معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 379
شدم فسانه به سرگشتگی و ابروی دوست
کشید در خم چوگان خویش چون گویم
گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید
کدام در بزنم چاره از کجا جویم
#حافظ
کشید در خم چوگان خویش چون گویم
گرم نه پیر مغان در به روی بگشاید
کدام در بزنم چاره از کجا جویم
#حافظ
❤3👌3👍2
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 379
مکن در این چمنم سرزنش به خودرویی
چنان که پرورشم میدهند میرویم
تو خانقاه و خرابات در میانه مبین
خدا گواه که هر جا که هست با اویم
#حافظ
چنان که پرورشم میدهند میرویم
تو خانقاه و خرابات در میانه مبین
خدا گواه که هر جا که هست با اویم
#حافظ
❤3👏3👌2
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 379
غبار راه طلب کیمیای بهروزیست
غلام دولت آن خاک عنبرین بویم
ز شوق نرگس مست بلندبالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک
غبار زرق به فیض قدح فروشویم
#حافظ
غلام دولت آن خاک عنبرین بویم
ز شوق نرگس مست بلندبالایی
چو لاله با قدح افتاده بر لب جویم
بیار می که به فتوی حافظ از دل پاک
غبار زرق به فیض قدح فروشویم
#حافظ
❤3👌3👏2
○
_باقر : این ها که گفتند روزهای خوبی در راه است! یادت نیست؟ خودشان گفتند، توی چشم هایمان زل زدند و گفتند روزهای خوب در راه است. پس چه شد؟
_یونس : یادم هست، خوب هم یادم هست. گفتند روزهای خوب، اما نگفتند برای چه کسی! روزهای خوب؛ نه برای ما، برای خودشان. دروغ که نگفته اند ...
.
رمان #بعد_از_ابر
#بابک_زمانی
#نشر_ایجاز
🍏🍎🍃
_باقر : این ها که گفتند روزهای خوبی در راه است! یادت نیست؟ خودشان گفتند، توی چشم هایمان زل زدند و گفتند روزهای خوب در راه است. پس چه شد؟
_یونس : یادم هست، خوب هم یادم هست. گفتند روزهای خوب، اما نگفتند برای چه کسی! روزهای خوب؛ نه برای ما، برای خودشان. دروغ که نگفته اند ...
.
رمان #بعد_از_ابر
#بابک_زمانی
#نشر_ایجاز
🍏🍎🍃
👌4❤2👍2
Kenare Man Bash
Salar Aghili
🎼❤️🎼
🗣#سالار_عقیلی
🎼 کنار من باش
---------------------------
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود
وز غیر تو
هر جا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراکنده شود ....
✍#رودکی
🍏🍎🍃
🗣#سالار_عقیلی
🎼 کنار من باش
---------------------------
نامت شنوم، دل ز فرح زنده شود
حال من از اقبال تو فرخنده شود
وز غیر تو
هر جا سخن آید به میان
خاطر به هزار غم پراکنده شود ....
✍#رودکی
🍏🍎🍃
❤3👏3👌2
○
تاریخ؛
چرخه یِ مکرّرِ دوّاری ست؛
که نیاموخته ایم؛ هیچ
از چرخشِ این چرخِه یِ گردون؛
بذر هایِ نهفته ای که قرن هاست
زیر پره هایِ سنگین آسیاب
خورد می شویم؛
و از آن همه آه ...
تنها؛ آه می ماند و آه ...
دار ها؛
همچنان افراشته؛
میله های قفس؛
تنگ و تنگ تر شده است؛
و گل های سرخ هر سپیده دم
در آهِ صبحگاهی اره می شوند؛
محبوبه هایِ شب را
بی صدا؛ در اوهامِ مصلحت؛
بر مسلخِ عشق می کِشند!
شاید؛
گیسوان پریشانِ قاصدک ها؛
در باد برقصند
اما از رقصِ آزادی هم؛
می توانند بند ساخت...
اگر نه بر پاها و دست ها؛
که قفل بر تفکرِ نوپای دخترکان
و پسرکانی که مفهومِ زیبایِ آزادی
را در لابلایِ حلقه هایِ زنجیرِ
بی هویتی و اصالتِ زنگ زده یِ
قرون؛ از یاد برده اند
"آزادی"
واژه یِ نامفهوم قرن ها؛
بردگیِ افکاری ست؛
نشخوار شده در بطنِ اذهان؛
در تکه تکه هایِ به هم کوک
شده یِ لحافِ چهل تکه یِ
کهنه و بید زده یِ مادر بزرگ؛
که در پستویِ فصل هايي
تا خورده و عقیم؛
جا خوش کرده است...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
تاریخ؛
چرخه یِ مکرّرِ دوّاری ست؛
که نیاموخته ایم؛ هیچ
از چرخشِ این چرخِه یِ گردون؛
بذر هایِ نهفته ای که قرن هاست
زیر پره هایِ سنگین آسیاب
خورد می شویم؛
و از آن همه آه ...
تنها؛ آه می ماند و آه ...
دار ها؛
همچنان افراشته؛
میله های قفس؛
تنگ و تنگ تر شده است؛
و گل های سرخ هر سپیده دم
در آهِ صبحگاهی اره می شوند؛
محبوبه هایِ شب را
بی صدا؛ در اوهامِ مصلحت؛
بر مسلخِ عشق می کِشند!
شاید؛
گیسوان پریشانِ قاصدک ها؛
در باد برقصند
اما از رقصِ آزادی هم؛
می توانند بند ساخت...
اگر نه بر پاها و دست ها؛
که قفل بر تفکرِ نوپای دخترکان
و پسرکانی که مفهومِ زیبایِ آزادی
را در لابلایِ حلقه هایِ زنجیرِ
بی هویتی و اصالتِ زنگ زده یِ
قرون؛ از یاد برده اند
"آزادی"
واژه یِ نامفهوم قرن ها؛
بردگیِ افکاری ست؛
نشخوار شده در بطنِ اذهان؛
در تکه تکه هایِ به هم کوک
شده یِ لحافِ چهل تکه یِ
کهنه و بید زده یِ مادر بزرگ؛
که در پستویِ فصل هايي
تا خورده و عقیم؛
جا خوش کرده است...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌4❤2👏2
تاریخ چرخه ی مکرر دواری ست
ایلماه
تاریخ؛
چرخه یِ مکرّرِ دوّاری ست؛
که نیاموخته ایم؛ هیچ
از چرخشِ این چرخِه یِ گردون؛
بذر هایِ نهفته ای که قرن هاست
زیر پره هایِ سنگین آسیاب
خورد می شویم؛
و از آن همه آه ...
تنها؛ آه می ماند و آه ...
دار ها؛
همچنان افراشته؛
میله های قفس؛
تنگ و تنگ تر شده است؛
و گل های سرخ هر سپیده دم
در آهِ صبحگاهی اره می شوند؛
محبوبه هایِ شب را
بی صدا؛ در اوهامِ مصلحت؛
بر مسلخِ عشق می کِشند!
شاید؛
گیسوان پریشانِ قاصدک ها؛
در باد برقصند
اما از رقصِ آزادی هم؛
می توانند بند ساخت...
اگر نه بر پاها و دست ها؛
که قفل بر تفکرِ نوپای دخترکان
و پسرکانی که مفهومِ زیبایِ آزادی
را در لابلایِ حلقه هایِ زنجیرِ
بی هویتی و اصالتِ زنگ زده یِ
قرون؛ از یاد برده اند
"آزادی"
واژه یِ نامفهوم قرن ها؛
بردگیِ افکاری ست؛
نشخوار شده در بطنِ اذهان؛
در تکه تکه هایِ به هم کوک
شده یِ لحافِ چهل تکه یِ
کهنه و بید زده یِ مادر بزرگ؛
که در پستویِ فصل هايي
تا خورده و عقیم؛
جا خوش کرده است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙#ایلماه👑
🍏🍎🍃
چرخه یِ مکرّرِ دوّاری ست؛
که نیاموخته ایم؛ هیچ
از چرخشِ این چرخِه یِ گردون؛
بذر هایِ نهفته ای که قرن هاست
زیر پره هایِ سنگین آسیاب
خورد می شویم؛
و از آن همه آه ...
تنها؛ آه می ماند و آه ...
دار ها؛
همچنان افراشته؛
میله های قفس؛
تنگ و تنگ تر شده است؛
و گل های سرخ هر سپیده دم
در آهِ صبحگاهی اره می شوند؛
محبوبه هایِ شب را
بی صدا؛ در اوهامِ مصلحت؛
بر مسلخِ عشق می کِشند!
شاید؛
گیسوان پریشانِ قاصدک ها؛
در باد برقصند
اما از رقصِ آزادی هم؛
می توانند بند ساخت...
