Forwarded from 2ktor
با بال هایِ ،،،، سرخِ عشق
به قلّه هایِ ، برفی یِ قلبم
پر می کشی ،،،
در آسمانِ ابری یِ چشمانم
می تابی ،،،
و دریایِ
بی ساحلِ چشمانت
قایقی می شود
و می برد ،،، مرا
تا اوجِ رهایی
تا خیالِ غریبِ و گَسِ
هماغوشی
می برد ،،، مرا
تا آوازِ گنگ زنجره ها
تا زخمِ کهنه یِ عشق ،،، !
#فرح_فریماااا👌
🌱💚
به قلّه هایِ ، برفی یِ قلبم
پر می کشی ،،،
در آسمانِ ابری یِ چشمانم
می تابی ،،،
و دریایِ
بی ساحلِ چشمانت
قایقی می شود
و می برد ،،، مرا
تا اوجِ رهایی
تا خیالِ غریبِ و گَسِ
هماغوشی
می برد ،،، مرا
تا آوازِ گنگ زنجره ها
تا زخمِ کهنه یِ عشق ،،، !
#فرح_فریماااا👌
🌱💚
❤1
Forwarded from Tahmine.z📖🎶🎧🎙 (مالکومدیر)
🍁
●
وقتی برکه؛
به چشم های
بی خواب ماه می اندیشد
ماه ... تمامی ِ فصل ها را
به انتظار شکفتن نیلوفر آبی
بستر خالی ِ شب را؛
در آغوش می فشارد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
#آوایآنلاین
#تهمینهزیدانی🎙
●
وقتی برکه؛
به چشم های
بی خواب ماه می اندیشد
ماه ... تمامی ِ فصل ها را
به انتظار شکفتن نیلوفر آبی
بستر خالی ِ شب را؛
در آغوش می فشارد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
#آوایآنلاین
#تهمینهزیدانی🎙
❤1
Forwarded from 🍁امیر محمدی (شاعر)🍁
آه... ماه قشنگم!
ببخش که... دلت...
از اندوه پنجره خون است؛
لبخند بزن؛
بگذار بوسه های خورشید
مرهمی باشد...
بر تاول های چرکینِ
شب های بلند بی مهتاب؛
آغوش زمین بدون
چشم های آبی ِ تو
قاب خالی ِ خاطره هاست؛
و عشق؛ بدون نگاه سبز تو
بستر زخمی ِ
کوچه های خیسِ بن بست است!
#فرح_فریماااا📕
🎙 امیر محمدی🍁🍂🦋
ببخش که... دلت...
از اندوه پنجره خون است؛
لبخند بزن؛
بگذار بوسه های خورشید
مرهمی باشد...
بر تاول های چرکینِ
شب های بلند بی مهتاب؛
آغوش زمین بدون
چشم های آبی ِ تو
قاب خالی ِ خاطره هاست؛
و عشق؛ بدون نگاه سبز تو
بستر زخمی ِ
کوچه های خیسِ بن بست است!
#فرح_فریماااا📕
🎙 امیر محمدی🍁🍂🦋
❤1
Forwarded from Tahmine.z📖🎶🎧🎙 (مالکومدیر)
○
آسمان؛
بر این همه قهر خواهد بارید
کبوتران در آسمانِ عشق
بال و پر خواهند زد
آهوان در دشت ها می خرامند
گنجشک ها؛
بی محابا از تیر کمان هایِ قهر
هر صبح از پشت پنجره یِ
چهار فصلی بهاری؛
نغمه و شور زندگی خواهند سرود
رودها... جاری خواهند شد
خیابان ها؛
رنگ کوچه ها را در بغل می گیرند
و پرچین ها پر می شوند
از عطر یاسمن هایِی که
زندگی را از یاد برده بودند
بگذار... جایِ پایِ قدم هایِ عشق؛
در کرت کرتِ آرزوهای مان سبز شود
بگذار .. وطن! وطن شود!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
#آوایانلاینتهمینهزیدانی🎙
آسمان؛
بر این همه قهر خواهد بارید
کبوتران در آسمانِ عشق
بال و پر خواهند زد
آهوان در دشت ها می خرامند
گنجشک ها؛
بی محابا از تیر کمان هایِ قهر
هر صبح از پشت پنجره یِ
چهار فصلی بهاری؛
نغمه و شور زندگی خواهند سرود
رودها... جاری خواهند شد
خیابان ها؛
رنگ کوچه ها را در بغل می گیرند
و پرچین ها پر می شوند
از عطر یاسمن هایِی که
زندگی را از یاد برده بودند
بگذار... جایِ پایِ قدم هایِ عشق؛
در کرت کرتِ آرزوهای مان سبز شود
بگذار .. وطن! وطن شود!...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
#آوایانلاینتهمینهزیدانی🎙
❤1👌1
معمای عشق
Voice message
●
با من حرف بزن
با من حرف بزن
در زمستانی چنین گلگون
در کویر باوری دلخون ؛
خار هست... چوبه های دار هست!
