👌1
●
به هر تار جانم
صد آواز هست
دریغا که دستی به مضراب نیست.
چو رویا به حسرت گذشتم
که شب
فرو خفت و با کس
سر خواب نیست.
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
به هر تار جانم
صد آواز هست
دریغا که دستی به مضراب نیست.
چو رویا به حسرت گذشتم
که شب
فرو خفت و با کس
سر خواب نیست.
✍#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
❤1
دلکش و ویگن - بردی از یادم
@moziku
🎼❤️🎼
بردی از یادم؛ دادی بر بادم
با یادت شادم
دل به تو دادم، دردام افتادم
از غم آزادم ...
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گل براشکِ خونینم بخند
سوزم از سوز؛ نگاهت هنوز
چشم من باشد،
به راهت هنوز .....
🍏🍎🍃
بردی از یادم؛ دادی بر بادم
با یادت شادم
دل به تو دادم، دردام افتادم
از غم آزادم ...
دل به تو دادم، فتادم به بند
ای گل براشکِ خونینم بخند
سوزم از سوز؛ نگاهت هنوز
چشم من باشد،
به راهت هنوز .....
🍏🍎🍃
❤1👏1
○
ای آشنای من!
برخیز و با بهار سفر کرده
بازگرد
تا چون به شوق دیدن من
بال و پر زنند
بر شاخهی لبان تو
مرغان بوسهها...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
ای آشنای من!
برخیز و با بهار سفر کرده
بازگرد
تا چون به شوق دیدن من
بال و پر زنند
بر شاخهی لبان تو
مرغان بوسهها...
✍#نادر_نادرپور
🍏🍎🍃
❤1
○
راما کریشنا دنیا را شوخی خداوند میدانست. او میگفت مانند یک بازی است که در آن هم خوشی است و هم اندوه، هم فضیلت و هم رذیلت. اگر رنج و گناه را از این آفرینش کنار بگذاریم، دیگر ادامهٔ این بازی ممکن نیست.
✍#سامرست_موام
📕 لبه تیغ
🍏🍎🍃
راما کریشنا دنیا را شوخی خداوند میدانست. او میگفت مانند یک بازی است که در آن هم خوشی است و هم اندوه، هم فضیلت و هم رذیلت. اگر رنج و گناه را از این آفرینش کنار بگذاریم، دیگر ادامهٔ این بازی ممکن نیست.
✍#سامرست_موام
📕 لبه تیغ
🍏🍎🍃
👌1
Yeux D'ocean (Original Mix)
YolcuBeats
🎼❤️🎼
با کاروان تا ماه من، محمل به محمل میرود
سرگشته از پی، آه من، منزل به منزل میرود
#مهرداد_اوستا
🍏🍎🍃
با کاروان تا ماه من، محمل به محمل میرود
سرگشته از پی، آه من، منزل به منزل میرود
#مهرداد_اوستا
🍏🍎🍃
👌1
○
از هر چه مي رود سخن دوست خوشترست
پيغام آشنا نفس روح پرورست
هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي
من در ميان جمع و دلم جاي ديگرست
شاهد که در ميان نبود شمع گو بمير
چون هست اگر چراغ نباشد منورست
ابناي روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان کوي دلبرست
جان مي روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده ام هنوز که نزلي محقرست
کاش آن به خشم رفته ما آشتي کنان
بازآمدي که ديده مشتاق بر درست
جانا دلم چو عود بر آتش بسوختي
وين دم که مي زنم ز غمت دود مجمرست
شب هاي بي توام
شب گورست در خيال
ور بي تو بامداد کنم
روز محشرست
گيسوت عنبرينه گردن تمام بود
معشوق خوبروي چه محتاج زيورست
سعدي خيال بيهده بستي اميد وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست
زنهار از اين اميد درازت که در دلست
هيهات از اين خيال محالت که در سرست
✍#سعدی
🍏🍎🍃
از هر چه مي رود سخن دوست خوشترست
پيغام آشنا نفس روح پرورست
هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي
من در ميان جمع و دلم جاي ديگرست
شاهد که در ميان نبود شمع گو بمير
چون هست اگر چراغ نباشد منورست
ابناي روزگار به صحرا روند و باغ
صحرا و باغ زنده دلان کوي دلبرست
جان مي روم که در قدم اندازمش ز شوق
درمانده ام هنوز که نزلي محقرست
کاش آن به خشم رفته ما آشتي کنان
بازآمدي که ديده مشتاق بر درست
جانا دلم چو عود بر آتش بسوختي
وين دم که مي زنم ز غمت دود مجمرست
شب هاي بي توام
شب گورست در خيال
ور بي تو بامداد کنم
روز محشرست
گيسوت عنبرينه گردن تمام بود
معشوق خوبروي چه محتاج زيورست
سعدي خيال بيهده بستي اميد وصل
هجرت بکشت و وصل هنوزت مصورست
زنهار از اين اميد درازت که در دلست
هيهات از اين خيال محالت که در سرست
✍#سعدی
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
○ از هر چه مي رود سخن دوست خوشترست پيغام آشنا نفس روح پرورست هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي من در ميان جمع و دلم جاي ديگرست شاهد که در ميان نبود شمع گو بمير چون هست اگر چراغ نباشد منورست ابناي روزگار به صحرا روند و باغ صحرا و باغ زنده دلان کوي دلبرست جان…
○
از هر چه مي رود سخن دوست خوشترست
پيغام آشنا نفس روح پرورست
هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي
من در ميان جمع و دلم جاي ديگرست
✍#سعدی
از هر چه مي رود سخن دوست خوشترست
پيغام آشنا نفس روح پرورست
هرگز وجود حاضر غايب شنيده اي
من در ميان جمع و دلم جاي ديگرست
✍#سعدی
❤1
غزلیات حافظ 343
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_343
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
چِل سال بیش رفت که من لاف میزنم
کز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منم
هرگز به یُمنِ عاطِفَتِ پیرِ مِی فروش
ساغر تُهی نشد ز مِیِ صافِ روشنم
از جاهِ عشق و دولتِ رندانِ پاکباز
پیوسته صدرِ مَصطَبِهها بود مَسکَنَم
در شانِ من به دُردکَشی ظَنِّ بَد مَبَر
کآلوده گشت جامه، ولی پاکدامنم
شهبازِ دست پادشهم، این چه حالت است؟
کز یاد بُردهاند هوایِ نشیمنم
حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس
با این لسانِ عَذب، که خامُش چو سوسنم
آب و هوای فارس عجب سِفله پرور است
کو همرهی؟ که خیمه از این خاک بَرکَنَم
حافظ به زیرِ خرقه قَدَح تا به کِی کشی؟
در بزمِ خواجه پرده ز کارَت برافکنم
تورانشهِ خجسته که در من یَزیدِ فضل
شد مِنَّتِ مَواهب او طوقِ گردنم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
چِل سال بیش رفت که من لاف میزنم
کز چاکرانِ پیرِ مُغان کمترین منم
هرگز به یُمنِ عاطِفَتِ پیرِ مِی فروش
ساغر تُهی نشد ز مِیِ صافِ روشنم
از جاهِ عشق و دولتِ رندانِ پاکباز
پیوسته صدرِ مَصطَبِهها بود مَسکَنَم
در شانِ من به دُردکَشی ظَنِّ بَد مَبَر
کآلوده گشت جامه، ولی پاکدامنم
شهبازِ دست پادشهم، این چه حالت است؟
کز یاد بُردهاند هوایِ نشیمنم
حیف است بلبلی چو من اکنون در این قفس
با این لسانِ عَذب، که خامُش چو سوسنم
آب و هوای فارس عجب سِفله پرور است
کو همرهی؟ که خیمه از این خاک بَرکَنَم
حافظ به زیرِ خرقه قَدَح تا به کِی کشی؟
در بزمِ خواجه پرده ز کارَت برافکنم
تورانشهِ خجسته که در من یَزیدِ فضل
شد مِنَّتِ مَواهب او طوقِ گردنم
🍏🍎🍃
❤1