معمای عشق
757 subscribers
15.4K photos
2.87K videos
2 files
308 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


صبح از سر صفا بجهان در دمید دم
عیش صبوح گر نکنی وای ازین ندم

ساقی در آب بسته فکن آتش مذاب
وز صحن دل بباد فنا ده غبار غم

بر دست گیر ساغر و انگار روزگار
از سر گرفت بار دگر دور جام جم

دستم بزلفت ار رسد ای جان نازنین
مشکین کمند سازم از آن زلف شست خم

مست خراب گردم و اندازم آن کمند
در گردن و کشم سوی هستیش از عدم

ابن یمین اگر بکمندت خورد بساط
باید کشید و داشت چنین کار مغتنم

فرصت مده ز دست اگر آگهی ز کار
میدار چشم گردش احوال دمبدم

👤#ابن_یمین
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
The Music Played
Matt Monroe
🎼❤️🎼

دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
سرو خرامان منی ای رونق بستان من

چون می روی بی‌من مرو ای جان جان بی‌تن مرو
وز چشم من بیرون مشو ای شعله تابان من

هفت آسمان را بردرم وز هفت دریا بگذرم
چون دلبرانه بنگری در جان سرگردان من

تا آمدی اندر برم شد کفر و ایمان چاکرم
ای دیدن تو دین من وی روی تو ایمان من

بی‌پا و سر کردی مرا بی‌خواب و خور کردی مرا
سرمست و خندان اندرآ ای یوسف کنعان من

از لطف تو چو جان شدم وز خویشتن پنهان شدم
ای هست تو پنهان شده در هستی پنهان من

#مولانای_جان
🍏🍎🍃
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
فرح‌فریما_تهمینه‌زیدانی
کلاغان‌مزرعه_کانال‌شعرانه‌تهمینه


کلاغان مزرعه باور دارند
که زمین در هر بهار سبز می شود

و دانه های اندوه
از آن مترسک است؛

مرگ تنها؛ یک فریب تلخ است!

#فرح_فریماااا
📕معمای_عشق

#‌آوای‌آنلاین‌
#‌تهمینه‌زیدانی🎙


🍏🍎🍃
4🙏1👌1
🕊
🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سلام دوستانم عصرتان شاد و‌دل انگیز 💞
با پوزش از اینکه دو سه روزی، سعادت نداشتم در خدمت دوستان باشم، امیدوارم خوب و‌سلامت باشید کام تان شیرین به امید و شور و نشاط زندگی 🍰☕️
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
غزلیات حافظ 385
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
------------------------
یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
آن سهی سرو خرامان به چمن باز رسان

دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن باز رسان

ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من باز رسان

دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد
یارب آن کوکب رخشان به یمن باز رسان

برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن باز رسان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن باز رسان

آن که بودی وطنش دیده ی حافظ یارب
به مرادش ز غریبی به وطن باز رسان

🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 385
یا رب آن آهوی مشکین به ختن باز رسان
آن سهی سرو خرامان به چمن باز رسان

دل آزرده ما را به نسیمی بنواز
یعنی آن جان ز تن رفته به تن باز رسان

#حافظ
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 385
ماه و خورشید به منزل چو به امر تو رسند
یار مه روی مرا نیز به من باز رسان

دیده ها در طلب لعل یمانی خون شد
یارب آن کوکب رخشان به یمن باز رسان

#حافظ
1👌1
☕️
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 385
برو ای طایر میمون همایون آثار
پیش عنقا سخن زاغ و زغن باز رسان

سخن این است که ما بی تو نخواهیم حیات
بشنو ای پیک خبرگیر و سخن باز رسان

#حافظ
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 385
آن که بودی وطنش دیده ی حافظ یارب
به مرادش ز غریبی به وطن باز رسان

#حافظ
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


به یک پیمانه با ساقی چنان بستیم پیمان را
که تا هستیم بشناسیم از کافر مسلمان را

به کوی می‌فروشان با هزاران عیب خوشنودم
که پوشیده‌ست خاکش عیب هر آلوده دامان را

تکبر با گدایان در میخانه کمتر کن
که اینجا مور بر هم می‌زند تخت سلیمان را

تو هم خواهی گریبان چاک زد تا دامن محشر
اگر چون صبح صادق بینی آن چاک گریبان را

نخواهد جمع شد هرگز پریشان حال مشتاقان
مگر وقتی که سازد جمع آن زلف پریشان را

دل و جان نظر بازان همه بر یکدیگر دوزد
نهد چون در کمان ابروی جانان تیر مژگان را

کجا خواهد نهادن پای رحمت بر سر خاکم
کسی کز سرکشی برخاک ریزد خون پاکان را

گر آن شاهد که دیدم من ببیند دیدهٔ زاهد
نخست از سرگذارد مایهٔ سودای رضوان را

من ار محبوب خود را می‌پرستم، دم مزن واعظ
که از کفر محبت اولیا جستند ایمان را

دمی ای کاش ساقی، لعل آن زیبا جوان گردد
که خضر از بی‌خودی بر خاک ریزد آب حیوان را

فروغی، زان دلم در تنگنای سینه تنگ آید
که نتوان داشت در کنج قفس مرغ گلستان را

#فروغی_بسطامی
" غزل شمارهٔ ۲۸"
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1