غزلیات حافظ 361
@audiobo0ok
آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم
خاک میبوسم و عُذرِ قَدَمَش میخواهم
من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا
بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم
بستهام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز
آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم
ذَرّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم
پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهانبینم داد
و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم
صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن
حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم
با منِ راهنشین خیز و سوی میکده آی
تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم
مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود
آه اگر دامنِ حُسنِ تو بگیرد آهم
خوشم آمد که سحر خسروِ خاور میگفت
با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم
🍏🍎🍃
خاک میبوسم و عُذرِ قَدَمَش میخواهم
من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا
بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم
بستهام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز
آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم
ذَرّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم
پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهانبینم داد
و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم
صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن
حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم
با منِ راهنشین خیز و سوی میکده آی
تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم
مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود
آه اگر دامنِ حُسنِ تو بگیرد آهم
خوشم آمد که سحر خسروِ خاور میگفت
با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم
🍏🍎🍃
❤2
Ayshalak
Elissa
🎼❤️🎼
دستم را بگیر
مرا تا چشم های خیس
آینه بدرقه کن ؛
بگذار تا میلاد خجسته یِ نور
چشم های تو
تبلّور ابدیّت عشق باشد...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دستم را بگیر
مرا تا چشم های خیس
آینه بدرقه کن ؛
بگذار تا میلاد خجسته یِ نور
چشم های تو
تبلّور ابدیّت عشق باشد...!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
Forwarded from 👑𝕀𝕝𝕞𝕒𝕙👑
الهی سرگشتهگانیم خسته
ایلماه
الهی!
سر گشته گانیم خسته؛
وامانده در دیاری که
عشق؛ ره گم کرده است!
در کویر تفتیده ی ناباوری ها
و شادی لباس مندرسی ست؛
بر تن رخوت باورها...
چشم هایِ بی فروغ شب
خیسِ آسمانی، ابری ست
و بالِ پرواز شاپرک ها؛
تنها؛ قصه یِ
هزارو یک شب است
در بستر زخمی ِ هزاران
شهرزاد خسته ی آواره...
✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙#ایلماه 👑
🆔️@avaIlmah
سر گشته گانیم خسته؛
وامانده در دیاری که
عشق؛ ره گم کرده است!
در کویر تفتیده ی ناباوری ها
و شادی لباس مندرسی ست؛
بر تن رخوت باورها...
چشم هایِ بی فروغ شب
خیسِ آسمانی، ابری ست
و بالِ پرواز شاپرک ها؛
تنها؛ قصه یِ
هزارو یک شب است
در بستر زخمی ِ هزاران
شهرزاد خسته ی آواره...
✍️#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙#ایلماه 👑
🆔️@avaIlmah
🙏4❤3👌2
Forwarded from 👑𝕀𝕝𝕞𝕒𝕙👑
ایزدا بهحرمت گونه های زخمی شب
ایلماه
○
ایزدا!
به حرمت گونه های زخمی ِ شب؛
و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛
به بغض فروخفته ی مرغ شب؛
به آه... پروانه...
به اشک های گداخته ی شمع؛
به گلوی گرفته ی قفس
به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛
ما را...
از خسوف سالیان ابری ِ بی باران
و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛
بگذار، ماه در قلب شکسته ی آسمان
به عشق بتابد؛
بگذار، باران بر زخم های چرکینِ
شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛
بگذار... خورشید بی دریغ؛
در چشمان منتظر ماه بدرخشد و
قندیل های یخی ِ قرن ها...
بی هویتی یِ کور جاری شود
بر کویر تفتیده ی دل هامان...
یاری مان ده؛
تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛
مهربانا!
سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ این دیار و قلب
مجروح شیران خفته ی
این سرزمین سرخ بگستران؛
و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را
از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را... در فصل فصلی زرد نفشارد!!!
✍️ #فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🎙 #ایلماه👑
🆔️@avaIlmah
ایزدا!
به حرمت گونه های زخمی ِ شب؛
و به قداست و پاکی ِ نغمه های آسمانی ِ عشق؛
به بغض فروخفته ی مرغ شب؛
به آه... پروانه...
به اشک های گداخته ی شمع؛
به گلوی گرفته ی قفس
به پرنده ی بی بال بریده از نفس؛
ما را...
از خسوف سالیان ابری ِ بی باران
و از تارهای تنیده برباورهای کبود دور... رهایی مان ده؛
بگذار، ماه در قلب شکسته ی آسمان
به عشق بتابد؛
بگذار، باران بر زخم های چرکینِ
شهر و دیارمان... عاشقانه ببارد؛
بگذار... خورشید بی دریغ؛
در چشمان منتظر ماه بدرخشد و
قندیل های یخی ِ قرن ها...
بی هویتی یِ کور جاری شود
بر کویر تفتیده ی دل هامان...
یاری مان ده؛
تا از پس کوچه های خالی ِ بن بست؛ به دشت سبزی از نور و معرفت گام برداریم؛
مهربانا!
سایه ی مهر شاخساران رحمت و کرمت را بر قدم های خزان زده ی آهوان زخمی ِ این دیار و قلب
مجروح شیران خفته ی
این سرزمین سرخ بگستران؛
و سایه ی سیاه اهریمنان زمانه را
از سقف و ستون های کبود این دیارِ خسته دور کن؛ تا بغض ابری ِ قرن ها نابخردی... گلوی حضورمان را... در فصل فصلی زرد نفشارد!!!
🆔️@avaIlmah
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤3👍2👌2
👑𝕀𝕝𝕞𝕒𝕙👑
ایلماه – ایزدا بهحرمت گونه های زخمی شب
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1👍1🙏1
Forwarded from Shahin
○
چهار فصلِ حضورت را
در تداومِ زمان؛
بارها و بارها،
سروده ام، نفس کشیده ام
بوسیده ام؛ بوییده ام
و عطر لحظه لحظه هایِ
احساسِ تو را؛
چون پیراهنی تنگ، پوشیده ام
تو در تمامیِ جان و تن ام
در برگ برگِ جنگلِ انبوه احساس ام
سبز شده ای؛ در همه ی باورم
ریشه کرده ای؛ ببار باران!
ببار؛ بر کویرِ خشکِ دلتنگی ام!
فرح_فریما🖌
شاهین 🔈
چهار فصلِ حضورت را
در تداومِ زمان؛
بارها و بارها،
سروده ام، نفس کشیده ام
بوسیده ام؛ بوییده ام
و عطر لحظه لحظه هایِ
احساسِ تو را؛
چون پیراهنی تنگ، پوشیده ام
تو در تمامیِ جان و تن ام
در برگ برگِ جنگلِ انبوه احساس ام
سبز شده ای؛ در همه ی باورم
ریشه کرده ای؛ ببار باران!
ببار؛ بر کویرِ خشکِ دلتنگی ام!
فرح_فریما🖌
شاهین 🔈
❤1
○
زیباییات را دوست دارم و تازه عاشق آنچه در وجودت جاودانه و تا ابد گرانبهاست شدهام: عشق به دل و جانت را.
زیبایی را میتوان در ساعتی دریافت و دوست داشت و به همان سرعت از آن دست کشید. امّا عشق به دل و جان را باید آموخت.
📕 عشق و نفرت
✍ #ویلیام_ال_شایرر
🍏🍎🍃
زیباییات را دوست دارم و تازه عاشق آنچه در وجودت جاودانه و تا ابد گرانبهاست شدهام: عشق به دل و جانت را.
زیبایی را میتوان در ساعتی دریافت و دوست داشت و به همان سرعت از آن دست کشید. امّا عشق به دل و جان را باید آموخت.
📕 عشق و نفرت
✍ #ویلیام_ال_شایرر
🍏🍎🍃
❤1