○
زمان، بدون اراده، بدون هدف،بدون
آرزو ، بدون تازگی، بدون دگرگونی
های نا منتظر ... یک پیکره ای سنگی
بیش نیست ...
نادر ابراهیمی داستاننویس معاصر ایرانی ، او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه، و روزنامهنگاری نیز فعالیت کردهاست. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از معدود سخنوران ایرانی بهشمار میرود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده بودهاند.
سالروز درگذشت نادر_ ابراهیمی
یادش سبز و گرامی🕊
🍏🍎🍃
زمان، بدون اراده، بدون هدف،بدون
آرزو ، بدون تازگی، بدون دگرگونی
های نا منتظر ... یک پیکره ای سنگی
بیش نیست ...
نادر ابراهیمی داستاننویس معاصر ایرانی ، او علاوه بر نوشتن رمان و داستان کوتاه، در زمینههای فیلمسازی، ترانهسرایی، ترجمه، و روزنامهنگاری نیز فعالیت کردهاست. ابراهیمی، همراهِ بهرام بیضایی و ابراهیم گلستان، از معدود سخنوران ایرانی بهشمار میرود که هم در سینما و هم در ادبیات کار کرده و شناخته شده بودهاند.
سالروز درگذشت نادر_ ابراهیمی
یادش سبز و گرامی🕊
🍏🍎🍃
🕊2
○
به همه سوی خود بنگر و باز میگویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند. به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود. به زندگی بیندیش که میخواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند. به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیمشدگی را نفرینخواهی کرد.
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظهای را بر نمیگرداند.
✍ #نادر_ابراهیمی
[ 📕 بار دیگر شهری که دوست میداشتم ]
🍏🍎🍃
به همه سوی خود بنگر و باز میگویم که مگذار زمان، پشیمانی بیافریند. به زندگی بیندیش با میدانگاهی پهناور و نامحدود. به زندگی بیندیش که میخواهد باز بازیگرانش را با دست خویش انتخاب کند. به روزهای اندوهباری بیندیش که تسلیمشدگی را نفرینخواهی کرد.
و به روزهایی که هزار نفرین، حتی لحظهای را بر نمیگرداند.
✍ #نادر_ابراهیمی
[ 📕 بار دیگر شهری که دوست میداشتم ]
🍏🍎🍃
👌3
BDN-25
👌2🙏1
●
ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند
🍏🍎🍃
ایتالو کالوینو (به ایتالیایی: Italo Calvino) (زاده ی ۱۵ اکتبر ۱۹۲۳ - درگذشته ی ۱۹ سپتامبر ۱۹۸۵) نویسنده ی رمان و داستان کوتاه ایتالیایی است. وی سبک ادبی خاص خود را داشت که می توان آن را سوررئال یا پست مدرن توصیف کرد. سه گانه ی «نیاکان ما» (شامل شوالیه ناموجود، ویکنت شقه شده و بارون درخت نشین) و شهرهای نامرئی و شش یادداشت برای هزاره ی بعدی از تحسین شده ترین آثار او هستند. وی را یکی از مهم ترین نویسندگان ایتالیایی قرن بیستم می دانند
🍏🍎🍃
👌3
○
کهن دیارا ، دیار یارا ! دل از تو
کندم ، ولی ندانم
که گر گریزم ، کجا گریزم ، وگر بمانم ، کجا بمانم
نه پای رفتن ، نه تاب ماندن ، چگونه گویم ، درخت خشکم
عجب نباشد ، اگر تبرزن ، طمع ببندد در استخوانم
درین جهنم ، گل بهشتی ، چگونه روید ، چگونه بوید ؟
من ای بهاران ! از ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
به حکم یزدان ، شکوه پیری ، مرا نشاید ، مرا نزیبد
چرا که پنهان ، به حرف شیطان ، سپرده ام دل که نوجوانم
صدای حق را ،
سکوت باطل ، در آن دل شب ، چنان فرو کشت
که تا قیامت ، درین مصیبت ، گلو فشارد ، غم نهانم
کبوتران را ، به گاه رفتن ، سر نشستن ، به بام من نیست
که تا پیامی ، به خط جانان ، ز پای آنان ، فروستانم
سفینه ی دل ، نشسته در گل ، چراغ ساحل ، نمی درخشد
درین سیاهی ، سپیده ای کو ؟ که چشم
حسرت ، در او نشانم
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
کهن دیارا ، دیار یارا ! دل از تو
کندم ، ولی ندانم
که گر گریزم ، کجا گریزم ، وگر بمانم ، کجا بمانم
نه پای رفتن ، نه تاب ماندن ، چگونه گویم ، درخت خشکم
عجب نباشد ، اگر تبرزن ، طمع ببندد در استخوانم
درین جهنم ، گل بهشتی ، چگونه روید ، چگونه بوید ؟
من ای بهاران ! از ابر نیسان چه بهره گیرم که خود خزانم
به حکم یزدان ، شکوه پیری ، مرا نشاید ، مرا نزیبد
چرا که پنهان ، به حرف شیطان ، سپرده ام دل که نوجوانم
صدای حق را ،
سکوت باطل ، در آن دل شب ، چنان فرو کشت
که تا قیامت ، درین مصیبت ، گلو فشارد ، غم نهانم
کبوتران را ، به گاه رفتن ، سر نشستن ، به بام من نیست
که تا پیامی ، به خط جانان ، ز پای آنان ، فروستانم
سفینه ی دل ، نشسته در گل ، چراغ ساحل ، نمی درخشد
درین سیاهی ، سپیده ای کو ؟ که چشم
حسرت ، در او نشانم
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
🕊2👏1
○
درود و مهر دوستان عزیز و بزرگوارم
عصرتان شاد حالتان خوب و خوش الهی
شب گذشته چند ساعتی طبق روال این روزها اینترنتم قطع بود و به قدر یک شب به خیر هم مجوز عبور داده نشده بود
ساعت از یک گذشته بود که تقریبا وصل شد، متنی روی کانال به لاتین قرار گرفت که تا بشود نگاهی با زبان الکنم بیندازم دستم خورد و به ناگاه تمام تلگرام به استثنای مخاطبین قطع شد، بعد از قطعی طولانی اینترنت و قطع و وصل های کلافه کننده، قطع شدن تلگرام شوک بدی بود آن هم آن ساعت شب، بدین جهت این متن را بدون آرایش و بسادگی بیان کردم، که دوستی عزیز تمام دیشب و تا ساعتی قبل را... از راه دور همراهم بودند تا با بی خوابی چندین ساعته و خستگی بسیار، با تلاش و صبوری ایشان ، داده ها و داشته های تلگرام از جمله کانال و گروه معمای عشق به شکرانه ی مهر و محبت دوستی، برگردانده شد
خدا را سپاس دوستان خوب بهترین سرمایه اند برای مسیری این همه سخت و صعب... آن هم در روزها و شب هایی این همه غریب..
و من چقدر سعادتمندم که دوستانی دارم... یکرنگ که صمیمانه سفره ی محبت شان زیر چتر مهربانی پهن است...(هرکدام به گونه ای بر شاخسار محبت و دوستی)
سپاس خدای را... سپاس عشق را... سپاس زندگی را... سپاس شادی و مهربانی را... و سپاس بسیار از یک یک دوستانی که حتا به اندازه ی یک نگاه به واژه های خیس ام... خوشنودم می کنند و بیادم می آورند که در کوچه های خلوت این همه شب... هنوز صدای آواز مرغ سحر... نغمه پرداز صبحی روشن است...💖💞
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
درود و مهر دوستان عزیز و بزرگوارم
عصرتان شاد حالتان خوب و خوش الهی
شب گذشته چند ساعتی طبق روال این روزها اینترنتم قطع بود و به قدر یک شب به خیر هم مجوز عبور داده نشده بود
ساعت از یک گذشته بود که تقریبا وصل شد، متنی روی کانال به لاتین قرار گرفت که تا بشود نگاهی با زبان الکنم بیندازم دستم خورد و به ناگاه تمام تلگرام به استثنای مخاطبین قطع شد، بعد از قطعی طولانی اینترنت و قطع و وصل های کلافه کننده، قطع شدن تلگرام شوک بدی بود آن هم آن ساعت شب، بدین جهت این متن را بدون آرایش و بسادگی بیان کردم، که دوستی عزیز تمام دیشب و تا ساعتی قبل را... از راه دور همراهم بودند تا با بی خوابی چندین ساعته و خستگی بسیار، با تلاش و صبوری ایشان ، داده ها و داشته های تلگرام از جمله کانال و گروه معمای عشق به شکرانه ی مهر و محبت دوستی، برگردانده شد
خدا را سپاس دوستان خوب بهترین سرمایه اند برای مسیری این همه سخت و صعب... آن هم در روزها و شب هایی این همه غریب..
و من چقدر سعادتمندم که دوستانی دارم... یکرنگ که صمیمانه سفره ی محبت شان زیر چتر مهربانی پهن است...(هرکدام به گونه ای بر شاخسار محبت و دوستی)
سپاس خدای را... سپاس عشق را... سپاس زندگی را... سپاس شادی و مهربانی را... و سپاس بسیار از یک یک دوستانی که حتا به اندازه ی یک نگاه به واژه های خیس ام... خوشنودم می کنند و بیادم می آورند که در کوچه های خلوت این همه شب... هنوز صدای آواز مرغ سحر... نغمه پرداز صبحی روشن است...💖💞
#فرح_فریماااا_ معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤4👏2
معمای عشق
○ درود و مهر دوستان عزیز و بزرگوارم عصرتان شاد حالتان خوب و خوش الهی شب گذشته چند ساعتی طبق روال این روزها اینترنتم قطع بود و به قدر یک شب به خیر هم مجوز عبور داده نشده بود ساعت از یک گذشته بود که تقریبا وصل شد، متنی روی کانال به لاتین قرار گرفت که تا بشود…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
❤1
بار دیگر،شهری که دوست میداشتم
نادر ابراهیمی
📕✨📕
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
✍#نادر_ابراهیمی
🎤#پیام_دهکردی
هلیا!
گریز، اصل زندگی است.
گریز از هرآنچه که
اجبار توجیه می کند.
بیا بگریزیم .....
هلیا: به من باز گرد...
🍏🍎🍃
بار دیگر شهری که دوست میداشتم
✍#نادر_ابراهیمی
🎤#پیام_دهکردی
هلیا!
گریز، اصل زندگی است.
گریز از هرآنچه که
اجبار توجیه می کند.
بیا بگریزیم .....
هلیا: به من باز گرد...
🍏🍎🍃
❤1👌1
معمای عشق
○ درود و مهر دوستان عزیز و بزرگوارم عصرتان شاد حالتان خوب و خوش الهی شب گذشته چند ساعتی طبق روال این روزها اینترنتم قطع بود و به قدر یک شب به خیر هم مجوز عبور داده نشده بود ساعت از یک گذشته بود که تقریبا وصل شد، متنی روی کانال به لاتین قرار گرفت که تا بشود…
دین؛ جشن من است...
سکوت؛ حقیقت من است
عشق؛ پیام من است...
سکوت؛ حقیقت من است
عشق؛ پیام من است...
❤1
○
پدربزرگ من...
چیز زیادی ازش یادم نمیاد
جز اینکه شطرنج بازیکردن رو بهم یاد داد،
هر بار که بازیمون تموم میشد
و مهرهها رو توی جعبهش میذاشتیم،
یه چیز بهم میگفت
هنوز صدای آرومش تو گوشمه:
"میبینی کرول! زندگی مثل شطرنجه؛
وقتی بازی تموم میشه، همهی مهرهها،
پیادهها، شاهها و وزیرها
همه به یک جعبه برمیگردن..."
📕 #دروغگویی_روی_مبل
✍️ #اروین_د_یالوم
🍏🍎🍃
پدربزرگ من...
چیز زیادی ازش یادم نمیاد
جز اینکه شطرنج بازیکردن رو بهم یاد داد،
هر بار که بازیمون تموم میشد
و مهرهها رو توی جعبهش میذاشتیم،
یه چیز بهم میگفت
هنوز صدای آرومش تو گوشمه:
"میبینی کرول! زندگی مثل شطرنجه؛
وقتی بازی تموم میشه، همهی مهرهها،
پیادهها، شاهها و وزیرها
همه به یک جعبه برمیگردن..."
📕 #دروغگویی_روی_مبل
✍️ #اروین_د_یالوم
🍏🍎🍃
👌2❤1
Do Panjereh
Googoosh
🎼❤️🎼
دو پنجره
#گوگوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
----------------------
بعد از ما، پنجره
به کدامین سمتِ کوچه؛
باز می شود؟
ماه در کدامین بستر
خواب برکه را می بیند؟_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دو پنجره
#گوگوش
ترانهسرا: اردلان سرفراز
آهنگساز: حسن شماعیزاده
تنظیمکننده: واروژان
----------------------
بعد از ما، پنجره
به کدامین سمتِ کوچه؛
باز می شود؟
ماه در کدامین بستر
خواب برکه را می بیند؟_
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
👌2❤1