○
ای آنکه ز حال بندگان میدانی
چشمی و چراغ در شب ظلمانی
باز دل ما را که تو میپرانی
آخر تو ندانی که تواش میخوانی
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
ای آنکه ز حال بندگان میدانی
چشمی و چراغ در شب ظلمانی
باز دل ما را که تو میپرانی
آخر تو ندانی که تواش میخوانی
#مولانای_جان
🍏🍎🍃
❤1
○
پس در درون خود فرومیروم و
در اینجا جهانی را مییابم!
ولی جوهرهٔ این جهان هم بیشتر گمان است و گنگی، و نه گردش و گزارشی زنده. چنین است که همهچیز در پیش حس و نگاهم به هم میریزد و تار میشود و من دوباره رؤیاآلوده به دنیا لبخند میزنم و میگذرم.
✍ یوهان_ولفگانگ_فون_گوته
📕 رنجهای ورتر جوان
🍏🍎🍃
پس در درون خود فرومیروم و
در اینجا جهانی را مییابم!
ولی جوهرهٔ این جهان هم بیشتر گمان است و گنگی، و نه گردش و گزارشی زنده. چنین است که همهچیز در پیش حس و نگاهم به هم میریزد و تار میشود و من دوباره رؤیاآلوده به دنیا لبخند میزنم و میگذرم.
✍ یوهان_ولفگانگ_فون_گوته
📕 رنجهای ورتر جوان
🍏🍎🍃
❤2
Sobhe Azadi
Alireza Ghorbani
🎼❤️🎼
من آن صبحم
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
ز هر چاک گریبانم چراغی تازه می تابد
که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذره من آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم
تنم افتاده خونین زیر این آوار شب اما
دری زین دخمه سوی خانه خورشید بگشادم
الا ای صبح آزادی
الا ای صبح آزادی به یادآور در آن شادی
کز این شب های ناباور مَنت آواز میدادم
سزد کز خون من نقشی برآرد لعل پیروزت
که من در درج دل مهری به جز مهر تو ننهادم
به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه ست
به بندی تن نخواهد داد هرگز جانِ آزادم
🍏🍎🍃
من آن صبحم
من آن صبحم که ناگاهان چو آتش در شب افتادم
بیا ای چشم روشن بین که خورشیدی عجب زادم
ز هر چاک گریبانم چراغی تازه می تابد
که در پیراهن خود آذرخش آسا درافتادم
چو از هر ذره من آفتابی نو به چرخ آمد
چه باک از آتش دوران که خواهد داد بر بادم
تنم افتاده خونین زیر این آوار شب اما
دری زین دخمه سوی خانه خورشید بگشادم
الا ای صبح آزادی
الا ای صبح آزادی به یادآور در آن شادی
کز این شب های ناباور مَنت آواز میدادم
سزد کز خون من نقشی برآرد لعل پیروزت
که من در درج دل مهری به جز مهر تو ننهادم
به جز دام سر زلفت که آرام دل سایه ست
به بندی تن نخواهد داد هرگز جانِ آزادم
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
○ شب ها و روزهای ماه رمضان متبرک به عشق و نگاه سبزالهی با امید بیداری، آگاهی و ایمانی راستین...🌙🌕 درپناه مهر خدا ---------------' اگر چرخ وجود من از این گردش فرو ماند بگرداند مرا آن کس که گردون را بگرداند ✍#مولانا قدم های اولین روز…
دلم برای روزهای رفته ی عشق؛
دلم برای باورهای آفتابی ِ سبز
دلم برای لبخندی از ته دل...🥀
برای اذانی از سر ایمان... نه حکم سرخ یک پرواز بی آواز... برای
سفره ای بی وحشت از ارقام
و اعداد فردا... برای روح پاک
عشق و ایمان برای یک خیابان
بدون جای پای خون... بدون بغض و فریاد و جنون... برای یک
لبخند ... برای یک لبخند....
برای یک لبخند از ته دل...
تنگ شده است... برای یک دل
شاد... دل تو ... دل من... دل ما... دل این سرزمین سرخ....
