معمای عشق
نیکوس کازانتزاکیس؛ صالح حسینی – آخرین وسوسه مسیح 04
این کتاب در مورد زندگی حضرت عیسی (ع)، پیش از آشکار شدن رسالت او تا زمان به دار آویخته شدن او میباشد. کازانتزاکیس در این کتاب عیسی (ع) را یک پیامبر و یک شخصیت معصوم در نظر نگرفته است. بلکه او را به چشم یک انسان عادی نگاه کرده است. انسانی مبارز و آزاد که گاه دچار وسوسه میشود و برای رهایی از آن تلاش میکند. او در آزادی مردم و خود از بند اسارت میکوشد و با ترک خانواده و چشمپوشی از شادیهای کوچک بر وسوسهها پیروز میشود.
او نمونه یک انسان متعال است که برای رسیدن به آرمانهای خود از همهچیز عبور میکند. در این کتاب وقتی عیسی (ع) به رسالت خود پی میبرد دچار وحشت شده و سعی میکند خود را انسان بدی جلوه دهد. برای مثال برای به صلیب کشیدن آزادی خواهان صلیب میسازد و دائم دچار شک و تردید میشود. حتی مردم و حواریون نیز مطمئن نیستند که او مسیح موجود است و فکر میکنند شخصی است که مقدمات را برای ورود عیسی (ع) آماده میکند.
مهمترین قسمتهای کتاب، همان کشمکش دائمی و روبهرو شدن با وسوسهها است. عیسی (ع) بهمحض اینکه از دست یک وسوسه خلاص میشود خود را گرفتار در وسوسه دیگری میبیند، بنابراین هرلحظه باید هشیار و آگاه باشد. از وسوسه نزدیک شدن به مریم مجدلیه تا احساس خستگی و دنبال نکردن راهی که میداند باید آن را دنبال کند.
🍏🍎🍃
او نمونه یک انسان متعال است که برای رسیدن به آرمانهای خود از همهچیز عبور میکند. در این کتاب وقتی عیسی (ع) به رسالت خود پی میبرد دچار وحشت شده و سعی میکند خود را انسان بدی جلوه دهد. برای مثال برای به صلیب کشیدن آزادی خواهان صلیب میسازد و دائم دچار شک و تردید میشود. حتی مردم و حواریون نیز مطمئن نیستند که او مسیح موجود است و فکر میکنند شخصی است که مقدمات را برای ورود عیسی (ع) آماده میکند.
مهمترین قسمتهای کتاب، همان کشمکش دائمی و روبهرو شدن با وسوسهها است. عیسی (ع) بهمحض اینکه از دست یک وسوسه خلاص میشود خود را گرفتار در وسوسه دیگری میبیند، بنابراین هرلحظه باید هشیار و آگاه باشد. از وسوسه نزدیک شدن به مریم مجدلیه تا احساس خستگی و دنبال نکردن راهی که میداند باید آن را دنبال کند.
🍏🍎🍃
🙏1👌1
●
«عشق»
مردم نمیتوانند درک کنند که عشق نوعی فعالیت و نوعی توانایی روح است، خیال میکنند تنها چیز لازم پیدا کردن یک معشوق مناسب است و از آن پس همهچیز به خودی خود ادامه خواهد یافت.
این درست مثل آدمی است که میخواهد نقاشی کند، ولی به جای اینکه هنر و فن آن را یاد بگیرد، میگوید منتظر موضوع مناسبی برای نقاشی هستم و ادعا میکند که اگر موضوع را بیابد زیباترین نقاشیها را خواهد کرد.
اگر آدم واقعا و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتما همه مردم، دنیا و زندگی را دوست میدارد.
اگر من بتوانم به کسی بگویم «تو را دوست دارم» باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم «من در وجود تو همه کس را دوست دارم، با تو همه دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم...!!»
✍️ #اریک_فروم
📕 هنر عشق ورزیدن
🍏🍎🍃
«عشق»
مردم نمیتوانند درک کنند که عشق نوعی فعالیت و نوعی توانایی روح است، خیال میکنند تنها چیز لازم پیدا کردن یک معشوق مناسب است و از آن پس همهچیز به خودی خود ادامه خواهد یافت.
این درست مثل آدمی است که میخواهد نقاشی کند، ولی به جای اینکه هنر و فن آن را یاد بگیرد، میگوید منتظر موضوع مناسبی برای نقاشی هستم و ادعا میکند که اگر موضوع را بیابد زیباترین نقاشیها را خواهد کرد.
اگر آدم واقعا و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتما همه مردم، دنیا و زندگی را دوست میدارد.
اگر من بتوانم به کسی بگویم «تو را دوست دارم» باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم «من در وجود تو همه کس را دوست دارم، با تو همه دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم...!!»
✍️ #اریک_فروم
📕 هنر عشق ورزیدن
🍏🍎🍃
👌2👏1🙏1
●
باز هم...
شب شد و دلتنگِ توام
بی خود از خویش ام و
سرمستِ توام
باز هم... ثانیه ها...
