●
آیا میدانید؟
آگاتا کریستی فردی جذاب بود که طرح قصههایش را هنگام خوردن سیب در وان حمام میریخت. او اولین بریتانیایی بود که یاد گرفت ایستاده موجسواری کند. اما عجیبترین کارش ناپدید شدن به ظاهر تصادفیاش در سال 1926 بود.
روز سوم ماه دسامبر بعد از اینکه دخترش را بوسید و شببهخیر گفت از خانه بیرون رفت و ناپدید شد.
بیش از هزار افسر پلیس مدتها جستوجو کردند اما نتوانستند پیدایش کنند. به ناچار دستبهدامن سر آرتور کانن دویل و دوروتی ال سیرز شدند.
ماجرا یازده روز بعد با پیدا شدن کریستی در هاروگیت ختمبهخیر شد.
خانم نویسنده ادعا کرد چیزی به خاطر نمیآورد اما بازرسان باور نکردند:
او با نام معشوقهی همسرش در هتلی اتاق گرفت. هرگز دربارهی خیانت صحبت نکرد اما بالافاصله بعد از آن از شوهرش جدا شد.
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
●
آیا میدانید؟
آگاتا کریستی فردی جذاب بود که طرح قصههایش را هنگام خوردن سیب در وان حمام میریخت. او اولین بریتانیایی بود که یاد گرفت ایستاده موجسواری کند. اما عجیبترین کارش ناپدید شدن به ظاهر تصادفیاش در سال 1926 بود.
روز سوم ماه دسامبر بعد از اینکه دخترش را بوسید و شببهخیر گفت از خانه بیرون رفت و ناپدید شد.
بیش از هزار افسر پلیس مدتها جستوجو کردند اما نتوانستند پیدایش کنند. به ناچار دستبهدامن سر آرتور کانن دویل و دوروتی ال سیرز شدند.
ماجرا یازده روز بعد با پیدا شدن کریستی در هاروگیت ختمبهخیر شد.
خانم نویسنده ادعا کرد چیزی به خاطر نمیآورد اما بازرسان باور نکردند:
او با نام معشوقهی همسرش در هتلی اتاق گرفت. هرگز دربارهی خیانت صحبت نکرد اما بالافاصله بعد از آن از شوهرش جدا شد.
#معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2
○
از این دین بهدنیافروشان مباش
بهجز بنده بادهنوشان مباش
چه درماندهٔ دلق و سجّادهای
مکش بار محنت، بکش بادهای
ز قطره سخن پیش دریا مکن
حدیث فقیهان برِ ما مکن
مکن قصهٔ زاهدان هیچ گوش
قدح تا توانی بنوشان و نوش
سحر چون نبردی به میخانه راه
چراغی به مسجد مبر شامگاه
خراباتیا، سوی منبر مشو
بهشتی، به دوزخ برابر مشو
قلم بشکن و دور افکن سبق
بسوزان کتاب و بشویان ورق
تعالی اللّه از جلوهٔ آن شراب
که بر جملگی تافت چون آفتاب
تو زین جلوه از جا نرفتی کهای؟
تو سنگی، کلوخی، جمادی، چهای؟
رخ ای زاهد از می پرستان متاب
تو در آتش افتادهای من در آب
"که گفته است چندین ورق را ببین
بگردان ورق را و حق را ببین "
تصویر آرامگاه میر رضی الدین_ آرتیمانی شاعر عارف عصر صفوی، سراینده ساقی نامه_تویسرکان
🍏🍎🍃
از این دین بهدنیافروشان مباش
بهجز بنده بادهنوشان مباش
چه درماندهٔ دلق و سجّادهای
مکش بار محنت، بکش بادهای
ز قطره سخن پیش دریا مکن
حدیث فقیهان برِ ما مکن
مکن قصهٔ زاهدان هیچ گوش
قدح تا توانی بنوشان و نوش
سحر چون نبردی به میخانه راه
چراغی به مسجد مبر شامگاه
خراباتیا، سوی منبر مشو
بهشتی، به دوزخ برابر مشو
قلم بشکن و دور افکن سبق
بسوزان کتاب و بشویان ورق
تعالی اللّه از جلوهٔ آن شراب
که بر جملگی تافت چون آفتاب
تو زین جلوه از جا نرفتی کهای؟
تو سنگی، کلوخی، جمادی، چهای؟
رخ ای زاهد از می پرستان متاب
تو در آتش افتادهای من در آب
"که گفته است چندین ورق را ببین
بگردان ورق را و حق را ببین "
تصویر آرامگاه میر رضی الدین_ آرتیمانی شاعر عارف عصر صفوی، سراینده ساقی نامه_تویسرکان
🍏🍎🍃
👌2
غزلیات حافظ 367
@audiobo0ok
هر روز یک غزل با حافظ
------------------------
فتوی پیرِ مُغان دارم و قولیست قدیم
که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم
چاک خواهم زدن این دلقِ ریایی، چه کنم؟
روح را صحبتِ ناجنس، عذابیست اَلیم