چشم های یار نیست
فرصت دیدار نیست ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
با من حرف بزن
با من حرف بزن
در زمستانی چنین گلگون
در کویر باوری دلخون ؛
خار هست... چوبه های دار هست!
چشم های یار نیست
فرصت دیدار نیست ...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✨
درود و احترام دوستان عزیز و بزرگوارم سپاس از نگاه سبز و پرمهرتان به چکیده های ابری، آفتابی، رنگ رنگ و گاه بیرنگِ قلب و قلمم
طنین خوش آوای تان سبز و ماندگار
با پوزش از دوستانی که آوای خوش شان را ذخیره نداشتم 🙏💖
و سپاس از دوستان گرانقدری که در یوتیوپ اجرا داشتند 🙏💖
سلامت، سربلند و موفق باشید 🌹
درود و احترام دوستان عزیز و بزرگوارم سپاس از نگاه سبز و پرمهرتان به چکیده های ابری، آفتابی، رنگ رنگ و گاه بیرنگِ قلب و قلمم
طنین خوش آوای تان سبز و ماندگار
با پوزش از دوستانی که آوای خوش شان را ذخیره نداشتم 🙏💖
و سپاس از دوستان گرانقدری که در یوتیوپ اجرا داشتند 🙏💖
سلامت، سربلند و موفق باشید 🌹
❤1🥰1
غزلیات حافظ 361
@audiobo0ok
آن که پامالِ جفا کرد چو خاکِ راهم
خاک میبوسم و عُذرِ قَدَمَش میخواهم
من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا
بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم
بستهام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز
آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم
ذَرّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم
پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهانبینم داد
و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم
صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن
حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم
با منِ راهنشین خیز و سوی میکده آی
تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم
مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود
آه اگر دامنِ حُسنِ تو بگیرد آهم
خوشم آمد که سحر خسروِ خاور میگفت
با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم
🍏🍎🍃
خاک میبوسم و عُذرِ قَدَمَش میخواهم
من نه آنم که ز جورِ تو بِنالم، حاشا
بندهٔ معتقد و چاکرِ دولتخواهم
بستهام در خَمِ گیسویِ تو امّیدِ دراز
آن مبادا که کُنَد دستِ طلب کوتاهم
ذَرّهٔ خاکم و در کویِ توام جای خوش است
ترسم ای دوست که بادی بِبَرَد ناگاهم
پیرِ میخانه سَحَر جامِ جهانبینم داد
و اندر آن آینه از حُسنِ تو کرد آگاهم
صوفیِ صومعهٔ عالَمِ قُدسَم لیکن
حالیا دیرِ مُغان است حوالتگاهم
با منِ راهنشین خیز و سوی میکده آی
تا در آن حلقه ببینی که چه صاحب جاهم
مست بگذشتی و از حافظت اندیشه نبود
آه اگر دامنِ حُسنِ تو بگیرد آهم
خوشم آمد که سحر خسروِ خاور میگفت
با همه پادشهی بندهٔ تورانشاهم
🍏🍎🍃
❤2