دلم برای عشق و ایمان... برای روح سبز آبی ِ باران ... برای
شادی ایران... برای شادی ایران ... تنگ شده است...
دلم برای تو... تنگ شده است ...
دلم برای خودم تنگ شده است...
نه نقش قلم...
که... خون دل است واژه ها...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
دلم برای باورهای آفتابی ِ سبز
دلم برای لبخندی از ته دل...🥀
برای اذانی از سر ایمان... نه حکم سرخ یک پرواز بی آواز... برای
سفره ای بی وحشت از ارقام
و اعداد فردا... برای روح پاک
عشق و ایمان برای یک خیابان
بدون جای پای خون... بدون بغض و فریاد و جنون... برای یک
لبخند ... برای یک لبخند....
برای یک لبخند از ته دل...
تنگ شده است... برای یک دل
شاد... دل تو ... دل من... دل ما... دل این سرزمین سرخ....
دلم برای عشق و ایمان... برای روح سبز آبی ِ باران ... برای
شادی ایران... برای شادی ایران ... تنگ شده است...
دلم برای تو... تنگ شده است ...
دلم برای خودم تنگ شده است...
نه نقش قلم...
که... خون دل است واژه ها...
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
معمای عشق
دلم برای روزهای رفته ی عشق؛ دلم برای باورهای آفتابی ِ سبز دلم برای لبخندی از ته دل...🥀 برای اذانی از سر ایمان... نه حکم سرخ یک پرواز بی آواز... برای سفره ای بی وحشت از ارقام و اعداد فردا... برای روح پاک عشق و ایمان برای یک خیابان بدون جای پای خون... بدون…
نه نقش قلم...
که خون دل است... واژه ها...
🥀😔🔥
که خون دل است... واژه ها...
🥀😔🔥
👌1
●
از خرافات مردم میتوان بیشترین استفاده را برد؛
این انسانها تقریبا شبیه همدیگر هستند نه خوبند نه بد،
فقط سبک مغزند...
#آگاتا_کریستی
🍏🍎🍃
از خرافات مردم میتوان بیشترین استفاده را برد؛
این انسانها تقریبا شبیه همدیگر هستند نه خوبند نه بد،
فقط سبک مغزند...
#آگاتا_کریستی
🍏🍎🍃
👏1👌1
●
من هاج و واج به زوربا گوش میدادم. پس آن کدام حکیم دانا بود که میکوشید به شاگردانش بیاموزد به هر چه که فرمان قضاست به طیب خاطر گردن نهند، به حکم ضرورت "بلی" بگویند و جبر را به اختیار تبدیل نمایند؟ و شاید این تنها راه انسانی نیل به رستگاری باشد. راه دردناکی است، ولی راه دیگری وجود ندارد.
پس عصیان چیست؟ آیا جهش غرورآمیز و دنکیشوتوار آدمی است برای مغلوب کردن "جبر" و برای وادار کردن قانون خارجی است به اطاعت از قانون داخلی روح خویش و انکار هر چه هست و بوجودآوردن جهانی نو، جهانی پاکیزهتر و اخلاقیتر و بهتر بر طبق قوانین دل خود که مغایر با قوانین غیرانسانی طبیعتاند؟
#نیکوس_کازانتزاکیس
📕زوربای یونانی
🍏🍎🍃
من هاج و واج به زوربا گوش میدادم. پس آن کدام حکیم دانا بود که میکوشید به شاگردانش بیاموزد به هر چه که فرمان قضاست به طیب خاطر گردن نهند، به حکم ضرورت "بلی" بگویند و جبر را به اختیار تبدیل نمایند؟ و شاید این تنها راه انسانی نیل به رستگاری باشد. راه دردناکی است، ولی راه دیگری وجود ندارد.