رقص کنان می گذرند
من دیوانه ی مدهوش
پریشان توام
به هوای گذر
از کلبه ی ویرانه ی دل
همه شب... رهگذر کوی توام
همه شب...خانه بدوش؛ آواره
من به دنبال مهِ روی توام ...
بیقراری دلکم... ؟! تاب بیار
من در اندیشه ی تیمارِ توام
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
باز هم...
شب شد و دلتنگِ توام
بی خود از خویش ام و
سرمستِ توام
باز هم... ثانیه ها...
رقص کنان می گذرند
من دیوانه ی مدهوش
پریشان توام
به هوای گذر
از کلبه ی ویرانه ی دل
همه شب... رهگذر کوی توام
همه شب...خانه بدوش؛ آواره
من به دنبال مهِ روی توام ...
بیقراری دلکم... ؟! تاب بیار
من در اندیشه ی تیمارِ توام
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Mark Eliyahu - About Love
🎼❤️🎼
گاه درگلوی
گرفته ی درد
تیشه ی بی صدای فرهادم
گاه در شبان برفی ِ سرد
زخمی ِ زخمه هایِ فریادم
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
گاه درگلوی
گرفته ی درد
تیشه ی بی صدای فرهادم
گاه در شبان برفی ِ سرد
زخمی ِ زخمه هایِ فریادم
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
📆
تاریخ امروز چهار شنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ شمسی 1ژوئیه 2026 میلادی،۱۶ محرم ۱۴۴۸ قمری.
--------------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضورتان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈 چهارشنبه تان به عشق ،
امید و زندگی
-----------------------
بیا زندگی کنیم
خورشید روزی دو بار طلوع نمیکند
ما هم دوبار به دنیا نمی آییم
هر چه زودتر
به آنچه از زندگی ات باقی مانده بچسب ...
✍#آنتون_چخوف
تیک تاک لحظه لحظه های حضورتان یه آرامشی سبز و الهی
صبح چهارشنبه تان به حلاوت مهر
🍏🍎🍃
تاریخ امروز چهار شنبه ۱۰ تیرماه ۱۴۰۵ شمسی 1ژوئیه 2026 میلادی،۱۶ محرم ۱۴۴۸ قمری.
--------------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضورتان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈 چهارشنبه تان به عشق ،
امید و زندگی
-----------------------
بیا زندگی کنیم
خورشید روزی دو بار طلوع نمیکند
ما هم دوبار به دنیا نمی آییم
هر چه زودتر
به آنچه از زندگی ات باقی مانده بچسب ...
✍#آنتون_چخوف
تیک تاک لحظه لحظه های حضورتان یه آرامشی سبز و الهی
صبح چهارشنبه تان به حلاوت مهر
🍏🍎🍃
❤2
○
دلشوره هرگز
غم فردا را فرو نمی نشاند،
فقط خون شادی را
از رگ امروز بیرون می کشد...
📕 #زاده_برای_عشق
✍🏻#لئو_بوسکالی
ثانیه های حضورتان به دور
از اندوه و دلواپسی ها... شاد باشید
🍏🍎🍃
دلشوره هرگز
غم فردا را فرو نمی نشاند،
فقط خون شادی را
از رگ امروز بیرون می کشد...
📕 #زاده_برای_عشق
✍🏻#لئو_بوسکالی
ثانیه های حضورتان به دور
از اندوه و دلواپسی ها... شاد باشید
🍏🍎🍃
❤2
○
راز وجود آدمی، نه فقط زیستن بلکه داشتن چیزیست که به خاطر آن زندگی کند.
بدون داشتن مفهومی استوار از هدف زندگی، انسان به ادامهی زندگی رضا نمیدهد، و اگر هم به وفور نان داشته باشد، تباه کردن خود را بر ماندن در این دنیا ترجیح میدهد.
✍ #فئودور_داستایوفسکی 📕 برادران_ کارامازوف
🍏🍎🍃
راز وجود آدمی، نه فقط زیستن بلکه داشتن چیزیست که به خاطر آن زندگی کند.
بدون داشتن مفهومی استوار از هدف زندگی، انسان به ادامهی زندگی رضا نمیدهد، و اگر هم به وفور نان داشته باشد، تباه کردن خود را بر ماندن در این دنیا ترجیح میدهد.
✍ #فئودور_داستایوفسکی 📕 برادران_ کارامازوف
🍏🍎🍃
👌2
○
هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
دلتان به چرخ پَرَّد چو بدن گران نماند
دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید
هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند
نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست
جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند
عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب
سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند
"ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند"
"تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیدهست
چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند"
دل تو مثال بامست و حواس ناودانها
تو ز بام آب میخور که چو ناودان نماند
تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را
منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند
تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند
دلتان به چرخ پَرَّد چو بدن گران نماند
دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید
هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند
نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست
جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند
عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب
سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند
"ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند"
"تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیدهست
چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند"
دل تو مثال بامست و حواس ناودانها
تو ز بام آب میخور که چو ناودان نماند
تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را
منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند
تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند
✍#حضرت_مولانا
🍏🍎🍃
❤1👏1