Jane Mani
Sina Sarlak
🎼❤️🎼
آه از آن نگاه...!!!
واژه میشوم، مرا مرور میکند
سنگ میشوم، مرا بلور میکند
شیشه میشوم، ز من عبور میکند
تا که پشت میکنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور میکند
آه از آن نگاه
عاقبت تمامِ هستی مرا
ذرّه ذرّه نور میکند ....
✍#عبدالجبار_کاکایی
🍏🍎🍃
آه از آن نگاه...!!!
واژه میشوم، مرا مرور میکند
سنگ میشوم، مرا بلور میکند
شیشه میشوم، ز من عبور میکند
تا که پشت میکنم به آفتاب
مثل سایه رو به روی من ظهور میکند
آه از آن نگاه
عاقبت تمامِ هستی مرا
ذرّه ذرّه نور میکند ....
✍#عبدالجبار_کاکایی
🍏🍎🍃
❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
پاسکال می گفت
« دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که ، دیوانه نبودن ،
خود شکل دیگری از
دیوانگی
است »
#میشل_فوکو
🍏🍎🍃
پاسکال می گفت
« دیوانگی بشر آنچنان ضروری است که ، دیوانه نبودن ،
خود شکل دیگری از
دیوانگی
است »
#میشل_فوکو
🍏🍎🍃
❤2👌2
○
دکارت در فلسفهاش، بهویژه در جملهی معروفش:
> «میاندیشم، پس هستم»
تأکید میکند که اندیشیدن جوهرِ وجود انسان است. برای دکارت، اندیشیدن چیزی نیست که انسان گاه بخواهد و گاه نخواهد انجام دهد؛ بلکه ماهیتِ ذاتیِ اوست.
بنابراین، اگر این جمله را به زبان فلسفیتر دکارتی ترجمه کنیم، میشود گفت:
> «اندیشیدن نه یک انتخاب، بلکه وظیفه و ذاتِ وجودِ آگاه است.»
به بیان دیگر، دکارت باور داشت که انسان، تا زمانی که میخواهد حقیقت را بشناسد و وجود خود را اثبات کند، ناگزیر از اندیشیدن است — و این اندیشیدن نوعی مسئولیت عقلانی و اخلاقی در برابر خود و جهان به شمار میآید.
🍏🍎🍃
دکارت در فلسفهاش، بهویژه در جملهی معروفش:
> «میاندیشم، پس هستم»
تأکید میکند که اندیشیدن جوهرِ وجود انسان است. برای دکارت، اندیشیدن چیزی نیست که انسان گاه بخواهد و گاه نخواهد انجام دهد؛ بلکه ماهیتِ ذاتیِ اوست.
بنابراین، اگر این جمله را به زبان فلسفیتر دکارتی ترجمه کنیم، میشود گفت:
> «اندیشیدن نه یک انتخاب، بلکه وظیفه و ذاتِ وجودِ آگاه است.»
به بیان دیگر، دکارت باور داشت که انسان، تا زمانی که میخواهد حقیقت را بشناسد و وجود خود را اثبات کند، ناگزیر از اندیشیدن است — و این اندیشیدن نوعی مسئولیت عقلانی و اخلاقی در برابر خود و جهان به شمار میآید.
🍏🍎🍃
👌2👍1
Alpha [ Just-Music.Ir ]
Vangelis
🎼❤️🎼
ای رهیده جان تو از ما و من
ای لطیفهٔ روح اندر مرد و زن
مرد و زن چون یک شود آن یک توی
چونک یکها محو شد آنک توی
این من و ما بهر آن بر ساختی
تا تو با خود نرد خدمت باختی
تا من و توها همه یک جان شوند
عاقبت مستغرق جانان شوند
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ای رهیده جان تو از ما و من
ای لطیفهٔ روح اندر مرد و زن
مرد و زن چون یک شود آن یک توی
چونک یکها محو شد آنک توی
این من و ما بهر آن بر ساختی
تا تو با خود نرد خدمت باختی
تا من و توها همه یک جان شوند
عاقبت مستغرق جانان شوند
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤2🙏1
Mitarsam
Shahriar Piroozfar
🎼❤️🎼
#شهریار_پیروزفر
------------------------
می ترسم دلت
فراموشم کنه ...
تو این دنیای پرتلاطم
حال منو مجنون کنه ...
