معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram

«بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیر‌های تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابی‌ات خواهم بوسید
اگر اَبر‌ها بگذارند…»

#محمد_ابراهیم_ جعفری
🍏🍎🍃
2👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


امروز تولد روز دیگری ست؛
میلاد جنین نشکفته ی دیروز

کودک امروز را،
در آغوش بگیر ...
بگذار بشکفد‌ عشق؛

بگذار قدم هایت؛
تبرک میلاد فردا... و اعجاز
نبوت فرداهای سبز دیگری باشد...!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
چهارشنبه تان سرشار از عشق
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
Salam
Sattar
🎼❤️🎼

من آن خاموش خاموشم
که با شادی نمی‌جوشم
ندارم هیچ گناهی جز
که از تو چشم نمی‌پوشم
تو غم در شکل آوازی
شکوه اوج پروازی
نداری هیچ گناهی جز
که بر من دل نمی‌بازی
مرا دیوانه می‌خواهی
ز خود بیگانه می‌خواهی
مرا دلباخته چون مجنون
ز من افسانه می‌خواهم...

🍏🍎🍃
3👌1🕊1💯1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1

مهربانی‌ات را
با گل ها در میان بگذار،
با سنگ ها
با رودی که می‌رود،
مهربانی‌ات را
با جنگ در میان بگذار،
صدای تو چشمه‌ای خواهد شد
و انسان را با انسان
آشتی خواهد داد...!

#غلامرضابروسان
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


خدا كند انگورها برسند
جهان مست شود
تلوتلو بخورند خیابان‌ها
به شانه‌ی هم بزنند
رئیس‌جمهورها و گداها

مرزها مست شوند
و محمّد علی بعد از هفده سال مادرش را ببیند
و آمنه بعد از هفده سال، كودكش را لمس كند

خدا كند انگورها برسند
آمو زیباترین پسرانش را بالا بیاورد
هندوكش دخترانش را آزاد كند .

برای لحظه‌ای
تفنگ‌ها یادشان برود دریدن را
كاردها یادشان برود
بریدن را
قلم‌ها آتش را
آتش‌بس بنویسند

خدا كند كوهها به هم برسند
دریا چنگ بزند به آسمان
ماهش را بدزدد
به میخانه‌ شوند پلنگ‌ها با آهوها

خدا كند مستی به اشیاء سرایت كند
پنجره‌‌ها
دیوارها را بشكنند
و
تو
همچنانكه یارت را تنگ می‌بوسی
مرا نیز به یاد بیاوری

محبوب من
محبوب دور افتاده‌ی من
با من بزن پیاله‌ای دیگر
به سلامتی باغ‌های معلق انگور

.
#الیاس_علوی (شاعر و هنرمند افغانستانی)
🍏🍎🍃
3👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مرجنگه
محمد بابادی
🎼❤️🎼
🎼مرجنگه
محمد بابادی

موسیقی#فولکلور

مگر چه می‌خواهم از وطن؟
‏جز لقمه‌ای نان و خیالی آسوده
‏چه می‌خواهم؟
‏جز تکه‌ای آفتاب و
بارانی که آهسته ببارد،
‏جز پنجره‌ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود...

‏مگر چه خواستم از وطن که از من دریغ‌اش کردند؟

🍏🍎🍃
3
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
معمای عشق
محمد بابادی – مرجنگه
‏چه می‌خواهم؟
‏جز تکه‌ای آفتاب و
بارانی که آهسته ببارد،
‏جز پنجره‌ای که رو به عشق و آزادی گشوده شود...

‏مگر چه خواستم از وطن که از من دریغ‌اش کردند؟
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
غزلیات حافظ 338
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_338
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
من دوستدارِ رویِ خوش و مویِ دلکَشَم
مَدهوشِ چَشمِ مست و مِیِ صافِ بی‌غَشَم

گفتی ز سِرِّ عهدِ ازل یک سخن بگو
آنگَه بگویمت که دو پیمانه دَر کَشَم

من آدمِ بهشتیَم اما در این سفر
حالی اسیرِ عشقِ جوانان مَهوَشَم

در عاشقی گزیر نباشد ز ساز و سوز
اِسْتادِه‌ام چو شمع، مَتَرسان ز آتشم

شیراز معدنِ لبِ لَعل است و کانِ حُسن
من جوهریِّ مُفلِسَم، ایرا مُشَوَّشَم

از بس که چَشمِ مست در این شهر دیده‌ام
حقّا که مِی نمی‌خورم اکنون و سَرخوشم

شهریست پُر کِرشمهٔ حوران ز شِش جهت
چیزیم نیست وَر نه خریدارِ هر شَشَم

بخت ار مدد دهد که کَشَم رَخت سویِ دوست
گیسویِ حور گَرد فشاند ز مَفْرَشَم

حافظ عروسِ طَبعِ مرا جلوه آرزوست
آیینه‌ای ندارم از آن آه می‌کشم
🍏🍎🍃
1👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1
Un Año de Amor - Luz Casal
@mousighi_bartar
🎼❤️🎼

🎼 Un Año de Amor
🎤 Luz Casal

من خدا را در قمقمه‌ی آب یافته‌ام
در عطر یک گل
در خلوص برخی کتاب‌ها
و حتی نزد بی‌دینان
اما تقریباً هیچ‌گاه وی را
نزد آنانی که کارشان سخن گفتن
از اوست، نیافته‌ام.

#کریستین‌‌بوبن
🍏🍎🍃
1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
1


در بازار مکاره ای که نان را
به نرخ جان بر سر دار می فروشند

و روح عریان آفتاب را
به تیغ تیز ظلمات‌ زمختِ ناباور؛
به بند می کشند

در کوی و برزنی که؛
عشقه های بیقرار...
تن پوشِ سرخِ
دیواره های کبودِ نامردمی می شوند

در دیاری این همه گنگ؛
وامانده در چنگ روبهان و کرکسان
گم شده در برهوت بی هویتی؛
غرقاب در خونابه هایِ
دلِ صد پاره یِ
ماهیان افتاده بر خاک بی کسی؛

چگونه می شود؟
بی وحشت از کوسه ماهی های
آدمخوار ... دل به دریا زد
و از موج موجِ تورهای
گره در گره کور... قایقی ساخت؛
و تا قنوتِ نخلستان هایِ
بی سر ... پارو زد

چگونه می شود؟
بی وحشت ازگرداب؛
دل به دریا زد ...
تا نقاب اندر نقابِ خونی ِ بندر
طناب گره خورده؛
بر گلوی باورهایِ
آهوان زخمی ِ دشت نشود...!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
👏1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM