○
شب رد قدم های
شب پره ای ست ؛
که آفتاب را
در چشمان کرم شب تاب
تماشا می کرد ...
و باور داشت؛
که جنگل پیر از پشت هزاران
شب بی ماه، در چشمان خورشید
نوید طلوعِ
صبحی روشن را
به کوله ی آبی ِ
قاصدک ها خواهد سپرد
تا پیغامِ
عشق و آزادی را
به بال پرواز
پوپک های بازیگوش؛
و به آغوش سبز
ماهیانِ آزاد رود برساند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
قدم های آغازین روز هفته تان
به عشق و زندگی 🌻☀️
🍏🍎🍃
شب رد قدم های
شب پره ای ست ؛
که آفتاب را
در چشمان کرم شب تاب
تماشا می کرد ...
و باور داشت؛
که جنگل پیر از پشت هزاران
شب بی ماه، در چشمان خورشید
نوید طلوعِ
صبحی روشن را
به کوله ی آبی ِ
قاصدک ها خواهد سپرد
تا پیغامِ
عشق و آزادی را
به بال پرواز
پوپک های بازیگوش؛
و به آغوش سبز
ماهیانِ آزاد رود برساند ...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
قدم های آغازین روز هفته تان
به عشق و زندگی 🌻☀️
🍏🍎🍃
❤2🙏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
دنیا طلبان ز حرص مستند همه
موسی کش و فرعون پرستند همه
هر عهد که با خدای بستند همه
از دوستی حرص شکستند همه
#ابوسعید_البوالخیر
به امید طلوع صبحی روشن و با
آرزوی کوله باری سبز در راه 💚
گام به گام حضورتان به عشق، امید و آرامش... سلام صبح به خیر
🍏🍎🍃
دنیا طلبان ز حرص مستند همه
موسی کش و فرعون پرستند همه
هر عهد که با خدای بستند همه
از دوستی حرص شکستند همه
#ابوسعید_البوالخیر
به امید طلوع صبحی روشن و با
آرزوی کوله باری سبز در راه 💚
گام به گام حضورتان به عشق، امید و آرامش... سلام صبح به خیر
🍏🍎🍃
❤2👌1
تا کی به تمنای وصال تو یگانه
مختاباد
🎼❤️🎼
تا کی به تمنای وصال
تو یگانه ، اشکم شود
از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید
شب هجران تو یانه
ای تیر غمت را
دل عُشاق نشانه ...
جمعی به تو مشغول و
تو غایب ز میانه
رفتم به درِ
صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت،
راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و
در صومعه، عابد
گهِ معتکف دیرم و
گهِ ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم
خانه به خانه .....
✍#شیخ_بهایی
🍏🍎🍃
تا کی به تمنای وصال
تو یگانه ، اشکم شود
از هر مژه چون سیل روانه
خواهد به سر آید
شب هجران تو یانه
ای تیر غمت را
دل عُشاق نشانه ...
جمعی به تو مشغول و
تو غایب ز میانه
رفتم به درِ
صومعهٔ عابد و زاهد
دیدم همه را پیش رخت،
راکع و ساجد
در میکده، رهبانم و
در صومعه، عابد
گهِ معتکف دیرم و
گهِ ساکن مسجد
یعنی که تو را میطلبم
خانه به خانه .....
✍#شیخ_بهایی
🍏🍎🍃
❤1👌1
-○
یکی از درسهای بزرگ فلسفه و یکی از داروهای شفابخش آن، یادآوری یک نکته است: گرچه سرنوشت در چنگمان نیست، خود در چنگ خودمان هستیم و نحوهٔ برخوردمان با هر آنچه برایمان اتفاق میافتد، دست خود ماست.
✍ #لورنس_دویلرز
📕 درمانگاه فلسفه
🍏🍎🍃
یکی از درسهای بزرگ فلسفه و یکی از داروهای شفابخش آن، یادآوری یک نکته است: گرچه سرنوشت در چنگمان نیست، خود در چنگ خودمان هستیم و نحوهٔ برخوردمان با هر آنچه برایمان اتفاق میافتد، دست خود ماست.
✍ #لورنس_دویلرز
📕 درمانگاه فلسفه
🍏🍎🍃
👌2
○
اشتباهات ما وقتی به آنها پی بردیم، همچون فانوسهای کمسویی خواهند بود که به ما یاری میدهند تا پاورچین پاورچین از تاریکیهای غار بیرون رویم.
و بهجاست از یاد نبریم که اگر داناییهای کوچک گوناگونی که داریم ما را بسیار متمایز از هم میکند، امّا همه در نادانیِ بی پایان خود برابریم!
✍ #کارل_پوپر
📕 ناکجا آباد و خشونت
🍏🍎🍃
اشتباهات ما وقتی به آنها پی بردیم، همچون فانوسهای کمسویی خواهند بود که به ما یاری میدهند تا پاورچین پاورچین از تاریکیهای غار بیرون رویم.
و بهجاست از یاد نبریم که اگر داناییهای کوچک گوناگونی که داریم ما را بسیار متمایز از هم میکند، امّا همه در نادانیِ بی پایان خود برابریم!
✍ #کارل_پوپر
📕 ناکجا آباد و خشونت
🍏🍎🍃
👌2❤1
غزلیات حافظ 341
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_341
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
زهدِ رندانِ نوآموخته راهی به دِهیست
من که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
شاهِ شوریدهسران خوان منِ بیسامان را
زان که در کمخِرَدی از همه عالم بیشم
بر جَبین نقش کُن از خونِ دلِ من خالی
تا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
اعتقادی بِنُما و بِگُذَر بهرِ خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادَرویشم
شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان
که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟
حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
گر من از سرزنشِ مدَّعیان اندیشم
شیوهٔ مستی و رندی نَرَوَد از پیشم
زهدِ رندانِ نوآموخته راهی به دِهیست
من که بدنامِ جهانم چه صلاح اندیشم؟
شاهِ شوریدهسران خوان منِ بیسامان را
زان که در کمخِرَدی از همه عالم بیشم
بر جَبین نقش کُن از خونِ دلِ من خالی
تا بدانند که قربانِ تو کافِرکیشم
اعتقادی بِنُما و بِگُذَر بهرِ خدا
تا در این خرقه ندانی که چه نادَرویشم
شعر خونبارِ من ای باد، بِدان یار رسان
که ز مژگانِ سیَه، بر رگِ جان زد نیشم
من اگر باده خورم ور نه چه کارم با کس؟
حافظِ رازِ خود و عارفِ وقتِ خویشم
🍏🍎🍃
❤1👏1