Dear God - David Bennett
<unknown>
🎼❤️🎼..
Dear God 🎶
David Bennett
گاهی خدا را صدا بــزن..
بیآنکه بخواهی از او گله کنی..
بیآنکه بگویی:
چرا؟ و ای کاش..
و بیآنکه نداشتنها و نبودنها را به اونسبت بـدهی..
🍏🍎🍃
Dear God 🎶
David Bennett
گاهی خدا را صدا بــزن..
بیآنکه بخواهی از او گله کنی..
بیآنکه بگویی:
چرا؟ و ای کاش..
و بیآنکه نداشتنها و نبودنها را به اونسبت بـدهی..
🍏🍎🍃
❤1
●
محبوب من!
به جنگ میندیش؛
جنگ جیره ی سرخ
سیاست بازان کودنی ست
که عشق را نمی فهمند؛
به جنگ میندیش؛
جنگ شمشیر
دو لبه ی تیزی ست؛
بر قامت خمیده ی آدمیّت آدم
جنگ قصه ی تلخ مترسک های
تب آلوده ی بی قلب پوشالی ست!
در غریو غربتِ
تن های... تن آلوده ی تاریخ
به جنگ میندیش؛
به چشم های خیس ماه
در آینه ی صبحی روشن بیندیش؛
و به رویای بابونه های
وحشی ِ دشت؛ که شب را
در چشمان آفتاب... باور ندارند!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
محبوب من!
به جنگ میندیش؛
جنگ جیره ی سرخ
سیاست بازان کودنی ست
که عشق را نمی فهمند؛
به جنگ میندیش؛
جنگ شمشیر
دو لبه ی تیزی ست؛
بر قامت خمیده ی آدمیّت آدم
جنگ قصه ی تلخ مترسک های
تب آلوده ی بی قلب پوشالی ست!
در غریو غربتِ
تن های... تن آلوده ی تاریخ
به جنگ میندیش؛
به چشم های خیس ماه
در آینه ی صبحی روشن بیندیش؛
و به رویای بابونه های
وحشی ِ دشت؛ که شب را
در چشمان آفتاب... باور ندارند!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1
●
جان و دل را طاقت آن جوش نیست
با که گویم در جهان یک گوش نیست
هر کجا گوشی بد از وی چشم گشت
هر کجا سنگی بد از وی یشم گشت
#مثنوی_مولانا
🍏🍎🍃
جان و دل را طاقت آن جوش نیست
با که گویم در جهان یک گوش نیست
هر کجا گوشی بد از وی چشم گشت
هر کجا سنگی بد از وی یشم گشت
#مثنوی_مولانا
🍏🍎🍃
❤1👏1
Del Yek Dele Kon
Hamid Reza Khojand
🎼❤️🎼
هو هواللّه اللّه اللّه
من به خلوتگه خورشید نه خود بردم راه
ذره ایی بودم و عشق تو مرا بالا برد
#حمید_رضا_خجندی
🍏🍎🍃
هو هواللّه اللّه اللّه
من به خلوتگه خورشید نه خود بردم راه
ذره ایی بودم و عشق تو مرا بالا برد
#حمید_رضا_خجندی
🍏🍎🍃
❤1
Toloo
Shohreh
🎼❤️🎼
تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم
غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالی دست سردم
کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم
تو اعتبار کوهی؛ تو دشت انتظارم
تو از هجوم موجی رو تن خشک و داغم
من از غرور دستات، یه سایه بون کشیدم
رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسیدم ..
🍏🍎🍃
تو از طلوع صبحی تو شعر التماسم
غبار راه دورت نشسته رو لباسم
من از تن تو طردم خالی دست سردم
کوه نمک تو چشمات پاشیده روی دردم
تو اعتبار کوهی؛ تو دشت انتظارم
تو از هجوم موجی رو تن خشک و داغم
من از غرور دستات، یه سایه بون کشیدم
رفتم تو خواب چشمات به آرزوم رسیدم ..
🍏🍎🍃
❤1🕊1
●
قاطعترین دستور از لوله تفنگ بیرون میآید که به آنیترین و کاملترین اطاعت میانجامد.
چیزی که هیچگاه از این لوله در نمیآید قدرت است...
👤#هانا_آرنت
🍏🍎🍃
قاطعترین دستور از لوله تفنگ بیرون میآید که به آنیترین و کاملترین اطاعت میانجامد.
چیزی که هیچگاه از این لوله در نمیآید قدرت است...
👤#هانا_آرنت
🍏🍎🍃
👌1
●
گفتند: « بر میخیزند و رقص میکنند.»
گفت: «دست از ایشان بدارید تا ساعتی با خدای خویش باشند»
عطار 📕تذکرة الاولیاء
ذکر امام احمد حنبل
🍏🍎🍃
گفتند: « بر میخیزند و رقص میکنند.»
گفت: «دست از ایشان بدارید تا ساعتی با خدای خویش باشند»
عطار 📕تذکرة الاولیاء
ذکر امام احمد حنبل
🍏🍎🍃
👌1
غزلیات حافظ 335
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_335
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
در خراباتِ مُغان گر گذر افتد بازم
حاصلِ خرقه و سجاده، روان دربازم
حلقهٔ توبه گر امروز چو زُهّاد زنم
خازنِ میکده فردا نَکُنَد در، بازم
ور چو پروانه دهد دست، فَراغِ بالی
جز بدان عارضِ شمعی نَبُوَد پروازم
صحبتِ حور نخواهم که بُوَد عینِ قُصور
با خیالِ تو اگر با دِگری پردازم
سِرِّ سودایِ تو در سینه بماندی پنهان
چشمِ تَردامن اگر فاش نکردی رازم
مرغْ سان از قفسِ خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کُنَد شهبازم
همچو چنگ ار به کناری ندهی کامِ دلم
از لبِ خویش چو نِی یک نفسی بِنْوازم
ماجرایِ دلِ خون گشته نگویم با کس
زان که جز تیغِ غمت نیست کسی دَمسازم
گر به هر موی، سری بر تنِ حافظ باشد
همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
--------------------
در خراباتِ مُغان گر گذر افتد بازم
حاصلِ خرقه و سجاده، روان دربازم
حلقهٔ توبه گر امروز چو زُهّاد زنم
خازنِ میکده فردا نَکُنَد در، بازم
ور چو پروانه دهد دست، فَراغِ بالی
جز بدان عارضِ شمعی نَبُوَد پروازم
صحبتِ حور نخواهم که بُوَد عینِ قُصور
با خیالِ تو اگر با دِگری پردازم
سِرِّ سودایِ تو در سینه بماندی پنهان
چشمِ تَردامن اگر فاش نکردی رازم
مرغْ سان از قفسِ خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کُنَد شهبازم
همچو چنگ ار به کناری ندهی کامِ دلم
از لبِ خویش چو نِی یک نفسی بِنْوازم
ماجرایِ دلِ خون گشته نگویم با کس
زان که جز تیغِ غمت نیست کسی دَمسازم
گر به هر موی، سری بر تنِ حافظ باشد
همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
🍏🍎🍃
❤1