می ترسم دلت چهار فصل و واسم زمستون کنه ...
دلم رو بدزده بخواد خون کنه ...
🍏🍎🍃
#شهریار_پیروزفر
------------------------
می ترسم دلت
فراموشم کنه ...
تو این دنیای پرتلاطم
حال منو مجنون کنه ...
می ترسم دلت چهار فصل و واسم زمستون کنه ...
دلم رو بدزده بخواد خون کنه ...
🍏🍎🍃
❤1👌1
❌❌❌
چه خوش است راز گفتن به حریفِ نکته سنجی
که سخن نگفته باشی، به سخن رسیده باشد!
#ناشناس
از #بیدل_دهلوی نیست❌
از رودکی نیست ❌
🍏🍎🍃
چه خوش است راز گفتن به حریفِ نکته سنجی
که سخن نگفته باشی، به سخن رسیده باشد!
#ناشناس
از #بیدل_دهلوی نیست❌
از رودکی نیست ❌
🍏🍎🍃
👌2
Shabe Shishee
Iraj Jannati-Ataie
✨❤️✨
✍🎙: ایرج_ جنتی عطایی
ما به هم محتاجیم
مثل گندم به زمین
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم
🍏🍎🍃
✍🎙: ایرج_ جنتی عطایی
ما به هم محتاجیم
مثل گندم به زمین
مثل شوره زار به آب
ما به هم محتاجیم
ما به هم محتاجیم
🍏🍎🍃
❤1👏1👌1
●
دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران بر در سودای تو خاک قدمند
شهری اندر هوَست سوخته در آتش عشق
خلقی اندر طلبت غرقهٔ دریای غمند
خون صاحبنظران ریختی، ای کعبهٔ حسن
قتل اینان که روا داشت که صید حرمند؟
صنم اندر بلد کفر پرستند و صلیب
زلف و روی تو در اسلام صلیب و صنمند
گاه گاهی بگذر در صف دلسوختگان
تا ثناییت بگویند و دعایی بدمند
هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست
تا نگویی که اسیران کمندِ تو کمند
حرفهای خط موزون تو پیرامن روی
گویی از مشک سیه بر گل سوری رقمند
در چمن سرو ستادست و صنوبر خاموش
که اگر قامت زیبا ننمایی بچمند
زین امیران ملاحت که تو بینی بر کس
به شکایت نتوان رفت که خصم و حکمند
بندگان را نه گزیرست ز حکمت نه گریز
چه کنند ار بکشی ور بنوازی خدمند
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
غم دل با تو نگویم که تو در راحت نفس
نشناسی که جگرسوختگان در المند
تو سبکبارِ قویحال کجا دریابی؟
که ضعیفان غمت بارکشان ستمند
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند
✍#سعدی
🍏🍎🍃
دلبرا! پیش وجودت همه خوبان عدمند
سروران بر در سودای تو خاک قدمند
شهری اندر هوَست سوخته در آتش عشق
خلقی اندر طلبت غرقهٔ دریای غمند
خون صاحبنظران ریختی، ای کعبهٔ حسن
قتل اینان که روا داشت که صید حرمند؟
صنم اندر بلد کفر پرستند و صلیب
زلف و روی تو در اسلام صلیب و صنمند
گاه گاهی بگذر در صف دلسوختگان
تا ثناییت بگویند و دعایی بدمند
هر خم از جعد پریشان تو زندان دلیست
تا نگویی که اسیران کمندِ تو کمند
حرفهای خط موزون تو پیرامن روی
گویی از مشک سیه بر گل سوری رقمند
در چمن سرو ستادست و صنوبر خاموش
که اگر قامت زیبا ننمایی بچمند
زین امیران ملاحت که تو بینی بر کس
به شکایت نتوان رفت که خصم و حکمند
بندگان را نه گزیرست ز حکمت نه گریز
چه کنند ار بکشی ور بنوازی خدمند
جور دشمن چه کند گر نکشد طالب دوست
گنج و مار و گل و خار و غم و شادی به همند
غم دل با تو نگویم که تو در راحت نفس
نشناسی که جگرسوختگان در المند
تو سبکبارِ قویحال کجا دریابی؟
که ضعیفان غمت بارکشان ستمند
سعدیا عاشق صادق ز بلا نگریزد
سست عهدان ارادت ز ملامت برمند
✍#سعدی
🍏🍎🍃
👏3❤2