تا مگر جرعه فشانَد لبِ جانان بر من
سالها شد که منم بر درِ میخانه مقیم
مگرش خدمتِ دیرین من از یاد برفت
ای نسیم سحری! یاد دَهَش عهدِ قدیم
بعد صد سال اگر بر سرِ خاکم گذری
سر برآرد ز گِلم رقصکنان عَظمِ رَمیم
دلبر از ما به صد امّید سِتد اول دل
ظاهراً عهد فرامُش نکُند خُلقِ کریم
غنچه گو «تنگدل از کارِ فروبسته مَباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاسِ نسیم»
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به، به مداوایِ حکیم
گوهرِ معرفت آموز که با خود بِبَری
که نصیبِ دگران است نِصابِ زر و سیم
دام سخت است مگر یار شود لطفِ خدا
ور نه آدم نَبَرد صرفه ز شیطانِ رجیم
حافظ ار سیم و زرت نیست، چه شد؟ شاکر باش
چه به از دولتِ لطفِ سخن و طَبع سلیم
🍏🍎🍃
------------------------
فتوی پیرِ مُغان دارم و قولیست قدیم
که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم
چاک خواهم زدن این دلقِ ریایی، چه کنم؟
روح را صحبتِ ناجنس، عذابیست اَلیم
تا مگر جرعه فشانَد لبِ جانان بر من
سالها شد که منم بر درِ میخانه مقیم
مگرش خدمتِ دیرین من از یاد برفت
ای نسیم سحری! یاد دَهَش عهدِ قدیم
بعد صد سال اگر بر سرِ خاکم گذری
سر برآرد ز گِلم رقصکنان عَظمِ رَمیم
دلبر از ما به صد امّید سِتد اول دل
ظاهراً عهد فرامُش نکُند خُلقِ کریم
غنچه گو «تنگدل از کارِ فروبسته مَباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاسِ نسیم»
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به، به مداوایِ حکیم
گوهرِ معرفت آموز که با خود بِبَری
که نصیبِ دگران است نِصابِ زر و سیم
دام سخت است مگر یار شود لطفِ خدا
ور نه آدم نَبَرد صرفه ز شیطانِ رجیم
حافظ ار سیم و زرت نیست، چه شد؟ شاکر باش
چه به از دولتِ لطفِ سخن و طَبع سلیم
🍏🍎🍃
❤1👏1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 367
فتوی پیرِ مُغان دارم و قولیست قدیم
که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم
چاک خواهم زدن این دلقِ ریایی، چه کنم؟
#حافظ
که حرام است مِی آن جا که نه یار است ندیم
چاک خواهم زدن این دلقِ ریایی، چه کنم؟
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 367
؟
روح را صحبتِ ناجنس، عذابیست اَلیم
تا مگر جرعه فشانَد لبِ جانان بر من
سالها شد که منم بر درِ میخانه مقیم
#حافظ
روح را صحبتِ ناجنس، عذابیست اَلیم
تا مگر جرعه فشانَد لبِ جانان بر من
سالها شد که منم بر درِ میخانه مقیم
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 367
مگرش خدمتِ دیرین من از یاد برفت
ای نسیم سحری! یاد دَهَش عهدِ قدیم
بعد صد سال اگر بر سرِ خاکم گذری
سر برآرد ز گِلم رقصکنان عَظمِ رَمیم
#حافظ
ای نسیم سحری! یاد دَهَش عهدِ قدیم
بعد صد سال اگر بر سرِ خاکم گذری
سر برآرد ز گِلم رقصکنان عَظمِ رَمیم
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 367
دلبر از ما به صد امّید سِتد اول دل
ظاهراً عهد فرامُش نکُند خُلقِ کریم
غنچه گو «تنگدل از کارِ فروبسته مَباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاسِ نسیم»
#حافظ
ظاهراً عهد فرامُش نکُند خُلقِ کریم
غنچه گو «تنگدل از کارِ فروبسته مَباش
کز دم صبح مدد یابی و انفاسِ نسیم»
#حافظ
❤1👌1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 367
»
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به، به مداوایِ حکیم
گوهرِ معرفت آموز که با خود بِبَری
که نصیبِ دگران است نِصابِ زر و سیم
#حافظ
فکر بهبود خود ای دل ز دری دیگر کن
درد عاشق نشود به، به مداوایِ حکیم
گوهرِ معرفت آموز که با خود بِبَری
که نصیبِ دگران است نِصابِ زر و سیم
#حافظ
❤1👌1