اگر نه بر پاها و دست ها؛
که قفل بر تفکرِ نوپای دخترکان
و پسرکانی که مفهومِ زیبایِ آزادی
را در لابلایِ حلقه هایِ زنجیرِ
بی هویتی و اصالتِ زنگ زده یِ
قرون؛ از یاد برده اند
"آزادی"
واژه یِ نامفهوم قرن ها؛
بردگیِ افکاری ست؛
نشخوار شده در بطنِ اذهان؛
در تکه تکه هایِ به هم کوک
شده یِ لحافِ چهل تکه یِ
کهنه و بید زده یِ مادر بزرگ؛
که در پستویِ فصل هايي
تا خورده و عقیم؛
جا خوش کرده است...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙#ایلماه👑
🍏🍎🍃
❤4👍2👌2
📕 #آخرین_وسوسه_مسیح
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
کتاب آخرین وسوسه مسیح The Last Temptation of Christ اثری درخشان از نویسنده بزرگ یونانی، نیکوس کازانتزاکیس است. رمانی که در آن نویسنده عطش خود برای کشف حقیقت را نشان میدهد. نویسنده در این رمان زندگینامه عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و یک الگوی دیگر از این انسان مبارز و آزاد را پیش چشم مخاطب نمایان میکند. مبارزی که از عرفان، عشق و آتش عبور میکند تا دنیا را نجات دهد.
کازانتزاکیس درباره این رمانش مینویسد: این کتاب را از آن جهت به رشته تحریر در آوردم که میخواستم الگویی متعال فرا روی انسان مبارز قرار دهم و نشانش دهم که نباید از درد، وسوسه یا مرگ بهراسد چرا که این هر سه را میتوان مغلوب کرد و پیشاپیش مغلوب گشتهاند. مسیح طعم درد را چشید و از آن پس «درد» متبرک گشته است. وسوسه او را تا واپسین لحظات عمر دنبال کرد و در صدد گمراهیش برآمد و او همچنان جنگید و وسوسه را شکست داد. مسیح بر روی صلیب جان داد و در همان لحظه «مرگ» برای همیشه مغلوب گردید.
🍏🍎🍃
✍ #نیکوس_کازانتزاکیس
کتاب آخرین وسوسه مسیح The Last Temptation of Christ اثری درخشان از نویسنده بزرگ یونانی، نیکوس کازانتزاکیس است. رمانی که در آن نویسنده عطش خود برای کشف حقیقت را نشان میدهد. نویسنده در این رمان زندگینامه عیسی مسیح را شبیهسازی میکند و یک الگوی دیگر از این انسان مبارز و آزاد را پیش چشم مخاطب نمایان میکند. مبارزی که از عرفان، عشق و آتش عبور میکند تا دنیا را نجات دهد.
کازانتزاکیس درباره این رمانش مینویسد: این کتاب را از آن جهت به رشته تحریر در آوردم که میخواستم الگویی متعال فرا روی انسان مبارز قرار دهم و نشانش دهم که نباید از درد، وسوسه یا مرگ بهراسد چرا که این هر سه را میتوان مغلوب کرد و پیشاپیش مغلوب گشتهاند. مسیح طعم درد را چشید و از آن پس «درد» متبرک گشته است. وسوسه او را تا واپسین لحظات عمر دنبال کرد و در صدد گمراهیش برآمد و او همچنان جنگید و وسوسه را شکست داد. مسیح بر روی صلیب جان داد و در همان لحظه «مرگ» برای همیشه مغلوب گردید.
🍏🍎🍃
👌2
○
وقتی زلزله آمده بود در هائیتی
وقتی سیل آمده بود در پاکستان
وقتی سد سر ریز کرده بود در بولیوی
وقتی رودخانه طغیان کرده بود در بنگلادش
وقتی زمین رانش کرده بود در چین
وقتی آتشفشان فوران کرده بود در ایتالیا
وقتی زندانیان میسوختند در کوره های آشویتس
وقتی انقلابیون را به رگبار بستند در شیلی
وقتی قحطی آمده بود در روواندا
وقتی گروگانگیری اتفاق افتاد در فرانسه
وقتی بمبی منفجر شد در اوکراین
وقتی موشک ها بر سر ناکازاکی فرو ریختند
وقتی سربازان یخ بستند در سرمای روسیه
وقتی گردباد آمریکا را درنوردید
وقتی سونامی مالزی را در خود فرو بلعید
وقتی گسل ها در ژاپن دهان باز کردند
وقتی چشم بند به چشم هایم زدند
وقتی لباس نارنجی بر تنم کردند
وقتی چاقو را بر گلویم کشیدند
وقتی
وقتی
وقتی زمین بهم ریخته بود
وقتی زمین دیگر جای امنی نبود
من
فقط به آغوشِ تو فکر میکردم ...
