معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


در پسِ ....
ملال‌ها و دردها و غم‌های بی‌کران
که بر زندگی ِ مه‌آلود
باری است بس گران،
خوشا آن که با بال‌های پرتوان
اوج گیرد سوی ...
دشت‌های ِ باصفا و نورافشان؛
خوشا آن که اندیشه‌اش
چون چکاوکان
پر می‌گشاید آزادانه
سحرگه در آسمان
می گسترد بال بر فراز ِ زندگی
و می‌فهمد بی‌کوشش و آسان
زبانِ گل‌ها و زبانِ
هر چیزِ بی‌زبان را...


#شارل_بودلر
🍏🍎🍃
👌2👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Ascent
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼

هنرمندان: علیرضا_قربانی و سه‌نوازی_جبران Le_Trio_Joubran

شاعر: ابوسعید_ابوالخیر¹
آهنگ‌ساز و مدیر هنری: حسام_ناصری
میکس و مسترینگ: آرش_پاکزاد

١- رباعی‌های این قطعه منسوب به ابوسعید ابوالخیر است.
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


وقتی که شما باور به افکار مثبت دارید همه چیز حتی بیماری ها را حل می کنید اما برعکس اگر باورهای منفی داشته باشید فقط اتفاقات منفی در زندگیتان می افتد چون شما ژن منفی را در درون خود تقویت می کنید.
بدن انسان از طریق حواس پنجگانه خود می تواند ارتعاش اطراف را دریافت کند و سپس آن را تبدیل می کند و رفتار و عملکرد صورت می گیرد
وی می گوید که حتی پوست انسان دریافت کننده‌ی سیگنال و ارتعاش هست.


📕 بیولوژی باورها
👤 دکتر بروس لیپتون
🍏🍎🍃
👌2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
#ماه‌ رمضان

از اول ماه احوال و رفتار و قیافه‌ها تغییرات کلی می‌گرفت. صورت‌ها آرام و ملکوتی، چهره‌ها متین، قدم‌ها آهسته، سرها به‌زیر، چشم‌ها درویش(!)، دل‌ها تحت کنترل، راعیِ حلال و حرام و مکروه و مباح و نجس و پاک و زشت و زیبا. بهترین و مرغوب‌ترین خواروبار، با نازل‌ترین قیمت‌ها به دکان‌ها آمده، در اختیار مردم قرار می‌گرفت. هوس‌انگیزترین نان‌های سنگکِ یک ذرع و نیمیِ خشک‌ناخنیٍ خشخاش و سیاه‌دانه‌زده و تافتون‌های شانه‌زدهٔ کنجدی و روغنی، شیرمال‌های روغن‌دار خوش‌عطروبو و دوباره‌تنورهای سبوس‌دار پنجه‌کش خاصه، مخصوصاً کماج‌های طرشتی اعلا در نانوایی‌ها پیدا می‌شد و دلخواه‌ترین گوشت‌های شیشکِ پروار سی‌منه، با دنبه‌های چرخیِ بغل‌پرکن که قصاب‌های ماهر با سلیقه و استادیِ تمام، قلوه‌گاه‌ها و دنبه‌های آنها را شَهله می‌کردند، در این ماه در اختیار مردم قرار می‌گرفت. ماهی که در تمام دورهٔ سال مثل و مانندی در خوبی و ارزانی و فراوانی نداشت و از این جهات کمتر ماهی به پای آن می‌رسید.

☄️شهله: چربی قلوه‌گاه‌ها را در قسمت‌های مساوی مانند توردوزی لباس عروس جدا می‌کردند و دنبه‌ها را مانند سینه‌ریز به صورت‌های مختلف ترکیب و با رنگ و گل و جواهرات بدلی زینت می‌کردند.

(طهران قدیم. #جعفرشهری. ۵ جلد. ج ۳. ۱۳۷۱. تهران: انتشارات معین. ص ۲۹۲-۲۹۹)
🍏🍎🍃
👌2
🕊
کوچ کرده دسته دسته آشنایان عندلیبان
عبدالحسین مختاباد
🎼❤️🎼

شهر خالی، جاده
خالی ، کوچه خالی، خانه خالی
جام خالی، سفره خالی، ساغر و پیمانه خالی ...
کوچ کرده دسته
دسته آشنایان عندلیبان
باغ خالی، باغچه خالی، شاخه خالی، لانه خالی ...

وای از دنیا
که یار از یار می ترسد
غنچه های تشنه از گلزار می ترسد
عاشق از
آوازه دیدار می ترسد
پنجه خنیاگران از تار می ترسد .
..

#عبدالحسین_مختاباد
🍏🍎🍃
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 340
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_340
📖 هر روز یک غزل از حافظ
-------------------
من که از آتشِ دل چون خُمِ مِی در جوشم

مُهر بر لب زده، خون می‌خورم و خاموشم

قصدِ جان است طمع در لبِ جانان کردن

تو مرا بین که در این کار به جان می‌کوشم

من کِی آزاد شَوَم از غمِ دل؟ چون هر دَم
هندویِ زلفِ بُتی حلقه کُنَد در گوشم

حاشَ لِلَّه که نیَم معتقدِ طاعتِ خویش
این قَدَر هست که گَه گَه قدحی می‌نوشم

هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا
فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم

پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟!

خرقه‌پوشیِ من از غایتِ دین‌داری نیست
پرده‌ای بر سرِ صد عیبِ نهان می‌پوشم

من که خواهم که ننوشم به جز از راوَقِ خُم
چه کنم گر سخنِ پیرِ مُغان نَنْیوشَم؟

گر از این دست زَنَد مُطربِ مجلس رَهِ عشق
شعرِ حافظ بِبَرَد وقتِ سماع از هوشم
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
معمای عشق
@audiobo0ok – غزلیات حافظ 340
من که از آتشِ دل
چون خُمِ مِی در جوشم

مُهر بر لب زده،
خون می‌خورم و خاموشم

#حافظ
2
هست امیدم که علیرغمِ عدو روزِ جزا
فیضِ عَفوَش نَنَهد بارِ گُنَه بر دوشم

#حافظ
1
پدرم روضهٔ رضوان به دو گندم بفروخت
من چرا مُلکِ جهان را به جوی نفروشم؟!

#حافظ
2