معمای عشق
733 subscribers
15K photos
2.78K videos
2 files
305 links
از عشق همین بس که معمایِ شگفتی است...
فرح _فریماااا
https://t.me/AF14202https
https://t.me/AFmoamm
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


صبح پنجره ای ست؛
رو به آفتاب امید

وقتی چشم های سبز خدا
به آغوش هستی لبخند می زند

گنجشک ها
در بزمی عاشقانه
صبح را به خیر می کنند؛

وقتی جوانه ها؛ 
بر گونه های نسیم بوسه می زنند

می شود عطر خدا را
در رایحه ی گل ها بویید؛
خدا را ... بوسید
و تقدس میلاد
یک صبح دیگر را،
در مصحف ناگشوده ی
عشق؛ جشنی دوباره گرفت...!


#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی تبلور عشق، امید و شادی
در قلب یک یک مردم خوب این
سرزمین زخمی 🌻💚
🍏🍎🍃
3🥰1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
‍ درگذشت عنایت بخشی؛ وداع با صدا و بازی‌های ماندگار و در تئاتر، سینما و تلویزیون ایران.


عنایت بخشی -
از بازیگران باسابقه و چهره‌های ماندگار هنرهای نمایشی ایران بود که با صدای رسا، چهره کاریزماتیک و توانایی در ایفای نقش‌های متفاوت، جایگاه ویژه‌ای در حافظه مخاطبان پیدا کرد. خبر درگذشت او موجی از اندوه در میان هنرمندان و دوستداران سینما و تلویزیون برانگیخت و بار دیگر اهمیت نسل طلایی بازیگران تئاتر را یادآور شد.

زندگی و آغاز فعالیت هنری

عنایت بخشی -
متولد دهه ۱۳۲۴ بود و
فعالیت حرفه‌ای خود را از تئاتر آغاز کرد.
او در سال‌هایی که تئاتر ایران در حال
شکل‌گیری جریان‌های نوین بود، با حضور
مستمر روی صحنه توانست مهارت
بازیگری خود را تثبیت کند. همین پشتوانه
تئاتری، بعدها در سینما و تلویزیون به
کمکش آمد و سبب شد نقش‌هایی عمیق و
باورپذیر خلق کند.

بازی‌های او -
اغلب در نقش‌های جدی، مأموران، شخصیت‌های مقتدر یا چهره‌های خاکستری دیده می‌شد؛ نقش‌هایی که با صدای خاص و بیان محکم او در ذهن‌ها ماندگار شد.

در تلویزیون -
نیز عنایت بخشی با مجموعه‌های پرمخاطب همکاری داشت و برای نسل‌های مختلف شناخته‌شده بود. از جمله حضور او در سریال تاریخی سربداران که از آثار مهم دهه ۶۰ تلویزیون محسوب می‌شود. او با ایفای نقش‌های مکمل اما تأثیرگذار، به روایت‌های تاریخی و اجتماعی عمق می‌بخشید.

توانایی ایفای -
نقش‌های منفی و خاکستری پایبندی به کار گروهی و اخلاق حرفه‌ای
عنایت بخشی از جمله بازیگرانی بود که بی‌حاشیه و با تمرکز بر کار حرفه‌ای، مسیر خود را طی کرد و بیش از هر چیز با آثارش شناخته شد.

بخشی در طول دوران هنری خود با کارگردانان بزرگی چون ابراهیم گلستان، بهرام بیضایی، علی حاتمی، امیر نادری، مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی و داوود میرباقری همکاری داشت. این همکاری‌ها نشان از تنوع و عمق هنری این بازیگر پیشکسوت دارد.

از آثار سینمایی شاخص عنایت بخشی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- آقای هالو
- سگ‌کشی
- روز واقعه
- ساحره
- مسافران
- شکار
- ترن
- سناتور
- سردار جنگل
- فریاد

در عرصه تلویزیون نیز او در سریال‌های مهمی حضور داشت از جمله:

- امام علی (ع)
- پهلوانان نمی‌میرند
- ولایت عشق
- پلیس جوان
- زیر تیغ
- کلانتر
- سربداران
- سایه همسایه
- ریحانه

آخرین حضور او در جشنواره فیلم فجر سال قبل با فیلم «شاه‌نقش» بود که برای بازی در آن دیپلم افتخار بهترین بازیگر نقش مکمل را دریافت کرد.
این جایزه نشان داد که عنایت بخشی تا آخرین لحظات حضور حرفه‌ای خود، همچنان در اوج هنر و توانمندی بود.

عنایت‌الله بخشی که دارای مدرک درجه یک هنری بود، یکی از بازیگران نسل اول سینمای ایران محسوب می‌شد. او با حضور در بیش از چند ده فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی، میراثی ارزشمند از خود به جای گذاشت که نسل‌های آینده هنرمندان همچنان از آن بهره خواهند برد.

این هنرمند پیشکسوت با ایفای نقش‌های متنوع و به یادماندنی، همیشه در خاطر دوستداران سینما و تلویزیون ایران باقی خواهد ماند.
سفرش سبز یادش مانا🕊
🍏🍎🍃
🕊2
🕊
Saghi
Mohsen Lorestani
🎼❤️🎼



خودم را...
تنگ در آغوش گرفته ام‌

در آینه اما... هیچ نیست؛
جز انعکاس ماهِ چشمان تو...