پس عصیان چیست؟ آیا جهش غرورآمیز و دنکیشوتوار آدمی است برای مغلوب کردن "جبر" و برای وادار کردن قانون خارجی است به اطاعت از قانون داخلی روح خویش و انکار هر چه هست و بوجودآوردن جهانی نو، جهانی پاکیزهتر و اخلاقیتر و بهتر بر طبق قوانین دل خود که مغایر با قوانین غیرانسانی طبیعتاند؟
#نیکوس_کازانتزاکیس
📕زوربای یونانی
🍏🍎🍃
👌1
غزلیات حافظ 339
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_339
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------
خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم
دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم
سزایِ تکیه گَهَت مَنظَری نمیبینم
منم ز عالَم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم
بیا که لَعل و گُهَر در نثارِ مَقْدَمِ تو
ز گنجخانه دل میکشم به روزنِ چَشم
سَحَر سِرِشکِ رَوانم سرِ خرابی داشت
گَرَم نه خونِ جگر میگرفت دامنِ چَشم
نخست روز که دیدم رخِ تو دل میگفت
اگر رسَد خلَلی، خونِ من به گردنِ چَشم
به بویِ مژدهٔ وصلِ تو تا سَحَر، شبِ دوش
به راهِ باد نهادم چراغِ روشنِ چَشم
به مردمی که دلِ دردمندِ حافظ را
مَزَن به ناوَکِ دلدوزِ مردم افکنِ چَشم
📖 هر روز یک غزل از حافظ
----------------
خیالِ رویِ تو چون بُگذَرَد به گلشنِ چَشم
دل از پِیِ نظر آید به سویِ روزنِ چَشم
سزایِ تکیه گَهَت مَنظَری نمیبینم
منم ز عالَم و این گوشهٔ مُعَیَّنِ چَشم
بیا که لَعل و گُهَر در نثارِ مَقْدَمِ تو
ز گنجخانه دل میکشم به روزنِ چَشم
سَحَر سِرِشکِ رَوانم سرِ خرابی داشت
گَرَم نه خونِ جگر میگرفت دامنِ چَشم
نخست روز که دیدم رخِ تو دل میگفت
اگر رسَد خلَلی، خونِ من به گردنِ چَشم
به بویِ مژدهٔ وصلِ تو تا سَحَر، شبِ دوش
به راهِ باد نهادم چراغِ روشنِ چَشم
به مردمی که دلِ دردمندِ حافظ را
مَزَن به ناوَکِ دلدوزِ مردم افکنِ چَشم
❤1
●
روزی ما دوباره
کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی
دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان برای هر انسان
برادریست...
#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
روزی ما دوباره
کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
و مهربانی
دست زیبایی را خواهد گرفت
روزی که کمترین سرود
بوسه است
و هر انسان برای هر انسان
برادریست...
#احمد_شاملو
🍏🍎🍃
❤1
●
زوربا مدتی مدید به اندیشه فرو رفت. تلاش میکرد که بفهمد. آخر گفت:
- من هر لحظه به مرگ میاندیشم و به آن مینگرم و از آن میترسم. با این وصف هرگز نمیگویم که "خوشم میآید"، هرگز! نه، من هیچ از مرگ خوشم نمیآید و با آن موافق نیستم.
خاموش ماند ولی بزودی سکوت را شکست:
- نه، من از آنها نیستم که گردنم را گوسفندوار جلو مرگ دراز کنم و بگویم: "بیا سرم را ببر تا زود به بهشت بروم!"
#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 زوربای یونانی
🍏🍎🍃
زوربا مدتی مدید به اندیشه فرو رفت. تلاش میکرد که بفهمد. آخر گفت:
- من هر لحظه به مرگ میاندیشم و به آن مینگرم و از آن میترسم. با این وصف هرگز نمیگویم که "خوشم میآید"، هرگز! نه، من هیچ از مرگ خوشم نمیآید و با آن موافق نیستم.
خاموش ماند ولی بزودی سکوت را شکست:
- نه، من از آنها نیستم که گردنم را گوسفندوار جلو مرگ دراز کنم و بگویم: "بیا سرم را ببر تا زود به بهشت بروم!"
#نیکوس_کازانتزاکیس
📕 زوربای یونانی
🍏🍎🍃
👌1