Forwarded from Farah
پرویز بهرام
مقالات شمس
📕🤍📕
شمس الحق تبریزی
با غنچهء دل گوید
چون باز شود چشمت
بیننده شوی با ما ...
حضرت مولانا #جلال_الدین
بشنوید با گوش جان، بخش هایی از مقالات شمس الحق تبریزی را با صدای جاودان استاد پرویز بهرام، هر جمله ازین مقالات کتابی است ...
این خانه عالم نمودار تن آدمی ست
و تن آدمی نمودار عالم دیگر .....
🍏🍎🍃
شمس الحق تبریزی
با غنچهء دل گوید
چون باز شود چشمت
بیننده شوی با ما ...
حضرت مولانا #جلال_الدین
بشنوید با گوش جان، بخش هایی از مقالات شمس الحق تبریزی را با صدای جاودان استاد پرویز بهرام، هر جمله ازین مقالات کتابی است ...
این خانه عالم نمودار تن آدمی ست
و تن آدمی نمودار عالم دیگر .....
🍏🍎🍃
❤1
○
ز صبح روی او دارم صبوحی
نماز شام را هرگز نپایم
چو گل در باغ حسنش خوش بخندم
چو صبح از آفتابش خوش برآیم_
#حضرت_مولانا
با آرزوی درخشش نور و روشنایی
به امید طلوع صبحی روشن 🌻☀️
🍏🍎🍃
ز صبح روی او دارم صبوحی
نماز شام را هرگز نپایم
چو گل در باغ حسنش خوش بخندم
چو صبح از آفتابش خوش برآیم_
#حضرت_مولانا
با آرزوی درخشش نور و روشنایی
به امید طلوع صبحی روشن 🌻☀️
🍏🍎🍃
❤3
" #سلامت_روان" را میتوان در دو عبارت خلاصه کرد:
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمیپذیریم، در واقع واقعیت را انکار میکنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیاش را به عهده میگیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمیکند و یا اینکه نیازهایش را به هزینهی دیگران رفع نمیکند.
✍#ویلیام_گلاسر
🍏🍎🍃
۱- واقعیت پذیری
۲-مسئولیت پذیری
پذیرش واقعیت به این معناست که فرد توانمندی و قدرت پذیرشِ پیامدهای منطقی و طبیعی رفتارِ خود را داشته باشد. این پیامدها بخشی از دنیای واقعیست و هنگامی که ما پیامدهای رفتار و تصمیماتمان را نمیپذیریم، در واقع واقعیت را انکار میکنیم.
مسئولیت پذیری، یعنی فرد مسئولیت ارضای نیازهای شخصیاش را به عهده میگیرد، و در راستای این هدف به نیازهای دیگران تعدی نمیکند و یا اینکه نیازهایش را به هزینهی دیگران رفع نمیکند.
✍#ویلیام_گلاسر
🍏🍎🍃
❤1👌1
Forwarded from Farah
Saalha Del Talab Jaam Jam Az Maa Meekard
Ahmad Shamloo-NavaYab.Com
غزل شماره_ ۱۴۳ حافظ
🎤احمد_ شاملو
🎼فرهاد_ فخرالدینی
--------------------
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکرد
مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش
کاو به تأییدِ نظر حلِّ معمّا میکرد
دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست
واندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جامِ جهانبین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا میکرد
بیدلی در همهاحوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدارا میکرد
اینهمه شعبدهٔ خویش که میکرد اینجا
سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
فیضِ روحُالقُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
گفتمش سلسلهٔ زلفِ بُتان از پیِ چیست
گفت حافظ گلهای از دلِ شیدا میکرد
🍏🍎🍃
🎤احمد_ شاملو
🎼فرهاد_ فخرالدینی
--------------------
سالها دل طلبِ جامِ جم از ما میکرد
وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنّا میکرد
گوهری کز صدفِ کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگانِ لبِ دریا میکرد
مشکلِ خویش بَرِ پیرِ مُغان بُردم دوش
کاو به تأییدِ نظر حلِّ معمّا میکرد
دیدمش خُرَّم و خندان قدحِ باده به دست
واندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جامِ جهانبین به تو کِی داد حکیم؟
گفت آن روز که این گنبدِ مینا میکرد
بیدلی در همهاحوال خدا با او بود
او نمیدیدش و از دور خدارا میکرد
اینهمه شعبدهٔ خویش که میکرد اینجا
سامری پیشِ عصا و یدِ بیضا میکرد
گفت آن یار کز او گشت سرِ دار بلند
جُرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
فیضِ روحُالقُدُس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
گفتمش سلسلهٔ زلفِ بُتان از پیِ چیست
گفت حافظ گلهای از دلِ شیدا میکرد
🍏🍎🍃
❤2
○
ما دردمندان صبوری هستیم
دردمان آتش
صبرمان خاکستر.
باد توفنده تاریخی میداند
که کدامین شب
درد، خاکستر را پس خواهد زد
و کدامین خرمن را خواهد سوخت...
ما
دردمندان صبوری هستیم...
باشد تا کاسه نازک تن صبر
بشکند زیر فشار...
📕 در حد توانستن
✍🏽 #نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
ما دردمندان صبوری هستیم
دردمان آتش
صبرمان خاکستر.
باد توفنده تاریخی میداند
که کدامین شب
درد، خاکستر را پس خواهد زد
و کدامین خرمن را خواهد سوخت...
ما
دردمندان صبوری هستیم...
باشد تا کاسه نازک تن صبر
بشکند زیر فشار...
📕 در حد توانستن
✍🏽 #نادر_ابراهیمی
🍏🍎🍃
👌1
○
تفاوت مهمی میان "درمان" و "شفا" وجود دارد. در زبان معاصر ما، درمان به معنی حذف یک بیماری یا زخم است اما شفا معنای دوباره کامل شدن دارد.
برخی اندوهها را نمیتوان و نباید درمان کرد، اما میتوان اجازه داد در زندگی ما حضور داشته باشند و بخشی از شیوه زیست ما در جهان شوند. همچون غلافی که باید بشکند تا گل شکوفا شود، بعضی غمها هم دعوتی هستند به شکوفایی.
🍏🍎🍃
تفاوت مهمی میان "درمان" و "شفا" وجود دارد. در زبان معاصر ما، درمان به معنی حذف یک بیماری یا زخم است اما شفا معنای دوباره کامل شدن دارد.
برخی اندوهها را نمیتوان و نباید درمان کرد، اما میتوان اجازه داد در زندگی ما حضور داشته باشند و بخشی از شیوه زیست ما در جهان شوند. همچون غلافی که باید بشکند تا گل شکوفا شود، بعضی غمها هم دعوتی هستند به شکوفایی.
🍏🍎🍃
👌1
Forwarded from Farah
🎼❤️🎼
هیچ فصلی... به سبزی یِ تو
در من بهاری نشد
هیچ درختی؛ به شکوفایی ِ تو
در من جوانه نزد
و هیچ هوایی؛
جز هوای نفس های تو
گرم و آفتابی ام نکرد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
هیچ فصلی... به سبزی یِ تو
در من بهاری نشد
هیچ درختی؛ به شکوفایی ِ تو
در من جوانه نزد
و هیچ هوایی؛
جز هوای نفس های تو
گرم و آفتابی ام نکرد ...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1👌1