#فرح_فریماااا-معمای_عشق
🍏🍎🍃
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
غزلیات حافظ 336
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_336
📖 هر روز یک غزل از حافظ
------------------
مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم
طایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزم

به ولای تو که گر بندهٔ خویشم خوانی
از سرِ خواجگیِ کون و مکان برخیزم

یا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانی
پیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزم

بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین
تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم

خیز و بالا بنما ای بتِ شیرین حرکات
کز سرِ جان و جهان دست فشان برخیزم

گرچه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کَش
تا سحرگه ز کنارِ تو جوان برخیزم

روز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بده
تا چو حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم
🍏🍎🍃
2
مژدهٔ وصلِ تو کو کز سرِ جان برخیزم
طایرِ قُدسم و از دامِ جهان برخیزم

#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یا رب از ابرِ هدایت بِرَسان بارانی
پیشتر زان که چو گَردی ز میان برخیزم

#حافظ
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بر سرِ تربتِ من با مِی و مُطرب بنشین
تا به بویت ز لحد رقص کُنان برخیزم

#حافظ
2
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
روز مرگم نفسی مهلتِ دیدار بده
تا چو حافظ ز سرِ جان و جهان برخیزم

#حافظ
1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM


زوال
حكومت ١٢٠ ساله
مغولها در ایران
از یک روستا شروع شد.

۱۲۰ سال
مغولها هرچه خواستند در ایران کردند،
جنایتی نبود که
از آن چشم پوشیده باشد.

از کشتن ۱۰۰هزار نفر در یک روز
گرفته
تا تجاوز و غارت ‏برخی از قبایل.

مغول‌ها
پس از فتح ایران
ساکن خراسان شدند

و چون بیابانگرد بودند،
در شهرها زندگی نمی‌کردند.

مغول‌ها
همه گونه حقی داشتند،

مجاز بودند
هرکه را خواستند بکشند،
به هرکه خواستند تجاوز کنند
و هر چه را خواستند غارت کنند.

ایرانیان
برایشان برده نبودند،
"احشام بودند"

در تاریخ دورهٔ مغول
چنان یأسی
میان مردم ایران وجود داشت
که حتی
در برابر کشتن خودشان هم
مقاومت نمی‌کردند

*ابن اثیر می‌نویسد:*
یک مغول
درصحرایی  به ۱۷ نفر رسید
و خواست همه را با طناب ببندد
و بکشد
هیچکس جرات نکرد مقاومت کند
جز یک نفر
که همان یک نفر
او را کشت...!

‏داستان
از *روستای باشتین*
و دو برادر
که همسایه بودند
شروع می‌شود

چند مغول بیابانگرد
به خانهٔ این ‌دو می‌روند
و زنان و دخترانشان را
طلب می‌کنند

برخلاف
رویه عادی  ۱۲۰ سال قبلش

دو برادر
مقاومت می‌کنند
و مغولان را می‌کشند

مردم باشتین
اول می‌ترسند

ولی
مرد شجاعی بنام عبدالرزاق
دعوت به ایستادگی می‌کند.

‏خبر
به قریه‌های اطراف می‌رسد
حاکم سبزوار
مامورانی را می‌فرستد
تا
دو برادر را دستگیر کنند

عبدالرزاق با کمک مردم روستا
ماموران را نیز می‌کشد.

‏در نهایت
حاکم سبزوار
سپاهی چندصد نفره را
به باشتین می‌فرستد،

ولی حالا
خیلی‌ها جرأت مقاومت پیدا می‌کنند.

عبدالرزاق
فرمانده قیام می‌شود
‏در چند روستا،
مردم
مغولان را می‌کشند
و خبرهای
"مغول‌کشی"
کم‌کم زیاد می‌شود.

عبدالرزاق
نام
*سربداران*
را
بر سپاهیان از جان گذشته‌اش می‌گذارد.

فوج ‌فوج
مردمانِ ‌بستوه آمده از ستم مغول‌ها
به باشتین می‌روند
تا به عبدالرزاق بپیوندند

و در برابر
سپاه ارغونشاه
(حاکم سبزوار) بایستند.

‏عبدالرزاق
بر ارغونشاه پیروز می‌شود
و سبزوار
فتح می‌گردد

و پس از ۱۲۰ سال
ایرانیان
بر مغول‌ها فائق می‌شوند.

آنروز حتماً پرشکوه بوده است.

طغای ‌
تیمور ایلخان مغول
یک ایلچی مغول را می‌فرستد
تا سربداران از او اطاعت کنند
سربداران
او را هم می‌کشند
و  به جنگ طغای می‌روند
و او را شکست می‌دهند

و این
نقطهٔ پایان
ایلخانان مغول است.

*سیف فرغانی*
که از
*شعرا و مشایخ قرن هفتم و هشتم هجری بود*
این‌ قصیده را
خطاب به سپاهیان مغول سروده است:

هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد
هم رونق زمان شما نیز بگذرد

باد خزان نکبت ایام ناگهان
بر باغ و بوستان شما نیز بگذرد

آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام
بر حلق و بر دهان شما نیز بگذرد

ای تیغ‌تان چو نیزه برای ستم دراز
این تیزی سنان شما نیز بگذرد

بادی که در زمانه بسی شمع‌ها بکشت
هم بر چراغدان شما نیز بگذرد

زین کاروانسرای بسی کاروان گذشت
ناچار کاروان شما نیز بگذرد

این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید
نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد

*آنکس که اسب داشت غبارش فرو نشست*
*گرد سُم خران شما نیز بگذرد*

بر تیر جورتان ز تحمل سپر کنیم
تا سختی کمان شما نیز بگذرد

*در مملکت چو غرش شیران گذشت و رفت*
*این عوعو سگان شما نیز بگذرد.*

🍏🍎🍃
👍1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM