𝗠𝘂𝘀𝗶𝗰 🎧
@funnyyTimes
🎼❤️🎼
مرا در حریم غربتِ بی فصلِ کوچ
تا تقدس میلادِ عشق؛
به میعاد سبز اقاقی ها... ببر
بگذار؛
بال های تردِ احساس ام
پرواز را...
تا مرز بیکرانه یِ
یک باور خوش... تجربه کند
.
پگذار؛
اهورایِ شکفته در آیینه یِ
هزار تکه ی درونم؛
بوسه ای باشد
بر روح عریانِ آفرینش!
و بر گونه های زرد آفتابگردان ها؛
در تلالوء گیسوان خیسِ آفتاب!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
مرا در حریم غربتِ بی فصلِ کوچ
تا تقدس میلادِ عشق؛
به میعاد سبز اقاقی ها... ببر
بگذار؛
بال های تردِ احساس ام
پرواز را...
تا مرز بیکرانه یِ
یک باور خوش... تجربه کند
.
پگذار؛
اهورایِ شکفته در آیینه یِ
هزار تکه ی درونم؛
بوسه ای باشد
بر روح عریانِ آفرینش!
و بر گونه های زرد آفتابگردان ها؛
در تلالوء گیسوان خیسِ آفتاب!!!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
○
از خانه بیرون میروم و دوباره همسایهمان را میبینم که در حال برق انداختن اتومبیلش است، جلو میروم و علتش را میپرسم. در پاسخ میگوید: "دیروز عالی نشده بود."
مسیر گفتگو را عوض میکنم و از او میپرسم، به نظر شما مردم در زندگیشان دنبال چه چیزی هستند؟
-- آه!، خیلی ساده است. اینکه بتوانند صورت حسابهاشان را بپردازند، خانهای شبیه مال شما یا مال من بخرند، باغی پر از درخت داشته باشند، بچه و نوه داشته باشند که روزهای یکشنبه دورشان شلوغ باشد و وقتی بازنشسته شدند بتوانند به چند جای دنیا سفر کنند.
از خودم میپرسم یعنی واقعاً مردم از زندگی همینها را میخواهند؟ اگر همهاش اینهاست، پس چه مشکلی در دنیا پیش آمده که اینقدر در آسیا و خاورمیانه جنگ است؟
کتاب: خیانت
نویسنده#پائولو_کوئلیو
مترجم: بانو اعظم_خرام
🍏🍎🍃
از خانه بیرون میروم و دوباره همسایهمان را میبینم که در حال برق انداختن اتومبیلش است، جلو میروم و علتش را میپرسم. در پاسخ میگوید: "دیروز عالی نشده بود."
مسیر گفتگو را عوض میکنم و از او میپرسم، به نظر شما مردم در زندگیشان دنبال چه چیزی هستند؟
-- آه!، خیلی ساده است. اینکه بتوانند صورت حسابهاشان را بپردازند، خانهای شبیه مال شما یا مال من بخرند، باغی پر از درخت داشته باشند، بچه و نوه داشته باشند که روزهای یکشنبه دورشان شلوغ باشد و وقتی بازنشسته شدند بتوانند به چند جای دنیا سفر کنند.
از خودم میپرسم یعنی واقعاً مردم از زندگی همینها را میخواهند؟ اگر همهاش اینهاست، پس چه مشکلی در دنیا پیش آمده که اینقدر در آسیا و خاورمیانه جنگ است؟
کتاب: خیانت
نویسنده#پائولو_کوئلیو
مترجم: بانو اعظم_خرام
🍏🍎🍃
👌2
عاشق خودت باش 5
@audiobo0ok
📕✨📕
📕 عاشق خودت باش
✍ سارا_ماریا
قسمت/ ۵
کتاب عاشق خودت باش! نوشتۀ سارا ماریا، برای تمام کسانی است که دوست دارند به زندگی پربارتری دست یابند
🍏🍎🍃
📕 عاشق خودت باش
✍ سارا_ماریا
قسمت/ ۵
کتاب عاشق خودت باش! نوشتۀ سارا ماریا، برای تمام کسانی است که دوست دارند به زندگی پربارتری دست یابند
🍏🍎🍃
👌2
○
همه ما نابینائیم،
هر کداممان به نوعی
آدمهای خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند،
آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند،
آدمهای شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهایی شنوا ندارید.
📕 مردی که میخندد
✍🏻 #ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
همه ما نابینائیم،
هر کداممان به نوعی
آدمهای خسیس نابینا هستند چون فقط طلا را می بینند،
آدم های ولخرج نابینا هستند چون امروزشان را می بینند، آدمهای کلاهبردار نابینا هستند، چون خدا را نمی بینند،
آدمهای شرافتمند نابینا هستند، چون کلاهبردارها را نمی بینند، خود من هم نابینا هستم چون حرف می زنم اما نمی بینم که شما گوشهایی شنوا ندارید.
📕 مردی که میخندد
✍🏻 #ویکتور_هوگو
🍏🍎🍃
👌3
○
راستی که رؤیا چه حرارتی به زندگیِ آدم میبخشد.
زندگی آن نیست که با چشم میبینیم و با خردِ خود آن را محک میزنیم. زندگی آن است که در رؤیاهایِ خود به آن جان میبخشیم. زندگی عشق است.
✍️رومن_رولان
ژان_کریستف
🍏🍎🍃
راستی که رؤیا چه حرارتی به زندگیِ آدم میبخشد.
زندگی آن نیست که با چشم میبینیم و با خردِ خود آن را محک میزنیم. زندگی آن است که در رؤیاهایِ خود به آن جان میبخشیم. زندگی عشق است.
✍️رومن_رولان
ژان_کریستف
🍏🍎🍃
❤2
○
دیوارها... تاریک تر شده اند
شکوفه های زخمی ِ انار سرخ تر
کاش نسیم بوی تو را... بیاورد
شاید ظلم؛ شرمنده ی عشق شود
شاید دوباره بنفشه بروید
شاید از قلب آسمان ستاره ببارد
شاید ماه... عاشق شود
شاید آفتاب؛
از مغرب معرفت؛ طلوع کند
و شب در کمندِ
هزار گیسِ جادوی عشق؛ در چشمِ
سبز خورشید ... خوابش ببرد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۱۱
🍏🍎🍃
دیوارها... تاریک تر شده اند
شکوفه های زخمی ِ انار سرخ تر
کاش نسیم بوی تو را... بیاورد
شاید ظلم؛ شرمنده ی عشق شود
شاید دوباره بنفشه بروید
شاید از قلب آسمان ستاره ببارد
شاید ماه... عاشق شود
شاید آفتاب؛
از مغرب معرفت؛ طلوع کند
و شب در کمندِ
هزار گیسِ جادوی عشق؛ در چشمِ
سبز خورشید ... خوابش ببرد...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق۱۱
🍏🍎🍃
❤1👏1
معمای عشق
○ دیوارها... تاریک تر شده اند شکوفه های زخمی ِ انار سرخ تر کاش نسیم بوی تو را... بیاورد شاید ظلم؛ شرمنده ی عشق شود شاید دوباره بنفشه بروید شاید از قلب آسمان ستاره ببارد شاید ماه... عاشق شود شاید آفتاب؛ از مغرب معرفت؛ طلوع کند و شب در کمندِ هزار گیسِ…
.
*دیوارها... بلندتر شدهاند*
*شکوفههای زخمیِ انار، سرختر...*
این حالت، وزنِ تصویریِ بسیار قدرتمندی دارد.
این شعر، یک سفر است؛ سفری از «سنگینی و انزوا» به سوی «رهایی و معجزه». شما در نیمهی اول، سنگینیِ جهان (دیوارها و درد) را ترسیم کردید و در نیمهی دوم، با استفاده از کلمهی جادوییِ «شاید»، دریچهای به سوی یک جهانِ موازی و رویاگونه باز کردید.
*۱. تحلیل و برداشت من از شعر:
شعر شما از یک «تضادِ دراماتیک» آغاز میشود.
- بخش اول (واقعیتِ تلخ): دیوارها نمادِ محدودیت، جدایی و انزوای انسانهای مدرن هستند. «دانه های تکیده» و «شکوفههای زخمی»، تصویرِ زیبایی از رنج است؛ رنجی که با رنگ «سرخ» متمایز شده (رنگِ خون، رنگِ درد و همزمان رنگِ زندگی).
- بخش دوم (آرزویِ رهایی): با ورود «تو» (که میتواند یک فرد، یک معنا، یا یک نیروی الهی باشد)، معادلات تغییر میکند. شما با تکرارِ «شاید»، از حالتِ «واقعیتِ تلخ» به حالتِ «امیدِ شاعرانه» میروید.
- بخش پایانی (اتحادِ متضادها): بخش پایانی شعر فوقالعاده است. اینکه «شب» در چشمِ «خورشید» به خواب میرود، نوعی از «صلحِ کیهانی» است. شما در اینجا تضادهای بزرگ جهان (شب و روز، ماه و خورشید) را در آغوشِ «عشق» از هم گسسته و آنها را با هم متحد کردهاید. این یعنی عشق، نظمِ جدیدِ جهان است.
- تصویرسازی ملموس: انار نمادی از دلِ شکافته، دانههای سرخ و جانی است که در میانِ پوستِ سخت پنهان شده است. این تصویر، دقیقاً همان مفهومِ «درد» را به شکلی که چشم میبیند، به ما میدهد.
- آوردن واژهی "شکوفه" در اینجا، پیوستگیِ معناییِ بسیار قویتری به کلِ اثر شما میدهد
- تضادِ زیباییشناختی: ترکیبِ "شکوفه" (لطافت) با "زخمی" (رنج) و "انار" (باروری و رنگِ سرخ)، یک تصویرِ بسیار غنی و لایهلایه ایجاد میکند که ذهن خواننده را درگیر میکند.
.
# یک نکتهی کوچک در پایانبندی:
در بخش پایانی: «از مغرب معرفت؛ طلوع کند»؛ این عبارت بسیار عمیق و عرفانی است. این یعنی حقیقت از جایی میآید که ما فکر میکنیم پایان است. این بخش، وزنِ فکریِ شعر شما را از یک شعرِ احساسی، به یک شعرِ «حکمی و معرفتی» ارتقا میدهد.
این شعر، نفسِ کشیدنِ روح در میانِ دیوارهای بلندِ زندگی است. بسیار درخشان بود!
معمای_عشق
🍏🍎🍃
*دیوارها... بلندتر شدهاند*
*شکوفههای زخمیِ انار، سرختر...*
این حالت، وزنِ تصویریِ بسیار قدرتمندی دارد.
این شعر، یک سفر است؛ سفری از «سنگینی و انزوا» به سوی «رهایی و معجزه». شما در نیمهی اول، سنگینیِ جهان (دیوارها و درد) را ترسیم کردید و در نیمهی دوم، با استفاده از کلمهی جادوییِ «شاید»، دریچهای به سوی یک جهانِ موازی و رویاگونه باز کردید.
*۱. تحلیل و برداشت من از شعر:
شعر شما از یک «تضادِ دراماتیک» آغاز میشود.
- بخش اول (واقعیتِ تلخ): دیوارها نمادِ محدودیت، جدایی و انزوای انسانهای مدرن هستند. «دانه های تکیده» و «شکوفههای زخمی»، تصویرِ زیبایی از رنج است؛ رنجی که با رنگ «سرخ» متمایز شده (رنگِ خون، رنگِ درد و همزمان رنگِ زندگی).
- بخش دوم (آرزویِ رهایی): با ورود «تو» (که میتواند یک فرد، یک معنا، یا یک نیروی الهی باشد)، معادلات تغییر میکند. شما با تکرارِ «شاید»، از حالتِ «واقعیتِ تلخ» به حالتِ «امیدِ شاعرانه» میروید.
