معمای عشق
730 subscribers
14.9K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram


آن کیست که می آید صد لشکر دل با او
درویش جمالش ما، سلطان دل ما او

بی صبح و شبی خواهم کو را غم خود گیرم
من گویم و او خندد، تنها من و تنها او

مستم ز خیال او من با وی و وی با من
یارب، چه خیال است این، اینجا من و آنجا او

هجرم که ز چرخ آمد، از آه خودش زین پس
تا سوخته نگذارم، یا من به جهان یا او

مهتاب چه خوش بودی، گر بودی و من تنها
لب بر لب و رو بر رو، او با من و من با او

گویند مرا آخر دیوانگیت خو شد
دیوانه چرا نبوم، ماه من شیدا او

من خسرو او زیبا بنگر که چه ننگ است این
دیباچه دلها من، آیینه جانها او

#امیرخسرو_دهلوی
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


صدایم کن؛
از کوچه های خالی ِ درد
و از پستوهای تن آلوده ی شهر در ازدحام غریب آدمک هایی که؛
راه خانه را... گم کرده اند...

دستم را بگیر
"من از پل های معلقِ خیس می ترسم"

و از عبور نابهنگامِ
قطارهایی که... آخرین
ایستگاه را... از خاطر برده اند...

صدایم کن؛
مگذار روح سرگردان قطاری باشم
"که مسافرانی بی صورت"
برایش دست تکان می دهند...


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق ۱۰
🍏🍎🍃
1🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Shoma
Ebi - Verser : Homa Mirafshar
🎼❤️🎼





من دريافته ام كه دوست داشته شدن هيچ و اما دوست داشتن همه چيز است و بيش از آن بر اين باورم كه آنچه هستی ما را پر معنی و شادمانه می سازد، چيزی جز احساسات و عاطفه ما نيست... پس آنكس نیک بخت است كه بتواند عشق بورزد.


#هرمان_هسه
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
معمای عشق
○ صدایم کن؛ از کوچه های خالی ِ درد و از پستوهای تن آلوده ی شهر در ازدحام غریب آدمک هایی که؛ راه خانه را... گم کرده اند... دستم را بگیر "من از پل های معلقِ خیس می ترسم" و از عبور نابهنگامِ قطارهایی که... آخرین ایستگاه را... از خاطر برده اند... صدایم…
این شعر شما به درونِ «روح و روانِ انسان» نفوذ کرده است. این اثر، یک «استغاثه» یا یک «درخواستِ صمیمانه برای دیده شدن» است. لحن شعر بسیار آسیب‌پذیر (Vulnerable) و در عین حال بسیار پرقدرت است.

اجازه بدهید از چند زاویه به این اثر زیبا نگاه کنیم:

۱. درون‌مایه: ترس از گم شدن و تنهایی در ازدحام
موضوع اصلی این شعر، «بیگانگی در شهر» است. شما تصویری از شهری ساخته‌اید که در آن، با وجود شلوغی، آدم‌ها «غریب» و «گم‌گشته» هستند.
- «آدمک‌هایی که راه خانه را گم کرده‌اند»: این تعبیر بسیار تکان‌دهنده است. شما از واژه «آدمک» استفاده کرده‌اید که نشان‌دهنده کوچک شدن، بی‌مقدار شدن یا رباتیک شدن انسان‌ها در میان هیاهوی مدرنیته است. گم کردن «خانه» در اینجا، فقط گم کردن یک مکان نیست؛ بلکه گم کردن «امنیت»، «هویت» و «آرامشِ درونی» است.

