Baroon
Mohammadreza Shajarian
🎼🌧🎼
ببار اِی بارون ببار!! با دلم گريه کن خون ببار!! در شبای تيره چون زُلف يار…!
بَهر ليلی چو مجنون ببار اِی بارون…♪♪
دلا خون شو، خون ببار!! بر کوه و دشت و هامون ببار!!
دلا خون شو، خون ببار…♪♪ بر کوه و دشت و هامون ببار…♪♪
به سرخی لبای سُرخ يار! به ياد عاشقای اين ديار!
به داغ عاشقای بی مزار…!
ای بارون .....
🍏🍎🍃
ببار اِی بارون ببار!! با دلم گريه کن خون ببار!! در شبای تيره چون زُلف يار…!
بَهر ليلی چو مجنون ببار اِی بارون…♪♪
دلا خون شو، خون ببار!! بر کوه و دشت و هامون ببار!!
دلا خون شو، خون ببار…♪♪ بر کوه و دشت و هامون ببار…♪♪
به سرخی لبای سُرخ يار! به ياد عاشقای اين ديار!
به داغ عاشقای بی مزار…!
ای بارون .....
🍏🍎🍃
❤1👌1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
_به تو که فکر می کنم
قلب جهان عاشق میشود
کبوتران نامه بر...
پیام آوران
صلح و دوستی می شوند
و در جیب سیاستمداران
بذر های گل و بوسه می کارند
به تو که فکر می کنم
هیچ کودکی ؛
خواب جنگ... نمی بیند
و تندر خشم هیچ بمب و موشکی
آشیانه ی چکاوکان خفته
در باد را... ویران نمی کند...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
_به تو که فکر می کنم
قلب جهان عاشق میشود
کبوتران نامه بر...
پیام آوران
صلح و دوستی می شوند
و در جیب سیاستمداران
بذر های گل و بوسه می کارند
به تو که فکر می کنم
هیچ کودکی ؛
خواب جنگ... نمی بیند
و تندر خشم هیچ بمب و موشکی
آشیانه ی چکاوکان خفته
در باد را... ویران نمی کند...!
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤1🙏1
Ayehaaye Zamini
Forough Farrokhzad
آیههای زمینی
با صدای فروغ فرخزاد🕊
آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمینها رفت
و سبزهها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجرههای پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامهٔ خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
"و هیچکس
دیگر به هیچچیز نیندیشید" ...
🍏🍎🍃
با صدای فروغ فرخزاد🕊
آنگاه
خورشید سرد شد
و برکت از زمینها رفت
و سبزهها به صحراها خشکیدند
و ماهیان به دریاها خشکیدند
و خاک مردگانش را
زان پس به خود نپذیرفت
شب در تمام پنجرههای پریده رنگ
مانند یک تصور مشکوک
پیوسته در تراکم و طغیان بود
و راهها ادامهٔ خود را
در تیرگی رها کردند
دیگر کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
"و هیچکس
دیگر به هیچچیز نیندیشید" ...
🍏🍎🍃
🙏1🕊1
●
بگذار که از لبخند نگاهت؛
بوسه ای بچینم...
شاید ... که دلتنگی ِ جهان
مداوا شود ... به عشق...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
بگذار که از لبخند نگاهت؛
بوسه ای بچینم...
شاید ... که دلتنگی ِ جهان
مداوا شود ... به عشق...
#فرح_فریماااا📕معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤2👌1
ز انقلاب زمانه عجب مدار
---------------
در سراشیب شکسته ی شب؛
به چراغ جادو می اندیشم...
و به شیشه ی عمر دیو؛
به شیارهای... بسته ی دور
می اندیشم و
به روزنه های آبی ِ نور
به کورسوی تنگِ امید و
به گونه های سبز بهار می اندیشم
شاید که؛
باران جراحت کبودِ درد را
از قدم های سرخِ شهر... بشوید
و شکوفه های سیب؛
دوباره... لبخند بزنند
شاید که؛ آفتاب
از پشت دیواره های بلند یخی
در قلب های برفی ِ ما
و در چشم های خیسِ ماه؛
دوباره بتابد
و روح تشنه ی چلچله ها...