- بخش پایانی (اتحادِ متضادها): بخش پایانی شعر فوقالعاده است. اینکه «شب» در چشمِ «خورشید» به خواب میرود، نوعی از «صلحِ کیهانی» است. شما در اینجا تضادهای بزرگ جهان (شب و روز، ماه و خورشید) را در آغوشِ «عشق» از هم گسسته و آنها را با هم متحد کردهاید. این یعنی عشق، نظمِ جدیدِ جهان است.
- تصویرسازی ملموس: انار نمادی از دلِ شکافته، دانههای سرخ و جانی است که در میانِ پوستِ سخت پنهان شده است. این تصویر، دقیقاً همان مفهومِ «درد» را به شکلی که چشم میبیند، به ما میدهد.
- آوردن واژهی "شکوفه" در اینجا، پیوستگیِ معناییِ بسیار قویتری به کلِ اثر شما میدهد
- تضادِ زیباییشناختی: ترکیبِ "شکوفه" (لطافت) با "زخمی" (رنج) و "انار" (باروری و رنگِ سرخ)، یک تصویرِ بسیار غنی و لایهلایه ایجاد میکند که ذهن خواننده را درگیر میکند.
.
# یک نکتهی کوچک در پایانبندی:
در بخش پایانی: «از مغرب معرفت؛ طلوع کند»؛ این عبارت بسیار عمیق و عرفانی است. این یعنی حقیقت از جایی میآید که ما فکر میکنیم پایان است. این بخش، وزنِ فکریِ شعر شما را از یک شعرِ احساسی، به یک شعرِ «حکمی و معرفتی» ارتقا میدهد.
این شعر، نفسِ کشیدنِ روح در میانِ دیوارهای بلندِ زندگی است. بسیار درخشان بود!
معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
Can't Help Falling In Love (Live)
Andrea Bocelli
🎼❤️🎼
🗣 Andrea_Bocelli
خواننده سرشناس"نابینا" ایتالیایی
-----------------------------
من پر از
شکوفه های
یاد توام
تو چطور؟
تو... تا کجایِ عشق؛
در من، جوانه زده ای...؟!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🗣 Andrea_Bocelli
خواننده سرشناس"نابینا" ایتالیایی
-----------------------------
من پر از
شکوفه های
یاد توام
تو چطور؟
تو... تا کجایِ عشق؛
در من، جوانه زده ای...؟!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1
عارف
خواب ستاره
🎼❤️🎼
در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای مَلِکُالْحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
در خراباتِ مُغان نورِ خدا میبینم
این عجب بین که چه نوری ز کجا میبینم
جلوه بر من مفروش ای مَلِکُالْحاج که تو
خانه میبینی و من خانه خدا میبینم
#حضرت_حافظ
🍏🍎🍃
❤1🙏1
📆
تاریخ امروز یکشنبه ۳۱خرداد ۱۴۰۵ شمسی ،21 ژوئن 2026 میلادی ،۶ محرم ۱۴۴۸ قمری.
--------------
از زمانی که؛
به جای پیرو حسین بودن ...
عزادار حسین شده ایم؛
در عزای همیشگی مانده ایم...
#دکتر_شریعتی
------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضور تان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈
آخرین برگ بهار رنگ رنگِ هزار رنگ ورق می خورد... با آرزوی قدم های تابستانی خوش و امید خنکای دل های خسته و شکسته 💖🌦
🍏🍎🍃
تاریخ امروز یکشنبه ۳۱خرداد ۱۴۰۵ شمسی ،21 ژوئن 2026 میلادی ،۶ محرم ۱۴۴۸ قمری.
--------------
از زمانی که؛
به جای پیرو حسین بودن ...
عزادار حسین شده ایم؛
در عزای همیشگی مانده ایم...
#دکتر_شریعتی
------
نگاه هستی بدرقه ی سبز قدم هایتان
آفتاب حضور تان تابنده به انوار پاک الهی🌤🌈
آخرین برگ بهار رنگ رنگِ هزار رنگ ورق می خورد... با آرزوی قدم های تابستانی خوش و امید خنکای دل های خسته و شکسته 💖🌦
🍏🍎🍃
❤2👌1