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Audio
📕✨📕
داستان کوتاه و خاطره انگیز
#جوجه_اردک_زشت
نویسنده: #هانس_کریستیان_اندرسون
برگردان: بهمن رستم آبادی
راوی: خانم سوده معلمیان
۴ اوت سالروز درگذشت #هانس_ کریستیان_ اندرسون نویسنده دانمارکی
🍏🍎🍃
داستان کوتاه و خاطره انگیز
#جوجه_اردک_زشت
نویسنده: #هانس_کریستیان_اندرسون
برگردان: بهمن رستم آبادی
راوی: خانم سوده معلمیان
۴ اوت سالروز درگذشت #هانس_ کریستیان_ اندرسون نویسنده دانمارکی
🍏🍎🍃
👌2🥰1
Music
Mix-Music.IR | میکس موزیک
🎼❤️🎼
خیز و در کاسهٔ زر
آبِ طَرَبناک انداز
پیشتر زان که شَوَد
کاسهٔ سَر خاک انداز
عاقبت منزلِ ما
وادیِ خاموشان است
حالیا غُلغُله
در گنبدِ افلاک انداز
چشمِ آلودهنظر،
از رخِ جانان دور است
بر رخِ او نظر از آینهٔ پاک انداز
به سرِ سبزِ تو ای سرو
که گر خاک شَوَم
ناز از سَر بِنِه و
سایه بر این خاک انداز
#حافظ
🍏🍎🍃
خیز و در کاسهٔ زر
آبِ طَرَبناک انداز
پیشتر زان که شَوَد
کاسهٔ سَر خاک انداز
عاقبت منزلِ ما
وادیِ خاموشان است
حالیا غُلغُله
در گنبدِ افلاک انداز
چشمِ آلودهنظر،
از رخِ جانان دور است
بر رخِ او نظر از آینهٔ پاک انداز
به سرِ سبزِ تو ای سرو
که گر خاک شَوَم
ناز از سَر بِنِه و
سایه بر این خاک انداز
#حافظ
🍏🍎🍃
❤3👏1
معمای عشق
○ یک شب باران شدیدی میبارید، پرویز شاپور از شاملو پرسید: چرا این قدر عجله داری؟ شاملو گفت: میترسم به آخرین اتوبوس نرسم. پرویز شاپور گفت: من میرسونمت. شاملو پرسید: مگه ماشین داری؟ شاپور گفت: نه! اما چتر دارم. سالروز درگذشت پرویز شاپور 🕊 🍏🍎🍃
#بیوگرافی
#پرویز_شاپور (زاده ۵ اسفند/ ۵ خرداد ۱۳۰۲ درقم،درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ در تهران) نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشتههای کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.
علاوه بر آفرینش کاریکلماتورها، در طراحی سیاهقلم نیز توانا بود. وی در سی سال نخست نه نوشت و نه نگاشت، اما در ۴۶ سال بعدی آثار کمحجم ولی پرمحتوایی برجای گذاشت. آثارش در ۱۲ جلد منتشر شدهاند.
تحصیلات شاپور در رشته اقتصاد بود و به استخدام وزارت دارایی درآمد.
در سالهای ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که یازده سال از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده، و شاپور نیز از «کامی» به عنوان نام مستعار وی استفاده میکردهاست. کامیار شاپور ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
رابطه زناشویی این دو به خاطر دخالتهای نزدیکان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.
شاپور فعالیت روزنامهنگاری خود را در روزنامههای محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آنجا میزیست. از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله توفیق با اسم مستعار «کامی» ، «کامیار» و «مهدخت» مطلب مینوشت. پس از آن در نشریه خوشه به سردبیریاحمد شاملو که در دهه ۴۰ شمسی چاپ میشد، به فعالیت پرداخت.
پس از جدایی از فروغ، شاپور هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخر عمر همراه با کامیار و برادرش دکتر خسرو شاپور در یک خانه قدیمی زندگی میکرد وی در ۶ تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوض زاده تهران بستری شد و سرانجام در ساعت ۶ صبح ۱۵ مرداد درگذشت. آرامگاه پرویز شاپور در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.
#کاریکلماتور
کاریکلماتور کلمهای ترکیب یافته از کاریکاتور وکلمه است که شاملو این نام را برای اولین بار بر برخی از نوشتههای پرویز شاپور نهاد. تولد کاریکلماتور در ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو بود.
نمونههایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور:
_برای اینکه پشهها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
_اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
_دلم به حال ماهیها میسوزد چون هیچکس اشکشان را نمیفهمد.
_وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
_گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
_به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
_هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
_به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
_روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
_غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
🍏🍎🍃
#پرویز_شاپور (زاده ۵ اسفند/ ۵ خرداد ۱۳۰۲ درقم،درگذشته ۱۵ مرداد ۱۳۷۸ در تهران) نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش کاریکلماتور، نوشتههای کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.
علاوه بر آفرینش کاریکلماتورها، در طراحی سیاهقلم نیز توانا بود. وی در سی سال نخست نه نوشت و نه نگاشت، اما در ۴۶ سال بعدی آثار کمحجم ولی پرمحتوایی برجای گذاشت. آثارش در ۱۲ جلد منتشر شدهاند.
تحصیلات شاپور در رشته اقتصاد بود و به استخدام وزارت دارایی درآمد.
در سالهای ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که یازده سال از او کوچکتر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ در اشعار خود به او اشاره کرده، و شاپور نیز از «کامی» به عنوان نام مستعار وی استفاده میکردهاست. کامیار شاپور ۲۵ تیر ۱۳۹۷ در سن ۶۶ سالگی درگذشت.
رابطه زناشویی این دو به خاطر دخالتهای نزدیکان در سال ۱۳۳۴ به جدایی کشید.
شاپور فعالیت روزنامهنگاری خود را در روزنامههای محلی خوزستان از زمانی آغاز کرد که در آنجا میزیست. از سال ۱۳۳۷ به بعد در مجله توفیق با اسم مستعار «کامی» ، «کامیار» و «مهدخت» مطلب مینوشت. پس از آن در نشریه خوشه به سردبیریاحمد شاملو که در دهه ۴۰ شمسی چاپ میشد، به فعالیت پرداخت.
پس از جدایی از فروغ، شاپور هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخر عمر همراه با کامیار و برادرش دکتر خسرو شاپور در یک خانه قدیمی زندگی میکرد وی در ۶ تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوض زاده تهران بستری شد و سرانجام در ساعت ۶ صبح ۱۵ مرداد درگذشت. آرامگاه پرویز شاپور در قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.
#کاریکلماتور
کاریکلماتور کلمهای ترکیب یافته از کاریکاتور وکلمه است که شاملو این نام را برای اولین بار بر برخی از نوشتههای پرویز شاپور نهاد. تولد کاریکلماتور در ۲۱ خرداد ۱۳۴۶ در نشریه خوشه به سردبیری احمد شاملو بود.
نمونههایی از کاریکلماتورهای پرویز شاپور:
_برای اینکه پشهها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشهبند بیرون میگذارم.
_اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
_دلم به حال ماهیها میسوزد چون هیچکس اشکشان را نمیفهمد.
_وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهیها صلوات فرستادند.
_گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
_به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
_هر درخت پیر، صندلی جوانی میتواند باشد.
_به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
_روی همرفته زن و شوهر مهربانی هستند!
_غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
🍏🍎🍃
🕊2