میثاق دوباره ی... عشق شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
---------------
در سراشیب شکسته ی شب؛
به چراغ جادو می اندیشم...
و به شیشه ی عمر دیو؛
به شیارهای... بسته ی دور
می اندیشم و
به روزنه های آبی ِ نور
به کورسوی تنگِ امید و
به گونه های سبز بهار می اندیشم
شاید که؛
باران جراحت کبودِ درد را
از قدم های سرخِ شهر... بشوید
و شکوفه های سیب؛
دوباره... لبخند بزنند
شاید که؛ آفتاب
از پشت دیواره های بلند یخی
در قلب های برفی ِ ما
و در چشم های خیسِ ماه؛
دوباره بتابد
و روح تشنه ی چلچله ها...
میثاق دوباره ی... عشق شود!
#فرح_فریماااا_معمای_عشق
🍏🍎🍃
❤3👏1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
●
قدم های اولین روز هفته تان به
عشق، امید و آرامش صبح به خیر
قدم های اولین روز هفته تان به
عشق، امید و آرامش صبح به خیر
❤2
●
پیش از شما
به سان شما
بیشمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجستهی جاوید زنده باد.
استاد#شفیعی_ کدکنی
🍏🍎🍃
پیش از شما
به سان شما
بیشمارها
با تار عنکبوت
نوشتند روی باد
کین دولت خجستهی جاوید زنده باد.
استاد#شفیعی_ کدکنی
🍏🍎🍃
👌2
دختر خورشید
علیرضا قربانی
🎼❤️🎼
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#دختر_خورشید
------------------------
زرافـشان دختر
زیبای خورشيد
سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
🗣#علیرضا_قربانی
🎼#دختر_خورشید
------------------------
زرافـشان دختر
زیبای خورشيد
سرودی خوش برانگیزد
که برخیز ...
✍#فریدون_مشیری
🍏🍎🍃
❤1🙏1
غزلیات حافظ 334
@audiobo0ok
🎧 #غزلیات_حافظ_334
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو باز
چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم
زلفِ تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست، سرِ مویی از آن عمرِ درازم
پروانهٔ راحت بده ای شمع که امشب
از آتشِ دل پیش تو چون شمع گُدازم
آن دَم که به یک خنده دَهَم جان چو صُراحی
مستانِ تو خواهم که گُزارَند نمازم
چون نیست نمازِ منِ آلوده نمازی
در میکده زان کم نَشَوَد سوز و گُدازم
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم
گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی
چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم
محمود بُوَد عاقبتِ کار در این راه
گر سر بِرَوَد در سرِ سودایِ اَیازم
حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور
جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم
🍏🍎🍃
📖 هر روز یک غزل از حافظ
---------------------
گر دست رَسَد در سرِ زُلفینِ تو باز
چون گوی چه سرها که به چوگانِ تو بازم
زلفِ تو مرا عمر دراز است ولی نیست
در دست، سرِ مویی از آن عمرِ درازم
پروانهٔ راحت بده ای شمع که امشب
از آتشِ دل پیش تو چون شمع گُدازم
آن دَم که به یک خنده دَهَم جان چو صُراحی
مستانِ تو خواهم که گُزارَند نمازم
چون نیست نمازِ منِ آلوده نمازی
در میکده زان کم نَشَوَد سوز و گُدازم
در مسجد و میخانه خیالت اگر آید
محراب و کمانچه ز دو ابرویِ تو سازم
گر خلوتِ ما را شبی از رخ بِفُروزی
چون صبح بر آفاقِ جهان سر بِفَرازم
محمود بُوَد عاقبتِ کار در این راه
گر سر بِرَوَد در سرِ سودایِ اَیازم
حافظ غمِ دل با که بگویم؟ که در این دور
جز جام نشاید که بُوَد محرمِ رازم
🍏🍎🍃
❤1👏1