معمای عشق
732 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
Audio
🎶🤍🎶

🍏🍎🍃
چه دانستم
همایون شجریان
🎶🤍🎶

چه دانستم...

آواز: #همایون_شجریان
آلبوم: #آرایش_غلیظ
شعر: #مولانا

🍏🍎🍃


سلامی چو عِطرِ بهاران
سلامی چو یاسِ تنِ لاله زاران
سلامی به دستانِ
در هم گره خورده یِ
مست یاران
سلامی به گیسویِ بی چترِ
باران ......


#فرح_فریماااا
🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

گفتم
که بر خیالت راه نظر ببندم

گفتا
که شبروَست او از راه دیگر آید...


#حصرت_حافظ
🍏🍎🍃
..🗓 امروز شنبه ↯

☀️ 30 بهمن ماه ١۴۰۰
🌙 17 رجب ١۴۴۳
🎄 19 فوریه ۲۰۲۲

شروع هفته تان به عشق و شادی

🍏🍎🍃
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
نقش هر نغمه که زد راه به جایی دارد

عالم از ناله عشاق مبادا خالی
که خوش آهنگ و فرح بخش هوایی دارد

اشک خونین بنمودم به طبیبان گفتند
درد عشق است و جگرسوز دوایی دارد

#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃


غریب است سرگردانی در مه
آنجا که تنهاست هرسنگ و بوته‌ای
و هیچ درختی درخت دیگر را نمی‌بیند
همه تنهایند

پر از دوست بود دنیا برایم
آنوقت که زندگی‌ام نور بود
اینک که مه فرو می‌افتد
دیگر کسی قابل رویت نیست

راستی که هیچکس عاقل نمی‌شود
مگر اینکه تاریکی را بشناسد
که خاموش و گریز ناپذیر
از همه جدا می‌کند او را

غریب است در مه سرگردان شدن
زندگی تنها بودن است
هیچ‌کس چیز دیگری نمی‌شناسد
همه تنهایند.

#هرمان_هسه
🍏🍎🍃

نگفتمت؛ مرو آن جا که آشنات منم
در این سراب فنا چشمه حیات منم

وگر به خشم روی صد هزار سال ز من
به عاقبت به من آیی,، که منتهات منم

نگفتمت که به نقش جهان مشو راضی
که نقش بند سراپرده رضات، منم

نگفتمت که منم بحر و تو یکی ماهی
مرو به خشک که دریای باصفات منم

نگفتمت که چو مرغان به سوی دام مرو
بیا که قدرت پرواز و پرّ و پات منم

نگفتمت که تو را ره زنند و سرد کنند
که آتش و تبش و گرمی هوات منم

نگفتمت که صفت‌های زشت در تو نهند
که گم کنی که سر چشمه صفات منم

نگفتمت که مگو کار بنده از چه جهت
نظام گیرد خلاق بی‌جهات منم

اگر چراغ دلی دان که راه خانه کجاست
وگر خداصفتی دان که کدخدات منم

#دیوان_شمس
🍏🍎🍃
Ey Eshgh -
Hamed Homayoun
🎶🎵🎶

🍏🍎🍃


مادرم گندم درون آب می ریزد
پنجره بر آفتاب گرمی آور می گشاید
خانه می روبد
تا شب نوروز
خرّمی در خانه ی ما پا گذارد
زندگی برکت پذیرد با شگون خویش
بشکفد در ما و
سر سبزی بر آرد
ای بهار ای میهمان ِ دیر آینده
کم کَمَک این خانه آماده است
تک درخت ِ خانه ی همسایه ی ما هم
 برگ های تازه ای داده ا ست
گاهگاهی هم
همره پرواز ابری در گذار باد
بوی عطر نارس گل های وحشی را
در نفس پیچیده ام آزاد
این همه می گویدم هرشب
 این همه می گویدم هر روز:
بازمی آید بهار رفته از خانه
باز می آید بهار روشنی افروز


#سیاوش_کسرایی
🍏🍎🍃
رنگ رقص چوب
اردشیر کامکار
"رنگ رقص چوب" 🎶
ساخته استاد #اردشیرکامکار
(بر اساس نغمه های خراسانی)...🎼

🍏🍎🍃


روزی به کریم خان زند گفتند،
فردی میخواهد شما را ببیند و مدام گریه میکند. کریم خان گفت: "وقتی گریه هایش تمام شد بیاریدش نزد من". پس از ساعت ها گریه کردن شخص ساکت شد و گفت قربان من کور مادر زاد بودم به زیارت قبر پدر بزرگوار شما رفتم
و شفایم را از او گرفتم .

کریم‌خان دستور داد ...
چشم های این فرد را کور کنید! تا برود دوباره شفایش را بگیرد! اطرافیان به شاه گفتند قربان این شفا گرفته پدر شماست. ایشان را به پدرتان ببخشید.
وکیل الرعایا گفت: پدر من تا زنده بود در گردنه بید سرخ دزدی میکرد، من نمیدانم قبرش کجاست و من به زور این شمشیر حکمران شدم. پس از اینکه من به شاهی رسیدم عده‌ای چاپلوس برایش آرامگاه ساختند و آنجا را ابوالوکیل نامیدند. پدر من چگونه می تواند شفا دهنده باشد؟
اگر متملقین میدان پیدا کنند دین و دنیای مان را به تباهی میکشند!

#پناهی_سمنانی
📓کریم_خان زند

🍏🍎🍃