.
.
#بابک_زمانی
#مجموعه_شعر_اعداد
نشر فصل پنجم
.🍏🍎🍃
وقتی زلزله آمده بود در هائیتی
وقتی سیل آمده بود در پاکستان
وقتی سد سر ریز کرده بود در بولیوی
وقتی رودخانه طغیان کرده بود در بنگلادش
وقتی زمین رانش کرده بود در چین
وقتی آتشفشان فوران کرده بود در ایتالیا
وقتی زندانیان میسوختند در کوره های آشویتس
وقتی انقلابیون را به رگبار بستند در شیلی
وقتی قحطی آمده بود در روواندا
وقتی گروگانگیری اتفاق افتاد در فرانسه
وقتی بمبی منفجر شد در اوکراین
وقتی موشک ها بر سر ناکازاکی فرو ریختند
وقتی سربازان یخ بستند در سرمای روسیه
وقتی گردباد آمریکا را درنوردید
وقتی سونامی مالزی را در خود فرو بلعید
وقتی گسل ها در ژاپن دهان باز کردند
وقتی چشم بند به چشم هایم زدند
وقتی لباس نارنجی بر تنم کردند
وقتی چاقو را بر گلویم کشیدند
وقتی
وقتی
وقتی زمین بهم ریخته بود
وقتی زمین دیگر جای امنی نبود
من
فقط به آغوشِ تو فکر میکردم ...
.
.
#بابک_زمانی
#مجموعه_شعر_اعداد
نشر فصل پنجم
.🍏🍎🍃
❤3👍2👌2
●
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و فعال فرهنگی ایرانی، امروز در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت. او از هفته گذشته در پی سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود.
پارسیپور متولد ۱۳۲۴ تهران بود و پس از فارغالتحصیلی در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران، فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. نخستین رمان او، «سگ و زمستان بلند»، در دهه ۱۳۵۰ منتشر شد.
او پس از انقلاب ۱۳۵۷ مدتی زندانی شد و پس از آزادی نیز با محدودیتهای مختلفی روبهرو بود. سرانجام در دهه ۱۳۷۰ به آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان عمر در شمال کالیفرنیا زندگی میکرد.
از مشهورترین آثار شهرنوش پارسیپور میتوان به «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» اشاره کرد؛ آثاری که جایگاه او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر ایران تثبیت کردند. او در دوران اقامت در آمریکا نیز به نویسندگی، ترجمه و فعالیتهای فرهنگی ادامه داد.
سفرش سبز نام و یادش مانا🕊
🍏🍎🍃
شهرنوش پارسیپور، نویسنده، مترجم و فعال فرهنگی ایرانی، امروز در یکی از بیمارستانهای حومه سانفرانسیسکو در آمریکا درگذشت. او از هفته گذشته در پی سکته قلبی در بیمارستان بستری شده بود.
پارسیپور متولد ۱۳۲۴ تهران بود و پس از فارغالتحصیلی در رشته علوم اجتماعی دانشگاه تهران، فعالیت ادبی خود را آغاز کرد. نخستین رمان او، «سگ و زمستان بلند»، در دهه ۱۳۵۰ منتشر شد.
او پس از انقلاب ۱۳۵۷ مدتی زندانی شد و پس از آزادی نیز با محدودیتهای مختلفی روبهرو بود. سرانجام در دهه ۱۳۷۰ به آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان عمر در شمال کالیفرنیا زندگی میکرد.
از مشهورترین آثار شهرنوش پارسیپور میتوان به «طوبا و معنای شب» و «زنان بدون مردان» اشاره کرد؛ آثاری که جایگاه او را به عنوان یکی از تأثیرگذارترین نویسندگان معاصر ایران تثبیت کردند. او در دوران اقامت در آمریکا نیز به نویسندگی، ترجمه و فعالیتهای فرهنگی ادامه داد.
سفرش سبز نام و یادش مانا🕊
🍏🍎🍃
🕊3❤2👍2