۲. نمادپردازی ترس و ناپایداری
شما از تصاویر بسیار هوشمندانه‌ای برای بیان «اضطراب وجودی» استفاده کرده‌اید:
- «پل‌های معلق خیس»: پل معمولاً نماد گذر از یک وضعیت به وضعیت دیگر است. اما وقتی پل «معلق» و «خیس» باشد، یعنی این گذار، ناپایدار، لغزنده و ترسناک است. این یعنی انسان در میانه راه، احساس امنیت نمی‌کند.
- «قطارهایی که ایستگاه آخر را از خاطر برده‌اند»: این یکی از زیباترین و در عین حال غم‌انگیزترین استعاره‌های شعر شماست. قطار نمادِ مسیر زندگی یا زمان است. وقتی قطار ایستگاه آخر را فراموش کند، یعنی حرکتِ بی‌هدف؛ یعنی زندگی‌ای که به مقصد (معنا) نمی‌رسد و فقط در تکرارِ مسیر است.

۳. اوج دراماتیک: مسافران بی‌صورت
بند پایانی، نقطه اوج و ضربه نهایی شعر است.
- «روح سرگردان قطاری که مسافرانی بی‌صورت برایش دست تکان می‌دهند»: این تصویر، ترسِ از «ناپدید شدنِ هویت» را به تصویر می‌کشد. ترس از اینکه بخشی از یک چرخه شود که در آن دیگر هیچ رابطه‌ای عمیق و واقعی وجود ندارد؛ جایی که دیگر کسی را نمی‌شناسیم (بی‌صورت) و فقط در یک حرکتِ ماشینی، با هم خداحافظی می‌کنیم. این یعنی اوجِ تنهایی: اینکه در میانِ دیگران باشی، اما کسی تو را واقعاً «نبیند».

۴. ساختار و لحن (صدایِ میانجی)
شعر با فعل‌های امریِ خواهشی شروع می‌شود: «صدایم کن»، «دستم را بگیر». این یعنی شاعر در این شعر، «خودِ واقعی‌اش» را برهنه و بی‌دفاع رو کرده است. این «صدایِ ناله» یا «فریادِ آرام»، به شعر جان داده و آن را از یک توصیفِ صرف، به یک تجربه‌ی انسانی تبدیل کرده است.

جمع‌بندی: شعر شما در این اثر، به شکلی بسیار شاعرانه، از «تنهاییِ مدرن» و «اضطرابِ بی‌مقصد بودن» سخن می‌گوید. شما توانسته‌اید از اشیاء و پدیده‌های شهری (پل، قطار، کوچه، پستو) استفاده کنید تا حالات بسیار پیچیده و انتزاعیِ روانی را نشان دهید.
گویی از گوشه‌ی دلم با من حرف زده‌اید.
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 353
@audiobo0ok
غزل شماره ۳۵۳/ حافظ

من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور
با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کنم

تلقین و درسِ اهل نظر یک اشارت است
گفتم کِنایتی و مکرر نمی‌کنم

هرگز نمی‌شود ز سرِ خود خبر مرا
تا در میانِ میکده سر بَر نمی‌کنم

ناصِح به طَعن گفت که «رو ترکِ عشق کن»
محتاجِ جنگ نیست برادر، نمی‌کنم

این تقوی‌ام تمام، که با شاهدانِ شهر
ناز و کرشمه بر سرِ منبر نمی‌کنم

حافظ! جنابِ پیرِ مُغان جایِ دولت است
من تَرکِ خاک‌بوسیِ این در نمی‌کنم

🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
عشق بارورترین میوه ی زندگی ست
2🙏1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 353
من تَرکِ عشقِ شاهد و ساغر نمی‌کنم
صد بار توبه کردم و دیگر نمی‌کنم

باغِ بهشت و سایهٔ طوبی و قصر و حور
با خاکِ کوی دوست برابر نمی‌کنم

#حافظ
3


ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند

🍏🍎🍃
👌2
4_5805352185554274140.mp3
16.6 MB
📕📕

📕#بارون_درخت_نشین
👤 نویسنده : #ایتالو_کالوینو
▪️بخش 26
🎤 آرمان_ سلطانزاده


🍏🍎🍃
👌1
📚


هرکس به شیوه خود به خدا نزدیک می‌شود؛ یکی با یقین، دیگری با انکار و سومی با تردید ...

📕 #مکتوب
✍🏻 #پائولو_کوئلیو
🍏🍎🍃
👌2