●
ما وطنی میخواستیم؛
که برایش جان دهیم
اما وطن؛
اینگونه شد... که
ما به دستش جان می دهیم
#احلام_مستغانمی
🍏🍎🍃
ما وطنی میخواستیم؛
که برایش جان دهیم
اما وطن؛
اینگونه شد... که
ما به دستش جان می دهیم
#احلام_مستغانمی
🍏🍎🍃
👌1
○
بخواب؛
ای کودک قلبم
هوا سرد است؛
اجاقِ کومه ها...خاموش؛
پر از خاکستر و درد است
کوچه بن بست است؛
شهر آبستن دزدانِ
نامرد است!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
بخواب؛
ای کودک قلبم
هوا سرد است؛
اجاقِ کومه ها...خاموش؛
پر از خاکستر و درد است
کوچه بن بست است؛
شهر آبستن دزدانِ
نامرد است!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2
سینه مالامال درد است شجریان
@erfaneparsi
🎼❤️🎼
#حافظ
#محمدرضا_شجریان
سینه مالامال درد است
ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد
خدا را... همدمی...
🍏🍎🍃
.
#حافظ
#محمدرضا_شجریان
سینه مالامال درد است
ای دریغا مرهمی
دل ز تنهایی به جان آمد
خدا را... همدمی...
🍏🍎🍃
.
❤1
Ayehaaye Zamini
Forough Farrokhzad
آیههای زمینی
با صدای فروغ فرخزاد🕊
آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمینها رفت
و سبزهها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجرههای پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامهٔ خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
"و هیچکس
دیگر به هیچچیز نیندیشید" ...
🍏🍎🍃
با صدای فروغ فرخزاد🕊
آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمینها رفت
و سبزهها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجرههای پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامهٔ خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
"و هیچکس
دیگر به هیچچیز نیندیشید" ...
🍏🍎🍃
🕊1
○
سَرِ انسان هرچه تهیتر باشد،
میلِ کمتری به پُر شدن نشان میدهد
و این یگانه استثناء از قاعدهٔ کلیِ طبیعت است...
📕 تمساح
#فیودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
سَرِ انسان هرچه تهیتر باشد،
میلِ کمتری به پُر شدن نشان میدهد
و این یگانه استثناء از قاعدهٔ کلیِ طبیعت است...
📕 تمساح
#فیودور_داستایفسکی
🍏🍎🍃
👌2
●
پرنده ی کوچکی را دیدم؛
که در لابلای
ورق پاره هایِ
کتابی کهنه پر پر می زد
تمام قفس ها را خط زد
و آسمان شهر پر شد
از هزاران پرنده...
که خواندن می دانست؛
و مفهوم کلام سبزِ آزادی را
در نگاه آفتاب... با زبان عشق؛
هجّی می کرد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
پرنده ی کوچکی را دیدم؛
که در لابلای
ورق پاره هایِ
کتابی کهنه پر پر می زد
تمام قفس ها را خط زد
و آسمان شهر پر شد
از هزاران پرنده...
که خواندن می دانست؛
و مفهوم کلام سبزِ آزادی را
در نگاه آفتاب... با زبان عشق؛
هجّی می کرد...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
🕊2
Maste Eshgh
@vorar52
🎼❤️🎼
🎼 مست عشق
🎧علیرضا قربانی
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
🍏🍎🍃
🎼 مست عشق
🎧علیرضا قربانی
تو مرا جان و جهانی چه کنم جان و جهان را
تو مرا گنج روانی چه کنم سود و زیان را
🍏🍎🍃
❤2
●
صبح پنجره ای ست؛
رو به آفتاب امید
وقتی چشم های سبز خدا
به آغوش هستی لبخند می زند
گنجشک ها
در بزمی عاشقانه
صبح را به خیر می کنند؛
وقتی جوانه ها؛
بر گونه های نسیم بوسه می زنند
می شود عطر خدا را
در رایحه ی گل ها بویید؛
خدا را ... بوسید
و تقدس میلاد
یک صبح دیگر را،
در مصحف ناگشوده ی
عشق؛ جشنی دوباره گرفت...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی تبلور عشق، امید و شادی
در قلب یک یک مردم خوب این
سرزمین زخمی 🌻💚
🍏🍎🍃
صبح پنجره ای ست؛
رو به آفتاب امید
وقتی چشم های سبز خدا
به آغوش هستی لبخند می زند
گنجشک ها
در بزمی عاشقانه
صبح را به خیر می کنند؛
وقتی جوانه ها؛
بر گونه های نسیم بوسه می زنند
می شود عطر خدا را
در رایحه ی گل ها بویید؛
خدا را ... بوسید
و تقدس میلاد
یک صبح دیگر را،
در مصحف ناگشوده ی
عشق؛ جشنی دوباره گرفت...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
با آرزوی تبلور عشق، امید و شادی
در قلب یک یک مردم خوب این
سرزمین زخمی 🌻💚
🍏🍎🍃
❤3🥰1