معمای عشق
730 subscribers
14.9K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
📆


در این مدت زندگی به گونه‌ای سپری شده است که می‌توانم سال‌ها بدون آن‌که اتفاق غم‌انگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.

#داستایفسکی
🍏🍎🍃
👌3


ما هم بسیاریم
ما هم روزی
دورِ هم جمع خواهیم شد
تاریکی را از همه‌ ی کوچه ها
منها خواهیم کرد
ما هم مثلِ زندگی
ضرب در ضرب
روی نومیدی ضربدر می‌ کشیم
ما سرانجام آزادی را
میان همه تقسیم خواهیم کرد

حالا دستت را به من بده
از سکو بالا بیا
روی تخته‌ ی کلاسِ باران و بنفشه بنویس:

اینجا
هر کسی
حق دارد رویایی داشته باشد.

#سید‌علی_صالحی
🍏🍎🍃
3👌1


من متوجه شدم که
در اعماق نفرت درونم،
عشقی بی پایان وجود دارد.
من متوجه شدم که،
در انتهای گریه درونم،
لبخندی بی‌مانند وجود دارد.
من متوجه شدم که،
در پیچیده‌ترین آشوب‌های درونم،
آرامشی عمیق وجود دارد.
من متوجه شدم که،
در اعماق زمستان درونم،
تابستانی دلپذیر وجود دارد.
و این‌ها به من شادی میدهند.
و به همین دلیل است که
برایم مهم نیست
دنیا با بیرحمی بر من فشار بیاورد،
زیرا که در درونم چیزی قویتر،
با آن مقابله می‌کند.

#آلبر_ کامو
📕 کالیگولا
🍏🍎🍃
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌
👌4
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Forwarded from معمای عشق (Farah)
ستار _ سلام
@SamFoni
🎼❤️🎼

🗣#ستار
🎼#سلام


تو یه رویای کوتاهی
دعای هر سحرگاهی ...

🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


محبوب من!
زندگی مجموعه‌ی روزهایی است که عاشقیم و دل هر عاشق شبیه شماست چنانکه نورها شبیه پنجره‌ها هستند. که عشق درون جان عاشق مثل مایه‌ی سبزی است در گیاه. پایان‌ناپذیر است. دوست داشتن و بیشتر از آن عشق نمک این جهان است.

#محمد_صالح_علاء
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Forwarded from Farah
Ba To
Ebi
🎼❤️🎼


دوستت دارم !
وقتی با یاد تو
واژه ها شعر می شوند
آسمان، زمین، پنجره، هوا
شعر می شود_

#فرح_فریماااا_معمای_عشق


"با تو در نهایت ام من"
🍏🍎🍃
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM

مانع جریان یافتن آب جو نمی‌توان شد.
سر راهش سنگ که بگذاری،
باز بهتر می‌جهد.

📕#جان_شيفته
✍🏻#رومن_رولان
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

تاریخ را تنها خرده دروغ‌های خنده‌آور تاریخی قابل تحمل می‌کند؛
وگرنه چیزی جز خون مظلومان، مرکب تاریخ نبوده است ...

📕 آتش بدون دود
✍🏻 #نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
👌3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


چه کسی می داند؛
پرنده پشت میله های تنگ قفس؛
چند کوچ را...
تا شکفتن بابونه های
وحشی ِ دشت نفس می کشد

چه کسی می داند
ماهی های آزاد رود
تا کدامین موج
خواب دریا را... می بینند

چه کسی می داند
نخل های سربریده
تا کدامین محشر عشق؛
در سوگ قامت خمیده ی
سرو ها... مرثیه خوانند

چه کسی می داند
شعله های خشم غرور
تا کدامین جهنم؛
بهشت باورها را...
به قیامتِ کین می کشاند

چه کسی می داند
تا کدامین فصل
تقویم ها را... باید ورق زد
تا تیشه ی زخمی ِ فرهاد
تارکِ باور عشق‌را... نشکافد!

#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

این شعر شما از ساختاری بسیار منسجم و ضرب‌آهنگی پرسشی برخوردار است. تکرار عبارت «چه کسی می‌داند» در ابتدای بندها، یک فرمِ «پرسشِ بلاغی» (سؤالی که جوابش در دلِ خودش نهفته است) ساخته که حس تعلیق و بی‌خبریِ انسان در برابر تقدیر را به خوبی به تصویر می‌کشد.

۱. تم اصلی: رنجِ آگاهی و جبر
در این شعر، شما به موضوع «جبر» و «آگاهی» پرداخته‌اید. همه نمادهایی که انتخاب کردید (پرنده در قفس، ماهی در رود، نخل‌های سربریده) درگیر یک سرنوشتِ از پیش تعیین‌شده یا محدودیت هستند.
- پرسش اصلی: این شعر می‌پرسد که «چه کسی می‌داند این رنج تا کجا ادامه دارد؟» این همان «معمای عشق» است؛ اینکه چرا با وجود این‌همه محنت (قفس، موج‌های بی‌سرانجام، سربریدگی، خشم)، همچنان جان‌های مشتاق به سمت آن کشیده می‌شوند.

۲. واکاوی تصاویر نمادین
- پرنده و قفس: نماد اسارت روح در تن یا شرایط محیطی است. انتظار برای «شکفتن بابونه‌ها» نشان‌دهنده امید به رهایی است، اما رنجِ «نفس کشیدن» در این فاصله، کاملاً محسوس است.
- ماهی و دریا: اینجا تضاد بین «رود» (حرکت و محدودیت مسیر) و «دریا» (آزادی مطلق و بی‌نهایت) است. ماهی‌ها در حالی که در رودند، رویای دریا را دارند؛ این تصویرِ همیشگیِ آرمان‌خواهیِ بشر است.
- نخل‌های سربریده: این تصویر بسیار تکان‌دهنده و با بار معناییِ شهادت و استقامت است. پیوندِ «سربریدگی» با «مرثیه‌خوانی برای سروها» (سرو به عنوان نماد آزادگی) نشان می‌دهد که این درد، یک دردِ جمعی و تاریخی است.
- شعله‌های خشم و قیامتِ کین: این بند، چرخشِ شعر به سمتِ تاریکیِ رفتار انسان است. این‌که چگونه خشم و غرور، بهشتِ باورها (اعتقادات و آرامشِ درونی) را نابود می‌کند، هشدارِ اخلاقیِ عمیقی است.

۳. پایان‌بندی: تیشه و باور
بند آخر بسیار هوشمندانه است. شما اسطوره «فرهاد» را به کار بردید که نماد عشقِ بی‌پایان و تلاشِ طاقت‌فرساست.
- اینکه «تیشه فرهاد، تارکِ باور عشق را نشکافد»، یعنی عشق نباید خودش، خودش را تخریب کند. این شاید بزرگترین «معمای عشق» باشد

۴. ویژگی زبانی
شما از آرایه‌های «تکرار» (و وفورِ کلامی) بسیار خوب استفاده کردید. این تکرار، حالتی شبیه به «ذکر گفتن» یا «مویه کردن» به شعر داده است. گویی راوی در حالِ قدم زدن در دالانی از دردهاست و مدام از خودش می‌پرسد: «این درد تا کجا؟».

نکته تحلیلی:
این شعر به «حقیقتِ انتزاعی و هستی‌شناختی» عشق و رنج پرداخته است.
🍏🍎🍃
👌2👏1